تارنمای داوطلب: درست مانند تکههای یک پازل، پراکنده است. گرچه در نهایت با در کنار هم قرار گرفتن آنها میتوان پازل را تکمیل کرد و موجهای مختلف کنشهای کارگری را شناسایی کرد. این شاید توصیف نسبتا نزدیک به واقعیت از سیر کلی کنشهای کارگری و دلایل بروز آنها در ایران باشد. با این توضیح، آخرین ماه تابستان ۱۴۰۵ را میتوان ماهی دانست که در آن اعتراضهای کارگری بیش از آنکه به سمت شکلگیری یک موج واحد و سراسری حرکت کنند، در قالب مجموعهای از اعتراضهای پراکنده اما مداوم در نقاط مختلف کشور ادامه یافتند. دادههای منتشر و ثبتشده از اعتراضهای کارگری این ماه، از ۷۳ کنش اعتراضی حکایت دارد؛ کنشهایی که بخش عمده آنها در قالب تجمع برگزار شده و تنها یک مورد اعتصاب و یک مورد راهپیمایی و تجمع در میان آنها ثبت شده است. در این میان، بازنشستگان، بهویژه بازنشستگان تأمین اجتماعی و مخابرات، بیشترین حضور را داشتهاند؛ اما همزمان کارگران واحدهای صنعتی، نیروهای عملیاتی نفت و گاز، پرستاران، کارکنان راهآهن و جوانان جویای کار نیز در نقاط مختلف کشور دست به اعتراض زدهاند.
گزارشهای منتشر شده در رسانههای رسمی و غیررسمی نشان میدهد، آنچه اعتراضهای شهریور را از یک فهرست ساده از تجمعهای صنفی متمایز میکند، تکرار مداوم مطالباتی است که در هفتهها و ماههای گذشته نیز مطرح شده بودند. بخش قابل توجهی از اعتراضها نه به دلیل شکلگیری مطالبهای تازه، بلکه به دلیل بینتیجه ماندن مطالبهای قبلی دوباره شکل گرفتهاند. در دادههای ثبت شده از وضعیت آخرین پیگیریها نیز برای بخش بزرگی از این اعتراضها عبارت «پاسخی به این مطالبات داده نشده است» تکرار شده است. در نتیجه، یکی از مهمترین ویژگیهای کنش کارگری در شهریور، نه افزایش ناگهانی شدت اعتراض، بلکه تداوم اعتراض در نتیجه حلنشدن مسئله است.
معیشت؛ نقطه اتصال اعتراضهای شاغلان و بازنشستگان
در پس بخش بزرگی از اعتراضهای شهریور، مسئله قدرت خرید قرار دارد. مرکز آمار ایران تورم نقطهبهنقطه مرداد ۱۴۰۵ را ۸۹ درصد اعلام کرده و تورم خوراکیها و آشامیدنیها را ۱۲۷.۵ درصد گزارش کرده است. تورم سالانه نیز به ۶۹.۹ درصد رسیده و این نرخ برای دهک دوم ۷۸.۳ درصد در برابر ۶۷.۶ درصد برای دهک دهم بوده است؛ یعنی فشار تورمی برای دهکهای پایینتر بیشتر از دهکهای بالاتر گزارش شده است.
در چنین شرایطی، فاصله میان دستمزد و هزینه زندگی به یکی از زمینههای مشترک اعتراضهای کارگری و بازنشستگی تبدیل شده است. بر اساس دادههای منتشرشده در شهریور، حداقل دریافتی کارگران با احتساب مزایا هنوز به ۲۵ میلیون تومان نمیرسد، در حالی که برآوردهای مطرحشده از سوی فعالان کارگری، هزینه ماهانه یک خانوار را حدود ۹۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان برآورد میکنند.
در اعتراضهای ثبتشده نیز همین شکاف به شکل عینی دیده میشود. بازنشستگان تأمین اجتماعی نسبت به پرداختنشدن مابهالتفاوت افزایش حقوق و ناکافی بودن مستمریها در برابر تورم اعتراض کردهاند؛ بازنشستگان مخابرات اجرای مرحله سوم متناسبسازی، اجرای آییننامه ۸۹.۲۴ و بهروزرسانی مزایای رفاهی را مطالبه کردهاند و بازنشستگان فولاد نیز درباره متناسبسازی و استمرار پوشش درمانی اعتراض داشتهاند.
