🔻پیام دریافتی از مددکار «مراکز مثبت زندگی»:
افزایش تعرفه خدمات به بهبود متناسب حقوق ما منجر نشده و اگر بهزیستی ناظر بر شرایط کاری ما نیست، پس کیست؟
یک پیام ارسالی به داوطلب، از وضعیت نامناسب حقوق و دستمزد مددکاران «مراکز مثبت زندگی» در سراسر کشور، بهویژه در شهرستانها، حکایت دارد.
بر اساس این روایت، با وجود افزایش تعرفه خدمات، افزایش حقوق مددکاران حدود ۲ میلیون تومان بوده و دریافتی بسیاری از آنان همچنان به ۱۰ میلیون تومان در ماه نمیرسد.
فرستنده پیام با اشاره به فاصله میان مسئولیتهای شغلی مددکاران و میزان دریافتی آنان، میپرسد:
▪️«یک مددکار با این میزان حقوق و حجم مسئولیتهای شغلی چطور میتونه از حداقلهای زندگی برخوردار باشه و با انگیزه به کارش ادامه بده؟»
این اعتراض، علاوه بر پایین بودن دستمزدها، به نبود شفافیت در سازوکار نظارت بر پرداخت حقوق نیز مربوط است. به گفته فرستنده پیام، مددکارانی که برای پیگیری وضعیت حقوق خود به اداره بهزیستی مراجعه میکنند، با این پاسخ مواجه میشوند که موضوع پرداخت حقوق به این اداره ارتباطی ندارد!
او در همین زمینه میپرسد: «اگر نظارت بر وضعیت پرداختیها بر عهده این اداره نیست، مسئولیت رسیدگی به این موضوع با کدام نهاد است؟»
⚠️شرایط شهرستانها؛ از دستمزد پایین تا نبود امنیت شغلی
در این پیام، وضعیت مددکاران شاغل در شهرستانها نگرانکننده توصیف شده است: برخی از مددکاران حتی بهصورت ساعتی کار میکنند و در برابر مسئولیتهای متعدد شغلی، از درآمد کافی و امنیت شغلی برخوردار نیستند.
چنین وضعیتی این پرسش را مطرح میکند که «آیا سازوکارهای تعیین تعرفه خدمات، هیچگونه نظارتی بر مراکز و پرداخت دستمزد، تناسبی میان مسئولیتهای مددکاران، شرایط کاری آنان و دریافتیشان برقرار میکنند؟»
📍چیزی که پیداست، سازمان بهزیستی در خدمات برونسپاریشده مثل «مراکز مثبت زندگی»، خود را صرفاً ناظر بر حسن اجرای خدمات مددکاری میداند و فرآیند پرداخت دستمزد را به صاحب امتیاز مرکز (کارفرما) واگذار کرده و به ویژه در برابر پیامهای فردی و پراکنده، خود را پاسخگو نمیبیند.
از آنجا که مددکاران مراکز خصوصی مشمول قانون کار هستند، نهاد اصلی برای رسیدگی به معوقات حقوقی، حق بیمه و سنوات، وزارت کار است و مددکاران میتوانند با تکیه بر مدارک، (شامل قرارداد، پرینت حساب بانکی یا تاییدیه واریز بیمه) به سامانه جامع روابط کار مراجعه کنند و علیه «صاحب امتیاز مرکز» (به عنوان کارفرما) دادخواست ثبت کنند.
اما قضیه این جاست که بسیاری از مددکاران ممکن است قرارداد نداشته باشند، طی قراردادهای ناعادلانه با شرایط کارفرما توافق کرده باشند و هرچند شرایط کلی کار مددکاران در رسانهها هم بازاب پیدا کرده باشد، هنوز مددکاران به سادگی نتوانند نقض حقوق خود را به صورت فردی اثبات کنند.
ترس از بیکاری و محدود شدن امکان اعتراض جمعی
بخش دیگری از این پیام به موانع پیگیری صنفی مطالبات اختصاص دارد:
به گفته فرستنده، بسیاری از مددکاران از شرایط موجود ناراضیاند، اما به دلیل نگرانی از دست دادن شغل خود در وضعیت دشوار اقتصادی، تمایلی به اعتراض علنی ندارند.
او همچنین میگوید حتی در گروههای صنفی مددکاران مراکز مثبت زندگی نیز امکان گفتوگوی آزاد درباره مشکلات حقوق و دستمزد وجود ندارد و مطالب مرتبط با این موضوع حذف میشوند.
این روایت نشان میدهد که مسئله دستمزد، در کنار مشکلات امنیت شغلی و نبود شفافیت در مسئولیت نهادهای ناظر، با محدودیت در بیان مطالبات و پیگیری جمعی آنها نیز گره خورده است:
در چنین شرایطی، نارضایتی از وضعیت کار لزوماً به اعتراض علنی منجر نمیشود؛ زیرا هزینه احتمالی اعتراض برای شاغلانی که از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند، میتواند بسیار سنگین باشد.
تلاش مددکاران برای شفافسازی مسئولیت نهادهای ناظر، برداشتن قدمهای کوچک و اولیه برای گفتوگو میان همکاران و ترتیب دادن به امکان پیگیری جمعی مطالبات میتواند نخستین گام اساسی برای بهبود شرایط کاری و دستیابی به دستمزدی متناسب با مسئولیتهای آنان باشد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
افزایش تعرفه خدمات به بهبود متناسب حقوق ما منجر نشده و اگر بهزیستی ناظر بر شرایط کاری ما نیست، پس کیست؟
یک پیام ارسالی به داوطلب، از وضعیت نامناسب حقوق و دستمزد مددکاران «مراکز مثبت زندگی» در سراسر کشور، بهویژه در شهرستانها، حکایت دارد.
بر اساس این روایت، با وجود افزایش تعرفه خدمات، افزایش حقوق مددکاران حدود ۲ میلیون تومان بوده و دریافتی بسیاری از آنان همچنان به ۱۰ میلیون تومان در ماه نمیرسد.
