گزارش تحلیلی دیدهبان داوطلب
محدود بودن امکان عمل، به معنای صفر بودن آن نیست.
تجربههای تاریخی نشان میدهند که در زمان جنگ، اتحادیهها، انجمنهای صنفی، شبکههای محلی، گروههای همیاری و نهادهای مدنی حتی در سختترین شرایط نیز میتوانند سه کار حیاتی انجام دهند:
▫️نخست، از سقوط فوری مردم به بیپولی و بیپناهی جلوگیری کنند؛
در زمان جنگ، بسیاری از کارگران فقط با مسئلهی دستمزد کمتر یا ناامنی شغلی مواجه نیستند؛ آنها ناگهان با قطع درآمد، جابهجایی اجباری، تخریب خانه، مراقبت از سالمندان و کودکان، کمبود دارو و مواد غذایی، و اختلال در خدمات عمومی روبهرو میشوند. در چنین وضعیتی، جامعهی مدنی و شبکههای کارگری اگر نتوانند «سیاست بزرگ» را تغییر دهند، هنوز میتوانند در مقیاس زندگی روزمره مداخلهای حیاتی انجام دهند: ایجاد شبکههای همیاری محلی و صنفی، جمعآوری و توزیع کمکهای ضروری، حمایت از خانوادههای کارگران بیکار یا زندانی، و شکلدادن به صندوقهای اضطراری رسمی یا نیمهرسمی.
تجربهی اوکراین پس از تهاجم روسیه دقیقاً از این جهت آموزنده است. نهادهای کارگری اوکراین، در کنار همهی مناقشات بر سر قوانین جنگی، بخشی از کار خود را به اسکان، غذا، دارو و حمایت انسانی از اعضا و خانوادهها منتقل کردند. کنفدراسیون اتحادیههای اروپایی نیز صراحتاً از نقش اتحادیههای اوکراینی در دادن غذا و سرپناه و بسیج کمکهای انسانی سخن گفت. درس این تجربه برای ایران روشن است: وقتی ساختار رسمی حمایت اجتماعی ناکافی یا تبعیضآمیز است، شبکههای همبستگی افقی میتوانند شکاف اولیه را پر کنند و اجازه ندهند خانوادهها به سرعت به ورطهی فروپاشی معیشتی سقوط کنند.
در ایران، این نوع اقدام احتمالاً نه با نامهای پرطمطراق، بلکه از خلال شکلهای کمصداتر و غیرمتمرکزتر ممکن است. شبکههای محلیِ همیاری، صندوقهای مبتنی بر اعتماد صنفی، گروههای پشتیبان در محلهها، و پیوند میان خانوادههای کارگری و گروههای داوطلب میتوانند در عمل همان کاری را بکنند که در بسیاری از کشورها اتحادیههای قدرتمندتر انجام دادهاند. در زمان جنگ، توزیع بستههای ضروری، تأمین هزینهی رفتوآمد و درمان، حمایت از کودکانی که نانآور خانه شغلش را از دست داده، و کمک به کارگران خدمات عمومی که خود زیر فشار مضاعفاند، شکلهای حداقلیِ حفظ بافت اجتماعیاند. جامعهای که این لایههای خردِ همبستگی را از دست بدهد، خیلی زودتر از آنچه در گزارشهای رسمی دیده میشود، به خشونت فرساینده، بیاعتمادی و اتمیزهشدن کامل فرو میغلتد.
▫️دوم، از استانداردهای حداقلی ایمنی و معیشت در محیطهای کار دفاع کنند؛
▫️و سوم، حافظهی حقوقی و اجتماعی بحران را بسازند تا جنگ به مجوزی برای فراموشی و بیپاسخماندن تبدیل نشود.
در گزارش داوطلب دو مورد دیگر را ببینید و مرور کنید که دولت و جامعه مدنی چه باید بکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
جنگ و کارگران ایران: جامعه مدنی چه میتواند بکند، دولت چه باید بکند؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – از زمان آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند تا کنون، بیش از یکهزار و ۴۰۰ تن جانشان را از دست دادهاند و ۱۸ هزار و ۵۵۱ تن مجروح شدهاند. به گزارش جمعیت هلال احمر ایران، ۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیرنظامی آسیب دیدهاند…
❤2👍1🕊1
▪️نمایندگان تشکلهای دولتساخته، دست به دامن تشکلهای دیگری شدهاند که عملا وجود ندارند!
حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیش از این میزان از کارگاههای ساختمانی به حالت تعطیل درآمدهاند. در واقع فعالیتهای ساختمانی به طور کامل متوقف شده است و کارفرمایان نیز صراحتاً اعلام میکنند که به دلیل شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژهها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.
در حال حاضر، امتیاز، حمایت، کمکهزینه یا بسته معیشتی مشخصی برای کارگر ساختمانی که ۲۰ روز، یک ماه و یا حتی مدتی طولانیتر بیکار شده، در نظر گرفته نشده است؛ این در حالی است که با توجه به تداوم شرایط موجود، بیکاری در این بخش قطعی و مستمر خواهد بود. تا این لحظه نه تسهیلات بانکی تعریف شده، نه وامی در نظر گرفته شده و نه کمک معیشتی ویژهای به این قشر اختصاص یافته است.
🧩 در غیاب اقدامات دولتی، خود کارگران و انجمنهای صنفی باید با هماهنگی بیشتر وارد میدان شوند. ما باید سازوکاری ایجاد کنیم که اگر خانهای در اثر انفجار تخریب شد یا کارگری دچار حادثه گشت، در کنار هم باشیم. اگرچه وزارت راه و شهرسازی اعلام کرده آسیبدیدگان برای پیگیری مراجعه کنند، اما همگان بر پیچیدگی و طولانی بودن روندهای اداری واقف هستند.
منبع: مصاحبه ایلنا با میکائیل صدیقی، عضو هیات مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1💔1
جامعه مدنی، حافظ منافع گروههای جامعه است
در شرایط جنگ یا بحرانهای شدید، فضای عمومی جامعه معمولاً دو قطبی و امنیتی میشود:
یک سوی آن «منطق دولت و امنیت ملی» قرار میگیرد و سوی دیگر «منطق اعتراض یا مخالفت».
در چنین فضایی، کنشگران مدنی اگر بخواهند استقلال خود را حفظ کنند، باید نقطه نظر جامعه مدنی را بهعنوان صدای سوم برجسته کنند؛ صدایی که نه صرفاً بازوی دولت است و نه در چارچوب دوقطبیهای سیاسی حل میشود، صدایی که «همبستگی» را از «اطاعت سیاسی» تفکیک میکند و برای حفظ منافع گروهها، دستور کار تعریف میکند.