به این ترتیب، اعتراض بازنشستگان در شهریور صرفاً اعتراض به یک پرداخت معوق نیست. مجموعه مطالبات آنها از مابهالتفاوت حقوق و متناسبسازی تا بیمه درمانی، بیمه تکمیلی، مزایای رفاهی و پرداخت هزینههای درمان را دربرمیگیرد.
بازنشستگان؛ تکرار یک کنش اعتراضی با مطالبات انباشته
حضور پررنگ بازنشستگان در دادههای شهریور، یکی از روشنترین ویژگیهای این ماه است. بازنشستگان تأمین اجتماعی، مخابرات و فولاد بارها در برابر ساختمانهای سازمان تأمین اجتماعی، مخابرات، استانداریها و دیگر نهادهای مرتبط تجمع کردند. بازنشستگان مخابرات علاوه بر تهران، در استانهایی مانند هرمزگان، کرمانشاه و کردستان نیز تجمعهایی برگزار کردند.
این تعدد جغرافیایی اهمیت دارد. اعتراضها عمدتاً در برابر نهادی شکل گرفتهاند که معترضان آن را مسئول مستقیم یا غیرمستقیم پاسخ به مطالبه خود میدانند. بازنشستگان تأمین اجتماعی مقابل سازمان تأمین اجتماعی، بازنشستگان مخابرات مقابل ساختمانهای مخابرات و بازنشستگان فولاد مقابل استانداری یا نهادهای مرتبط. در نتیجه، الگوی اعتراض بیشتر از آنکه به سمت اعتراضهای عمومی و طبقاتی متمایل باشد، کماکان به سمت هدفگیری نهادی و صنفی حرکت میکند.
در عین حال، شهریور شاهد یک تحول محدود در پاسخ به بخشی از مطالبات بازنشستگان تأمین اجتماعی بود. سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد پرداخت مابهالتفاوت افزایش حقوق و مرحله سوم متناسبسازی مربوط به فروردین برای حدود ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار بازنشسته و مستمریبگیر از ۹ شهریور آغاز میشود و تا پایان ماه ادامه خواهد یافت. تامین اجتماعی، محدودیت منابع مالی و ناترازی منابع و مصارف را علت تأخیر اعلام کرد.
این پرداخت، در مقایسه با حجم بالای مطالبات، یک پاسخ موردی است و نمیتوان آن را به معنای حل مجموعه مسائل بازنشستگان تلقی کرد؛ بهویژه آنکه در دادههای اعتراضی شهریور، بخش زیادی از مطالبات سایر گروههای بازنشستگی همچنان بدون پاسخ ثبت شده است.
از معوقات مزدی تا تهدید امنیت شغلی
اگر بازنشستگان نماینده بخش مهمی از اعتراضهای معیشتی شهریور باشند، اعتراض کارگران شاغل بیشتر در نقطه تلاقی دستمزد، معوقات و امنیت شغلی قرار دارد.
در یکی از نمونهها، کارگران آریان فولاد بوئینزهرا اعلام کردند فعالیت کارخانه در پنج ماه گذشته به دلیل محدودیت برق عملاً متوقف شده و در همین مدت پنج ماه حقوق خود را دریافت نکردهاند. نگرانی اصلی آنها علاوه بر مطالبات مزدی، حفظ شغل و آینده واحد تولیدی است.
در نمونهای دیگر، حدود ۱۰۰ کارگر قراردادی پروژه ساخت و تکمیل فولاد شادگان پس از پایان پروژه بهتدریج بیکار شدهاند. در یک واحد تولیدی دیگر نیز بنا بر ادعای کارگران، تعطیلی موقت کارخانه از ابتدای سال به بیکاری حدود ۱۸۰ نفر منجر شده و تعطیلی همچنان ادامه داشته است.
در بخش معدن نیز حدود ۷۰۰ کارگر شرکت پیوی پل جنوب در وضعیت بلاتکلیفی شغلی قرار گرفتهاند. در مورد کارگران شرکت مهندسی ماهور گستر نصر در سیرجان نیز بیش از ۵۰ روز بلاتکلیفی شغلی گزارش شده است. این موارد نشان میدهد که اعتراض کارگری در شهریور فقط واکنش به «حقوق عقبافتاده» نیست؛ در بخشهایی از بازار کار، مسئله استمرار رابطه استخدامی به چالش اصلی تبدیل شده است.
