«میان‌بری» در کار نیست: قدرت اجتماعی بدون سازماندهی پایدار شکل نمی‌گیرد!

تارنمای داوطلب: همزمان با گسترش اعتراضات اجتماعی، صنفی و کارگری در سال‌های اخیر، بحث درباره چگونگی ایجاد تغییر اجتماعی نیز دوباره به یکی از موضوعات مهم در میان فعالان مدنی، کارگری و پژوهشگران جنبش‌های اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری از جنبش‌ها توانسته‌اند در مدت کوتاهی هزاران نفر را به خیابان‌ها بیاورند، توجه رسانه‌ها را جلب کنند و به موضوع روز جامعه تبدیل شوند؛ اما تنها تعداد محدودی از آنها موفق شده‌اند به دستاوردهای پایدار و تغییرات ماندگار دست پیدا کنند.

این پرسش که چرا برخی جنبش‌ها علی‌رغم برخورداری از حمایت گسترده عمومی، در نهایت به نتایج ملموسی دست نمی‌یابند، یکی از موضوعات اصلی کتاب «بدون میان‌بر» (No Shortcuts) نوشته جین مک‌الوی، نظریه‌پرداز برجسته جنبش کارگری آمریکا است. مک‌الوی در این کتاب تلاش می‌کند میان سه رویکرد متفاوت در کنش اجتماعی تمایز قائل شود؛ ترویج و حمایتگری  (Advocacy)، بسیج (Mobilizing)و سازماندهی (Organizing).

به باور او، بسیاری از فعالان و نهادهای مدنی این سه مفهوم را با یکدیگر اشتباه می‌گیرند. در حالی که هر سه می‌توانند در جای خود مفید باشند، اما تنها یکی از آنها قادر است قدرت اجتماعی پایدار ایجاد کند؛ و آن چیزی نیست جز سازماندهی.

 ترویج و حمایتگری؛ زمانی که دیگران به جای مردم سخن می‌گویند

آلوی در کتاب خود قدیمی‌ترین شکل کنش اجتماعی را «ترویج و حمایتگری» می‌نامد. مدلی که در آن، گروهی از متخصصان، کارشناسان، وکلا، پژوهشگران یا فعالان حرفه‌ای تلاش می‌کنند از منافع یک گروه اجتماعی دفاع کنند.

برای مثال، یک سازمان حقوق بشری ممکن است درباره نقض حقوق کارگران گزارشی منتشر کند. یک وکیل می‌تواند از یک کارگری که تنها به دلیل فعالیت صنفی و شرکت در اعتراضات بازداشت شده، در دادگاه دفاع کند. یک تشکل صنفی ممکن است گزارشی درباره وضعیت نامناسب بازنشستگان تهیه کند و آن را در اختیار افکار عمومی قرار دهد. گرچه تمام این فعالیت‌ها ارزشمند و ضروری هستند، اما در این مدل مردم خود نقش اصلی را ایفا نمی‌کنند. آنها بیشتر موضوع دفاع و حمایت هستند تا عامل تغییر. رابطه‌ای عمودی میان سازمان و جامعه شکل می‌گیرد که در آن کارشناسان حرف می‌زنند، مذاکره می‌کنند، گزارش می‌نویسند و از مطالبات دفاع می‌کنند؛ اما بدنه اجتماعی عمدتاً در جایگاه مخاطب قرار می‌گیرد.

این شیوه در بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد، نهادهای خیریه و حتی برخی تشکل‌های صنفی مشاهده می‌شود. اگرچه چنین فعالیت‌هایی می‌تواند آگاهی عمومی را افزایش دهد و گاه به اصلاحات محدود منجر شود، اما معمولاً توانایی چندانی برای ایجاد قدرت اجتماعی مستقل ندارد.

مشکل اصلی این رویکرد آنجاست که با حذف یا تضعیف گروه کوچکی از کارشناسان و نمایندگان، کل ظرفیت کنشگری نیز از بین می‌رود. به بیان دیگر، قدرت در میان مردم توزیع نشده است.

بسیج اجتماعی؛ جمع کردن موافقان

دومین رویکرد، بسیج اجتماعی است. بسیاری از آنچه امروز در شبکه‌های اجتماعی مشاهده می‌کنیم در این دسته قرار می‌گیرد. بسیج اجتماعی زمانی اتفاق می‌افتد که گروهی از افراد که از پیش با یک موضوع موافق هستند، برای انجام یک اقدام مشخص گرد هم آورده شوند. تجمع اعتراضی، راهپیمایی، کارزار امضای اینترنتی، هشتگ‌های فراگیر و بسیاری از اشکال کنشگری آنلاین در این دسته قرار می‌گیرند.