📍مراکز مثبت زندگی (مراکز جامع خدمات بهزیستی) در سال ۱۳۹۹ از سوی سازمان بهزیستی کشور با هدف محلهمحور کردن خدمات مددکاری و دسترسی آسانتر مردم تاسیس شدند.
بر اساس اطلاعات دانشگاه اصفهان، هر مرکز بهطور میانگین حدود ۴۵۰ پرونده دارد و به ازای هر ۱۵۰ پرونده، یک مددکار و یک مسئول اختصاص داده میشود و بر اساس گزارشها، طیفی از خدمات توانبخشی، اجتماعی، پیشگیری، مشاورهای، پرداخت مستمری و حمایت از گروههای هدف (معلولان، زنان سرپرست خانوار، کودکان کار و...) را در بر میگیرد.
فرستنده پیام با اشاره به فاصله میان مسئولیتهای شغلی مددکاران و میزان دریافتی آنان، میپرسد:
▪️«یک مددکار با این میزان حقوق و حجم مسئولیتهای شغلی چطور میتونه از حداقلهای زندگی برخوردار باشه و با انگیزه به کارش ادامه بده؟»
این اعتراض، علاوه بر پایین بودن دستمزدها، به نبود شفافیت در سازوکار نظارت بر پرداخت حقوق نیز مربوط است. به گفته فرستنده پیام، مددکارانی که برای پیگیری وضعیت حقوق خود به اداره بهزیستی مراجعه میکنند، با این پاسخ مواجه میشوند که موضوع پرداخت حقوق به این اداره ارتباطی ندارد!
او در همین زمینه میپرسد: «اگر نظارت بر وضعیت پرداختیها بر عهده این اداره نیست، مسئولیت رسیدگی به این موضوع با کدام نهاد است؟»
⚠️شرایط شهرستانها؛ از دستمزد پایین تا نبود امنیت شغلی
در این پیام، وضعیت مددکاران شاغل در شهرستانها نگرانکننده توصیف شده است: برخی از مددکاران حتی بهصورت ساعتی کار میکنند و در برابر مسئولیتهای متعدد شغلی، از درآمد کافی و امنیت شغلی برخوردار نیستند.
چنین وضعیتی این پرسش را مطرح میکند که «آیا سازوکارهای تعیین تعرفه خدمات، هیچگونه نظارتی بر مراکز و پرداخت دستمزد، تناسبی میان مسئولیتهای مددکاران، شرایط کاری آنان و دریافتیشان برقرار میکنند؟»
📍چیزی که پیداست، سازمان بهزیستی در خدمات برونسپاریشده مثل «مراکز مثبت زندگی»، خود را صرفاً ناظر بر حسن اجرای خدمات مددکاری میداند و فرآیند پرداخت دستمزد را به صاحب امتیاز مرکز (کارفرما) واگذار کرده و به ویژه در برابر پیامهای فردی و پراکنده، خود را پاسخگو نمیبیند.
از آنجا که مددکاران مراکز خصوصی مشمول قانون کار هستند، نهاد اصلی برای رسیدگی به معوقات حقوقی، حق بیمه و سنوات، وزارت کار است و مددکاران میتوانند با تکیه بر مدارک، (شامل قرارداد، پرینت حساب بانکی یا تاییدیه واریز بیمه) به سامانه جامع روابط کار مراجعه کنند و علیه «صاحب امتیاز مرکز» (به عنوان کارفرما) دادخواست ثبت کنند.
اما قضیه این جاست که بسیاری از مددکاران ممکن است قرارداد نداشته باشند، طی قراردادهای ناعادلانه با شرایط کارفرما توافق کرده باشند و هرچند شرایط کلی کار مددکاران در رسانهها هم بازاب پیدا کرده باشد، هنوز مددکاران به سادگی نتوانند نقض حقوق خود را به صورت فردی اثبات کنند.
ترس از بیکاری و محدود شدن امکان اعتراض جمعی
بخش دیگری از این پیام به موانع پیگیری صنفی مطالبات اختصاص دارد:
به گفته فرستنده، بسیاری از مددکاران از شرایط موجود ناراضیاند، اما به دلیل نگرانی از دست دادن شغل خود در وضعیت دشوار اقتصادی، تمایلی به اعتراض علنی ندارند.
او همچنین میگوید حتی در گروههای صنفی مددکاران مراکز مثبت زندگی نیز امکان گفتوگوی آزاد درباره مشکلات حقوق و دستمزد وجود ندارد و مطالب مرتبط با این موضوع حذف میشوند.
این روایت نشان میدهد که مسئله دستمزد، در کنار مشکلات امنیت شغلی و نبود شفافیت در مسئولیت نهادهای ناظر، با محدودیت در بیان مطالبات و پیگیری جمعی آنها نیز گره خورده است:
در چنین شرایطی، نارضایتی از وضعیت کار لزوماً به اعتراض علنی منجر نمیشود؛ زیرا هزینه احتمالی اعتراض برای شاغلانی که از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند، میتواند بسیار سنگین باشد.
تلاش مددکاران برای شفافسازی مسئولیت نهادهای ناظر، برداشتن قدمهای کوچک و اولیه برای گفتوگو میان همکاران و ترتیب دادن به امکان پیگیری جمعی مطالبات میتواند نخستین گام اساسی برای بهبود شرایط کاری و دستیابی به دستمزدی متناسب با مسئولیتهای آنان باشد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍2❤1
📉خطر حذف ۱.۴ میلیون شغل تا پایان سال ۱۴۰۵ :
هشدار وزارت کار درباره ریزش اشتغال
گزارش تحلیلی داوطلب
از اسفند ۱۴۰۴ تا پایان مرداد امسال، حدود یک میلیون و ۱۵۰ هزار نفر از فهرست بیمهشدگان اجباری خارج شدهاند و همزمان، حدود ۳۰۰ هزار نفر به شمار دریافتکنندگان مقرری بیمه بیکاری اضافه شدهاند و وزارت کار هشدار میدهد که در صورت تداوم رشد منفی اقتصاد، شمار مشاغل ازدسترفته در سال جاری ممکن است به یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار شغل برسد.
