تارنمای داوطلب – در هفتههای اخیر، همزمان با حملههای نظامی ایالات متحده و اسرائیل و گسترش تخریب در شهرهای مختلف ایران، صحنهای تکرارشونده و آشنا در خیابانها شکل گرفت: کارگران شهرداری که بلافاصله پس از هر حمله، در میان آوار، شیشههای شکسته و بقایای ساختمانهای ویرانشده، مشغول پاکسازی و بازگشایی معابر بودند.
این کارگران، اغلب در ساعات اولیه پس از حملات، یعنی زمانی که هنوز خطرات ثانویه مانند ریزش ساختمان یا انفجارهای باقیمانده وجود دارد، به محل اعزام میشوند. با این حال، نقش حیاتی آنان در مدیریت بحران شهری، نه در سیاستگذاریها و نه در پوشش رسمی، بازتابی متناسب نیافته است.
از جانباختگان و مجروحان چه میدانیم؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، دستکم دو کارگر شهرداری در تهران در جریان حملات اخیر جان خود را از دست دادهاند. این کارگران در حین انجام وظیفه و در محل کار، در معرض پیامدهای مرگبار حملههای هوایی قرار گرفتند.
بنا بر گزارشهای میدانی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، در تبریز نیز یک کارگر شهرداری در پی بمباران یک منطقه مسکونی کشته شده است. همزمان، روایت دیگری از نیاوران تهران حاکی از آن است که یک کارگر شهرداری در اثر حمله، دچار قطع عضو از ناحیه پا شده است.
اما این آمار بهروشنی ناکامل است. فقدان شفافیت رسمی و محدودیتهای رسانهای و ارتباطاتی باعث شده است که وضعیت کارگران خدمات شهری که عملاً در خط مقدم پاک سازی پس از حمله قرار دارند، کمتر ثبت و گزارش شود. به همین دلیل، میتوان با احتیاط گفت که آمار واقعی جانباختگان و مجروحان کارگران شهرداری احتمالاً بیش از موارد گزارششده است.
مطالبات معوقه: از چابهار تا یاسوج و نیشابور
کارگران شهرداری در نقاط مختلف کشور همزمان با این وضعیت پرخطر، با مشکلات مزدی و معیشتی گستردهای نیز مواجهاند؛ مشکلاتی که در هفتههای اخیر در دوران جنگ نیز به نارضایتی و طرح مطالبات منجر شده است.
در چابهار، کارگران شهرداری أواخر فروردین از تداوم عدم پرداخت مطالبات مزدی و بیمهای خود خبر دادهاند. به گفته آنان، اضافهکاریها از سال ۱۳۹۸ پرداخت نشده، پاداش و سنوات با دو سال تأخیر مواجه است، حق بیمه بهطور میانگین تا دو سال پرداخت نشده، و حتی حق لباس نیز برای چندین سال به تعویق افتاده است.
کارگران با اشاره به این وضعیت، خواستار ورود نهادهای نظارتی و تعیین زمان مشخص برای پرداخت مطالبات خود شدهاند. پیش از این خبر تخصیص بودجه برای پرداخت معوقات در استان منتشر شده بود اما هنوز گزارش رسمی از انجام پرداختها آن در دست نیست.
در یاسوج، کارگران پیمانکاری شهرداری 23 فروردین به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفتند که برای دریافت مطالبات خود، «مجبور به امضای فرم تسویه حساب» شدهاند؛ اقدامی که بهمعنای چشمپوشی از بخشی از حقوق معوقه در ازای دریافت حداقلی از مطالبات است. این شیوه، یکی از الگوهای رایج فشار بر کارگران برای کاهش هزینههای کارفرما محسوب میشود.
در نیشابور، کارگران شهرداری حتی برای دریافت حداقلهای معیشتی، از جمله شارژ کارتهای کمک معیشتی، با مشکل مواجه بودهاند و خواستار تأمین این موارد شدهاند. ایلنا 16 فروردین گزارش داد که شارژ کارتهای معیشتی این کارگران از زمان شروع جنگ 12 روزه در خرداد گذشته متوقف شده و هنوز از سر گرفته نشده است.
زمینه ساختاری: پیمانکاری، بیثباتی، و بیپاسخی
این وضعیت بدون توجه به ساختار اشتغال در شهرداریها قابل فهم نیست. بخش بزرگی از کارگران خدمات شهری، بهویژه پاکبانان، نه بهصورت مستقیم، بلکه از طریق شرکتهای پیمانکاری به کار گرفته میشوند. این ساختار که در دهههای اخیر تثبیت شده، عملاً بهانهی فرار از پاسخگویی را به کارفرمای اصلی یعنی شهرداری داده است و کارگران باید با پیمانکارانی سروکله بزنند که در بسیاری موارد پاسخگو نیستند.
بر اساس گزارشها، تأخیر در پرداخت حقوق، مشکلات بیمهای، امکان فسخ یکطرفه قرارداد، و نبود امنیت شغلی، از جمله مشکلات اصلی کارگران شهرداریها است.
این وضعیت باعث شده است که حتی در شرایطی که کارگران در معرض خطرات مستقیم جنگی قرار دارند، از حداقلهای حقوقی و حمایتی نیز برخوردار نباشند. در واقع، کارگرانی که در خط مقدم پاکسازی پس از حملات فعالیت میکنند، هم با خطر جانی مواجهاند و هم در سطح معیشتی با ناامنی شدید روبهرو هستند.
تداوم این وضعیت، به فرسایش نیروی کار در این بخش منجر میشود و نشاندهنده شکافی عمیق در نظام مدیریت شهری و نظام مناسبات کار است؛ شکافی که در شرایط جنگی، پیامدهای آن بهمراتب شدیدتر و مرئیتر میشود.
داوطلب وبسایت داوطلب