در علوم سیاسی-اجتماعی، جامعه مدنی زمانی «مستقل» تلقی میشود که:
- از دولت و احزاب سیاسی استقلال نهادی داشته باشد
- بتواند نقد قدرت را حتی در شرایط جنگی حفظ کند
- در عین همبستگی اجتماعی، حقوق شهروندان و گروههای آسیبپذیر را نمایندگی کند
- اجازه ندهد منطق امنیتی، یا محاسبات کلانتر سیاسی، مطالبات اجتماعی را خاموش کند.
در زمان جنگ، استقلال جامعه مدنی نه یک تجمل دموکراتیک بلکه یک ضرورت برای بقا و انسجام جامعه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1🕊1
جامعه مدنی اوکراین علاوه بر فعالیت داوطلبانه در کمک به مردم، کارزار گسترده مبارزه با فساد طی «انقلاب کرامت» سامان داد
درشرایط جنگی، سیاست اغلب به دو قطب ساده فروکاسته میشود:
یا حمایت کامل از دولت به نام دفاع از کشور، یا مخالفتی که گاه بهعنوان تضعیف جبهه داخلی تعبیر میشود.
در این میان، جامعه مدنی با چالشی اساسی روبهرو است:
چگونه میتوان همزمان در دفاع از کشور سهیم بود و در عین حال استقلال انتقادی خود را حفظ کرد؟
نمونه اوکراین یکی از شفافترین مثالهای معاصر است که نشان میدهد جامعه مدنی میتواند در میانه یک جنگ تمامعیار، در حین دفاع از مردم و منافع کشور، رفتار دولت را نقد کند، به جریانهای حسابرسی اجتماعی سامان بدهد و پیگیری خواستههای گروههای اجتماعی را در دستور کار نگه دارد.
در سال ۲۰۱۴، جنبش اعتراضی گستردهای که به «انقلاب کرامت» شهرت یافت، نهتنها یک تغییر سیاسی ایجاد کرد، بلکه شبکهای از سازمانهای مدنی، رسانههای مستقل، گروههای داوطلب و نهادهای ضد فساد را در کشور تقویت کرد. از دل همین جنبش، نهادهایی برای مبارزه با فساد در ساختار قدرت شکل گرفتند که هدفشان نظارت بر عملکرد دولت و جلوگیری از سوءاستفاده از منابع عمومی بود. به این ترتیب، جامعه مدنی در اوکراین پیش از آغاز جنگ نیز نقش فعالی در کنترل قدرت سیاسی ایفا میکرد.
با آغاز جنگ در سال ۲۰۲۲، بسیاری تصور میکردند که چنین شبکههایی در فضای اضطراری جنگی یا به حاشیه رانده خواهند شد یا بهطور کامل در خدمت دولت قرار خواهند گرفت. اما آنچه در عمل رخ داد، مسیر متفاوتی بود. هزاران گروه داوطلب، انجمن محلی و سازمان مدنی به سرعت برای کمک به دفاع از کشور بسیج شدند. آنها در تأمین تجهیزات برای نیروهای دفاعی، کمکرسانی به آوارگان جنگی، سازماندهی کمکهای انسانی و مقابله با جنگ اطلاعاتی روسیه نقش مهمی ایفا کردند. در واقع، بخش بزرگی از توان اجتماعی کشور برای مقاومت در برابر تجاوز نظامی از دل همین شبکههای مدنی سازماندهی شد.
با این حال، نقش جامعه مدنی به کمکرسانی و همبستگی ملی محدود نماند. همان سازمانها و فعالانی که در دفاع از کشور مشارکت داشتند، همچنان بر ضرورت شفافیت، پاسخگویی و مبارزه با فساد در ساختار قدرت تأکید کردند. آنها بارها درباره سوءمدیریت منابع یا خطر تمرکز بیش از حد قدرت در دوران جنگ هشدار دادند. این رفتار نشان میداد که جامعه مدنی اوکراین خود را نه در برابر دولت، بلکه در کنار جامعه و در مقام ناظر بر قدرت تعریف میکند.
یکی از مهمترین نمونههای این استقلال انتقادی در سال ۲۰۲۵ رخ داد، وقتی که پارلمان اوکراین قانونی تصویب کرد که استقلال دو نهاد مهم مبارزه با فساد را محدود میکرد و آنها را زیر نفوذ دادستانی کل قرار میداد.
بسیاری از فعالان مدنی و روزنامهنگاران این اقدام را تهدیدی برای شفافیت سیاسی دانستند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضها، لحن و مضمون آنها بود. معترضان نه در موضع مخالفت با دفاع ملی، بلکه در دفاع از اصول دموکراتیک دست به اعتراض زدند. در بسیاری از تجمعها سرود ملی اوکراین خوانده شد و تأکید شد که مبارزه با فساد بخشی از دفاع از کشور است، نه اقدامی علیه آن. به بیان دیگر، جامعه مدنی تلاش کرد نشان دهد که میتوان همزمان میهندوست بود و از دولت پاسخگویی خواست.
تجربه اوکراین از این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد جامعه مدنی در زمان جنگ تنها یک نیروی امدادی یا داوطلبانه نیست بلکه در حفظ تعادل میان همبستگی ملی و دموکراسی میتواند نقشهای حیاتی داشته باشد.
اگر در دوران جنگ تمام نقدها خاموش شود، خطر تمرکز قدرت و تضعیف نهادهای دموکراتیک افزایش مییابد. در مقابل، اگر جامعه مدنی بتواند همبستگی اجتماعی را با نظارت بر قدرت پیوند بزند، جنگ لزوماً به معنای تعطیلی پیگیریهای خواستههای جامعه مدنی نخواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣جامعه مدنی در بحبوحه جنگ نه دشمن دولت است و نه ابزار دولت
جامعه مدنی، حافظ منافع گروههای جامعه است
در شرایط جنگ یا بحرانهای شدید، فضای عمومی جامعه معمولاً دو قطبی و امنیتی میشود:
یک سوی آن «منطق دولت و امنیت ملی» قرار میگیرد و سوی دیگر «منطق اعتراض…
جامعه مدنی، حافظ منافع گروههای جامعه است
در شرایط جنگ یا بحرانهای شدید، فضای عمومی جامعه معمولاً دو قطبی و امنیتی میشود:
یک سوی آن «منطق دولت و امنیت ملی» قرار میگیرد و سوی دیگر «منطق اعتراض…
👍1🔥1 1
گزارش تحلیلی داوطلب
در جنگ، دولتها و کارفرمایان معمولاً با زبان «ضرورت تولید» حرف میزنند. اما یکی از کهنترین درسهای تجربهی تاریخی این است که اگر ضرورت تولید بهانهای برای حذف ایمنی شود، هزینهی آن را کارگران با بدن خود میپردازند.
سازمان بینالمللی کار بارها تأکید کرده است که در زمان بحران، گفتوگوی اجتماعی و نهادهای کار باید برای پیشگیری از اختلاف، رسیدگی به مخاطرات و حفظ استانداردهای کار فعال شوند. حتی آنجا که شرایط فوقالعاده برقرار است، نقش تشکلها در ثبت تخلفات، مطالبهی بازرسی، و دفاع از حداقلهای ایمنی کم نمیشود؛ برعکس، بیشتر میشود.