📌یکی از بخشهایی که در معرض خطر جدی قرار دارد، صنعت پوشاک است؛ صنعتی که زنجیره تولید و عرضه آن شمار زیادی از کارگران و شاغلان واحدهای کوچک را دربرمیگیرد.
📌برآورد مطرحشده از سوی معاون وزارت کار نشان میدهد که اگر کمبود مواد اولیه تا پایان سال به آسیب ۶۰ درصدی این صنعت منجر شود، تا ۷۵۰ هزار نفر از شاغلان زنجیره آن ممکن است در معرض از دست دادن کار خود قرار گیرند. اهمیت بیان چنین رقمی در این است که آسیب به یک صنعت میتواند فراتر از کارخانهها و کارگاههای تولیدی، مشاغل وابسته به توزیع و عرضه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در گزارش داوطلب ببینید که آمار بالا تا چه حد قطعی، دقیق و قابل اتکاست، و چه نکات دیگری برای درک واقعی شمار کاهش شغلها باید در نظر گرفته شود و چه میتوان کرد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
هشدار وزارت کار درباره ریزش اشتغال
گزارش تحلیلی داوطلب
از اسفند ۱۴۰۴ تا پایان مرداد امسال، حدود یک میلیون و ۱۵۰ هزار نفر از فهرست بیمهشدگان اجباری خارج شدهاند و همزمان، حدود ۳۰۰ هزار نفر به شمار دریافتکنندگان مقرری بیمه بیکاری اضافه شدهاند و وزارت کار هشدار میدهد که در صورت تداوم رشد منفی اقتصاد، شمار مشاغل ازدسترفته در سال جاری ممکن است به یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار شغل برسد.
📌یکی از بخشهایی که در معرض خطر جدی قرار دارد، صنعت پوشاک است؛ صنعتی که زنجیره تولید و عرضه آن شمار زیادی از کارگران و شاغلان واحدهای کوچک را دربرمیگیرد.
📌برآورد مطرحشده از سوی معاون وزارت کار نشان میدهد که اگر کمبود مواد اولیه تا پایان سال به آسیب ۶۰ درصدی این صنعت منجر شود، تا ۷۵۰ هزار نفر از شاغلان زنجیره آن ممکن است در معرض از دست دادن کار خود قرار گیرند. اهمیت بیان چنین رقمی در این است که آسیب به یک صنعت میتواند فراتر از کارخانهها و کارگاههای تولیدی، مشاغل وابسته به توزیع و عرضه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در گزارش داوطلب ببینید که آمار بالا تا چه حد قطعی، دقیق و قابل اتکاست، و چه نکات دیگری برای درک واقعی شمار کاهش شغلها باید در نظر گرفته شود و چه میتوان کرد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
هشدار وزارت کار درباره ریزش اشتغال - داوطلب
تارنمای داوطلب: رکود اقتصادی، اختلال در فعالیت بنگاهها و پیامدهای جنگ، بازار کار ایران را در وضعیتی قرار داده است که حفظ شغلهای موجود به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد تبدیل شده است. در شرایطی که بسیاری از خانوارها پیش از این نیز با کاهش قدرت خرید و افزایش…
👍2🔥1
🔻ستاد هما، دقیقا در روز تجمع بازنشستگان، اعلام دورکاری کرد!
حتی رسانههای دولتی هم از انتشار ویدیوی سخنرانی خودداری کردند ولی بازنشستگان هما، به وسعت در شبکهای اجتماعی شنیده شدند
بازنشستگان هما روبروی ساختمان مرکزی:
«کسی که اندوختههای صندوق بازنشستگی هما را جای دیگر خرج کرده، دستش را در جیب بازنشستگان کرده!»
📽 سهشنبه ۵ آبان ۱۴۰۵
بازنشستگان هما، در اعتراض به تداوم مشکلات درمانی و توقف پرداخت کمکهزینههای معیشتی و رفاهی، در محوطه ساختمان اداره مرکزی این شرکت تجمع کردند و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت خود شدند.
نکته بحث برانگیز این که ستاد هما دقیقا در همان روز برنامهریزیشده برای تجمع، اعلام دورکاری کرد و به پرسشهایی درباره امکان حضور و پاسخگویی مسئولان دامن زد.
بازنشستگان در شبکههای اجتماعی نوشتند که تصمیم خالی کردن ساختمان ستاد، «شبانه» گرفته شد تا مدیران ناچار به پاسخگویی مستقیم به مطالبات نشوند و فشار تجمع مقابل ساختمان مرکزی را بیاثر کنند.
ایلنا نوشت: معترضان انتظار دارند مدیریت شرکت درباره این موضوع توضیح دهد و اطمینان حاصل شود که سازوکارهای اداری مانعی در مسیر شنیدهشدن مطالبات و گفتوگو با بازنشستگان ایجاد نمیکند.
کانون بازنشستگان هما طی ماههای گذشته از طریق مکاتبات، جلسات و پیگیریهای اداری، نقض حقوق بازنشستگان را به اطلاع مدیران شرکت و مسئولان ذیربط رسانده ولی هنوز پاسخ روشنی دریافت نکرده است.
پیش از این در مهرماه ۱۴۰۰، در مطالبه همسانسازی حقوق خود به زنجیرهای از تجمعهای پیاپی جلوی ساختمان وزارت راه و شهرسازی سامان دادند که به خاطر انسجام و پرشمار بودن اعضا و پوشیدن یونیفرم هوانوردی، بسیار خبرساز شد.
همسانسازی به متناسبسازی تبدیل شد و احکام جدید حقوق بازنشستگان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) صادر شده اما بازنشستگان معتقدند که حقوقشان نقض شده است. آنها همزمان با این تجمع اعلام کردند که پیگیری مطالباتشان نه یک خواسته مقطعی، بلکه تلاشی برای دستیابی به خدمات درمانی مناسب، امنیت معیشتی و صیانت از حقوق قانونی همکارانی است که سالها در خدمت این شرکت و صنعت هوانوردی کشور بودهاند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
حتی رسانههای دولتی هم از انتشار ویدیوی سخنرانی خودداری کردند ولی بازنشستگان هما، به وسعت در شبکهای اجتماعی شنیده شدند
بازنشستگان هما روبروی ساختمان مرکزی:
«کسی که اندوختههای صندوق بازنشستگی هما را جای دیگر خرج کرده، دستش را در جیب بازنشستگان کرده!»
