از روز جهانی کارگر تا ۲۷ اردیبهشت: دست‌کم ۱۴ نیروی کار در ایران کشته یا مصدوم شدند.

تارنمای داوطلباز شب اول مه، هم‌زمان با نخستین مرگ در میان کارگران مصدوم کارخانه چسب «تکنام کیهان پلیمر» در صوفیان، تا ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، دست‌کم ۱۴ کارگر و نیروی کار در ایران کشته یا مصدوم شدند: شش تن جان باختند و هفت تن مجروح شدند. این حوادث در تنها ۱۰ روز اما در بخش‌های مختلف صنعتی و خدمات شهری و امدادی رخ داده‌اند و حوادث دیگری را که به رسانه‌ها راه نیافته‌اند، در بر نمی‌گیرند.

این آمار محدود، بر زمینه‌ای گسترده‌تر از ناایمنی ساختاری محیط‌های کار در ایران قرار می‌گیرد. ایران در سال ۱۴۰۲ به مقاوله‌نامه ۱۵۵ سازمان بین‌المللی کار درباره ایمنی و بهداشت شغلی و محیط کار پیوست و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نیز قانون تصویب این مقاوله‌نامه و پروتکل ۲۰۰۲ آن را برای اجرا به رئیس‌جمهوری وقت ابلاغ کرده بود. با این حال، میان تعهدهای حقوقی و واقعیت محیط کار در ایران فاصله‌ای جدی وجود دارد.

بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور، در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۴، هزار و ۸۷۹ تن بر اثر حوادث محیط‌های کاری جان خود را از دست داده‌اند: یک‌هزار و ۸۵۷ مرد و ۲۲ زن. این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال ۱۴۰۳، که در آن هزار و ۸۰۲ مورد مرگ ناشی از حوادث کار ثبت شده بود، ۹ دهم درصد افزایش یافته است. در همین بازه، ۲۴ هزار و ۲۳۸ نفر نیز بر اثر حوادث محیط‌های کاری مصدوم شده‌اند که بنا بر گزارش پزشکی قانونی، نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶ دهم درصد کاهش داشته است. بیشترین علت مرگ در محیط کار سقوط از بلندی بوده است؛ ۹۳۱ مورد، که از افزایش خیره‌کننده‌ی 49,5 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر می‌دهد. بیشترین کشته‌ها نیز با ۳۶۵مورد در استان تهران ثبت شده است.

کارخانه چسب صوفیان؛ سه مرگ پس از آتش‌سوزی پنجم اردیبهشت

نقطه آغاز این گزارش، حادثه آتش‌سوزی پنجم اردیبهشت ۱۴۰۵ در شرکت چسب «تکنام کیهان پلیمر» در شهرک صنعتی صوفیان، استان آذربایجان شرقی است؛ حادثه‌ای که پیش از روز جهانی کارگر رخ داد، اما نخستین مرگ ثبت‌شده آن در شب اول مه، ۱۰ اردیبهشت، اتفاق افتاد. در این حادثه ۱۹ کارگر مصدوم شدند. محمد رضازاده، یکی از مصدومان حادثه، در ۱۰ اردیبهشت بر اثر شدت سوختگی جان باخت. ناصر مسلم‌زاده، کارگر دیگر، در ۱۲ اردیبهشت فوت کرد. سپس هادی نوفر، سومین کارگر مصدوم، در ۱۷ اردیبهشت جان خود را از دست داد. وضعیت سه کارگر مصدوم دیگر این کارخانه کماکان وخیم است و تعدادی دیگر از مصدومان همچنان در بیمارستان سینای تبریز بستری و تحت درمان هستند.

وحید فرحبخش، رئیس انجمن ایمنی و بهداشت حرفه‌ای استان آذربایجان شرقی، حادثه صوفیان را به ضعف ساختاری در نظام ایمنی کار ربط داد. او گفت این حادثه بار دیگر پیامد «عدم جذب و به‌کارگیری مسئول ایمنی و بهداشت حرفه‌ای در واحدهای صنعتی» را نشان داد؛ موضوعی که به گفته او سال‌ها به مسئولان گوشزد شده، اما در عمل با «بی‌توجهی و سهل‌انگاری» مواجه بوده است. این انتقادها از سوی سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران، در یادداشتی در ایلنا تکرار شد. گلپور حادثه کارخانه چسب صوفیان را «نمادی از ناایمنی محیط‌های کار، ضعف نظارت، ابهام در پاسخگویی و سکوت سنگین مسئولان» توصیف کرد و نوشت این حادثه در استانی رخ داده که بنا بر اعلام‌ها، در دولت چهاردهم به‌عنوان آغاز به کار جدی در راستای ایجاد ایمنی کار در کشور معرفی شده بود، اما اقدامات آن «عمدتاً در سطح جلسات و نشست‌ها باقی ماند».