برای ایران، این نکته از آن جهت مهمتر است که برخی واحدهای تولیدی، بهویژه در بخشهای حیاتی، اکنون با شیفتهای فشردهتر کار میکنند و خود دولت نیز از سهشیفته بودن بخشهایی از تولید سخن گفته است.
در چنین وضعیتی، جامعهی مدنی و ابتکارهای کارگری میتوانند دستکم سه کار ملموس انجام دهند:
مستندسازی دقیق خطرات محیط کار،
ثبت الگوهای نقض ایمنی
و فرسودگی ناشی از شیفتهای فشرده، و تبدیل این دادهها به گزارشهای منظم و استاندارد که هم در عرصهی عمومی و هم در مجاری حقوقی و بینالمللی قابل استناد باشند.
گر حق امتناع از کارِ خطرناک در عمل به رسمیت شناخته نمیشود، مستندسازی میتواند بعداً بنیان مطالبهگری برای پاسخگویی بدل شود. در بسیاری از کشورها، حتی زمانی که اعتصاب محدود شده، سازوکارهای شکایت، بازرسی و ثبت تخلف بهعنوان سپرهای جایگزین باقی ماندهاند. ایران از این منظر دچار ضعف ساختاری است، اما همین ضعف، اهمیت کارِ مستندسازی را بیشتر میکند.
در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید که تشکلهای صنفی دیگر چه میتوانند بکنند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
کانال اصل ۲۰ نوشت:
جنگ در دنیای مدرن، تفاوتهایی فاحش با جنگهای کلاسیک دارد. یکی از این تفاوتها، سرعت بالای انتقال اطلاعات است که در مخدوش شدن فضا برای روزنامهنگاری مستقل و مبتنی بر حقیقت، خطر دستکاری افکار عمومی بیش از پیش افزایش پیدا کرده است.
اما در این میان، سهم حقیقت چیست؟
پاولوس نرانتزیس Pavlos Nerantzis، روزنامهنگار، مستندساز و پژوهشگر یونانی، با سی سال تجربه پوشش اخبار جنگ در مناطق مختلف جهان، در کتاب خود با عنوان «حقیقت بمباران شده؛ رسانه و جنگ از نگاه یک خبرنگار جنگ»، به این پرسش پاسخ میدهد.
📍نرانتزیس میگوید که با ظهور جنگهای پسامدرن به ویژه از زمان جنگ خلیج فارس، شاهد تغییر شگرفی در ماهیت جنگها بودهایم، جایی که قدرت اطلاعات بر قدرت تسلیحات غلبه کرده است. سیاستمداران با تدوین استراتژیهای ارتباطی جدید، تمرکز رسانهای و ترویج روزنامهنگاری جنجالی و بازیافتی، استانداردهایی تازه را در پوشش اخبار جنگ ایجاد کردهاند. او این پدیده را نتیجه سرمایهگذاری بر «همکاری نظامی، صنعتی و رسانهای» میداند؛ یعنی همپیمانی قدرت سیاسی، نظامی، صنایع جنگی و غولهای مطبوعاتی که به قیمت از دست رفتن اعتبار رسانهها تمام شده است.
📍ویژگیهای اصلی این دوران از یک سو ادغام روزنامهنگاران «همراه» در نیروهای مسلح طرفین درگیر برای کنترل بیشتر بر جریان اطلاعات بود و از سوی دیگر، تقویت مکانیسمهای پروپاگاندا به لطف همکاری ارتش با شرکتهای روابط عمومی که گزارشهای آماده ارائه میکردند. تصادفی نیست که گفتمان تبلیغاتی بیش از پیش به عنوان تنها حقیقت موجود جلوه داده میشود، در حالی که روزنامهنگارانی که رویکرد انتقادی دارند و در جستجوی حقیقت تحقیق میکنند، هدف حمله قرار میگیرند، تعقیب میشوند، بیاعتبار میشوند یا حتی به قتل میرسند.
📍او میگوید: «وقتی از یک روزنامهنگار خواسته میشود درباره رویدادی بزرگ مانند یک درگیری مسلحانه اطلاعات جمعآوری کند، او در واقع در حال ثبت تاریخ است؛ آن لحظه به زمانی تبدیل میشود که تاریخ ساخته میشود. روزنامهنگار قطعا مورخ نیست، اما عملاً موظف است آنچه را که در همان لحظه رخ میدهد، با کلمات و تصاویر ثبت کرده و به مردم منتقل کند.»
📍او اضافه میکند: «گزارشگری از مناطق جنگی، نخستین تلاش برای ثبت تاریخ در زمان واقعی است. به قول رابرت مکنامارا، وزیر دفاع دولت نیکسون، تلاش برای ساختن تاریخ از دل رویدادهای معاصر، تمرینی با ریسک بسیار بالا است.»
مسئله این است که خبرنگار در شرایطی که جانش در خطر است، با سانسور، اخبار جعلی و رقابت رسانهها روبروست، چگونه میتواند حقیقت را به درستی منتقل کند. رهبران سیاسی و نظامی همواره تلاش کردهاند با اطلاعات نادرست، اشتباهات خود را پنهان و اجماع و همبستگی ایجاد کنند. به همین دلیل است که حقیقت همیشه نخستین قربانی جنگ است.
🔸در عصر اخبار جعلی، آیا روزنامهنگار میتواند حقیقت را آشکار کند؟ پاسخ نرانتزیس به این پرسش «آری» است. اگر روزنامهنگار به ابزارهای لازم مجهز باشد، میتواند اعتبار کسب کند و خطر تبدیل شدن به بازنشرکننده پروپاگاندا را به حداقل برساند.
🔸او میگوید که عوامل ذهنی، احساسات و تجربیات در منطقه، بر نگاه واقعبینانه خبرنگار جنگ در ثبت رویدادها اثرگذار است: «برقراری این تعادل اصلاً ساده نیست و نتیجهاش از قبل مشخص نمیشود؛ چون هر کدام از ما با طرز فکر و روحیات خاص خودمان و با انگیزههای متفاوتی پا به این محیطهای مسموم میگذاریم. یادمان نرود که زبان خودش یک ابزار عقیدتی است. اصلاً اتفاقی نیست که بعضی خبرنگاران در گزارشهایشان با لحنی حماسی روی قدرت اسلحه و قهرمانبازی تمرکز میکنند، اما گروهی دیگر از رنج مردم و آوارگی میگویند و به دنبال ریشههای واقعی جنگ میگردند.»
مکتب اول که بر «عینیت» تأکید دارد و اغلب در سطح باقی میماند و گفتمان پروپاگاندا را بازنشر میکند و مکتب دوم که عینیت را یک افسانه میداند و به دنبال روشن کردن جنبههای تاریک تحولات است.
