میان تهدید و همبستگی؛  اعتصاب معلمان برای دانش‌آموزان جان‌باخته!

تارنمای داوطلب: آمارهای غیررسمی از ابعاد نگران‌کننده حضور نوجوانان در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ حکایت دارد. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در یک ماه گذشته با مستندسازی اسامی جان‌باختگان، از کشته‌شدن نزدیک به ۲۳۰ دانش‌آموز در جریان این خیزش خبر داده؛ آماری که در کنار اظهارات رسمی، تصویری تکان‌دهنده از درگیری مستقیم نسل نوجوان با اعتراضات ارائه می‌دهد. احسان عظیمی‌راد، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز اعلام کرده است[1] که حدود ۱۷ درصد شرکت‌کنندگان در اعتراضات از نسل نوجوان بوده‌اند و در برخی استان‌ها حتی تا ۴۵ درصد جمعیت معترض را افراد زیر ۲۰ سال تشکیل داده‌اند؛ او حتی از مشارکت کامل یک کلاس در برخی مدارس خبر داده و این وضعیت را «مطلوب» ندانسته است.

«برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»

در همین رابطه، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در واکنش به کشته‌شدن دانش‌آموزان، با صدور فراخوانی تحت عنوان «برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»، روز چهارشنبه ۲۹ بهمن را عزای عمومی و روز تعطیلی مدارس (اعتصاب) اعلام کرد. در این بیانیه آمده است: «بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛ بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛ بیش از دویست و سی نیمکت خالی. هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه.»

در این فراخوان، شورا با تأکید بر اینکه «این‌ها عدد نبودند؛ نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند»، از معلمان خواسته است در روز ۲۹ بهمن از حضور در کلاس‌های درس خودداری کنند و از والدین نیز خواسته شده برای حفظ امنیت فرزندان‌شان و اعلام همبستگی با خانواده‌های داغدار، در آن روز دانش‌آموزان را به مدرسه نفرستند. همچنین از فرهنگیان و مردم دعوت شده بود در مراسم چهلم جان‌باختگان شرکت کنند.

بیانیه شورا، ضمن اشاره به تعطیلی‌های مکرر مدارس به دلایل مختلف همچون آلودگی هوا یا کمبود گاز، این پرسش را مطرح کرده بود که آیا «جان کودکان» کم‌اهمیت‌تر از این بحران‌هاست؟ و تأکید کرده بود: «مدرسه باید امن‌ترین پناهگاه این سرزمین باشد.»

استقبال محدود اما معنادار

گزارش‌ها حاکی است که برخی مدارس در شهرهایی چون سنندج، سقز، کرمان، اشتهارد کرج، ایذه، جوانرود کرمانشاه، بندرعباس، گرگان، انزلی و نیز در مناطق ۱۰، ۱۱ و ۱۲ تهران، شهرری، بهارستان، پاکدشت، ورامین، اسلامشهر، شهرک اندیشه (فازهای یک، دو و سه) و کیش به این فراخوان پاسخ مثبت داده و در ۲۹ بهمن تعطیل شدند.

در یکی از روایت‌های رسیده از مدارس به کانال شورای هماهنگی، معلمی گزارش داده است که در مدرسه محل تدریسش هر کلاس تنها دو یا سه دانش‌آموز حاضر داشته و بقیه در اعتراض به کشتار هم‌صنفان خود غایب بوده‌اند. به گفته این معلم، رئیس اداره آموزش و پرورش تحت فشار نیروهای امنیتی برای بررسی وضعیت حضور و غیاب به مدرسه مراجعه کرده و سپس حراست و معاون آموزشی نیز برای پیگیری مجدد وارد مدرسه شده‌اند. بر اساس این روایت، اسامی دانش‌آموزان غایب و شماره تماس خانواده‌های آنان با ایجاد فضای رعب و تهدید دریافت شده و به کادر مدرسه درباره «تنبیه اداری» هشدار داده شده است.

