وقتی سازماندهی جرم می‌شود: جنبش‌های شبکه‌ای در سایه اقتدارگرایی!

تارنمای داوطلب: در سال‌های اخیر، «سازماندهی» به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در ادبیات جنبش‌های اجتماعی، فعالیت‌های صنفی و کنشگری مدنی تبدیل شده است. بسیاری از پژوهشگران و فعالان اجتماعی بر این باورند که بدون سازماندهی، نارضایتی‌های اجتماعی هرچند گسترده باشند، در نهایت به موج‌هایی گذرا تبدیل خواهند شد که پس از مدتی فروکش می‌کنند. از این منظر، آنچه می‌تواند مطالبات پراکنده را به نیرویی مؤثر تبدیل کند، ایجاد شبکه‌های پایدار، روابط مبتنی بر اعتماد، سازوکارهای تصمیم‌گیری جمعی و ظرفیت اقدام هماهنگ است.

با این حال، مسئله زمانی پیچیده می‌شود که این نسخه عمومی و ظاهراً جهان‌شمول را در بستر جوامعی با ساختارهای سیاسی متفاوت مورد بررسی قرار دهیم. بخش مهمی از ادبیات سازماندهی بر پایه تجربه کشورهایی شکل گرفته است که هرچند با محدودیت‌ها، فشارهای سیاسی یا مقاومت کارفرمایان مواجه بوده‌اند، اما در آنها اصل فعالیت سازمانی، ایجاد تشکل، برگزاری جلسات و شبکه‌سازی اجتماعی به طور کامل غیرممکن نبوده است. در چنین شرایطی، توصیه به ایجاد سازمان‌های پایدار، توسعه رهبری محلی و گسترش تشکل‌های مستقل، نه تنها منطقی بلکه در بسیاری از موارد اثربخش نیز بوده است.

اما آیا همین نسخه را می‌توان بدون هیچ تغییری به جوامعی تعمیم داد که در آنها اصل فرایند سازماندهی به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود؟ آیا در کشورهایی که نهادهای مستقل با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو هستند و هرگونه تلاش برای ایجاد ساختارهای پایدار اجتماعی، صنفی یا مدنی با نظارت، فشار یا سرکوب مواجه می‌شود، همچنان می‌توان از همان الگوی کلاسیک سازماندهی دفاع کرد؟

تجربه ایران دست‌کم ما را وادار می‌کند که این پرسش را جدی بگیریم. در چهار دهه گذشته، بسیاری از تلاش‌ها برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری، صنفی و مدنی با موانع جدی مواجه شده‌اند. در چنین فضایی، مشکل صرفاً سرکوب اعتراضات خیابانی یا برخورد با کنشگران نیست؛ بلکه خود فرایند شکل‌گیری سازمان‌ها، شبکه‌ها و ساختارهای هماهنگ‌کننده نیز هدف فشار قرار می‌گیرد. نتیجه آن است که هر نوع تلاش برای سازماندهی از نوع کلاسیک آن، به‌ویژه سازماندهی‌های متمرکز، سلسله‌مراتبی و متکی بر رهبری‌های شناخته‌شده، با آسیب‌پذیری بالایی مواجه می‌شود. در چنین شرایطی است که کنشگران از ظرفیت شبکه‌های مجازی برای سازماندهی استفاده می‌کنند. راهبردی که به باور برخی از صاحب‌نظران، جنبش‌ها را در سطح نگه می‌دارد و قدرت نمی‌سازد.

قدرت در چه شرایطی شکل می‌گیرد

جین مک‌آلوی سازمان‌دهنده و فعال کارگری آمریکایی در کتاب «بدون میان‌بر» (No Shortcuts) از یک ایده مرکزی دفاع می‌کند و آن این است که قدرت اجتماعی از دل سازماندهی به وجود می‌آید، نه از طریق بسیج‌های مقطعی، کمپین‌های رسانه‌ای یا جنبش‌های شبکه‌ای.

از نظر او، بسیاری از جنبش‌های معاصر گرفتار نوعی توهم شده‌اند؛ توهمی که میان دیده شدن، مشارکت و قدرت تفاوتی قائل نیست. یک جنبش ممکن است میلیون‌ها نفر را در فضای مجازی با خود همراه کند، هشتگ‌هایش ترند شود و صدها هزار نفر را به خیابان بیاورد، اما همچنان فاقد قدرت واقعی باشد. دلیل این امر از نگاه مک‌الوی روشن است: قدرت زمانی شکل می‌گیرد که افراد در قالب روابط پایدار، شبکه‌های اعتماد، ساختارهای تصمیم‌گیری و رهبری جمعی سازماندهی شوند.