نرانتزیس خود را در مکتب دوم قرار میدهد و معتقد است که هدف خبرنگار جنگ باید جانبداری صادقانه از حقیقت باشد.
منبع: اصل ۲۰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Ena Institute
War through the media and the role of journalism
Written from the perspective of a journalist who covered wars for 30 years in Latin America, the Balkans, the Middle …
❤1
بر اساس گزارشها و آمارهای منتشر شده در ماههای اخیر (دی و بهمن ۱۴۰۴)، قطعی و اختلالات گسترده اینترنت آسیبهای جدی به اشتغال و کسبوکارهای آنلاین وارد کرده است.
چندین گزارش از نهادهای مختلف و پلتفرمهای کاریابی منتشر شده که ابعاد این خسارت را نشان میدهد:
تعداد مشاغل آسیبدیده:
طبق برخی برآوردها، بیش از ۹ میلیون نفر در کسبوکارهای مجازی فعالیت دارند که معیشت آنها مستقیماً با وضعیت اینترنت در ارتباط است. همچنین گزارش شده که بیش از ۹۵ درصد کسبوکارهای اینترنتی به دلیل قطعی اینترنت در تابستان آسیب دیدهاند.
⚠️بیش از ۱ میلیون شغل مستقیم در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام با خطر نابودی کامل مواجه شدهاند.
▪️ر نظرسنجیهای این دوره، حدود ۲۳ درصد از شاغلان حوزه دیجیتال اعلام کردند که به دلیل تداوم اختلالات، شغل خود را از دست دادهاند.
▪️بیش از ۱ میلیون فریلنسر با توقف کامل پروژهها و قطع درآمد ارزی مواجه شدند که منجر به سقوط ۷۵ درصدی شاخصهای فعالیت این گروه شده است.
کاهش آگهیهای استخدامی:
در دوران قطعی گسترده اینترنت در دیماه ۱۴۰۴، انتشار آگهیهای شغلی در حوزه دیجیتال تا ۸۰ درصد کاهش یافت که نشاندهنده رکود شدید در بازار کار این بخش است.
گزارشهای رسمی و غیررسمی:
وزارت ارتباطات: وزیر ارتباطات خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال را حدود ۵۰۰ میلیارد تومان و خسارت به اقتصاد کلان کشور را روزانه ۵ هزار میلیارد تومان برآورد کرده است.
سازمان نظام صنفی رایانهای (نصر):
پیشتر هشدار داده شده بود که حدود ۴۰۰ هزار کسبوکار در معرض نابودی کامل قرار دارند.
اتاق بازرگانی ایران:
ضرر ماهانه فیلترینگ و اختلالات را برای کسبوکارهای ایرانی تا ۴۰ هزار میلیارد تومان تخمین زده است.
هزینهای که از جیب بیپناهترین و کمدرآمدترین اقشار کم میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊1💔1
گزارش اخیر سازمان ملل، درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، تصویری نگرانکننده از وضعیت حقوق بشر در ایران در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶ ارائه میدهد.
این گزارش با تمرکز بر رویدادهایی مانند اعتراضات سراسری دیماه به بررسی مجموعهای از روندهای نگرانکننده از جمله سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، بازداشتهای گسترده، اعدامها، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان و قطع گسترده اینترنت میپردازد.
در کنار این موارد، گزارش نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی و فشارهای معیشتی نیز در شکلگیری اعتراضات نقش مهمی داشتهاند و همزمان اقدامات امنیتی و محدودیتهای ارتباطی دولت تأثیرات گستردهای بر زندگی روزمره، معیشت و فعالیتهای اقتصادی مردم گذاشته است. بر این اساس، گزارش نتیجه میگیرد که وضعیت حقوق بشر در ایران با روندی رو به وخامت همراه بوده و نیازمند نظارت و بررسی بینالمللی مستمر است.
گزارش تنها به مسائل سیاسی نمیپردازد، بلکه به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاستها و سرکوبها نیز اشاره میکند؛ از جمله فشارهای معیشتی، آسیب به کسبوکارهای کوچک، از بین رفتن درآمد در پی اختلالات ارتباطی، و خطراتی که برخی کارگران در اقتصادهای حاشیهای یا غیررسمی با آن روبهرو هستند.
این گزارش دستکم در چهار مورد به معیشت کارگران و مطالبات آنان پرداخته:
۱. تأثیر قطع اینترنت بر معیشت و اقتصاد دیجیتال
قطع گسترده اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶ (دی و بهمنماه- یعنی زمان نگارش گزارش) پیامدهای اقتصادی جدی به همراه داشت. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که برای بازاریابی و فروش به پلتفرمهای آنلاین وابسته بودند، گزارش دادند که درآمد آنها تا حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. این اختلال نهتنها فعالیتهای تجارت الکترونیک را مختل کرد، بلکه سیستمهای پرداخت دیجیتال و شبکههای لجستیک (تامین و توزیع) را نیز تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، میلیونها کارگر و شاغل مرتبط با اقتصاد دیجیتال بهطور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیدند؛ در شرایطی که اقتصاد کشور پیشتر نیز تحت فشار تورم و کاهش ارزش پول قرار داشت.
۲. نابودی معیشتها در نتیجه سرکوب و محدودیتهای ارتباطی
گزارش تأکید میکند که استفاده از زیرساختهای ارتباطی بهعنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی، هزینههای انسانی و اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کرده است. در جریان خاموشی ارتباطات، بسیاری از افراد نتوانستند با خانوادههای خود ارتباط برقرار کنند یا به خدمات ضروری دسترسی داشته باشند. در کنار مجروحانی که بدون درمان ماندند، معیشت بسیاری از مردم نیز از بین رفت و همزمان نقضهای حقوق بشری از دید عمومی پنهان ماند. این وضعیت نشاندهنده شکست دولت در تضمین حقوقی چون دسترسی به اطلاعات و حفظ شرایط زندگی و کار شهروندان است.
۳. خشونت علیه کارگران مرزی و معیشتهای غیررسمی
در گزارش همچنین به تداوم استفاده از نیروی مرگبار علیه گروههایی از کارگران حاشیهای اشاره شده است؛ از جمله کولبران کُرد در مرزها و سوختبران بلوچ. این افراد اغلب در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و برای تأمین معیشت خود به حمل کالا یا سوخت در مناطق مرزی وابستهاند. گزارشگر ویژه تأکید میکند که گزارشهای متعددی از کشتهشدن این کارگران توسط نیروهای دولتی دریافت شده است؛ الگویی که در سالهای گذشته نیز بهطور پیاپی گزارش شده و بخشی از زمینه گستردهتر نقض حقوق بشر در کشور محسوب میشود.
