حمله به زیرساخت دانشی: چرا مرکز داده دانشگاه صنعتی شریف فقط یک ساختمان نبود؟

تارنمای داوطلب – در حمله هوایی ۱۷ فروردین ایالات متحده و اسرائیل به تهران، یکی از اهداف بخشی از زیرساخت علمی و فناورانه ایران بود: مرکز داده و تأسیسات مرتبط با فناوری در دانشگاه صنعتی شریف. علاوه بر منابع ایرانی، رسانه‌های بین‌المللی نیز تأیید کردند که این حمله به «یک مرکز داده مرتبط با هوش مصنوعی و دیگر تأسیسات» در این دانشگاه آسیب زده است. وبسایت Data Center Dynamics که به طور تخصصی به اخبار مراکز داده و رایانش ابری می‌پردازد، نیز می‌نویسد که «مرکز محاسباتی پیشرفته» (HPC) دانشگاه در میان تأسیسات تخریب‌شده یا به‌شدت آسیب‌دیده بوده است.

برای فهم اهمیت این رویداد، باید جایگاه خود دانشگاه را در نظر گرفت. نقش شریف در زیرساخت دیجیتال ایران سابقه‌ای طولانی دارد. بر اساس یک پایان‌نامه‌ دانشگاهی درباره تاریخ فناوری اطلاعات در ایران، تا سال ۱۹۹۲ تنها تعداد محدودی از دانشگاه‌ها، از جمله شریف به اینترنت دسترسی داشتند، و در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز این دانشگاه در پروژه «وب فارسی» برای یکپارچه‌سازی زبان فارسی در استاندارد Unicode نقش فنی ایفا کرده است. این سابقه نشان می‌دهد که دانشگاه شریف یکی از گره‌های تاریخی شکل‌گیری زیرساخت دیجیتال کشور بوده است.

آنچه در این حمله هدف قرار گرفته، زیرساخت محاسباتی پیشرفته دانشگاه بوده است. بر اساس داده‌های منتشرشده، این مرکز شامل حدود ۲۵۰۰ هسته پردازشی، ۴۲۰۰ رشته پردازشی، ۹۰ واحد پردازش گرافیکی (GPU)، ۱۵ ترابایت حافظه اصلی، و ۵۶۰ ترابایت فضای ذخیره‌سازی بوده است. این مرکز از سال ۲۰۱۳ به‌صورت آزمایشی آغاز به کار کرده، در سال ۲۰۱۷ به مرکز داده اصلی دانشگاه منتقل شده، و از ۲۰۱۸ وارد فاز خدمات حرفه‌ای شده است.

این زیرساخت به بیش از سه هزار کاربر ثبت‌شده خدمات می‌داده و ماهانه بیش از ۱۵ هزار اجرای محاسباتی را پشتیبانی می‌کرده است. همچنین خدمات آن محدود به شریف نبوده و به دانشگاه‌های دیگری از جمله شیراز، یزد، تبریز، سهند تبریز، بیرجند و شهید چمران نیز ارائه می‌شده است. این نکته اهمیتی کلیدی دارد: مرکز داده شریف یک زیرساخت «ملی مشترک» بود، نه صرفاً یک ابزار داخلی دانشگاه.

کاربردهای این مرکز نیز گسترده بوده است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که پژوهش‌هایی از حوزه‌هایی مانند نانومکانیک، رفتار آب در محیط‌های محصور، و شیمی محاسباتی با استفاده از این زیرساخت انجام شده‌اند. علاوه بر این، فعالیت‌های پژوهشی مرتبط با شبکه‌های مرکز داده، سیستم‌های ذخیره‌سازی، رایانش ابری، بهینه‌سازی مصرف انرژی در مراکز داده (مانند ریزشبکه‌ها)، و پردازش مبتنی بر GPU نیز در این بستر انجام می‌شده است. در نتیجه، این مرکز جایی است که الگوریتم‌ها اجرا می‌شوند، مدل‌های هوش مصنوعی آموزش داده می‌شوند، شبیه‌سازی‌های پیچیده انجام می‌گیرد، و داده‌های بزرگ پردازش می‌شوند. بدون چنین زیرساختی، بخش مهمی از پژوهش‌های پیشرفته عملاً متوقف یا به‌شدت کند می‌شود و تلاش ایران برای پیشرفت در عرصه هوش مصنوعی با مانع مواجه خواهد شد.

مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه، درباره‌ حمله رخ‌داده به رسانه دولتی چین گفت: «دلیل اصلی هدف قرار دادن این زیرساخت حساس از سوی دشمن این بود که نمی‌خواستند ما به این فناوری دست پیدا کنیم.»

ازدست‌رفتن چنین زیرساختی تبعات اقتصادی دارد. دانشگاه صنعتی شریف در دو دهه گذشته نقش مهمی در پیوند میان دانش و اقتصاد ایفا کرده است. پارک علم و فناوری شریف به گفته خود بیش از ۲۰ سال سابقه کارآفرینی دارد، از نخستین دانشگاه‌های دارای شتاب‌دهنده بوده است، و امروز از بیش از ۵۰۰ شرکت پشتیبانی می‌کند. این یعنی خروجی‌های پژوهشی دانشگاه به‌طور سیستماتیک به سمت تولید شرکت‌های دانش‌بنیان و ورود به بازار هدایت می‌شوند. مرکز داده بخشی از زیرساختی است که این فرایند را ممکن می‌کند. از دست رفتن آن می‌تواند به‌طور مستقیم بر سرعت و توان تبدیل دانش به محصول تأثیر بگذارد، حتی اگر این تأثیر به‌صورت فوری در آمارهای اقتصادی قابل مشاهده نباشد.

بنابراین می‌توان حدس زد که حمله به شریف در حوزه اشتغال نیز تأثیر خواهد گذاشت. هیچ داده قابل اتکایی درباره اثر مستقیم شغل‌زایی این مرکز یا سهم دقیق آن در تولید درآمد وجود ندارد. اما آنچه روشن است، نقش غیرمستقیم این زیرساخت در فراهم‌کردن زیرساخت‌ برای اشتغال دانش‌بیان ( ۵۰۰ شرکت ذکرشده در بالا) و نیز شکل‌دهی به نیروی کار تخصصی است: مهندسان، پژوهشگران، و کارآفرینانی که در این محیط آموزش می‌بینند و فعالیت می‌کنند، بخشی از زنجیره گسترده‌تری از اشتغال در اقتصاد دانش‌بنیان را شکل می‌دهند.

در شرایط ایران، این موضوع اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. به‌دلیل تحریم‌ها، دسترسی به سخت‌افزارهای پیشرفته ــ به‌ویژه نیمه‌هادی‌ها و GPUهای مدرن ــ محدود است. در چنین شرایطی، حتی یک مرکز با ظرفیت متوسط در مقیاس جهانی، در سطح ملی به یک دارایی راهبردی تبدیل می‌شود و تخریب آن، به‌معنای تضعیف ظرفیت بومی در حوزه‌ای است که جایگزینی آن به‌سادگی ممکن نیست.

حمله به شریف نمونه‌ای از هدف قرار گرفتن زیرساخت‌هایی در ایران است که امکان «زندگی اجتماعیِ دانش» را فراهم می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که جنگ، از تخریب فیزیکی به تخریب ظرفیت‌های آینده عبور می‌کند.

اینجا را هم نگاه کنید

کارگران شهرداری‌ها در دوران جنگ: خطر مرگ و مطالبات بی‌پاسخ

کارگران شهرداری‌ها در دوران جنگ: خطر مرگ و مطالبات بی‌پاسخ

تارنمای داوطلب – در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با حمله‌های نظامی ایالات متحده و اسرائیل و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.