تارنمای داوطلب: کارگران خدمات شهری معمولا زمانی دیده میشوند که خیابانی باید در کوتاهترین زمان پاکسازی شود، زبالهها باید جمعآوری شوند یا پس از یک حادثه، معابر باید دوباره به روی شهروندان باز شوند. در جریان حملات نظامی اخیر نیز تصاویر و گزارشهایی از حضور کارگران شهرداری در میان آوار، شیشههای شکسته و بقایای ساختمانهای آسیبدیده منتشر شد؛ نیروهایی که گاه در نخستین ساعات پس از حملات برای پاکسازی و بازگشایی معابر به محل اعزام میشدند، زمانی که هنوز خطر ریزش ساختمان یا دیگر پیامدهای حمله وجود داشت. با اینهمه بسیاری از همین کارگران ماههاست حقوق و دستمزد خود را دریافت نکردهاند.
مرور «داوطلب» بر گزارشهای منتشرشده در رسانههای رسمی و غیررسمی کشور در سه ماه تیر، مرداد و شهریور نشان میدهد کارگران شهرداری و خدمات شهری در دستکم ۲۳ شهر کشور شامل؛ سرخس (خراسان رضوی)، نیکشهر (سیستان و بلوچستان)، هرسین (کرمانشاه)، پیرانشهر (آذربایجان غربی)، بندرلنگه (هرمزگان)، چابهار (سیستان و بلوچستان)، میناب (هرمزگان)، سراوان (سیستان و بلوچستان)، ایرانشهر (سیستان و بلوچستان)، شریفیآباد، گرگان (گلستان)، بهبهان (خوزستان)، صحنه (کرمانشاه)، بندر ماهشهر (خوزستان)، اهواز (خوزستان)، زاهدان (سیستان و بلوچستان)، مهاباد (آذربایجان غربی)، باشت (کهگیلویه و بویراحمد)، بندر امام خمینی (خوزستان)، دورود (لرستان)، ایلام (ایلام)، نیشابور (خراسان رضوی)، بابل (مازندران)، شوش (خوزستان)، با مجموعهای از مشکلات مشابه از دستمزدهای معوق و حق بیمه پرداختنشده تا سنوات و اضافهکاری تسویهنشده، قراردادهای بیثبات، حضور شرکتهای پیمانکاری و تهدید امنیت شغلی مواجه بودهاند.
الگویی تکرارشونده در مدیریت خدمات شهری
گستردگی جغرافیایی این اعتراضها نشان میدهد با مسئلهای محدود به یک شهرداری ورشکسته یا یک پیمانکار بدحساب روبهرو نیستیم؛ الگویی تکرارشونده در مدیریت نیروی انسانی خدمات شهری دیده میشود که هزینه کمبود نقدینگی، تغییر پیمانکار، اختلافات اداری و ضعف مدیریت را به پایینترین حلقه زنجیره، یعنی کارگر، منتقل میکند.
برای مثال جستجویی در گزارشهای منتشر شده در خبرگزاری ایلنا در تیر ماه سال جاری حاکی از آن است که در سرخس، نیروهای خدماتی و کارگران روزمزد از نزدیک به سه ماه عدم دریافت حقوق خبر دادند؛ اضافهکار، سنوات و دیگر مطالبات قانونی آنان نیز عقب افتاده بود. کارگرانی که از ساعت پنج صبح در گرمای تابستان کار نظافت شهر را آغاز میکردند، میگفتند پاسخ پیگیریهایشان اغلب با «مشکلات اداری» یا «اختلالات بانکی» همراه بوده است.
یا در نیکشهر، مشکل فقط تأخیر در پرداخت مطالبات معوق نبود. کارگران میگفتند مطالبات دو ماه قبل براساس احکام جدید پرداخت نشده و حتی حقوق فروردین با مبنای سال قبل محاسبه شده است. همزمان از ترس «برخوردهای اداری» و نگرانی نسبت به از دست دادن شغل در صورت مطالبه حقوق خود سخن میگفتند. در هرسین و بندر لنگه نیز اعتراض اصلی به بینظمی در پرداخت دستمزد و عقب افتادن مطالبات مربوط بود، در حالی که در پیرانشهر، کارگران شرکتی دستکم دو ماه حقوق نگرفته بودند و از تفاوت آشکار میان وضعیت خود و نیروهای قراردادی شهرداری میگفتند؛ نیروهای قراردادی حقوق، مزایا و بن خرید خود را بهموقع دریافت میکردند اما نیروهای شرکتی از اردیبهشت در انتظار مزد مانده بودند.
چابهار یکی دیگر از کانونهای تکرارشونده بحران در این سه ماه بود. در تیرماه، کارگران فضای سبز، شامل نیروهای بیمهشده و فاقد بیمه، وارد سومین ماه بدون دریافت حقوق شده بودند و افزایش مزد سال جدید نیز برایشان اعمال نشده بود. آنان در یکی از گرمترین مناطق کشور، مسئول نگهداری فضای سبز بودند، اما دریافتیشان همچنان بر پایه حقوق سال قبل محاسبه میشد. یک ماه بعد نیز کارگران شرکتی نظافت و جمعآوری زباله چابهار از دو ماه دستمزد، شش ماه حق بیمه و سه سال حق سنوات پرداختنشده خبر دادند. نکته مهم آن بود که شهرداری مسئولیت را متوجه پیمانکار میدانست، در حالی که کارگران تأکید داشتند شرکت پیمانکار طرف قرارداد شهرداری است و مدیریت شهری نمیتواند خود را از مسئولیت وضعیت آنان کنار بکشد.