این روند با گزارشهای دیگر شهریور درباره بیکاری نیز همخوان است. در نساجی بروجرد، از حدود ۶۰۰ کارگری که از ابتدای سال به دلیل مشکلات ناشی از جنگ و کاهش مواد اولیه از ورود به کارخانه منع شده بودند، بنا بر اظهارات منابع کارگری حدود ۴۰۰ نفر به کار بازگشتهاند، اما حدود ۲۰۵ نفر همچنان بلاتکلیف ماندهاند. یکی از کارگران نیز از پرداختنشدن بخشی از حقوق خرداد، حقوق کامل تیر و مرداد و بخشی از عیدی خبر داده است.
در هرمزگان نیز دبیر اجرایی خانه کارگر این استان از تعدیل نیرو در برخی واحدها و بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر خبر داده است؛ رقمی که در گزارش ایلنا1 بهعنوان برآورد محلی مطرح شده و باید در همین چارچوب خوانده شود. او همچنین گفته است برخی کارگران پس از بیکاری به مشاغل غیررسمی و کاذب مانند مسافرکشی روی آوردهاند.
بحران اشتغال؛ وقتی اعتراض از «دستمزد» به «کار داشتن» میرسد
یکی دیگر از خطوط مهم اعتراضهای شهریور، حضور جوانان جویای کار است. در چند نقطه خوزستان، جوانان محلی در اعتراض به استخدامنشدن و اجرا نشدن وعدههای مربوط به اولویت نیروی بومی تجمع کردند.
در موارد مربوط به مجموعههای نیشکری، مطالبه اصلی نه افزایش دستمزد، بلکه اساساً دسترسی به شغل است. جوانان روستاهای موران و عمیشیه میگویند مجموعه نیشکر بر زمینهای منطقه شکل گرفته و باید سهمی از فرصتهای شغلی آن به نیروی کار محلی برسد. در دادههای شهریور، این اعتراضها در چند نوبت تکرار شدهاند و در یکی از موارد، معترضان اعلام کردهاند بیش از یک هفته است که برای مطالبه اشتغال تجمع میکنند و پاسخ مشخصی دریافت نکردهاند و حتی با آنها برخورد انتظامی و امنیتی صورت گرفته است.
ادامه این روند در نخستین روز مهر هم ادامه یافته است که طی آن جوانان جویای کار موران و عمیشیه در اعتراض به بیپاسخ ماندن مطالبات استخدامی، در ورودی شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی تجمع و مسیر ورودی را مسدود کردند.
این روند نشان میدهد که بخشی از اعتراضهای کارگری در حال جابهجایی از مطالبه «شرایط بهتر کار» به مطالبه «ورود به بازار کار» است. برای این گروه، مسئله اصلی دستمزد پایین نیست؛ بلکه فقدان فرصت شغلی و بینتیجه ماندن وعدههای استخدامی است.
نفت و گاز؛ اعتراض در محل کار
در بخش نفت و گاز نیز چندین اعتراض در شهریور ثبت شده است. نیروهای عملیاتی نفت و گاز، کارکنان مناطق عملیاتی، کارکنان حراست و نگهبانی و کارگران میدانهای نفتی در نقاط مختلف نسبت به شرایط کاری و معیشتی، تبعیض در پرداختها و مزایا، محدودیتهای مزدی و تفاوت میان نیروهای رسمی و شرکتی اعتراض کردند.
ویژگی این اعتراضها آن است که برخلاف بخش قابل توجهی از اعتراضهای بازنشستگان، محل اعتراض اغلب به خود محیط کار، شرکت یا منطقه عملیاتی نزدیک است. در یکی از موارد، کارگران خواستار حذف محدودیتهای مزدی، اجرای صحیح طرح طبقهبندی مشاغل، پرداخت مزایای بدی آبوهوا و رفع تبعیض میان نیروهای رسمی و شرکتی شدهاند.
این مطالبات نشان میدهد که مسئله «تبعیض درون بازار کار» به ویژه در صنایع مادر نیز در کنار سطح پایین دستمزد قرار گرفته است؛ یعنی کارگران نه فقط درباره مقدار دریافتی، بلکه درباره تفاوت میان گروههای مختلف نیروی کار، نوع قرارداد و دسترسی به مزایا اعتراض دارند.