۴. فشار اقتصادی بهعنوان عامل شکلگیری اعتراضات
در بخش دیگری از گزارش اشاره شده که سختیهای شدید اقتصادی یکی از محرکهای اصلی آغاز اعتراضات سراسری در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ بوده است. فشارهای معیشتی باعث شد گروههای مختلف اجتماعی از مناطق و طبقات متفاوت در سراسر کشور به اعتراض بپیوندند و مطالبات گستردهتری درباره تغییرات سیاسی و اقتصادی مطرح کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1
پاسخ را باید از سطح شعار جدا کرد: دولت در زمان جنگ، اگر واقعاً بخواهد از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کند، نمیتواند به دعوتهای اخلاقی برای «همدلی» و «حفظ تولید» بسنده کند.
نخستین وظیفهی دولت، حمایت فوری از درآمد است.
سازمان بینالمللی کار در اسناد خود دربارهی اشتغال برای صلح و تابآوری، بر گسترش حمایت اجتماعی، تضمین حداقلهای معیشت و طراحی پاسخهای مبتنی بر اشتغال و گفتوگوی اجتماعی تأکید میکند.
به زبان ساده، وقتی بحران به حذف یا توقف درآمد میانجامد، دولت باید از پرداخت اضطراری نقدی، گسترش واقعی بیمه بیکاری، تعلیق بدهیهای خرد، و تضمین دسترسی پایدار به کالاهای اساسی استفاده کند.
بدون اینها، «تابآوری» فقط نام دیگری برای تحمیل هزینهی بحران به فقیرترین لایههای جامعه است.
دومین وظیفه دولت را در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1🕊1
در شرایطی که جامعه بیشترین نیاز به خبرنگاری حرفهای دارد، تمام خبرها، حتی در کانالها و بخشهای کارگری روزنامهها به جنگ و ترغیب جهتگیری حقوقبگیرهایی درباره جنگ تخصیص داده شده- دقیقا همان گروهی که پیگیری مطالبات بر زمینماندهشان همزمان با دشوارتر شدن شرایط معیشتی از دستور کار رسانهها حذف شده است. (مثلا فهرست خبرهای ایلنا، خبرگزاری کار در تلگرام نشان از حذف مطلق خبرهای کارگری دارد.)
با حذف پیگیری مطالبات صنفی گروههای مردم از دستور کار رسانهها، اعلانهای کوتاه کارگری درباره زمان پرداخت حقوق فلان گروه شغلی یا شیوه محاسبه روزهای تعطیل در چند کانال و پلتفرم داخلی به مردم ابلاغ میشود.
به گفته IFJ، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، پس از قطعی گسترده اینترنت در کشور از هجدهم دیماه، برخی نشریات چاپ روزانه خود را متوقف کردند و برخی رسانهها نیز نیروهای خود را تعدیل کردهاند.
چندین رسانه به نقل از این منبع اعلام کردند که دهها تن از کارکنان «مجموعه دنیای اقتصاد» و نیز تعدادی از خبرنگاران دیگر رسانهها نظیر روزنامه «هفت صبح» از کار برکنار شدهاند.
گفته میشود که این تصمیم «در پی شرایط دشوار اقتصادی، افزایش هزینهها و تحولات اخیر» گرفته شده است.
بر اساس اطلاعاتی که در بخش دیگری از این گزارش آمده، «افزایش حدود ۶۰ درصدی حقوقها و فشارهای ناشی از وضعیت اقتصادی و فضای جنگی»، بهعنوان عوامل موثر در این «تعدیل نیرو» عنوان شدهاند.
IFG نوشته است که مقامهای رسمی جمهوری اسلامی به این خبر واکنشی نشان ندادهاند.
کانال تلگرامی باشگاه روزنامهنگاران ایران نیز در مطلبی نوشت: در طول این روزها و دوره قطعی اینترنت، روزنامهها تعداد صفحات خود را کاهش دادند. با وجود افزایش نسبی مخاطبان، محدودیت دسترسی به اخبار غیررسمی و مشکلات موجود، فعالیت رسانهها را با دشواری زیادی روبهرو کرده است.
در روزهای آخر سال نیز انتشار روزنامه هممیهن از سوی هیات نظارت بر مطبوعات متوقف شد.
فراموش نکنیم که اعتراضات دیماه با خشم معیشتی و مطالبهگری گسترده مردم ناراضی از شرایط شروع شده بود، وضعیتی که امروز بدتر شده است.
در این شرایط، اگر جنگ و کشتار جمعی مطالبهگران پیش از آن نتوانسته باشد زندگی گروههای بزرگ حقوقبگیر را مختل کند یا به مهاجرتهای گسترده دامن بزند، اگر روند حذف پیگیری معیشتی و قطعی اینترنت ادامه پیدا کند، مطالبات فراموششدهی حقوقبگیرهایی اگر به دلسردی بینجامد ممکن است به یکی از بزرگترین موجهای مهاجرتی معیشتی در برههای نزدیک بینجامد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
گزارش داوطلب
در گزارشهای وزارت کار و رسانههای نزدیک به دولت، بارها بر لزوم حضور میدانی مدیران در کنار واحدهای تولیدی، تداوم عرضهی محصولات و حفظ «سنگر تولید» تأکید شده است.
اما همین تصویر رسمی، همهی واقعیت را پوشش نمیدهد.
جنگ فقط ادامهی کار برخی صنایع را بههمراه نداشته، بلکه برای بسیاری از دیگر بخشها بهمعنای توقف کار، ناامنی محیط کار، تعطیلی موقت یا دائم و از میان رفتن امکان اشتغال بوده است. در بیانیهی کانونعالی انجمنهای صنفی کارگران ایران در ۲۵ اسفند، هدف قرار گرفتن مراکز تولیدی و محل کار هزاران کارگر محکوم شده و این حملات تعرض مستقیم به معیشت کارگران و خانوادههای آنان خوانده شده است.
به گفتهی کانون عالی، چند شهرک و مجموعهی صنعتی بهعنوان مراکز مهم تولیدی و اشتغالزا زیر حمله قرار گرفتهاند:
شهرک صنعتی طولا قشم، شهرک صنعتی عباسآباد پاکدشت، شهرک صنعتی شنزار در شریفآباد، شهرک صنعتی لیا قزوین، شهرک صنعتی حسنآباد فشافویه، شهرک صنعتی شکوهیه قم و شهرک صنعتی خیرآباد اراک.
🛠این شهرکها فضاهای متمرکز اشتغالاند که در آنها صدها واحد تولیدی، کارگاهی و صنعتی و هزاران کارگر مشغول به کار بودهاند.
حمله به چنین مراکزی، فقط تخریب فیزیکی یک محل نیست، بلکه اخلال در شبکههای تولید، حملونقل، سفارش، پرداخت مزد و امنیت شغلی شمار بزرگی از کارگران است.
افزون بر این، جنگ گروههای وسیعی از شاغلان را که اساساً بیرون از کارخانههای بزرگ کار میکنند نیز تحت تأثیر قرار داده است.