در میناب نیز حقوق فروردین به صورت علیالحساب و قطرهچکانی پرداخت شده و بخشی از آن، همراه با مطالبات اردیبهشت و خرداد، باقی مانده بود. حتی ورود اداره کار شهرستان و وعده مدیریت شهری برای منظم شدن پرداختها نتوانسته بود مسئله را حل کند.
تداوم تهدید امنیت شغلی در پی اعتراض!
اما بحران کارگران شهرداری در تابستان فقط بحران «حقوق عقبافتاده» نبود. در سراوان، ۴۰ کارگر مدعی بودند پس از مطالبه بیمه، دستمزد کامل و افزایش مزد، از کار کنار گذاشته شدهاند. شهرداری در مقابل وجود رابطه استخدامی رسمی یا قراردادی را رد کرده و این نیروها را کارگران موقت «کار معین» معرفی کرده بود. همین اختلاف، تصویری از یکی از مهمترین نقاط آسیب کارگران خدمات شهری ارائه میدهد. به این معنا که ابهام در نوع رابطه کاری و قرارداد میتواند خود به ابزاری برای کاهش امنیت شغلی و دشوارتر شدن مطالبه حقوق تبدیل شود. رئیس اداره کار سراوان نیز در همان پرونده تصریح کرده بود که صرف عنوان قرارداد نمیتواند رابطه کاری مستمر را از شمول حمایتهای قانون کار خارج کند.
در ایرانشهر نیز حدود ۳۲ کارگر روزمزد فضای سبز و پاکبانی پس از پایان قرارداد با عدم تمدید مواجه شدند و خواستار بازگشت به کار بودند اما این پایان ماجرا نبود؛ در مرداد، کارگران خدماتی و فضای سبز همین شهرداری از تأخیر دوماهه حقوق خبر دادند و در شهریور نیز مابهالتفاوت حقوق فروردین و دو ماه حق بیمه آنان همچنان پرداخت نشده بود.
دادههای مردادماه، لایه دیگری از بحران را آشکار میکند: نقش شرکتهای پیمانکاری. در شریفآباد، نیروهایی با هشت تا ده سال سابقه میگفتند نبود قرارداد مستقیم آنان را در وضعیت دائمی ناامنی قرار داده و سه نفر از همکارانشان پس از پیگیری برای دریافت بهموقع حقوق از سوی پیمانکار اخراج شدهاند. در حالیکه خواسته آنان تنها حذف واسطه، مستقیم شدن قراردادها، تسویه معوقات و بازگشت همکاران اخراجشده بود.
در گرگان نیز کارگران شرکتی علاوه بر تأخیر مستمر در دستمزد، از سنوات پرداختنشده سخن گفتند و «تبدیل وضعیت با حذف پیمانکاران» را یکی از مطالبات اصلی خود اعلام کردند. این مطالبه در کنار نمونههای شریفآباد، ایلام، بابل، شوش، بندر امام و چابهار نشان میدهد پیمانکاری در دادههای تابستان ۱۴۰۵ صرفاً یک روند اداری برای تأمین نیروی انسانی نیست؛ در روایت کارگران، پیمانکار اغلب همان حلقهای است که تأخیر پرداخت، کاهش مزایا و ناامنی شغلی از طریق آن بازتولید میشود.
خوزستان پیشتاز اعتراضات کارگران خدمات شهری
در میان استانهای معترض، خوزستان در این میان یکی از متراکمترین نقاط بحران بود. در بندر ماهشهر، کارگران شهرداری در اعتراض به تأخیر حقوق، پرداخت نشدن مابهالتفاوت حقوق فروردین و اردیبهشت، قطع مزایای رفاهی و مناسبتی، سهم کارفرما از بیمه تکمیلی و وضعیت اضافهکاری مقابل فرمانداری تجمع کردند. بنا بر همان گزارش، حدود هزار و ۷۰۰ کارگر خدماتی و فضای سبز شهرداری در این مجموعه مشغول بودند. در اهواز نیز کارگران پروژه کمربند سبز حداقل سه ماه دستمزد طلب داشتند. و در شهریور، کارگران روزکار خدماتی بندر امام خمینی از دو ماه حقوق و تأخیر حق بیمه خبر دادند؛ پیمانکار نیز عدم تسویه صورتوضعیتهای مالی را دلیل تأخیر عنوان میکرد. آنسوتر در شوش نیز کارگران پیمانکاری میان شهرداری و پیمانکار سرگردان مانده بودند؛ پیمانکار پرداخت حقوق را به تمدید قرارداد خود با شهرداری منوط میکرد، در حالی که حقوق نیروهای رسمی و قرارداد حجمی پرداخت شده بود.