در روایتی دیگر از مدرسه‌ای در کرمان، گفته شده است که مدرسه به دلیل اطلاع‌رسانی دانش‌آموزان تقریباً خالی بوده و پیامکی به والدین ارسال شده که باید دلیل «غیبت غیرموجه» فرزندان‌شان را توضیح دهند؛ در غیر این صورت از حضور آنان در کلاس جلوگیری خواهد شد.

کانال تلگرامی شورای هماهنگی نیز اعلام کرده است که وزارت آموزش و پرورش با صدور بخشنامه‌ای به ادارات، بر تهدید دانش‌آموزان و برگزاری جلسات توجیهی با والدین تأکید کرده است. همچنین گزارش‌هایی از تهیه فهرست‌های پیگیری غیبت و رصد سیستماتیک دانش‌آموزان توسط نهادهای امنیتی منتشر شده است. با این حال، بنا بر همین گزارش‌ها، در برخی شهرها از جمله سنندج، دانش‌آموزان دوره متوسطه از رفتن به مدرسه خودداری کردند. شورای هماهنگی در عین حال برای سی‌ام بهمن‌ماه فراخوان طوفان توئیتری داده است.

حمایت بین‌المللی و طوفان توییتری ۳۰ بهمن

در همین راستا، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های آموزشی(EI)، با انتشار فراخوانی رسمی از جامعه جهانی آموزش خواست در طوفان توییتری روز پنجشنبه ۳۰ بهمن، ساعت ۲۱ به وقت ایران، در حمایت از کودکان و دانش‌آموزان ایران مشارکت کنند.در این فراخوان تأکید شده است که این کارزار بر ضرورت پاسخ‌گویی در قبال کشتار و سرکوب کودکان و دانش‌آموزان و نیز تضمین حق حیات و حق تحصیل در محیطی امن تمرکز دارد. شورای هماهنگی نیز اعلام کرده است که این طوفان توییتری بخشی از اقدامات دادخواهانه این تشکل خواهد بود.

 

گامی موثر با وجود محدودیت‌ها

اگرچه فراخوان ۲۹ بهمن با استقبال سراسری و گسترده‌ای مواجه نشد و فشارهای امنیتی، تهدیدهای اداری و نگرانی خانواده‌ها از پیامدهای احتمالی، دامنه مشارکت را محدود کرد، اما در نوع خود یک گام موثر از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان به شمار می‌رود. این شورا با پیوند زدن «امنیت مدرسه» به «حق زندگی» و با تبدیل نیمکت‌های خالی به نماد مطالبه‌گری مدنی، تلاش کرده از جایگاه صنفی فراتر رود و دفاع از جان دانش‌آموزان را به محور کنش جمعی بدل کند.

در شرایطی که روایت رسمی بر «نگرانی از مشارکت نوجوانان در اعتراضات» تأکید دارد، کنش معلمان بر «حق حیات و امنیت دانش‌آموزان» متمرکز شده است؛ تقابلی که نشان می‌دهد مدرسه، بیش از هر زمان دیگری، به صحنه‌ای برای نزاع بر سر آینده بدل شده است. اگر روایت رسمی می‌کوشد این نسل را در چارچوب نظم سیاسی تعریف کند، روایت معلمان می‌کوشد آن را در چارچوب حقوق بنیادین انسانی تعریف کند. در چنین وضعیتی، حتی استقبال محدود از اعتصاب نیز معنای سیاسی پیدا می‌کند. زیرا مسئله صرفاً تعطیلی یک روز کلاس نیست؛ مسئله این است که آیا مدرسه در برابر خشونت سکوت می‌کند یا به میدان دادخواهی تبدیل می‌شود.

[1] https://www.rouydad24.ir/fa/amp/news/447265

 

اینجا را هم نگاه کنید

بازاندیشی در مدل سازماندهی صنفی در ایران

تاب‌آوری در برابر قطع ارتباط: بازاندیشی در مدل سازماندهی صنفی در ایران

تارنمای داوطلب: دی‌ماه ۱۴۰۴ تنها صحنه اعتراض‌های گسترده ضدحکومتی و کشتار معترضان نبود؛ همزمان با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.