از ماهشهر تا عسلویه: جنگ چه بر سر صنعت پتروشیمی و کارگرانش آورد؟

تارنمای داوطلب – پس از چهل روز از آغاز حمله‌های غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، آتش‌بس شکننده‌ای بین طرفین برقرار، و مذاکره‌ها بر سر توقف جنگ در اسلام‌آباد پاکستان آغاز شده است. حمله‌های دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۲۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده است. زیرساخت‌های حیاتی پرشماری نیز در ایران هدف قرار گرفته‌اند: از پل‌ها و جاده‌ها و خطوط راه‌آهن گرفته تا کارخانه‌ها و شهرک‌های صنعتی و نیروگاه‌ها و فرودگاه‌ها.

در نتیجه این حمله‌ها خط تولیدهای زیادی از کار افتاده‌اند، بسیاری بیکار شده‌اند، و شماری از کارگران نیز جان‌شان را از دست داده‌اند. به گزارش وبسایت خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، تا کنون در مجموع بیش از یک هزار و ۷۰۱ غیرنظامی (از جمله دست‌کم ۲۵۴ کودک) جان‌شان را در تهاجم اسرائیل و ایالات متحده از دست داده‌اند.

حمله‌های سنگین واشنگتن و تل‌آویو به زیرساخت‌های ایران، با هدف صنعتی‌زدایی از کشور انجام شده‌اند؛ آنچه روزنامه عبری اسرائیل‌هیوم هدف قراردادن «ظرفیت‌های ملی» ایران توصیف می‌کند.

در این گزارش به وضعیت رخ‌داده برای صنعت پتروشیمی ایران و کارگران آن به دلیل جنگ خواهیم پرداخت.

حمله‌ها به تأسیسات پتروشیمی ایران

حمله‌ها به تأسیسات پتروشیمی ایران در چند روز پیاپی، از منطقه ماهشهر و بندر امام تا عسلویه، شیراز، و مرودشت را دربرگرفت. این حملات به جان‌باختن و مجروحیت کارگران انجامید، بخش قابل توجهی از ظرفیت عملیاتی مجتمع‌ها را مختل کرد، و همزمان اهمیت صنعت پتروشیمی را به‌عنوان یکی از محورهای اشتغال، ارزآوری و صادرات غیرنفتی ایران برجسته ساخت.

موج اصلی حملات، بنا بر گزارش‌های ایلنا، در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ بر منطقه ماهشهر و بندر امام متمرکز بود. در نخستین خبرهای آن روز اعلام شد که در جریان حمله به پتروشیمی‌های شهرستان ماهشهر، پتروشیمی بندر امام هدف قرار گرفت و در همان مقطع همچنین از هدف قرار گرفتن فجر ۱، فجر ۲ و رجال نام برده شد. همان گزارش‌ها تأکید داشت که برخلاف برخی اعلام‌های اولیه، در آن مرحله پتروشیمی امیرکبیر آسیبی ندیده بود. در همان روز، خانه کارگر در بیانیه‌ای دامنه حملات در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی بندر امام را گسترده‌تر توصیف کرد و از بوعلی‌سینا، غدیر، امیرکبیر، نیروگاه بندر امام، فجر، انرژی خلیج فارس و مارون نیز نام برد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که کانون حمله در روز ۱۵ فروردین، خوشه اصلی تأسیسات پتروشیمی ماهشهر–بندر امام بوده است، هرچند در فهرست دقیق همه واحدهای آسیب‌دیده، میان منابع تفاوت‌هایی وجود دارد.

در ساعات اولیه همان روز، گزارش‌ها از پنج مجروح و تخلیه کارگران سخن می‌گفتند اما با گذشت چند ساعت، ابعاد انسانی حمله روشن‌تر شد. در شب ۱۵ فروردین، ایلنا خبر داد که در پتروشیمی فجر ماهشهر دست‌کم سه کارگر کشته شده‌اند و سه تن دیگر زیر آوار مانده‌اند. آمار نهایی‌تر یک روز بعد، در ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، منتشر شد: بر اساس این گزارش، در حملات به مجموعه‌های پتروشیمی ماهشهر و بندر امام در مجموع شش کارگر در شرکت‌های فجر ۱ و فجر ۲ کشته شدند و ۱۹ کارگر نیز در چند مجتمع دیگر مجروح شدند: سه کشته در فجر ۱ و سه کشته در فجر ۲؛ و در مورد مجروحان، شش تن در پتروشیمی بندر امام خمینی، سه تن در فجر ۱، سه تن در فجر ۲، پنج تن در پتروشیمی رازی و دو تن در پتروشیمی کارون.

هم‌زمان، خبرهایی نیز از حمله به واحدهای دیگر منتشر شد. خانه کارگر در بیانیه‌ای جداگانه، حمله به صنایع پتروشیمی تندگویان را نیز محکوم کرد و بر اهمیت این مجتمع در زنجیره تولید پلی‌اتیلن ترفتالات و اسید ترفتالیک انگشت گذاشت اما آمار مستقلی از کشته یا مجروحان تندگویان ارائه نداد.