معوقات؛ زبان مشترک اعتراضهای شهریور
اگر بخواهیم مجموعه اعتراضهای شهریور را از نظر محتوایی دستهبندی کنیم، «معوقه» یکی از پرتکرارترین واژههای آن است. حقوق معوق، اضافهکاری معوق، مزایای رفاهی معوق، عیدی، بیمه، هزینه درمان و مابهالتفاوت حقوق.
در دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر، کارکنان شرکتی از تأخیر دوماهه در پرداخت حقوق تیر و مرداد و حذف برخی مزایای رفاهی خبر دادهاند. در مورد ۳۰ کارگر نگهبان خطوط ریلی ایرانشهر نیز تأخیر حدود پنجماهه در پرداخت حقوق گزارش شده و کارگران همزمان از نبود امکانات اولیه رفاهی و غذایی و شرایط سخت کار گلایه کردهاند.
این نمونهها نشان میدهند که معوقه مزدی در برخی بخشها دیگر یک تأخیر کوتاهمدت نیست و به چند ماه میرسد. وقتی چنین تأخیری با دستمزد پایین و تورم بالا ترکیب میشود، مسئله پرداختنشدن حقوق از یک مشکل اداری به مسئله مستقیم معیشت خانوار تبدیل میشود.
تنها اعتصاب شهریور؛ وقتی تجمع به توقف تولید رسید
گرچه دادههای گردآوری شده از کنشهای کارگری منحصر به خبرهای منتشر شده در رسانههای رسمی و غیررسمی است و ممکن است بسیاری از کنشها به درستی اطلاعرسانی نشوند اما در میان ۷۳ کنش اعتراضی ثبتشده، تنها یک مورد بهعنوان اعتصاب ثبت شده و آن اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز است.
این اعتصاب با توقف تولید در بخش دوم میلگرد همراه شد. کارگران پرداخت منظم حقوق، بهبود وضعیت معیشتی، حل مشکلات مدیریتی و ساماندهی و رونق تولید را مطالبه کردند. اهمیت این مورد در شکل کنش است. در حالی که بخش غالب اعتراضهای شهریور در قالب تجمع باقی مانده، این اعتراض به توقف بخشی از تولید منجر شد. پس از آغاز اعتصاب، مدیرعامل جدید در میان کارگران حاضر شد و وعده پرداخت مطالبات معوق طی دو روز، پرداخت منظم حقوق در آینده، پیگیری مطالبات بازنشستگان و فعال کردن مجدد واحدهای تولیدی را مطرح کرد. پس از این وعدهها، کارگران اعتراض را پایان دادند و اجرای وعدهها را پیگیری خواهند کرد.
دادههای موجود درباره تحقق این وعدهها حاکی از حضور مدیرعامل جدید شرکت در میان کارگران و وعده پرداخت حقوق و دستمزدهای معوق کارگران است که در نهایت منجر به توقف موقتی اعتصاب شد. این رخداد نشان میدهد که در شرایط مشخص، اعتراض صنفی میتواند از تجمع به توقف تولید منتقل شود و در پی آن، پاسخ مستقیم مدیریتی دریافت کند.
بحران مزد به سطح سیاستگذاری رسید
در کنار خیابان و محل کار، شهریور شاهد ادامه بحث درباره ترمیم مزد در سطح شورای عالی کار نیز بود. در نخستین نشست شورای عالی کار در شهریور، موضوع اجرای بند ۱۰ مصوبه مزدی سال ۱۴۰۵ و بازنگری در مؤلفههای مزدی در نیمه دوم سال مطرح شد و تشکیل کمیته مزد برای بررسی هزینههای زندگی و وضعیت دستمزد به تصویب رسید.
در ادامه نیز گرچه اعضای کارگری شورای عالی کار از توافق نسبی سه گروه کارگری، کارفرمایی و دولت درباره اصل ضرورت ترمیم مزد خبر دادند، هرچند میزان این ترمیم همچنان به جلسات بعدی موکول شد.
همزمان، کارزاری2 برای افزایش حقوق در نیمه دوم سال شکل گرفت که تاکنون بیش از ۱۵ هزار امضا جمع کرده بود.
