جایگاه تشکل‌های کارگری در اعتراضات اجتماعی؛: دنباله‌روی یا بازیگری اصلی؟

تارنمای داوطلب: همزمان با آغاز دور تازه اعتراضات ضدحکومتی در برخی نقاط کشور که در پی وخامت اوضاع اقتصادی، کم‌ارزش شدن پول ملی در پی گرانی افسارگسیخته ارز و به تبع این‌ها فشار کم‌سابقه معیشتی رخ داده است، برخی گروههای صنفی و کارگری حمایت خود را از معترضان اعلام کرده‌اند. بررسی‌ها حاکی از آن است که در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌ها از سوی تشکل‌های صنفی معلمان، کارگران و فعالان اجتماعی منتشر شده که تصویری روشن از وضعیت ملتهب جامعه و هم‌صدایی بخش‌های مختلف آن ارائه می‌دهد. از جمله این گروهها می‌توان به کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران، انجمن صنفی معلمان استان فارس، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه، کانون فرهنگیان اسلامشهر، انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی، بازنشستگان مطالبه‌گر کرمانشاه، اتحادیه تشکل‌های کامیونداران و رانندگان سراسر ایران، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و اتحادیه کارگران ایران اشاره کرد که با صدور بیانیه‌هایی اعلام کرده‌اند که در کنار مردم و اعتراضات سراسری ایستاده‌اند و تنها راه مقابله با فشارهای اقتصادی و اجتماعی را اتحاد صنفی و مشارکت فعال در اعتراضات می‌دانند.تشکل‌ها و گروههای صنفی و کارگری که اغلب آنها در پی سرکوب‌های حکومتی در سالیان گذشته، امکان فعالیت رسمی و سازماندهی اعتراضات صنفی را از دست داده‌اند و به صورت غیررسمی و گاهی تنها در قالب یک تشکل «اسمی» فعالیت می‌کنند. با این حال همراهی آنها با دور تازه اعتراضات سراسری مردمی در ایران همچون خیزش‌های گذشته نشان‌دهنده دغدغه‌مندی بخشی از جامعه صنفی و کارگری کشور در مواجهه با تحرکات اجتماعی است که گاهی می‌تواند ساختار قدرت سیاسی را دستخوش تحول و یا تغییرات کوچک و بزرگی کند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد نقش تشکل‌های صنفی و کارگری در بزنگاه‌های اعتراضی، به‌ویژه زمانی که ریشه اعتراضات معیشتی و اقتصادی است، نقشی بالقوه تعیین‌کننده اما در عمل محدود و دیرهنگام بوده است. اهمیت این نقش از آن‌جا ناشی می‌شود که این تشکل‌ها حتی در ضعیف‌ترین و غیررسمی‌ترین شکل خود نماینده لایه‌هایی از طبقه کارگر و بخشی از طبقه متوسط حقوق‌بگیر هستند؛ لایه‌هایی که پیوند خوردن آن‌ها با اعتراضات خیابانی می‌تواند دامنه نارضایتی را از سطح «اعتراض پراکنده» به سطح «فشار اجتماعی سازمان‌یافته» ارتقا دهد. تجربه نشان داده است که وقتی مطالبات معیشتی به نقطه‌ای می‌رسد که هم سفره کارگر و هم سبک زندگی طبقه متوسط را تهدید می‌کند، امکان شکل‌گیری هم‌پوشانی میان این دو طبقه افزایش می‌یابد و در چنین شرایطی، تشکل‌های صنفی می‌توانند نقش پل ارتباطی و زبان مشترک مطالبات را ایفا کنند.

از منظر تاریخی، حمایت تشکل‌های کارگری از اعتراضات ضدحکومتی، در بسیاری از کشورها عاملی کلیدی در تغییر موازنه قوا بوده است. در لهستان دهه ۱۹۸۰، اتحادیه مستقل همبستگی (Solidarność) با پیوند زدن مطالبات کارگری به خواست‌های سیاسی، به یکی از بازیگران اصلی فروپاشی نظم حاکم بدل شد. در اسپانیا اواخر دوره فرانکو، شبکه‌های کارگری نزدیک به کنفدراسیون ملی کار توانستند اعتراضات اقتصادی را به فشار سیاسی پایدار تبدیل کنند. حتی در بریتانیا، اتحادیه‌هایی مانند Trades Union Congress در مقاطعی با تهدید اعتصاب سراسری، دولت‌ها را وادار به عقب‌نشینی کرده‌اند، بی‌آن‌که لزوماً خود آغازگر اعتراضات خیابانی باشند. در ایران نیز نمونه تاریخی اعتصابات کارگری در جریان انقلاب ۱۳۵۷ کارگران صنعت نفت با اعتصاب سراسری، عملاً شریان مالی دولت را مختل کرد و نقش تعیین‌کننده‌ای در سقوط حکومت پهلوی داشت. در اعتراضات ۱۳۸۸ (جنبش سبز) نیز بخشی از معلمان، کارگران شرکت واحد و پرستاران با صدور بیانیه یا حضور پراکنده حمایت خود را اعلام کردند. اگرچه اعتصاب سراسری شکل نگرفت، اما همدلی صنفی با اعتراضات سیاسی آشکار بود. در اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ هم که با محوریت اعتراض به گرانی، بیکاری و حذف یارانه‌ها آغاز شد و به‌سرعت شکل ضدحکومتی به خود گرفت، کارگران بیکار، کارگران ساختمانی، رانندگان و حاشیه‌نشینان شهری بدنه اصلی معترضان بودند. در نهایت در اعتراضات موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱» نیز معلمان، بازنشستگان، کارگران پروژه‌ای نفت و گاز با تجمع یا بیانیه از اعتراضات حمایت کردند و نشان دادند که مطالبات صنفی (دستمزد، امنیت شغلی) می‌تواند مستقیماً با خواست‌های سیاسی پیوند بخورد.