به نوشته گلپور، بررسی‌های میدانی کانون عالی نشان می‌دهد که مسئول بهداشت حرفه‌ای این شرکت در سه ماه پایانی سال ۱۴۰۴ فقط به‌صورت پاره‌وقت، هفته‌ای یک تا دو جلسه، در کارخانه حضور داشته و در سال ۱۴۰۵ این واحد نه مسئول ایمنی داشته و نه مسئول بهداشت حرفه‌ای. او با اشاره به ماده ۹۳ قانون کار درباره کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار نوشت که نبود مسئول ایمنی، مسئول بهداشت حرفه‌ای یا نماینده کارگران در کارگاه‌های مشمول، کارکرد واقعی این کمیته را مخدوش می‌کند.

رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران همچنین به آشفتگی مقرراتی در حوزه ایمنی اشاره کرد. به نوشته او، آیین‌نامه مربوط به الزام به‌کارگیری مسئول ایمنی به دلیل نبود امضای وزیر بهداشت ابطال شده و آیین‌نامه مسئول بهداشت حرفه‌ای نیز به دلیل نبود امضای وزیر کار از اعتبار افتاده است. او همچنین از مصوبه سال ۱۴۰۳ هیأت دولت انتقاد کرد که به پیشنهاد معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و با عنوان تسهیل فضای کسب‌وکار، الزام ارائه گواهینامه تأیید صلاحیت ایمنی پیمانکاران در اسناد مناقصه را حذف کرد؛ الزامی که از سال ۱۳۹۷ برقرار بود. گلپور خواستار بازگشت الزام قانونی برای به‌کارگیری مسئولان ایمنی، احیای سازوکار حضور مسئول بهداشت حرفه‌ای، لغو حذف گواهینامه تأیید صلاحیت ایمنی پیمانکاران، فعال‌سازی تشکل‌های صنفی و تخصصی ایمنی و HSE، تشکیل کارگروه مستقل برای بررسی حادثه، انتشار عمومی نتیجه بررسی‌ها، و حمایت کامل درمانی، بیمه‌ای، معیشتی و حقوقی از خانواده جان‌باختگان و مصدومان شد.

۱۳ اردیبهشت

در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، مرتضی لَجم‌اورَک، محیط‌بان ایذه‌ای، هنگام مأموریت گشت و کنترل در منطقه سخت‌گذر و حفاظت‌شده کوه گزیر در استان خوزستان از ارتفاع سقوط کرد و مصدوم شد. به گزارش ایلنا، او با آسیب‌دیدگی در چند ناحیه بدن به بیمارستان شهدای ایذه منتقل شد.

۱۴ اردیبهشت

در ۱۴ اردیبهشت، انفجار یا فوران مذاب از کوره ذوب فلزات در شهرک صنعتی آیبک‌آباد اراک دو کارگر را مصدوم کرد. بهروز ایران‌نژاد، رئیس اورژانس پیش‌بیمارستانی استان مرکزی، اعلام کرد دو کارگر ۲۴ و ۴۳ ساله بر اثر پاشش مواد مذاب در بخش‌هایی از بدن و صورت دچار سوختگی شدند و به بیمارستان انتقال یافتند.

۱۵ اردیبهشت

در ۱۵ اردیبهشت، ایلنا از مرگ یک رفتگر حدوداً ۷۰ ساله شهرداری قم بر اثر تصادف خبر داد. یک منبع کارگری در قم گفت این کارگر هنگام نظافت در کمربندی شهر قم، در مسیر امامزاده شاه جمال به سمت میدان ۷۲ تن، در خروجی خیابان توحید، با خودروی سواری تصادف کرد و بر اثر شدت جراحات در محل جان باخت. رفتگران به دلیل قرار گرفتن در حاشیه خیابان‌ها و مسیرهای پرتردد، از جمله گروه‌هایی هستند که بیشترین خطر حوادث کار ناشی از تصادف را تجربه می‌کنند.

۱۶ اردیبهشت

در ۱۶ اردیبهشت، یک کارگر ساختمانی ۶۹ ساله در اراک بر اثر ریزش آوار جان باخت. این حادثه در ساختمانی در حال ساخت در کوچه اسلامی شهر اراک رخ داد. بنا بر گزارش ایلنا، دیوار ساختمان بر سر این کارگر فروریخت و او به دلیل شدت جراحات در چند ناحیه بدن در محل حادثه جان خود را از دست داد.

۱۸ اردیبهشت

در ۱۸ اردیبهشت، خبر مرگ هادی نوفر، سومین کارگر مصدوم کارخانه چسب «تکنام کیهان پلیمر»، منتشر شد. او یک روز پیش‌تر، یعنی ۱۷ اردیبهشت، بر اثر شدت سوختگی جان باخته بود. وضعیت سه مصدوم دیگر وخیم گزارش شده است.

۱۹ اردیبهشت

در مشهد، یک کارگر حدوداً ۷۰ ساله هنگام حفر چاه تأسیساتی در یک ساختمان، ۱۹ اردیبهشت، از ارتفاع چاه سقوط کرد و مصدوم شد. نیروهای امدادی او را از چاه بیرون آوردند و عوامل اورژانس حاضر در محل او را به مرکز درمانی منتقل کردند.

