جامعه‌ی مدنی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی: سرکوب، بازتولید و چشم‌اندازها منتشر شد

این گزارش بخشی از مجموعه گزارش‌های «تارنمای داوطلب» درباره وضعیت جامعه‌ی مدنی در ایران است و تمرکز آن بر دگرگونی‌ها و تضعیف این حوزه پس از جنبش زن، زندگی، آزادی (قیام ژینا) قرار دارد. این گزارش در شرایطی نهایی شده است که ایران وارد مرحله‌ای از جنگ و بحران منطقه‌ای شده و هم‌زمان آثار انباشته‌ی چندین موج سرکوب، جامعه‌ی مدنی را در وضعیتی از ازهم‌گسیختگی، فرسایش سازمانی و حاشیه‌رانی فزاینده قرار داده است. در چنین وضعیتی، جامعه‌ی مدنی باید نه صرفاً به‌عنوان یک «بخش سازمانی» در کنار دولت و بازار، بلکه به‌مثابه میدان و فرایندی برای کنش جمعی مستقل، شبکه‌سازی، تولید سرمایه اجتماعی و دفاع از حقوق بنیادین فهم شود؛ امری که آن را برای درک مسیرهای ممکن پیش‌رو حیاتی می‌سازد.

این گزارش اهداف چندی را دنبال می‌کند. نخست، ارائه‌ی یک چارچوب مفهومی و کارکردی برای فهم جامعه‌ی مدنی در شرایط خاص ایران، با اتکا به تعریف‌های معاصر و نیز روایت‌های زیسته‌ی کنشگران و تحلیلگران ایرانی. دوم، ترسیم سازوکارهایی که از طریق آن‌ها جامعه‌ی مدنی محدود و تضعیف می‌شود؛ از جمله قانون‌گذاری و جرم‌انگاری، امنیتی‌سازی کنش جمعی، محدودسازی فضای دیجیتال، و فرسایش مادی ناشی از جنگ و تحریم. سوم، شناسایی روندهای غالبی که در سال‌های اخیر جامعه‌ی مدنی را شکل داده‌اند: جابه‌جایی از سازمان‌های رسمی به شبکه‌های غیررسمی و دیجیتال؛ افزایش نقش اشکال مقاومت مبتنی بر سبک زندگی؛ نسلی‌تر شدن کنشگری؛ و در عین حال، شکننده‌تر شدن سازمان‌یابی و انتقال تجربه. این گزارش همچنین نشان می‌دهد که چگونه قیام ژینا ــ علی‌رغم تشدید سرکوب دولتی و افزایش هزینه‌ی کنش‌گری ــ مطالبات و هنجارهای اجتماعی را بازآرایی کرد و میدان کنش مدنی را به شیوه‌های تازه‌ای گسترش داد.

این متن بر گزارش‌های پیشین «تارنمای داوطلب» درباره جامعه‌ی مدنی در ایران تکیه دارد، از جمله گزارش‌هایی درباره حق آموزش و جنبش معلمان، نقض حقوق آزادی تجمع و انجمن، و گزارش‌های دوره‌ای کارگری. این گزارش بر پایه مصاحبه با ۲۱ کنشگر و تحلیلگر جامعه‌ی مدنی در داخل و خارج کشور، و نیز مرور قوانین و سیاست‌های کلیدی مرتبط با آزادی بیان، تشکل و تجمع، و تجربه‌های مستند سرکوب در دهه‌های اخیر تدوین شده است. به دلایل امنیتی، نام افراد ذکر نمی‌شود و ارجاع‌ها بر اساس موقعیت و حوزه فعالیت آن‌ها صورت می‌گیرد. این گزارش می‌کوشد تصویری واقع‌بینانه ارائه دهد:

جامعه‌ی مدنی ایران امروز زیر فشاری بی‌سابقه قرار دارد، اما در عین حال در اشکال تازه و اغلب زیرپوستی به حیات خود ادامه می‌دهد. همین هم‌زیستی بحران و بقاست که فهم آن را برای هر ارزیابی از امکان‌های آینده ضروری می‌کند.

یافته‌های گزارش نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر ــ به‌ویژه پس از جنبش زن، زندگی، آزادی و در بستر جنگ و سرکوب گسترده ــ جامعه‌ی مدنی ایران وارد مرحله‌ای از بازآرایی عمیق شده است. از یک‌سو، تضعیف ساختارهای رسمی، فرسایش منابع انسانی و محدودیت‌های حقوقی و امنیتی، ظرفیت اشکال کلاسیک سازمان‌یابی را به‌شدت کاهش داده است. از سوی دیگر، اشکال تازه‌ای از کنشگری از طریق شبکه‌های غیررسمی، فضاهای دیجیتال و شیوه‌های روزمره و سبک‌زندگی‌محور پدید آمده‌اند که از تداوم و بازتولید جامعه‌ی مدنی در سطحی دیگر حکایت دارند. این هم‌زمانیِ فرسایش نهادی و پویایی اجتماعی یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده وضعیت کنونی است.

در کنار این جابه‌جایی، ظهور نسل جدیدی از کنشگران، تغییر در صورت‌بندی‌های گفتار و عمل، و فاصله‌گیری از تمرکز انحصاری بر خیابان به سوی اشکال متنوع‌تر مطالبه‌گری، از یافته‌های کلیدی این گزارش است. در عین حال، تقویت برخی گفتمان‌های رادیکال و خشونت‌محور، شکاف‌های نسلی، ضعف در انتقال تجربه، و گسترش جامعه‌ی مدنی حکومت‌محور، از جمله چالش‌های اصلی شناسایی‌شده‌اند. با این همه، نشانه‌هایی از گشایش اجتماعی و امکان‌های تازه برای بازتعریف کنش مدنی ــ به‌ویژه در بستر نیازهای پس از جنگ ــ حاکی از آن است که جامعه‌ی مدنی در ایران، علی‌رغم فشارهای بی‌سابقه، همچنان میدانی زنده و در حال تحول باقی مانده است.

برای دریافت متن کامل گزارش، اینجا کلیک کنید

اینجا را هم نگاه کنید

طرح ساماندهی کارکنان دولت در مسیر اجرا:  آیا ناامنی شغلی کمتر می‌شود؟

تارنمای داوطلب – با دستور رئیس‌ دولت چهاردهم، «طرح ساماندهی استخدام کارکنان دولت» پس از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.