به همین دلیل او نسبت به جنبش‌های شبکه‌ای بدبین است. جنبش‌هایی که به کمک فناوری‌های ارتباطی جدید می‌توانند در مدت کوتاهی رشد کنند و توجه عمومی را جلب کنند، اما اغلب فاقد زیرساخت‌های لازم برای تداوم و تبدیل شدن به نیرویی پایدار هستند.

این استدلال در نگاه نخست متقاعدکننده به نظر می‌رسد. تاریخ جنبش کارگری نیز تا حد زیادی از آن حمایت می‌کند. بسیاری از دستاوردهای بزرگ کارگران در قرن بیستم حاصل سال‌ها سازماندهی، عضوگیری، آموزش، پرورش رهبران محلی و ایجاد تشکل‌های پایدار بوده است. اما پرسش مهمی که مک‌الوی کمتر مورد توجه قرار می‌دهد این است که در جوامعی با نظام‌های اقتدارگرا و دستگاه‌های سرکوب گسترده چه باید کرد؟ اگر سازماندهی شرط لازم برای ساختن قدرت است، در کشورهایی که حکومت اصل فرایند سازماندهی را هدف قرار می‌دهد از چه راهبردی جز ایجاد جنبش‌های شبکه‌ای می‌توان استفاده کرد؟

ناکارآمدی سازماندهی کلاسیک در نظام‌های اقتدارگرا

بخش عمده استدلال مک‌الوی بر تجربه اتحادیه‌های کارگری در ایالات متحده استوار است. هرچند کارفرمایان آمریکایی در دهه‌های اخیر به شدت با اتحادیه‌ها مقابله کرده‌اند و فعالان کارگری با فشارهای جدی روبه‌رو بوده‌اند، اما همچنان میان این وضعیت و شرایط کشورهای اقتدارگرا تفاوتی بنیادین وجود دارد.

در آمریکا، یک سازمان‌دهنده کارگری می‌تواند جلسه برگزار کند، عضوگیری کند، آموزش بدهد، شبکه بسازد و حتی در بسیاری از موارد تشکل رسمی ایجاد کند. ممکن است کارفرما مقاومت کند یا دولت سیاست‌های ضداتحادیه‌ای اتخاذ کند، اما اصل فعالیت سازمانی به طور کامل جرم‌انگاری نشده است.

در مقابل، در بسیاری از کشورهای اقتدارگرا، مشکل اصلی صرفاً سرکوب اعتراضات نیست. حکومت‌ها پیش از آنکه اعتراضی شکل بگیرد، زیرساخت‌های سازماندهی را هدف قرار می‌دهند. در ایران و جریان مطالبه‌گری گروه‌هایی چون معلمان، کارگران صنایع، پرستاران و دیگر گروههای صنفی و مدنی بارها دیده‌ایم که پیش از شکل‌گیری هرگونه سازماندهی رهبران بازداشت می‌شوند، تشکل‌های مستقل اجازه فعالیت پیدا نمی‌کنند، جلسات زیر نظر قرار می‌گیرند و شبکه‌های ارتباطی دائماً با تهدید مواجه‌اند.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر این نیست که فعالان اجتماعی میان سازماندهی و جنبش شبکه‌ای یکی را انتخاب کنند. مسئله این است که آیا اساساً امکان سازماندهی به معنایی که مک‌الوی توصیف می‌کند وجود دارد یا خیر. این پرسش به‌ویژه در مورد ایران اهمیت پیدا می‌کند.

وقتی خود سازماندهی هدف سرکوب است

بخش مهمی از نقد مک‌الوی متوجه جنبش‌هایی است که به سرعت رشد می‌کنند اما فاقد ظرفیت سازمانی هستند. او معتقد است جنبش‌هایی که تنها بر بسیج اجتماعی تکیه می‌کنند، دیر یا زود با بحران مواجه می‌شوند؛ زیرا ساختارهای لازم برای تصمیم‌گیری، تداوم فعالیت و انتقال تجربه را ندارند.

اما تجربه ایران نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، مسئله نه بی‌علاقگی به سازماندهی، بلکه دشواری شدید سازماندهی است.