شش ماه حقوق و مزایای عقبافتاده کارگران شرکتی زاهدان اما شاید یکی از بغرنجترین نمونههای ثبتشده از وضعیت کارگران شهرداریها در تابستان باشد. کارگرانی که مسئول نظافت شهر بودند میپرسند چرا در یکی از مناطق محروم کشور باید ماهها بدون حقوق کار کنند. در «باشت» نیز کارگران از دو ماه دستمزد پرداختنشده و خطر بازگشت دوباره به چرخه طولانی معوقات سالهای قبل ابراز نگرانی کردند.
سلامت و ایمنی قربانی سودجویی پیمانکاران
در بابل اما مطالبات تنها مربوط به حقوق و دستمزد پرداخت نشده نبود. کارگران خدماتی و فضای سبز این شهر با ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه میگفتند پیمانکاران هیچگاه تمام مطالبات قانونی از جمله اضافهکاری، تعطیلکاری و شبکاری آنان را کامل پرداخت نکردهاند. یکی از کارگران وضعیت خود را با کار در سرما و گرما، جمعآوری حجم چندبرابری زباله در روزهای تعطیل و مناسبتها و فقدان تجهیزات استاندارد و لباس کار مناسب توصیف کرده است.
همین بخش از دادهها نشان میدهد بحران خدمات شهری فقط معیشتی نیست و با ایمنی و سلامت کار نیز گره خورده است. در نیشابور، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۵ کارگر خدمات شهری پیش از شروع شیفت رسمی، از ساعت چهار تا هفت صبح برای جمعآوری و بارگیری آسفالت به کار گرفته میشدند و سپس باید شیفت عادی نظافت و جمعآوری زباله را ادامه میدادند. کارگران از دردهای عضلانی، آسیب ستون فقرات و مشکلات مفاصل خبر داده و هشدار دادهاند خستگی حاصل از این فشار کاری احتمال حوادث شغلی را افزایش میدهد. در مردادماه نیز یک کارگر فضای سبز شهرداری مهاباد پنج روز پس از برخورد خودرو در حین کار،جان باخت.
آنچه این مجموعه گزارشها را به یک هشدار جدی تبدیل میکند، شباهت بسیار زیاد پاسخها و مشکلات در شهرهایی است که از نظر جغرافیا، درآمدهای شهری و ساختار اقتصادی تفاوت زیادی با یکدیگر دارند. در یک شهر «مشکل بانکی» دلیل تأخیر اعلام میشود، در شهر دیگر «کمبود نقدینگی»، در جای دیگر «مسدود شدن حساب شهرداری»، «تمام شدن قرارداد پیمانکار» یا «تسویه نشدن صورتوضعیت». اما نتیجه تقریباً یکی است. کارگری که کار خود را انجام داده، ناچار است برای دریافت دستمزدی که باید در موعد مقرر پرداخت شود بارها به شهرداری، پیمانکار، شورای شهر، فرمانداری یا اداره کار مراجعه کند.
چرخه معیوب مطالبهگری بدون تشکلیابی
این وضعیت برای گروهی رخ میدهد که در مقایسه با بسیاری از گروههای مزدبگیر، از سازمانیافتگی صنفی بسیار محدودی برخوردارند. پاکبانان، نیروهای فضای سبز، کارگران روزمزد، نیروهای شرکتی و رانندگان استیجاری معمولاً پراکنده میان پیمانکاران و قراردادهای متفاوت قرار گرفتهاند. در دادههای این سه ماه نیز پیگیری مطالبات اغلب به شکل تماس با رسانه، مراجعه گروهی به شهرداری و فرمانداری یا تجمعهای مقطعی دیده میشود، نه از مسیر یک تشکل پایدار و مستقل که بتواند بهطور مستمر بر اجرای قراردادها و پرداخت حقوق نظارت کند. همین پراکندگی، قدرت چانهزنی این کارگران را کاهش داده و انتقال مسئولیت میان شهرداری و پیمانکار را آسانتر کرده است.
بنابراین، آنچه در تابستان ۱۴۰۵ در دستکم ۲۳ شهر ثبت شده، مجموعهای از اختلافهای موردی نیست. تکرار چندماهه دستمزدهای معوق، عقبافتادن بیمه و سنوات، تفاوت میان نیروهای مستقیم و پیمانکاری، تهدید امنیت شغلی در پی مطالبهگری، کار بدون تجهیزات کافی و انتقال مداوم مسئولیت میان شهرداری و شرکتهای واسطه، از شکلگیری یکی از کانونهای مزمن بحران کارگری در ایران خبر میدهد؛ بحرانی که هر روز در خیابان دیده میشود، اما خود کارگران آن کمتر دیده میشوند. گستردگی جغرافیایی اعتراضهای تابستان ۱۴۰۵ شاید مهمترین نشانه باشد که مسئله کارگران شهرداری دیگر نمیتواند به عنوان مشکل داخلی چند شهرداری یا بدحسابی چند پیمانکار نادیده گرفته شود.
داوطلب وبسایت داوطلب