دامنه حملات در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ به خارج از ماهشهر نیز کشیده شد. معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری بوشهر به ایلنا گفت دو پتروشیمی در منطقه پارس جنوبی هدف حمله هوایی قرار گرفته‌اند و بخشی از تأسیسات آنها مورد اصابت قرار گرفته است، اما گزارشی از تلفات ارائه نشد. در همان روز، روابط عمومی پتروشیمی شیراز اعلام کرد که دوشنبه ۱۷ فروردین چندین پرتابه و راکت به واحدهای مختلف این مجتمع اصابت کرده و واحدهای شرکت از مدار تولید خارج شده‌اند. هم‌زمان، فرمانداری مرودشت نیز از هدف قرار گرفتن مجتمع پتروشیمی مرودشت خبر داد، اما افزود که آتش‌سوزی در همان دقایق نخست مهار شده، خسارت واردشده جزئی بوده و این حادثه هیچ‌گونه تلفات جانی در پی نداشته و حتی خللی در روند فعالیت این واحد صنعتی ایجاد نکرده است.

در ادامه، شامگاه ۱۸ فروردین نیز یک واحد از پتروشیمی امیرکبیر در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی هدف حمله قرار گرفت. بر اساس گزارشی که بامداد روز بعد منتشر شد، این حمله تلفات انسانی دربر نداشت و هیچ‌گونه نشت مواد و آلاینده نیز بر اثر آن رخ نداد.

بنابراین اگر مجموعه داده‌های موجود را کنار هم بگذاریم، در فاصله ۱۵ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، این مجتمع‌ها و مناطق هدف حمله قرار گرفتند: بندر امام، فجر ۱، فجر ۲، رازی، کارون، تندگویان، بوعلی‌سینا، غدیر، مارون، نیروگاه بندر امام، انرژی خلیج فارس، دو پتروشیمی در پارس جنوبی، پتروشیمی شیراز، پتروشیمی مرودشت و پتروشیمی امیرکبیر. اما در میان همه این نام‌ها، تنها درباره ماهشهر و بندر امام آمار روشن و نسبتاً نهاییِ از جان‌باختگان و مجروحان کارگری منتشر شده است و برای عسلویه/پارس جنوبی، شیراز، مرودشت و امیرکبیر، چنین آماری هنوز منتشر نشده است.

این خسارت‌های انسانی مسأله‌ سلامت کارگران و مردمی را که در معرض دودها و بخارات مسموم حاصل از انفجار پتروشیمی‌های قرار گرفتند، در نظر نمی‌گیرد ــ مسأله‌ای که در ادامه آشکارتر خواهد شد.

وضعیت فعلی کارگران پتروشیمی

به گفته دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام، کارگران واحدهای آسیب‌دیده اکنون نه در وضعیت عادی تولید، بلکه در شرایطی میان کار و آماده‌باش قرار دارند. ابراهیم پیرایش گفته است که در حال حاضر کارگران با یک‌دوم یا یک‌سوم ظرفیت در محل کار حاضر می‌شوند و بیشتر در حالت آماده‌باش یا دورکاری قرار دارند؛ به دلیل ادامه عملیات آواربرداری و الزامات امنیتی، اجازه حضور کامل به آنان داده نمی‌شود و در برخی موارد شاید تنها یک‌پنجم کارگران بر سر کار حاضر باشند.

این کاهش حضور، فقط یک مسئله فنی یا ایمنی نیست، بلکه مستقیماً به معیشت کارگران گره خورده است. اگرچه حقوق روزهایی که کارگران در محل کار حاضر می‌شوند پرداخت می‌شود، اما مسئله اینجاست که بخش بزرگی از درآمد کارگران منطقه به اضافه‌کاری وابسته است. اگر اضافه‌کاری حذف شود، حداقل حقوق قانون کار حتی پاسخگوی یک‌پنجم مخارج خانواده کارگر هم نیست.

اگر این روند ادامه پیدا کند، بخش بزرگی از نیروی انسانی بیکار خواهد شد. دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام تصریح کرده که ۷۰ درصد این کارگران حتی توان تحمل یک یا دو ماه بیکاری موقت را ندارند و دولت باید برای احتمال تعطیلی کارگاه‌ها و استمرار وضعیت فعلی، تدبیری فوری بیندیشد. در نتیجه، وضعیت کنونی کارگران اکنون را نمی‌توان فقط در این عبارت خلاصه کرد که واحدها هنوز به‌کلی تعطیل نشده‌اند. واقعیت دقیق‌تر این است که بخشی از نیروها هنوز در مدار کارند، اما با ظرفیت پایین، حضور محدود، شرایط امنیتی، ابهام نسبت به تداوم تولید، و فشار شدید معیشتی روبه‌رو هستند.