کارگران ساختمانی، کارگران روزمزد، رانندگان تاکسی، فروشندگان، مغازهداران، کارکنان کافهها، صاحبان آنلاینشاپها و شاغلان خرد شهری، همگی بهعنوان گروههایی ظاهر میشوند که یا کارشان متوقف شده یا درآمدشان بهشدت کاهش یافته است.
در مورد رانندگان تاکسی، خود وزیر کار از اعطای وام فوری سهمیلیونتومانی به رانندگان تاکسی استان تهران خبر داده و این خود نشان میدهد که دولت نیز کاهش درآمد این گروه را به رسمیت شناخته است.
در گزارش داوطلب ببینید که برنامه حمایتی دولت چه مواردی را شامل میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🕊1
۶ فروردین ۱۴۰۵
رحیم نادعلی، معاون فرهنگی هنری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ در ویدیویی رسمی در صدا و سیما، از راهاندازی پویشی به نام «رزمندگان مدافع وطن برای ایران» خبر داد، از شهروندان تهرانی، از جمله نوجوانان ۱۲ سال به بالا، دعوت کرد تا برای فعالیتهای نظامی و امنیتی داوطلب شوند. نادعلی صراحتاً اعلام کرد که از کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در حوزههای عملیاتی مانند گشتهای اطلاعاتی، تور ایست و بازرسی و گشتهای عملیاتی در سطح شهر تهران استفاده خواهد.
سخنهایی که علاوه بر بازنشر در رسانههای داخلی، در رسانههای فارسی خارج از ایران نیز بازتاب پیدا کرد.
اما اولین گروهی که علیه استفاده از کودکان در جنگ واکنش نشان داد، معلمها و کنشگران صنفی حقوق آموزشی کودکان بودند.
صنف معلمها طی روزهای اخیر در چندین مورد استفاده فیزیکی و تبلیغاتی از کودکان را در جنگ محکوم کردند و به وجدان بیدار و زبان گویای جامعه تبدیل شدند:
▫️پیش از این نیز معلمها قرار دادن مدرسه میناب در محدوده نظامی و سپس حمله امریکا به آن را در گزارشها و طی واکنشهای مختلف محکوم کردند.
▫️معلمها، همچنین از دستگیری دکتر #زهرا_حجت، رئیس مؤسسه توانبخشی «همدم» ابزار نگرانی کردند.
دختران دارای معلولیت، گوشت دم توپ نظامیان نیستند:
یک تشکل غیررسمی معلمان در این باره هشدار داد:
نیروهای سپاه با حضور در این مرکز که به نگهداری و حمایت از دختران دارای معلولیت و بیسرپرست اختصاص دارد، خواستار اسکان حدود ۵۰ نفر از نیروهای خود در محل این مؤسسه شدند.
اقدام برای به کار گیری کودکان در پستهای ایست-بازرسی با کدام موارد قانونی در تضاد است:
بر اساس ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک، دولتها موظفاند از مشارکت افراد زیر ۱۵ سال در مخاصمات مسلحانه جلوگیری کرده و حمایت ویژه از کودکان را تضمین کنند. افزون بر این، پروتکل الحاقی کنوانسیون حقوق کودک درباره مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه مصوب سال ۲۰۰۰، دولتها را ملزم میکند که افراد زیر ۱۸ سال را از مشارکت مستقیم در فعالیتهای نظامی دور نگه دارند و از جذب آنان در ساختارهای شبهنظامی جلوگیری کنند.
همچنین بر اساس ماده ۸ اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، بهکارگیری کودکان زیر ۱۵ سال در نیروهای نظامی یا گروههای مسلح میتواند در شرایط مخاصمه مسلحانه بهعنوان جنایت جنگی تلقی شود. هرچند ارزیابی نهایی چنین وضعیتی وابسته به شرایط عینی و تحقق عناصر حقوقی مخاصمه مسلحانه است، اما فراخوان کودکان و نوجوانان برای نقشهای امنیتی و شبهنظامی میتواند نگرانیهای جدی حقوقی ایجاد کند.
با توجه به اینکه پایگاههای بسیج و ایستهای بازرسی در شرایط تنش از جمله اهداف محتمل حملات محسوب میشوند، استقرار شهروندان غیرنظامی در این نقاط، به معنای قرار دادن آنان در معرض خطر مستقیم است. چنین تصمیمی، با تعهد به اتخاذ تدابیر احتیاطی برای حفاظت از غیرنظامیان مغایرت داشته و میتواند بهعنوان بهخطر انداختن آگاهانه جان شهروندان تلقی شود؛ بهویژه هنگامی که نوجوانان و افراد فاقد آموزش نظامی در این موقعیتها به کار گرفته شوند.
این رویکرد، علاوه بر مخدوش کردن اصل تفکیک میان غیرنظامیان و نیروهای نظامی، به نظامیسازی جامعه و استفاده ابزاری از شهروندان ـ بهویژه کودکان و نوجوانان ـ در موقعیتهای پرخطر منجر میشود و با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و تعهدات بینالمللی در زمینه حمایت از کودکان در تعارض قرار دارد.
گفتههای اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان در یک جلسه کلابهاوس و پس از آن، هشداری است که وجدان طرفهای مختلف جنگ را به چالش میکشد: «قربانی شدن کودکان در جنگها، یکی از تلخترین واقعیتهای جهان است.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2❤1
کودکان را از اسلحه دور نگه دارید و جلوی عادیسازی پدیده سرباز-کودک را بگیرید
در تجربه بسیاری از کشورها، معلمان از نخستین گروههای اجتماعی بودهاند که در برابر تبدیل شدن کودکان به ابزار جنگ واکنش نشان دادهاند. این واکنشها معمولاً فقط یک اعتراض اخلاقی ساده نبوده، بلکه به شکل کنش مدنی، فعالیت اتحادیهای، آموزش صلح در مدارس و حتی حفاظت عملی از کودکان بروز پیدا کرده است.
مرور چند تجربه نشان میدهد که مدرسه و معلم گاهی به یکی از مهمترین موانع در برابر سربازگیری کودکان تبدیل شدهاند.
🧩در طول جنگ داخلی طولانی کلمبیا هزاران کودک جذب گروههای مسلح شدند. یکی از مهمترین واکنشهای مدنی در برابر این پدیده از سوی اتحادیه معلمان این کشور یعنی Federación Colombiana de Educadores (FECODE) شکل گرفت.
معلمان در بسیاری از مناطق روستایی با وضعیتی مواجه بودند که گروههای مسلح—از جمله نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا، Revolutionary Armed Forces of Colombia—بهطور مستقیم به سراغ دانشآموزان میرفتند. در پاسخ، معلمان و اتحادیههای آموزشی چند اقدام مهم انجام دادند:
▫️صدور بیانیههای عمومی علیه سربازگیری کودکان
▫️اجرای برنامههای آموزشی درباره صلح و حقوق کودک
▫️تبدیل برخی مدارس به «فضاهای امن» برای کودکان
در بسیاری از موارد، همین مقاومت مدنی باعث شد معلمان، خود هدف تهدید یا خشونت گروههای مسلح واقع شوند.