در چهار دهه گذشته، تقریباً هر تلاش جدی برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری، صنفی یا مدنی با درجات مختلفی از فشار و محدودیت مواجه شده است. فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و سایر گروه‌های اجتماعی بارها با بازداشت، اخراج، احضار یا محدودیت‌های دیگر روبه‌رو شده‌اند. در چنین فضایی، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات غیررسمی صرفاً یک انتخاب تاکتیکی نیستند؛ بلکه تا حد زیادی پاسخی به بسته بودن فضای سازماندهی رسمی محسوب می‌شوند.

به بیان دیگر، جنبش‌های شبکه‌ای در ایران صرفاً نتیجه شیفتگی به فناوری یا علاقه به کنشگری دیجیتال نیستند. آنها تا حدی محصول شرایط سیاسی هستند. وقتی امکان ساختن نهادهای پایدار به شدت محدود می‌شود، کنش جمعی ناگزیر به سمت اشکال سیال‌تر و غیرمتمرکزتر حرکت می‌کند. این همان نقطه‌ای است که دیدگاه مک‌الوی نیازمند بازنگری می‌شود.

شبکه یا سازمان، مسئله این نیست

یکی از نقاط ضعف بسیاری از بحث‌های مربوط به جنبش‌های اجتماعی آن است که میان جنبش‌های شبکه‌ای و سازماندهی نوعی تقابل مطلق ترسیم می‌کنند. در این نگاه، یا باید به سمت سازمان‌های پایدار رفت یا به سمت شبکه‌های غیرمتمرکز. اما تجربه ایران نشان می‌دهد که این دو الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. بخش مهمی از سازماندهی در ایران اساساً از طریق شبکه‌های غیررسمی صورت می‌گیرد. از روابط میان همکاران در محیط‌های کار تا شبکه‌های معلمان در شهرهای مختلف، ارتباطات میان بازنشستگان و افراد معتمد هر گروه همگی بخشی از زیرساخت واقعی کنش جمعی را تشکیل می‌دهند.

این شبکه‌ها ممکن است فاقد دفتر، اساسنامه یا ساختار رسمی باشند، اما در عمل کارکردهایی مشابه بسیاری از سازمان‌های کلاسیک دارند. در واقع، شاید خطای اصلی آن باشد که سازماندهی را صرفاً با نهادهای رسمی و سلسله‌مراتبی یکسان بدانیم. اگر سازماندهی را به معنای ایجاد روابط پایدار، اعتماد متقابل، انتقال تجربه و هماهنگی جمعی تعریف کنیم، آن‌گاه بخش مهمی از آنچه در ایران رخ داده است را نیز می‌توان نوعی سازماندهی دانست.  به عبارت بهتر، در چنین شرایطی سازماندهی ممکن است کمتر به معنای ایجاد یک مرکز فرماندهی واحد باشد و بیشتر به معنای گسترش شبکه‌های اعتماد و همکاری در نقاط مختلف جامعه تلقی شود.

در این مدل، قدرت نه در یک نهاد مرکزی، بلکه در توانایی شبکه برای بازتولید خود، انتقال تجربه و حفظ ارتباط میان گروه‌های مختلف نهفته است. چنین الگویی البته مشکلات خاص خود را دارد. تصمیم‌گیری دشوارتر می‌شود، هماهنگی زمان بیشتری می‌طلبد و دستیابی به استراتژی مشترک پیچیده‌تر است. اما در عین حال، این مدل در برابر سرکوب نیز انعطاف‌پذیرتر است. به همین دلیل است که شاید تجربه کشورهای اقتدارگرا نیازمند بازنگری در برخی از مفروضات ادبیات کلاسیک سازماندهی باشد.

این بازنگری به ما می‌آموزد که سازماندهی در جوامعی با حکومت‌های سرکوب‌گر و اقتدارگرا نه یک انتخاب ساده، بلکه خود بخشی از میدان مبارزه است. در چنین شرایطی می‌توان از درون شبکه‌های پراکنده، ظرفیت‌های سازمانی ایجاد کرد، از دل روابط غیررسمی، اعتماد و همکاری پایدار ساخت و در عین حال بدون اتکا به ساختارهای متمرکز و آسیب‌پذیر، قدرت جمعی را افزایش داد.

اینجا را هم نگاه کنید

«میان‌بری» در کار نیست: قدرت اجتماعی بدون سازماندهی پایدار شکل نمی‌گیرد!

تارنمای داوطلب: همزمان با گسترش اعتراضات اجتماعی، صنفی و کارگری در سال‌های اخیر، بحث درباره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.