در همان روز، یک کارگر ساختمانی حدوداً ۴۵ ساله در روستای شهرآباد مشهد هنگام کار در محل گودبرداری یک ساختمان در حال ساخت، زیر آوار ماند و جان باخت. امدادگران او را از زیر آوار خارج کردند، اما او به دلیل شدت جراحات در چند ناحیه بدن فوت کرد.

حادثه دیگر در استان کهگیلویه و بویراحمد رخ داد. در حوالی روستای حیدرآباد، از توابع بخش لوداب شهرستان مارگون، ریزش کوه باعث شد کارگری که پایین‌دست جاده در حال استراحت بود، زیر آوار گرفتار و مصدوم شود. نیروهای اورژانس پس از خارج کردن او از زیر آوار، این کارگر را برای ادامه درمان به بیمارستان شهید جلیل یاسوج منتقل کردند.

در خرم‌آباد نیز یک کارگر چاه‌کن حدوداً ۳۵ ساله در روستای رباط دولتشاه در عمق چاه ۲۵ متری گرفتار شد. عملیات نجات چند ساعت طول کشید و در نهایت امدادگران توانستند او را از چاه بیرون بیاورند.

۲۰ اردیبهشت

در ۲۰ اردیبهشت، یک آتش‌نشان در جریان نجات دو موتورسوار در ارتفاعات صعب‌العبور دوگوش پاکدشت به‌شدت مصدوم شد. آتش‌نشانی شهرداری شریف‌آباد اعلام کرد مأموران برای نجات دو موتورسوار که به دره سقوط کرده بودند وارد عملیات شدند و در جریان آن، یکی از آتش‌نشانان از ناحیه کمر آسیب دید و پس از امدادرسانی به مرکز درمانی منتقل شد.

۲۱ اردیبهشت

در ۲۱ اردیبهشت، یک آتش‌نشان ملایری هنگام نجات جوانی که قصد داشت از طبقه سوم یک ساختمان پنج‌طبقه خود را به پایین بیندازد، از ناحیه بازو به‌شدت مصدوم شد. آتش‌نشانی شهرداری ملایر اعلام کرد مأموران موفق شدند جوان را نجات دهند، اما یکی از آتش‌نشانان در جریان عملیات آسیب دید و به مرکز درمانی منتقل شد.

***

اهمیت این مجموعه حوادث فقط در تعداد آنها نیست، بلکه در نوع حادثه‌هاست. از شش مورد مرگ ثبت‌شده، دو مورد به ریزش آوار در کار ساختمانی مربوط است؛ یک کارگر ۶۹ ساله در اراک و یک کارگر حدوداً ۴۵ ساله در روستای شهرآباد مشهد. یک کارگر حدوداً ۷۰ ساله نیز هنگام کار در چاه تأسیساتی در مشهد سقوط کرده و مصدوم شده است. این موارد، در کنار آمار تازه پزشکی قانونی که نشان می‌دهد مرگ ناشی از سقوط از بلندی در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۴ به ۹۳۱ مورد رسیده و نسبت به مدت مشابه سال قبل 49,5 درصد افزایش یافته، معنای مهمی دارد: بخش بزرگی از بحران ایمنی کار در ایران همچنان به کارهای ساختمانی، کار در ارتفاع، گودبرداری، چاه، داربست، دیوارهای ناپایدار و نبود نظارت مؤثر بر کارگاه‌های کوچک و پراکنده گره خورده است.

این روند با تصویری که در گزارش یک مه «کنشگران داوطلب» آمده نیز هم‌خوان است. در آن گزارش، حوادث کار نه به‌عنوان رخدادهایی جدا از هم، بلکه به‌عنوان بخشی از یک وضعیت مزمن توصیف شده‌اند: وضعیتی که در آن، حتی زیر سایه جنگ، مرگ ناشی از کار ادامه دارد و از دل مناسبات عادی کار، پیمانکاری، پوشش بیمه‌ای ناکافی، نبود ایمنی کافی و نظارت ناقص بیرون می‌آید. همان گزارش نشان می‌دهد که روند مرگ‌های ناشی از حادثه کار در سال‌های اخیر صعودی بوده است و بر أساس برخی آمارها، به‌طور متوسط روزانه حدود شش تا هفت کارگر جان‌شان را از دست می‌دهند‌.

به این معنا، حوادث پس از روز جهانی کارگر را نباید صرفاً به‌عنوان چند خبر پراکنده خواند. مرگ کارگرانی که عموماً از طریق پیمانکاران و در مشاغل خطرناکی چون پاکبانی، ساختمان‌سازی، حفر چاه و … مشغول به کار می‌شوند، یکی از مرگبارترین نقاط این بحران را می‌سازد: جایی که کارگر اغلب کمترین قدرت چانه‌زنی، کمترین پوشش بیمه‌ای و کمترین امکان امتناع از کار ناایمن را دارد.

اینجا را هم نگاه کنید

نبرد برای بازپس‌گیری حق اعتراض

چگونه «اخراج» ابزار سلطه می‌شود: نبرد برای بازپس‌گیری حق اعتراض

تارنمای داوطلب: پس از جنگ، فشارها روی کارگران شدت یافته است. یک کارگر شهرک صنعتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.