در این میان اما وجه مشترک همراهی تشکل‌های صنفی و کارگری به ویژه درباره لهستان، اسپانیا و یا بریتانیا، برخورداری تشکل‌ها از حداقلی از استقلال، شبکه‌سازی درونی و توان تداوم کنش جمعی بوده است؛ عناصری که در ایران امروز به‌شدت تضعیف شده‌اند.

دنباله‌رو، نه کنشگر اصلی

بررسی تجربه ایران نشان می‌دهد که تشکل‌های صنفی و کارگری در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، اغلب نه به‌عنوان بازیگر و کنشگر اصلی، بلکه به‌عنوان «دنباله‌رو» اعتراضات سراسری وارد میدان می‌شوند. معمولاً پس از آن‌که اعتراضات خیابانی شکل گرفته و هزینه آن از سوی مردم در حال پرداخت شدن است، بیانیه‌های حمایتی صادر می‌شود. این شیوه موضع‌گیری، بدون پشتوانه عملی مشخص مانند فراخوان به اعتصاب، نافرمانی صنفی یا کنش‌های جمعی هماهنگ باعث می‌شود حمایت‌ها بیشتر جنبه نمادین داشته باشد. از سوی دیگر، در برخی موارد رادیکالیسم زبانی تشکل‌ها، بدون تناسب با توان سازمانی واقعی آن‌ها، نه‌تنها به گسترش اعتراض کمک نمی‌کند بلکه می‌تواند بهانه‌ای برای سرکوب سریع‌تر را فراهم کند.

خطای دیگر، محدود ماندن این تشکل‌ها در چارچوب بیانیه‌نویسی و ناتوانی در ترجمه مطالبات عمومی به برنامه‌های ملموس و قابل پیگیری صنفی است. در حالی‌که اعتراضات معیشتی ظرفیت درگیر کردن هم‌زمان طبقه کارگر و طبقه متوسط را دارد، فقدان استراتژی روشن برای پیوند زدن مطالبات مزدی، رفاهی و شغلی با خواست‌های عمومی‌تر، موجب می‌شود این هم‌گرایی ناپایدار و مقطعی باقی بماند. در نتیجه، تشکل‌ها اغلب در لحظات حساس تاریخی، طراح و پیش‌برنده کنش جمعی نیستند و اغلب نقش شاهد و همراه را ایفا می‌کنند.

گرچه حتی همین نقش محدود نیز واجد اهمیت است و در شرایطی که سرکوب ساختاری، امکان سازماندهی کلاسیک را از بین برده، هر موضع‌گیری صنفی می‌تواند به مشروعیت‌بخشی اجتماعی اعتراضات و شکستن روایت رسمی قدرت کمک کند، اما چالش اصلی پیش‌روی تشکل‌های صنفی و کارگری در ایران، عبور از واکنش‌گری و حرکت به‌سوی کنش‌گری آگاهانه، تدریجی و متناسب با توان واقعی خود است؛ مسیری که بدون آن، حمایت‌ها هرچند صادقانه، اما کم‌اثر و زودگذر باقی خواهند ماند.

در واقع اعتراضات ضدحکومتی زمانی پایدار و مؤثر می‌شوند که مطالبات صنفی به زبان سیاسی ترجمه شوند، شبکه‌های غیررسمی (همکاران، گروه‌های شغلی، بازنشستگان) جای تشکل‌های سرکوب‌شده را بگیرند و به ستون فقرات سازماندهی اعتراض بدل می‌شوند. این شبکه‌ها، اگرچه فاقد ساختار کلاسیک و رهبری متمرکزند، اما به دلیل پیوندهای روزمره و اعتماد درونی، ظرفیت بسیج و انتقال سریع مطالبات را دارند و با تعیین استراتژی‌هایی برای مطالبه‌گری و کنش جمعی به عنوان اهرم فشار اجتماعی عمل کند.

اینجا را هم نگاه کنید

گسترش خشم معیشتی زیر سایه تورم ۵۰ درصدی!

مروری بر مهمترین اعتراضات کارگری برگزار شده در آذر ماه ۱۴۰۴: گسترش خشم معیشتی زیر سایه تورم ۵۰ درصدی!

 تارنمای داوطلب: پاییز ۱۴۰۴ در حالی به پایان رسید که وضعیت معیشتی ایرانیان به ویژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.