🧩معلمان با باز نگه داشتن مدارس در مناطق پرخطر حتی با وجود خطرات، و اقدام به آموزش صلح و آگاهیبخشی درباره خطرات سربازگیری، و ایجاد نوعی «حریم اخلاقی» پیرامون مدرسه، تلاش کردند کودکان را از دسترس گروههای مسلح دور نگه دارند. در بسیاری از مناطق، مدرسه عملاً از فضایی ناامن به یک فضای نیمهامن تبدیل شد؛ جایی که حضور معلم نهفقط آموزشی، بلکه حفاظتی بود. این کنشها همزمان با فشارهای گستردهتر جامعه مدنی، به تدریج مسئله کودکان سرباز را از یک واقعیت خاموش به یک مسئله عمومی و قابل پیگیری در سطح ملی و بینالمللی تبدیل کرد.
در نتایج این کمپینها معلمان در سطح محلی توانستند روند جذب کودکان را مختل یا کند کنند، مسیر بازگشت بسیاری از کودکان به آموزش را هموار سازند و حتی در گنجاندن موضوع کودکان در مذاکرات صلح نقش بزرگی داشته باشند.
بنابراین، تجربه کلمبیا نشان میدهد که معلمان میتوانند به یک «زیرساخت مقاومت مدنی» در برابر نظامیسازی کودکان تبدیل شوند—نهادی که هزینه اخلاقی و اجتماعی جنگ را بالا میبرد—اما اثرگذاری آنها زمانی پایدار و فراگیر میشود که با تغییرات ساختاری در سطح سیاسی و اراده همگانی برای پایان چرخه خشونت همراه شود.
تجربه کلمبیا برای جامعه مدنی معلمان ایران یک درس دیگر هم دارد: پیش از عادیسازی سربازگیری از کودکان به داد کودکان و آینده کشور برسید چون بعدا بسیار دشوارتر خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🕊1
▫️ کارگران ساختمانی با وجود نقش کلیدی در توسعه شهری، از حداقل حمایتهای پایدار برخوردارند.
مهمترین مسئله این قشر، دسترسی ناپایدار و پرچالش به بیمه تأمین اجتماعی است که تنها حمایت اصلی آنها محسوب میشود.
▫️قوانین مربوط به بیمه کارگران ساختمانی بهطور مداوم با بخشنامههای متغیر و سلیقهای دستخوش تغییر میشود و امنیت شغلی و بیمهای را تضعیف میکند.
- حتی کارگرانی با سابقه طولانی پرداخت حق بیمه ممکن است به دلایل مختلف از پوشش بیمه خارج شوند.
- فرآیندهای بازرسی تکراری باعث سردرگمی و فشار روانی بر کارگران شده است.
- روندهای اداری بیمه پیچیده، زمانبر و وابسته به کارگزاریهای خصوصی با عملکرد بعضاً سلیقهای است.
- در زمان تعطیلیهای ناشی از شرایط جوی یا عمومی، کارگران ساختمانی بدون درآمد میمانند و هیچ حمایت جبرانی دریافت نمیکنند.
▫️در شهرهایی با وابستگی بالا به صنعت ساختمان، این تعطیلیها فشار مضاعفی بر معیشت کارگران وارد میکند.
- نبود سیاستهای حمایتی منطقهای (مانند بستههای حمایتی در زمان تعطیلیها) یکی از خلأهای جدی است.
- کاهش فعالیتهای ساختمانی در فصل سرما، بیکاری فصلی گستردهای ایجاد میکند.
▫️ بخشی از کارگران برای تأمین معاش به کولبری روی میآورند، که نشاندهنده نبود فرصتهای جایگزین شغلی است.
- درصد قابل توجهی از کولبران را کارگران ساختمانی تشکیل میدهند.
- روی آوردن به کولبری موجب قطع بیمه کارگران میشود، بدون آنکه حمایت جایگزینی برای آنها در نظر گرفته شود.
با وجود طرح مکرر این مشکلات و وعدههای مسئولان، تاکنون اقدام عملی مؤثر و پایدار صورت نگرفته است.
انجمنهای رسمی صنفی تنها در کسوت بازگو کننده مشکلات عمل میکنند، بدون پیشنهاد راه حل یا فشار واقعی بر دولت یا کارفرماهایی که قانونشکنی میکنند.
منبع: ایلنا در گفتگو با اقبال شریفی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی سنندج
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1💔1
حملات هوایی مستقیم به زیرساختهای تولیدی، امنیت جانی و شغلی هزاران نفر را به مخاطره انداخته است.
در حمله مشترک آمریکا- اسراییل به این مجتمع، دستکم ۱ نفر کشته و ۱۶ نفر مجروح شدهاند.
استاندار اصفهان به طور کلی آمار کشتههای حملات اخیر در کل استان (شامل نیروگاهها و سایر مراکز) را ۲۵ نفر اعلام کرده است.
▫️هدف قرار گرفتن واحدهای نیروگاهی و خطوط تولید فولاد مبارکه، زندگی بزرگترین گروه کارگران صنعتی منطقه را با بحران مواجه کرده است.
توقف فعالیت در این ابعاد، مستقیماً معیشت بیش از ۲۰ هزار کارگر مستقیم و دهها هزار شاغل در صنایع پاییندستی را تهدید میکند.
در فولاد خوزستان:
گزارشهای رسمی اولیه (از جمله اظهارات معاون امنیتی استانداری خوزستان) حاکی از آن است که این حمله تلفات جانی یا مجروح نداشته است؛ چرا که به دلیل خاموش بودن کورهها، کارکنان پیشتر از مجتمع خارج شده بودند. با این حال، برخی منابع غیررسمی یا محلی از اعزام آمبولانسها به محل خبر دادهاند.
حمله به سیلوها و زیرساختهای این کارخانه در اهواز، باعث اختلال در چرخه تولید شده است.
کارگران این مجموعه اکنون با نگرانی از عدم پرداخت دستمزدها به دلیل توقف فروش و صادرات روبرو هستند.
فولاد خوزستان دومین قطب تولید فولاد خام ایران است که حدود ۹,۰۰۰ تا ۱۲,۰۰۰ نفر به صورت مستقیم در آن مشغول به کارند.
کارگران و متخصصان در مراکز فرآوری مواد حساس، تحت فشار مضاعف قرار دارند. آنان در شرایطی هستند که نه از سوی دولت به اندازه کافی پشتیبانی میشوند، نه اجازه برخورداری از تشکل حامی حقوق را دارند و احتمالا جامعه نیز به اندازه دیگر کارگران با این گروه همذاتپنداری نمیکند و در اولویت کمک از سوی مردم نیستند.