📽 سهشنبه ۵ آبان ۱۴۰۵
بازنشستگان هما، در اعتراض به تداوم مشکلات درمانی و توقف پرداخت کمکهزینههای معیشتی و رفاهی، در محوطه ساختمان اداره مرکزی این شرکت تجمع کردند و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت خود شدند.
نکته بحث برانگیز این که ستاد هما دقیقا در همان روز برنامهریزیشده برای تجمع، اعلام دورکاری کرد و به پرسشهایی درباره امکان حضور و پاسخگویی مسئولان دامن زد.
بازنشستگان در شبکههای اجتماعی نوشتند که تصمیم خالی کردن ساختمان ستاد، «شبانه» گرفته شد تا مدیران ناچار به پاسخگویی مستقیم به مطالبات نشوند و فشار تجمع مقابل ساختمان مرکزی را بیاثر کنند.
ایلنا نوشت: معترضان انتظار دارند مدیریت شرکت درباره این موضوع توضیح دهد و اطمینان حاصل شود که سازوکارهای اداری مانعی در مسیر شنیدهشدن مطالبات و گفتوگو با بازنشستگان ایجاد نمیکند.
کانون بازنشستگان هما طی ماههای گذشته از طریق مکاتبات، جلسات و پیگیریهای اداری، نقض حقوق بازنشستگان را به اطلاع مدیران شرکت و مسئولان ذیربط رسانده ولی هنوز پاسخ روشنی دریافت نکرده است.
پیش از این در مهرماه ۱۴۰۰، در مطالبه همسانسازی حقوق خود به زنجیرهای از تجمعهای پیاپی جلوی ساختمان وزارت راه و شهرسازی سامان دادند که به خاطر انسجام و پرشمار بودن اعضا و پوشیدن یونیفرم هوانوردی، بسیار خبرساز شد.
همسانسازی به متناسبسازی تبدیل شد و احکام جدید حقوق بازنشستگان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) صادر شده اما بازنشستگان معتقدند که حقوقشان نقض شده است. آنها همزمان با این تجمع اعلام کردند که پیگیری مطالباتشان نه یک خواسته مقطعی، بلکه تلاشی برای دستیابی به خدمات درمانی مناسب، امنیت معیشتی و صیانت از حقوق قانونی همکارانی است که سالها در خدمت این شرکت و صنعت هوانوردی کشور بودهاند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
Telegram
داوطلب
👍4❤2
🔻 از کارگران هپکو تا بازنشستگان تأمین اجتماعی؛ مطالبات معوق در اقتصاد بیثبات
گزارش مهرماه تارنمای «داوطلب»+ جدول مهرماه در یک نگاه
بازنشستگان در دادههای اعتراضات مهرماه جایگاه برجستهای دارند و اعتراضهای ثبتشده آنها به سه گروه اصلی بازنشستگان تأمین اجتماعی، مخابرات و فولاد مربوط است.
از مجموع ۶۵ مورد ثبتشده برای گروههای معترض، بیش از ۷۰ درصد اعتراضات به این سه گروه اختصاص دارد؛ رقمی که نشان میدهد مطالبات بازنشستگان سهم قابلتوجهی از اعتراضات ثبتشده در مجموعه دادهها را تشکیل میدهد.
این در حالیست که با وجود تفاوت در مطالبات این گروهها، مسئله معیشت، اجرای تعهدات و دسترسی به خدمات بیمهای در بخش مهمی از اعتراضات آنها تکرار شده است.
بازنشستگان تأمین اجتماعی از جمله گروههایی هستند که اعتراضهایشان مستقیماً با وضعیت معیشتی و میزان دریافتی ماهانه ارتباط دارد.
در اطلاعات ثبتشده، اعتراض به ناکافی بودن مستمریها در برابر افزایش قیمتها و پرداختنشدن مابهالتفاوت افزایش حقوق اردیبهشت از جمله محورهای اصلی مطالبات این گروه است.
در کنار مطالبه افزایش قدرت خرید، بازنشستگان تأمین اجتماعی به مسئله استقلال این سازمان از دولت نیز اعتراض داشتهاند.
این مطالبه، در کنار درخواست پرداخت مابهالتفاوت افزایش حقوق و اعتراض به ناکافی بودن مستمریها، بُعدی فراتر از مبلغ دریافتی ماهانه دارد و به نحوه اداره سازمانی مربوط میشود که بخش مهمی از حمایتهای دوران بازنشستگی به آن وابسته است.
🔴این مطالبه در شهریورماه، در قالب کارزاری اینترنتی علیه خصوصیسازی داراییها و شرکتهای وابسته به سازمان تأمین اجتماعی، بهویژه شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا)، پیگیری شد.
در متن این کارزار که رئیسجمهور مخاطب آن بود، امضاکنندگان نسبت به اظهارات مسعود پزشکیان درباره واگذاری مدیریت شرکتهای زیانده به بخش خصوصی ابراز نگرانی کردند و استدلال کردند که منابع و داراییهای تأمین اجتماعی حاصل پرداخت حق بیمه نسلهای مختلف کارگران و بازنشستگان است و نباید بهعنوان سرمایه دولت تلقی شود.
این کارزار که بیش از هفت هزار امضا جمع کرد در کنار اعتراضهای خیابانی بازنشستگان، نشان میدهد که مطالبه آنها در این زمینه از مخالفت با خصوصیسازی فراتر رفته و به نحوه مالکیت، اداره و نظارت بر منابع تأمین اجتماعی کشیده شده است.