در بسیج اجتماعی، تمرکز بر یافتن افرادی است که از قبل آماده همراهی هستند. بنابراین انرژی اصلی صرف متقاعد کردن مخالفان یا بی‌تفاوت‌ها نمی‌شود. این رویکرد مزایای قابل توجهی دارد. از جمله اینکه می‌تواند در زمان کوتاه، جمعیت بزرگی را به میدان بیاورد، یک موضوع را به صدر اخبار تبدیل کند و همچنین نشان دهد که نارضایتی عمومی گسترده است.

اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که بسیج اجتماعی با سازماندهی اشتباه گرفته شود. حضور هزاران نفر در یک تجمع الزاماً به معنای وجود قدرت اجتماعی نیست. تعداد بالای دنبال‌کنندگان یک کانال یا صفحه نیز لزوماً به معنای وجود ظرفیت جمعی پایدار نیست.

بسیاری از جنبش‌های معاصر دقیقاً با همین مشکل مواجه شده‌اند. آنها توانسته‌اند توجه عمومی را جلب کنند، اما نتوانسته‌اند ساختارهای لازم برای ادامه مبارزه را ایجاد کنند. به همین دلیل است که برخی اعتراضات بسیار بزرگ پس از مدتی فروکش می‌کنند، بدون آنکه بتوانند تغییرات ساختاری ایجاد کنند. آلوی تاکید می‌کند که بسیج اجتماعی می‌تواند مردم را به خیابان بیاورد، اما لزوماً نمی‌تواند آنها را در یک مسیر بلندمدت کنار هم نگه دارد.

سازماندهی؛ فراتر از جمع کردن افراد

اما سازماندهی دقیقا نقطه‌ای است که جین مک‌الوی بیشترین تأکید را بر آن دارد. برخلاف بسیج اجتماعی، هدف سازماندهی صرفاً گرد هم آوردن افراد موافق نیست. هدف اصلی، ساختن قدرت جمعی است.

در سازماندهی، فعالان تلاش می‌کنند نه تنها حامیان موجود، بلکه افراد مردد، بی‌تفاوت و حتی مخالف را نیز وارد فرایند کنند. آنها به جای تمرکز بر رویدادهای مقطعی، بر ایجاد روابط پایدار میان افراد کار می‌کنند. سازماندهی فرایندی زمان‌بر و دشوار است و نیازمند گفت‌وگوهای مکرر، ایجاد اعتماد، پرورش رهبران جدید و توسعه ظرفیت‌های جمعی است.

در این رویکرد، موفقیت نه با تعداد شرکت‌کنندگان در یک تجمع، بلکه با میزان توانایی جامعه برای اقدام جمعی سنجیده می‌شود. سازماندهی به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا افراد حاضرند در شرایط دشوار نیز کنار یکدیگر بایستند؟ آیا می‌توانند تصمیمات مشترک بگیرند؟ آیا می‌توانند هزینه‌های اقدام جمعی را تحمل کنند؟ آیا می‌توانند رهبران جدید تولید کنند؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها مثبت باشد، قدرت اجتماعی شکل گرفته است.

اما چرا سازماندهی اهمیت بیشتری دارد؟

دلیل اصلی برتری سازماندهی نسبت به دو رویکرد دیگر، توانایی آن در تولید قدرت پایدار است. ترویج و حمایتگری می‌تواند صدای مردم را منتقل کند، اما نمی‌تواند مردم را به یک نیروی مؤثر تبدیل کند. بسیج اجتماعی می‌تواند جمعیت بزرگی ایجاد کند، اما نمی‌تواند لزوماً آن جمعیت را حفظ کند. سازماندهی اما ظرفیت جامعه را افزایش می‌دهد.

در واقع، سازماندهی نوعی سرمایه‌گذاری بلندمدت بر روی روابط انسانی است. هر رهبر جدید، هر شبکه محلی و هر رابطه مبتنی بر اعتماد، بخشی از زیرساخت قدرت اجتماعی را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل است که بسیاری از موفق‌ترین جنبش‌های کارگری جهان نه از طریق اقدامات ناگهانی، بلکه از طریق سال‌ها سازماندهی مداوم به دستاورد رسیده‌اند.

اهمیت این مفاهیم برای جامعه مدنی ایران

در سال‌های گذشته، بخش بزرگی از انرژی نیروهای مدنی و صنفی در ایران صرف دو حوزه نخست شده است. از یک سو نهادهایی وجود دارند که عمدتاً نقش ترویج و دفاع از مطالبات را بر عهده گرفته‌اند و از سوی دیگر، موج‌های اعتراضی متعددی شکل گرفته‌اند که نمونه‌هایی از بسیج گسترده اجتماعی بوده‌اند.