کارخانه کیک زرد اردکان و اراک
حمله روز ۷ فروردین به این مراکز، علاوه بر خطرات نظامی، کارگران را در معرض ریسکهای احتمالی زیستمحیطی و تابشی قرار داده است. کار در این محیطها اکنون با استرس دائمی از حملات مجدد همراه است.
تأسیسات هستهای نطنز- یکم فروردین ۱۴۰۵:
حمله سنگین به این مرکز، امنیت جانی صدها تکنسین و کارگر فنی را که در اعماق زمین یا بخشهای رویی مشغول به کار بودند، به خطر انداخت.
حملات به زیرساختهای گازی و پتروشیمی در محدوده پارس جنوبی، چرخه نقدینگی این شرکتها را مختل کرده است. این امر منجر به تعویق افتادن پرداختیهای پایان سال و پاداشهای نوروزی کارگران پیمانی شده که ستون اصلی معیشت آنان است.
تورم ناشی از تخریب زیرساخت:
آسیب به صنایع مادر (فولاد و انرژی) باعث جهش قیمت کالاها در بازار داخلی شده است. در حالی که درآمد کارگران به دلیل توقف تولید ثابت مانده یا قطع شده، هزینههای زندگی آنها به شدت افزایش یافته است.
این حملات نه تنها زیرساختهای فیزیکی، بلکه حق کار، حق امنیت در محیط کار و ثبات اقتصادی میلیونها نفر از اعضای خانوادههای کارگری ایران را هدف قرار داده است.
در مطلب بعدی ببینید:
آیا افزایش قابل توجه درآمد نفتی از آغاز جنگ اخیر ممکن است به صرف کارگرانی برسد که به خاک سیاه نشستهاند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊1💔1
گزارشها نشان میدهند که درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی ایران از زمان شروع درگیریهای اخیر در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ افزایش قابلتوجهی داشته است.
برآوردها حاکی از آن است که درآمد روزانه ایران از فروش نفت در ماه مارس (اسفند-فروردین) به حدود ۱۳۹ میلیون دلار در روز رسیده است، در حالی که این رقم یک ماه قبلتر حدود روزانه ۱۱۵ میلیون دلار بود و این رقم یعنی روزانه ۲۴ میلیون دلار درآمد اضافه نفتی.
بر اساس گزارش بلومبرگ، ایران در کمتر از یک ماه از شروع تنشهای اخیر، در مجموع حدود ۳.۹ میلیارد دلار درآمد نفتی به دست آورده است.
جهش قیمت نفت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز: برای اکثر صادرکنندگان و افزایش خطرات جنگ، قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار صادر شده که باعث شده ایران به عنوان تنها صادرکننده اصلی که همچنان از این تنگه استفاده میکند، سود سرشاری ببرد.
ایران که پیش از این برای جذب مشتری تخفیفهای سنگینی (بیش از ۱۰ دلار) میداد، اکنون این تخفیفها را به ۲ تا ۳ دلار کاهش داده است.
🛢
بخش بزرگی از درآمدها از طریق شبکههای پیچیده و غیررسمی موسوم به «امنا» یا تراستیهای دولتی وصول میشود که میلیاردها دلار را خارج از سیستم بانکی رسمی جابهجا میکنند.
طرح تهاتر: دولت طرحهایی را برای تهاتر نفت با کالا گسترش داده است که در آن واردکنندگان کالاهای اساسی مستقیماً محمولههای نفتی را برای تأمین ارز مورد نیاز خود دریافت و به فروش میرسانند.
ناوگان سایه: صادرات نفت همچنان از طریق ناوگان سایه (Shadow Fleet) و با روشهایی نظیر انتقال کشتیبهکشتی در نقاط خاکستری اقیانوسها انجام میشود تا ردیابی منشأ نفت دشوار شود.
درباره اینکه آیا درآمدهای نفتی صرف کارگران بیکار شده (مانند کارگران مجتمعهای فولاد) میشود یا نه، اطلاعات متناقضی وجود دارد:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1
گزارش داوطلب
با گذشت یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران، نزدیک به دو هزار غیرنظامی در ایران جان باختهاند و بیش از ۸۲ هزار واحد مسکونی و تجاری هدف حمله قرار گرفتهاند. شهرکهای صنعتی و کارخانههای بزرگ و مهم ایران از جمله کارخانههای فولاد خوزستان و اصفهان، میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه، و شهرکهای صنعتی در شهرهای گوناگون نیز از بمبارانهای واشنگتن و تلآویو در امان نماندهاند و دهها کارگر تا کنون جان داده یا مجروح شدهاند.
از آغاز حملهها به ایران، اتحادیههای کارگری گوناگون در سطح بینالمللی و در سطح کشورهای خود با انتشار بیانیههایی به اعتراض علیه این جنگ پرداختهاند و خواهان توقف فوری آن شدهاند.
فدراسیونهای جهانی اتحادیههای کارگری – ۳ مارس ۲۰۲۶
جمعی از مهمترین فدراسیونهای جهانی اتحادیههای کارگری در بیانیهای بهصراحت حملات نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم و تأکید کردند که این حملات موجب تشدید درگیری شدهاند. بیانیه این اقدامات را نقض منشور سازمان ملل و حقوق بشردوستانه بینالمللی میداند و از این منظر جنگ را نامشروع توصیف میکند؛ بنابراین عملاً آمریکا و اسرائیل بهعنوان آغازگران تجاوز معرفی میشوند. همچنین بیانیه به حملات تلافیجویانه ایران اشاره میکند و نسبت به ادامه چرخه تشدید و خطر گسترش جنگ هشدار میدهد. جنگ بهعنوان روندی که منطقه را بهسوی یک درگیری گسترده و ویرانگر سوق میدهد، توصیف شده است.
این فدراسیونها تأکید میکنند که کارگران، غیرنظامیان، مهاجران و کارکنان خدمات عمومی بیشترین آسیب را میبینند. آنها کشتار و زخمیشدن غیرنظامیان و تخریب زیرساختهای حیاتی را غیرقابلقبول میدانند و در پایان، خواستار آتشبس فوری، توقف تشدید و بازگشت به دیپلماسی میشوند.
در گزارش داوطلب، با مرور امضاهای ۹ اتحادیه و فدراسیون در بیانیه بالا، همچنین بیانیهها رویکردهای دهها اتحادیه و فدراسیون دیگر را ببینید: کدام سازمانهای امریکایی علیه این جنگ موضع گرفتند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
اتحادیههای کارگری کشورهای جهان دربارهی جنگ در ایران چه میگویند؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران میگذرد. در این مدت نزدیک به دو هزار غیرنظامی در ایران جان باختهاند و بیش از ۸۲ هزار واحد مسکونی و تجاری هدف حمله قرار گرفتهاند. شهرکهای صنعتی و کارخانههای بزرگ و مهم ایران…