در گزارش مهرماه داوطلب با مرور جدول انتهای گزارش ببینید دیگر گروههای بازنشستگان و شاغلان در چه وضعیتی هستند و در مهرماه چه کردند و کدام گروهها در مطالبات خود پیشرفت کردند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
گزارش مهرماه تارنمای «داوطلب»+ جدول مهرماه در یک نگاه
بازنشستگان در دادههای اعتراضات مهرماه جایگاه برجستهای دارند و اعتراضهای ثبتشده آنها به سه گروه اصلی بازنشستگان تأمین اجتماعی، مخابرات و فولاد مربوط است.
از مجموع ۶۵ مورد ثبتشده برای گروههای معترض، بیش از ۷۰ درصد اعتراضات به این سه گروه اختصاص دارد؛ رقمی که نشان میدهد مطالبات بازنشستگان سهم قابلتوجهی از اعتراضات ثبتشده در مجموعه دادهها را تشکیل میدهد.
این در حالیست که با وجود تفاوت در مطالبات این گروهها، مسئله معیشت، اجرای تعهدات و دسترسی به خدمات بیمهای در بخش مهمی از اعتراضات آنها تکرار شده است.
بازنشستگان تأمین اجتماعی از جمله گروههایی هستند که اعتراضهایشان مستقیماً با وضعیت معیشتی و میزان دریافتی ماهانه ارتباط دارد.
در اطلاعات ثبتشده، اعتراض به ناکافی بودن مستمریها در برابر افزایش قیمتها و پرداختنشدن مابهالتفاوت افزایش حقوق اردیبهشت از جمله محورهای اصلی مطالبات این گروه است.
در کنار مطالبه افزایش قدرت خرید، بازنشستگان تأمین اجتماعی به مسئله استقلال این سازمان از دولت نیز اعتراض داشتهاند.
این مطالبه، در کنار درخواست پرداخت مابهالتفاوت افزایش حقوق و اعتراض به ناکافی بودن مستمریها، بُعدی فراتر از مبلغ دریافتی ماهانه دارد و به نحوه اداره سازمانی مربوط میشود که بخش مهمی از حمایتهای دوران بازنشستگی به آن وابسته است.
🔴این مطالبه در شهریورماه، در قالب کارزاری اینترنتی علیه خصوصیسازی داراییها و شرکتهای وابسته به سازمان تأمین اجتماعی، بهویژه شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا)، پیگیری شد.
در متن این کارزار که رئیسجمهور مخاطب آن بود، امضاکنندگان نسبت به اظهارات مسعود پزشکیان درباره واگذاری مدیریت شرکتهای زیانده به بخش خصوصی ابراز نگرانی کردند و استدلال کردند که منابع و داراییهای تأمین اجتماعی حاصل پرداخت حق بیمه نسلهای مختلف کارگران و بازنشستگان است و نباید بهعنوان سرمایه دولت تلقی شود.
این کارزار که بیش از هفت هزار امضا جمع کرد در کنار اعتراضهای خیابانی بازنشستگان، نشان میدهد که مطالبه آنها در این زمینه از مخالفت با خصوصیسازی فراتر رفته و به نحوه مالکیت، اداره و نظارت بر منابع تأمین اجتماعی کشیده شده است.
در گزارش مهرماه داوطلب با مرور جدول انتهای گزارش ببینید دیگر گروههای بازنشستگان و شاغلان در چه وضعیتی هستند و در مهرماه چه کردند و کدام گروهها در مطالبات خود پیشرفت کردند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
از کارگران هپکو تا بازنشستگان تأمین اجتماعی؛ مطالبات معوق در اقتصاد بیثبات - داوطلب
تارنمای داوطلب: سایه جنگ و نااطمینانی سیاسی همچنان بر اقتصاد ایران سنگینی میکند؛ دلار در روزهای پایانی مهر از مرز ۲۷۰ هزار تومان گذشت و نشانههای رکود در فعالیتهای اقتصادی و صنعتی همچنان پابرجاست. گزارش شامخ (شاخص مدیران خرید) شهریورماه مرکز پژوهشهای اتاق…
👍3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻۶۰ نماینده اسبق مجلس عضو هیاتمدیره صندوقهای بازنشستگی بودند
محسن ریاضی، مدیرکل تامین اجتماعی:
💬یکی از ضعفهای اساسی صندوقهای بازنشستگی، ناتوانی در ایجاد ذخایر مناسب و کسب بازدهی مطلوب از سرمایهگذاریهاست که هر دو به مدیریت برمیگردد.
💬در مقطعی، حدود ۷۰ تا ۸۰ شرکت بهدلیل بازدهی نامناسب در فهرست واگذاری قرار داشتند، اما برخی اعضای هیئتمدیره مانع فروش میشدند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
محسن ریاضی، مدیرکل تامین اجتماعی:
💬یکی از ضعفهای اساسی صندوقهای بازنشستگی، ناتوانی در ایجاد ذخایر مناسب و کسب بازدهی مطلوب از سرمایهگذاریهاست که هر دو به مدیریت برمیگردد.
💬در مقطعی، حدود ۷۰ تا ۸۰ شرکت بهدلیل بازدهی نامناسب در فهرست واگذاری قرار داشتند، اما برخی اعضای هیئتمدیره مانع فروش میشدند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍3👎1
🔻چگونه دشمنشاد شویم!
۵ توصیه طنزآمیز از زبان سازماندهندگان تشکلگرایی
در حالی که تشکل های غیر رسمی تلاش می کنند انسجام سابق خود را به دست بیاورند، کسانی که مخالف تشکلیابی هستند و آن را مخالف منافع درازمدت خود میبینند تلاش می کنند با به وجود آوردن موانع مقطعی، میان اعضای تشکلها تفرقه بیندازند.
محال است که عضو یک جمع مطالبهگر بوده باشید و با یکی از این سناریوها، جمعا دل مخالفان خود را شاد نکرده باشید.
قضایایی انسانی که با کمترین دخالت مخالفان وصل به قدرت، موقعیتی پیچیده در گروه میسازد تا توانایی گروهی شما را محک بزند.
🔴چگونه دشمنشاد شویم؟
۱. اختلافها را به دشمنی تبدیل کنیم!