در سطح عملیاتی نیز منابع وزارت نفت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی بر این نکته تأکید کرده‌اند که آسیب به تأسیسات جانبی صنعت پتروشیمی، آسیبی موضعی و جدا از کل زنجیره نیست. به گفته مدیر کنترل تولید شرکت ملی صنایع پتروشیمی، تأسیسات جانبی در ماهشهر در ۱۵ فروردین و در عسلویه در ۱۷ فروردین هدف حمله قرار گرفتند و آسیب به این بخش‌ها می‌تواند «عملاً همه صنعت پتروشیمی را زخمی کند»، زیرا اختلال در زیرساخت‌های جانبی، اثر خود را بر واحدهای دیگر و بر کل زنجیره تولید می‌گذارد. برای کارگران نیز این یعنی نااطمینانی فقط به همان واحدی که مورد اصابت قرار گرفته محدود نمی‌ماند؛ بلکه می‌تواند به کل شبکه اشتغال و تولید در منطقه سرایت کند.

اهمیت صنعت پتروشیمی برای ایران

صنعت پتروشیمی در ایران یکی از مهم‌ترین محورهای اشتغال، ارزآوری و صادرات غیرنفتی است. بر اساس داده‌های شرکت ملی صنایع پتروشیمی و انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی، ایران سال گذشته ۸۲ میلیون تُن تولید پتروشیمی داشت و ظرفیت تولید کشور نیز ۱۰۰ میلیون تُن اعلام شد. به علاوه، این صنعت ۱۴۳ هزار شغل مستقیم ایجاد کرده است. همزمان، صادرات پتروشیمی دومین منبع درآمد کشور پس از نفت خام است و حدود ۳۳ درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل می‌دهد.

بر أساس گزارش اس‌اندپی گلوبال، ایران پیش از جنگ ۷۵ مجتمع پتروشیمی فعال داشت و صادرات این بخش سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد می‌کرد. ایران همچنین ۱۴۳ پروژه پتروشیمی در دست ساخت دارد که برای تکمیل آنها حدود ۲۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری لازم است.

این ارقام نشان می‌دهد که صنعت پتروشیمی هم یک منبع بزرگ درآمد ارزی است، هم یکی از مهم‌ترین پیشران‌های توسعه صنعتی، و هم حوزه‌ای که ده‌ها هزار شغل مستقیم و شبکه بسیار گسترده‌تری از مشاغل غیرمستقیم به آن وابسته‌اند.

بر همین أساس، مرتضی بهروزی‌فر، عضو هیات علمی موسسه مطالعات انرژی، در گفت‌وگو با ایلنا تصریح کرده بخش قابل توجهی از درآمد کشور از صنعت فولاد و محصولات و فرآورده‌های پتروشیمی تأمین می‌شود. او هشدار داده که ایجاد اختلال در تولید این صنایع زیرساختی، هم تأمین نیازهای داخلی را دشوار می‌کند و هم در تأمین ارز مورد نیاز کشور مشکل اساسی به وجود می‌آورد، ضمن آن‌که بازگرداندن واحدهای آسیب‌دیده به خط تولید، با توجه به تنگناهای مالی، زمان‌بر و پرهزینه است. در گفت‌وگوی دیگری نیز سعید باغبانی، مدیر کنترل تولید شرکت ملی صنایع پتروشیمی گفته بود که حمله به تأسیسات جانبی این صنعت، در عمل اعمال فشار بیشتر بر مردم و بر تأمین نیازهای آنها است.

به علاوه، صنعت پتروشیمی یک بخش تولیدی مستقل نیست، بلکه در عمل به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی زنجیره تولید در بسیاری از صنایع دیگر عمل می‌کند. محصولات پتروشیمی ــ از انواع پلیمرها و پلاستیک‌ها تا مواد پایه شیمیایی ــ در تولید طیفی وسیع از کالاها به‌کار می‌روند: از صنایع خودروسازی و لوازم خانگی گرفته تا بسته‌بندی، نساجی، داروسازی، کشاورزی (کودها و سموم)، ساختمان و حتی تجهیزات پزشکی. به همین دلیل، هرگونه اختلال در تولید یا عرضه این مواد، بلافاصله به سایر بخش‌ها سرایت می‌کند. وقتی خوراک یا تولید پتروشیمی کاهش پیدا کند، خطوط تولید در صنایع پایین‌دستی با کمبود مواد اولیه مواجه می‌شوند، هزینه‌ها افزایش می‌یابد و در مواردی تولید متوقف یا محدود می‌شود. این زنجیره اختلال می‌تواند به کاهش شیفت‌های کاری، تعدیل نیرو یا تعطیلی موقت کارگاه‌ها در صنایع وابسته منجر شود. به‌عبارت دیگر، آسیب به پتروشیمی فقط به کارگران همان مجتمع‌ها محدود نمی‌ماند، بلکه می‌تواند به‌طور غیرمستقیم هزاران شغل در صنایع پایین‌دستی را نیز در معرض تهدید قرار دهد و فشار مضاعفی بر کل ساختار اشتغال صنعتی کشور وارد کند.

اینجا را هم نگاه کنید

جنگ و کارگران ایران: جامعه مدنی چه می‌تواند بکند، دولت چه باید بکند؟

جنگ و کارگران ایران: جامعه مدنی چه می‌تواند بکند، دولت چه باید بکند؟

تارنمای داوطلب – از زمان آغاز حمله‌های غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.