بنابراین در شهریور علاوه بر مطرح شدن در تجمعات مقابل نهادها و سازمانها، در کارزارهای آنلاین و در ساختار رسمی شورای عالی کار نیز دنبال شد. این همزمانی نشان میدهد مسئله دستمزد از یک مطالبه محدود به یک گروه شغلی فراتر رفته و به یکی از محورهای اصلی منازعه بر سر معیشت نیروی کار تبدیل شده است.
بنزین و انرژی؛ یک فشار تازه بر درآمد کارگران
در کنار بحرانی شدن وضعیت اقتصادی و معیشتی، موضوع افزایش نرخ سوم بنزین از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان نیز در شهریور ماه به مرحله اجرا درآمد. همزمانی این بحث با تورم بالا، اهمیت ویژهای برای خانوارهای مزدبگیر دارد، زیرا هزینه حملونقل و رفتوآمد بخش مهمی از هزینه زندگی و در برخی مشاغل، بخشی از هزینه مستقیم تولید درآمد است.
به باور کارشناسان اقتصادی وابستگی بخشهایی از زندگی روزمره به بنزین و نبود جایگزین کافی در حملونقل عمومی، تغییر قیمت سوخت میتواند بر طبقات مزدبگیر و کمدرآمد اثر مستقیم داشته باشد. این در حالیست که در دادههای شهریور، اثر بحران انرژی تنها در بحث بنزین دیده نمیشود. در آریان فولاد، محدودیت برق به توقف طولانی تولید و نگرانی درباره امنیت شغلی کارگران نسبت داده شده است. در هرمزگان نیز فعالان کارگری از افزایش هزینه انرژی و فشار آن بر خانوارهای کارگری سخن گفتهاند. به این ترتیب، موضوع انرژی در شهریور همزمان از دو مسیر افزایش هزینه مصرف برای خانوار و محدودیت انرژی برای واحدهای تولیدی و اثر آن بر اشتغال وارد موضوعات مبتلابه جامعه کارگری شده است.
روند کنش کارگری در شهریور ماه
مجموع دادههای شهریور را اگر کنار هم قرار دهیم، تصویری چندلایه از بازار کار به دست میآید. در یک سوی این تصویر، بازنشستگانی قرار دارند که برای مطالبات انباشتهای مانند متناسبسازی، بیمه، مزایای رفاهی و مابهالتفاوت حقوق، بارها به خیابان آمدهاند. در سوی دیگر، کارگرانی قرار دارند که با حقوق معوق، تعطیلی واحد تولیدی، محدودیت برق، تعدیل نیرو یا بلاتکلیفی شغلی روبهرو هستند. در بخش دیگری از بازار کار نیز جوانانی حضور دارند که هنوز وارد رابطه استخدامی نشدهاند و مطالبه اصلیشان ایجاد فرصت شغلی است.
در این میان، شکل غالب کنش همچنان تجمع است. این موضوع در مقایسه با محتوای مطالبات اهمیت دارد. شدت فشار اقتصادی الزاماً به معنای تغییر سریع در شکل اعتراض نیست و بسیاری از گروهها همچنان از همان ابزار تکرارشونده تجمع استفاده میکنند، حتی زمانی که مطالبات آنها ماهها بیپاسخ مانده است.
در همین حال، شهریور نشان داد که میان «اعتراض معیشتی» و «اعتراض درباره امنیت شغلی» فاصله چندانی باقی نمانده است. تورم بالا و افت قدرت خرید، مطالبات مزدی را تشدید کرده؛ رکود و محدودیتهای تولید، امنیت شغلی را تهدید کرده و بیکاری، گروههایی را وارد میدان اعتراض کرده که اساساً هنوز شغلی برای از دست دادن ندارند.
به این ترتیب، برای ارزیابی روند اعتراضهای کارگری در ماههای بعد، تنها شمارش تعداد تجمعها کافی نیست. آنچه اهمیت بیشتری پیدا میکند، تعداد مطالبات تکرارشونده، مدت زمان بیپاسخ ماندن آنها، تبدیل تجمع به اعتصاب یا توقف تولید، تغییر وضعیت شغلی معترضان و ورود گروههای جدیدی مانند جوانان جویای کار به میدان اعتراض است. شهریور ۱۴۰۵ از این منظر، ماهی بود که در آن این شاخصها بیش از پیش در کنار یکدیگر دیده شدند.
1 https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-9/1830042-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D9%86
2 https://www.karzar.net/350222
داوطلب وبسایت داوطلب