اگر کسی در یک موضوع با ما همنظر نیست، بهجای گفتوگو و پیدا کردن راهحل مشترک، او را از جمع طرد کنیم تا مطمئن شویم اختلافنظرمان به شکافی عمیق تبدیل میشود. اختلاف نظر سیاسی بهترین موقعیت برای حذف کسانیست که میتوانند در مطالبات مشترک، کنار ما باشند، اما تمام افتخار دستاوردسازی باید نصیب ما، و طیف سیاسی ما شود.
۲. هر مانع موقتی را بهانهای برای کنار کشیدن کنیم و به جای همکاری، موازیکاری کنیم!
کافی است یک بار برنامهای به نتیجه نرسد؛ دیگر نیازی به بررسی دلایل شکست، اصلاح روشها یا امتحان کردن راههای تازه نیست. ما خودمان بهتر بلدیم و یک قضیه باید از راهی که ما میگوییم به نتیجه برسد پس در این باره شواهد کافی جمع میکنیم.
۳. بهجای نقد و سنجش عملکرد و پیشنهادها، نیتخوانی کنیم تا خود همکاران و رفقا را زیر ضربه ببریم! اشتباهها نابخشودنیاند، طوری که دیگر کسی جرات نکند به خاطر برچسب، قدم از قدم بردارد. اگر کسی پیشنهاد متفاوتی داد، بهجای سنجیدن پیشنهادش، درباره نیت و انگیزهاش فضاسازی کنیم تا مبادا مطالباتمان وارد فضای جدید شود. اینگونه دیگر لازم نیست نگران گفتوگوهای سازنده باشیم!
۴. همهچیز را به افراد گره بزنیم، نه به جمع! بهجای تقسیم مسئولیت، تربیت نیروهای تازه و ساختن سازوکارهای مشترک، همهچیز را به چند نفر محدود کنیم؛ کافی است آنها کنار بروند تا کل تشکل از هم بپاشد.
۵. فراموش کنیم که دشمن اصلی ما پراکندگی است و مخالفان ما با وجود اختلافات طبیعی بر منافع مشترک خود به اجماع رسیدهاند!
آنقدر درگیر اختلافهای فرعی و تسویهحسابهای شخصی شویم که یادمان برود قدرت تشکل از اعتماد، همبستگی و توانایی اقدام جمعی میآید.
نتیجه: برای شاد کردن مخالفان تشکلیابی، همیشه نیازی به سرکوب و ایجاد مانع نیست؛ گاهی کافی است خودمان اختلافها را تشدید کنیم، اعتماد را از بین ببریم و هر مانع را به فرصتی برای پراکندگی تبدیل کنیم.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
۵ توصیه طنزآمیز از زبان سازماندهندگان تشکلگرایی
در حالی که تشکل های غیر رسمی تلاش می کنند انسجام سابق خود را به دست بیاورند، کسانی که مخالف تشکلیابی هستند و آن را مخالف منافع درازمدت خود میبینند تلاش می کنند با به وجود آوردن موانع مقطعی، میان اعضای تشکلها تفرقه بیندازند.
محال است که عضو یک جمع مطالبهگر بوده باشید و با یکی از این سناریوها، جمعا دل مخالفان خود را شاد نکرده باشید.
قضایایی انسانی که با کمترین دخالت مخالفان وصل به قدرت، موقعیتی پیچیده در گروه میسازد تا توانایی گروهی شما را محک بزند.
🔴چگونه دشمنشاد شویم؟
۱. اختلافها را به دشمنی تبدیل کنیم!
اگر کسی در یک موضوع با ما همنظر نیست، بهجای گفتوگو و پیدا کردن راهحل مشترک، او را از جمع طرد کنیم تا مطمئن شویم اختلافنظرمان به شکافی عمیق تبدیل میشود. اختلاف نظر سیاسی بهترین موقعیت برای حذف کسانیست که میتوانند در مطالبات مشترک، کنار ما باشند، اما تمام افتخار دستاوردسازی باید نصیب ما، و طیف سیاسی ما شود.
۲. هر مانع موقتی را بهانهای برای کنار کشیدن کنیم و به جای همکاری، موازیکاری کنیم!
کافی است یک بار برنامهای به نتیجه نرسد؛ دیگر نیازی به بررسی دلایل شکست، اصلاح روشها یا امتحان کردن راههای تازه نیست. ما خودمان بهتر بلدیم و یک قضیه باید از راهی که ما میگوییم به نتیجه برسد پس در این باره شواهد کافی جمع میکنیم.
۳. بهجای نقد و سنجش عملکرد و پیشنهادها، نیتخوانی کنیم تا خود همکاران و رفقا را زیر ضربه ببریم! اشتباهها نابخشودنیاند، طوری که دیگر کسی جرات نکند به خاطر برچسب، قدم از قدم بردارد. اگر کسی پیشنهاد متفاوتی داد، بهجای سنجیدن پیشنهادش، درباره نیت و انگیزهاش فضاسازی کنیم تا مبادا مطالباتمان وارد فضای جدید شود. اینگونه دیگر لازم نیست نگران گفتوگوهای سازنده باشیم!
۴. همهچیز را به افراد گره بزنیم، نه به جمع! بهجای تقسیم مسئولیت، تربیت نیروهای تازه و ساختن سازوکارهای مشترک، همهچیز را به چند نفر محدود کنیم؛ کافی است آنها کنار بروند تا کل تشکل از هم بپاشد.
۵. فراموش کنیم که دشمن اصلی ما پراکندگی است و مخالفان ما با وجود اختلافات طبیعی بر منافع مشترک خود به اجماع رسیدهاند!
آنقدر درگیر اختلافهای فرعی و تسویهحسابهای شخصی شویم که یادمان برود قدرت تشکل از اعتماد، همبستگی و توانایی اقدام جمعی میآید.