اما در بسیاری از موارد، حلقه واسط میان این دو یعنی سازماندهی پایدار ضعیف باقی مانده است. این موضوع را می‌توان در میان کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و سایر گروه‌های اجتماعی مشاهده کرد. بسیاری از اعتراضات توانسته‌اند نارضایتی گسترده را آشکار کنند، اما تبدیل این نارضایتی به ساختارهای ماندگار همواره با دشواری همراه بوده است. گرچه یکی از دلایل این وضعیت، شرایط محدودکننده سیاسی و امنیتی است. اما این تنها دلیل نیست.

در مواردی نیز فرهنگ کنشگری بیش از اندازه بر رویدادها متمرکز شده است. موفقیت اغلب با تعداد شرکت‌کنندگان در یک تجمع، میزان بازنشر یک هشتگ یا تعداد بیانیه‌ها سنجیده می‌شود؛ در حالی که شاخص‌های واقعی سازماندهی چیز دیگری هستند.

سؤال اصلی اما باید این باشد که آیا تعداد افرادی که توانایی اقدام جمعی دارند افزایش یافته است؟ آیا رهبران جدیدی شکل گرفته‌اند؟ آیا شبکه‌های اعتماد گسترش یافته‌اند؟ آیا جامعه توانمندتر از گذشته شده است؟

شاید در میان همه بخش‌های جامعه مدنی ایران، هیچ حوزه‌ای به اندازه جنبش کارگری به سازماندهی نیاز نداشته باشد. مطالبات کارگران ماهیتی مستمر دارند و موضوعاتی مانند دستمزد، امنیت شغلی، قراردادهای موقت، بیمه و شرایط کار با یک تجمع یا یک بیانیه حل نمی‌شوند. بنابراین برای پیگیری چنین مطالباتی، وجود شبکه‌های پایدار از کارگران ضروری است.

تجربه جنبش‌های کارگری در سراسر جهان نشان می‌دهد که قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که کارگران و کنشگران صنفی بتوانند روابط مستحکم میان خود ایجاد کنند، رهبران مورد اعتماد را شناسایی کنند و ظرفیت اقدام جمعی را به صورت مستمر توسعه دهند. در چنین شرایطی حتی اگر سرکوب وجود داشته باشد، باز هم امکان بازسازی شبکه‌ها و ادامه فعالیت فراهم می‌شود. زیرا قدرت در افراد معدود متمرکز نشده، بلکه در میان تعداد زیادی از اعضا توزیع شده است.

باید توجه داشت که ترویج و حمایتگری، بسیج اجتماعی و سازماندهی هر سه بخشی از جعبه ابزار کنش اجتماعی هستند. هیچ‌یک به طور کامل جایگزین دیگری نمی‌شود و هر کدام در موقعیت‌های مختلف می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. اما اگر هدف ایجاد تغییرات پایدار و ساختن قدرت اجتماعی باشد، سازماندهی جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند.

کنشگران با ترویج و حمایتگری می‌توانند از حقوق مردم دفاع کنند، با بسیج اجتماعی می‌توانند نارضایتی‌ها را آشکار سازند، اما تنها با سازماندهی است که می‌توانند جامعه را به یک نیروی جمعی پایدار تبدیل کنند.

برای جامعه‌ای مانند ایران که با بحران‌های متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه‌رو است و برای جنبش‌های کارگری، صنفی و مدنی که به دنبال تأثیرگذاری بلندمدت هستند، شاید مهم‌ترین درس این باشد که هیچ میان‌بری برای ساختن قدرت وجود ندارد. قدرت اجتماعی نه در تعداد بیانیه‌ها، نه در تعداد دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی و نه حتی در بزرگی یک تجمع، بلکه در روابط انسانی سازمان‌یافته، اعتماد متقابل و ظرفیت اقدام جمعی نهفته است. این همان چیزی است که جین مک‌الوی از آن با عنوان «سازماندهی» یاد می‌کند؛ فرایندی دشوار، زمان‌بر، اما ضروری برای هر جامعه‌ای که به دنبال تغییر واقعی است

اینجا را هم نگاه کنید

پس‌لرزه‌های جنگ ۳۹ روزه و بحران‌های اقتصادی بر بازار کار: روایت کارگرانی که نه اخراج می‌شوند، نه آینده دارند!

تارنمای داوطلب: اقتصاد ایران که پیش از جنگ تحمیلی اخیر نیز با مجموعه‌ای از بحران‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.