نتیجه: برای شاد کردن مخالفان تشکلیابی، همیشه نیازی به سرکوب و ایجاد مانع نیست؛ گاهی کافی است خودمان اختلافها را تشدید کنیم، اعتماد را از بین ببریم و هر مانع را به فرصتی برای پراکندگی تبدیل کنیم.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍2😎2❤1
🔻تشکلها درباره «افزایش دستمزد» سخن میگویند ولی از ابزارهای پیشبرد خواسته کارگران استفاده نمیکنند
اخیرا مقامات تشکلهای زیر درباره ضرورت افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال سخن گفتند ولی کاربران هم میدانند که تشکلها فقط سخن میگویند.
از جمله:
▫️علیرضا محجوب (دبیرکل خانه کارگر) در نشست رؤسای مراکز علمیکاربردی خانه کارگر سراسر کشور اعلام کرد: تورم روزانه و دستمزد سالانه است و نتیجه گرفت: مزد کارگران هر یک یا دو ماه باید ترمیم شود.
▫️محسن باقری- عضو گروه کارگری شورای عالی کار با ذکر شکاف میان درآمد کارگران و هزینههای واقعی زندگی، از دولت خواست که به وعده خود برای ترمیم دستمزد در نیمه دوم سال سریعتر عمل کند.
▫️حسن باقری، یک نماینده دیگر کارگری در شورای عالی کار نیز، بر جهش سنگین هزینههای خانوار و لزوم اجرای توافق اولیه افزایش ۲۵ درصدی پایه مزد تاکید کرد.
▫️مختار واعظی (فعال صنفی کارگران شرکتی توزیع برق) گفت که دستمزد ریالی کارگر در برابر هزینۀ زندگی دلاری جوابگو نیست و نمیگوییم که دستمزدها باید دلاری پرداخت شود بلکه خواسته افزایش دستمزد یعنی این که قدرت خرید کارگران حفظ شود
▫️سمیه گلپور- رییس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران - طی یادداشتی به منوط کردن مصوبات مزدی شورای عالی کار به تأیید هیئت وزیران به شدت اعتراض کرد. او تأکید کرد که طبق مواد ۴۱ و ۱۶۷ قانون کار، شورا استقلال رأی دارد و به دلیل وضعیت وخیم معیشتی، افزایش «پایه مزد» کارگران یک ضرورت فوری است که نباید با پرداختهای مقطعی رفاهی جایگزین شود.
▫️رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری به تشریح جزییات مصوبه کمیته دستمزد برای افزایش ۳ میلیون تومانی حقوق کارگران در نیمه دوم سال پرداخت و از بلاتکلیفی و نشانههای تردید در بالاترین سطوح تصمیمگیری دولت برای نهایی کردن آن انتقاد کرد
▫️اکبر قربانی، دبیر اجرایی خانه کارگر غرب استان تهران و کارشناس بازار کار، تاکید کرد که مصوبات شورای عالی کار باید بهگونهای اصلاح شود که با افزایش تورم، دستمزد کارگران نیز بهطور خودکار افزایش یابد؛ در غیر این صورت، اگر کارفرمایان یا دولت مخالفت کنند، دولت موظف است با ابزارهای حمایتی و جبرانی، افت قدرت خرید و خالی شدن سفره کارگران را جبران کند(مانند اختصاص دادن کالابرگ) و افزود که جای تعجب است که دولت از زمان اجرای طرح یارانهها تا به امروز هنوز نتوانسته دهکهای درآمدی را به درستی شناسایی کند و مردم برای اثبات وضعیت خود با التهاب و صفهای طولانی در دفاتر پیشخوان مواجه میشوند. واقعیت این است که برخی افراد در بدنه سیاستگذاری تمایلی به شفاف شدن این مسائل ندارند.
صفی از تشکلها و کسانی که در رسانههای رسمی به عنوان فعال کارگری معرفی میشوند بر ضرورت افزایش دستمزد تاکید میکنند ولی افزایش دستمزد هنوز در دستور کار نیست. چرا؟
دلیل کلی این است که تشکلها از ابزارهای معمول پیشبرد خواسته کارگران یا نمیتوانند یا نمیخواهند استفاده کنند.
در مطلب بعدی در این باره بیشتر بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
اخیرا مقامات تشکلهای زیر درباره ضرورت افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال سخن گفتند ولی کاربران هم میدانند که تشکلها فقط سخن میگویند.
از جمله:
▫️علیرضا محجوب (دبیرکل خانه کارگر) در نشست رؤسای مراکز علمیکاربردی خانه کارگر سراسر کشور اعلام کرد: تورم روزانه و دستمزد سالانه است و نتیجه گرفت: مزد کارگران هر یک یا دو ماه باید ترمیم شود.
▫️محسن باقری- عضو گروه کارگری شورای عالی کار با ذکر شکاف میان درآمد کارگران و هزینههای واقعی زندگی، از دولت خواست که به وعده خود برای ترمیم دستمزد در نیمه دوم سال سریعتر عمل کند.
▫️حسن باقری، یک نماینده دیگر کارگری در شورای عالی کار نیز، بر جهش سنگین هزینههای خانوار و لزوم اجرای توافق اولیه افزایش ۲۵ درصدی پایه مزد تاکید کرد.
▫️مختار واعظی (فعال صنفی کارگران شرکتی توزیع برق) گفت که دستمزد ریالی کارگر در برابر هزینۀ زندگی دلاری جوابگو نیست و نمیگوییم که دستمزدها باید دلاری پرداخت شود بلکه خواسته افزایش دستمزد یعنی این که قدرت خرید کارگران حفظ شود
▫️سمیه گلپور- رییس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران - طی یادداشتی به منوط کردن مصوبات مزدی شورای عالی کار به تأیید هیئت وزیران به شدت اعتراض کرد. او تأکید کرد که طبق مواد ۴۱ و ۱۶۷ قانون کار، شورا استقلال رأی دارد و به دلیل وضعیت وخیم معیشتی، افزایش «پایه مزد» کارگران یک ضرورت فوری است که نباید با پرداختهای مقطعی رفاهی جایگزین شود.
▫️رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری به تشریح جزییات مصوبه کمیته دستمزد برای افزایش ۳ میلیون تومانی حقوق کارگران در نیمه دوم سال پرداخت و از بلاتکلیفی و نشانههای تردید در بالاترین سطوح تصمیمگیری دولت برای نهایی کردن آن انتقاد کرد
▫️اکبر قربانی، دبیر اجرایی خانه کارگر غرب استان تهران و کارشناس بازار کار، تاکید کرد که مصوبات شورای عالی کار باید بهگونهای اصلاح شود که با افزایش تورم، دستمزد کارگران نیز بهطور خودکار افزایش یابد؛ در غیر این صورت، اگر کارفرمایان یا دولت مخالفت کنند، دولت موظف است با ابزارهای حمایتی و جبرانی، افت قدرت خرید و خالی شدن سفره کارگران را جبران کند(مانند اختصاص دادن کالابرگ) و افزود که جای تعجب است که دولت از زمان اجرای طرح یارانهها تا به امروز هنوز نتوانسته دهکهای درآمدی را به درستی شناسایی کند و مردم برای اثبات وضعیت خود با التهاب و صفهای طولانی در دفاتر پیشخوان مواجه میشوند. واقعیت این است که برخی افراد در بدنه سیاستگذاری تمایلی به شفاف شدن این مسائل ندارند.
صفی از تشکلها و کسانی که در رسانههای رسمی به عنوان فعال کارگری معرفی میشوند بر ضرورت افزایش دستمزد تاکید میکنند ولی افزایش دستمزد هنوز در دستور کار نیست. چرا؟
دلیل کلی این است که تشکلها از ابزارهای معمول پیشبرد خواسته کارگران یا نمیتوانند یا نمیخواهند استفاده کنند.
در مطلب بعدی در این باره بیشتر بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍3❤1
🔻تشکلهای رسمی ایرانی از کدام ابزار چانه زنی دستمزدی به طور موثر استفاده نمیکنند؟
در مطلب قبل مرور کردیم که شمار بالایی از افرادی که به عنوان فعال کارگری در رسانهها معرفی میشوند یا در تشکلهای رسمی مقامی دارند، به دلیل محدودیتهای ساختاری، قانونی و اجرایی از چندین ابزار کلیدی چانهزنی که در دنیا رایج است، به طور مؤثر استفاده نمیکنند.
مهمترین این ابزارها:
اعتصابات سراسری و قانونی: به دلیل نبود بسترهای قانونی امن و تفاسیر امنیتی از تجمعات، تشکلها نمیتوانند از اعتصاب به عنوان یک اهرم فشار رسمی و قانونی برای متوقف کردن کار و اجبار کارفرمایان یا دولت به عقبنشینی استفاده کنند.
در کشوری که تشکلها نماینده بخش بزرگی از کارگران یک صنعتاند، از عاملیت اعضا قدرت میگیرند، بخش بزرگی از کارکنان صنعت، تشکل را نماینده خود میدانند، کارگران در سازوکارهای انتخاب نمایندگان دچار محدودیت نیستند و هنگام حمایت از نمایندگان مثلا موقع اعلام یک اعتصاب، مشارکت تمام قد و قانونی دارند. قضیهای که در تشکلهای کشور ما دیده نمیشود. مثلا:
صندوقهای مالی اعتصاب: تشکلهای ایرانی از منابع مالی ساختاریافته و حق عضویتهای منظم برای حمایت معیشتی از کارگران در زمان اعتراض بهره ندارند. این قضیه موضوعی که تابآوری کارگران را در برابر کارفرمایان به شدت کاهش میدهد.
قراردادهای دستهجمعی کار: چانهزنی در ایران کاملاً متمرکز و دولتی (در شورای عالی کار) است. تشکلها از ابزار مذاکره مستقیم و تفکیکشده با کارفرمایانِ یک صنعت خاص (مثلاً صنف فولاد یا نفت) برای ثبت قراردادهای دستهجمعی مستقل از مصوبات دولت استفاده نمیکنند.
لابیگری رسمی و تحزب سیاسی: در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، اتحادیههای کارگری پیوند انداموار و رسمی با احزاب سیاسی قدرتمند ندارند تا بتوانند از طریق فراکسیونهای حزبی در پارلمان، قوانین مزدی را به نفع خود دگرگون کنند.
در چنین شرایطی، حتی کسانی که در نظر دارند به نفع کارگران گامی بردارند، جدا از انگیزه محدودی که دارند (چرا که از محل حق عضویت اعضا حقوق نمیگیرند و عملکردشان نیز از سوی همکاران مورد بررسی قرار نمیگیرد.) مقامات تشکلها ممکن است بارها با وجود ضعف عملکرد، در دور بعد نیز در جایگاه خود باقی بمانند و در صورت رفتار رادیکال، احتمالا از سوی بدنه نیز پشتیبانی نمیشوند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
در مطلب قبل مرور کردیم که شمار بالایی از افرادی که به عنوان فعال کارگری در رسانهها معرفی میشوند یا در تشکلهای رسمی مقامی دارند، به دلیل محدودیتهای ساختاری، قانونی و اجرایی از چندین ابزار کلیدی چانهزنی که در دنیا رایج است، به طور مؤثر استفاده نمیکنند.
مهمترین این ابزارها:
اعتصابات سراسری و قانونی: به دلیل نبود بسترهای قانونی امن و تفاسیر امنیتی از تجمعات، تشکلها نمیتوانند از اعتصاب به عنوان یک اهرم فشار رسمی و قانونی برای متوقف کردن کار و اجبار کارفرمایان یا دولت به عقبنشینی استفاده کنند.
در کشوری که تشکلها نماینده بخش بزرگی از کارگران یک صنعتاند، از عاملیت اعضا قدرت میگیرند، بخش بزرگی از کارکنان صنعت، تشکل را نماینده خود میدانند، کارگران در سازوکارهای انتخاب نمایندگان دچار محدودیت نیستند و هنگام حمایت از نمایندگان مثلا موقع اعلام یک اعتصاب، مشارکت تمام قد و قانونی دارند. قضیهای که در تشکلهای کشور ما دیده نمیشود. مثلا:
صندوقهای مالی اعتصاب: تشکلهای ایرانی از منابع مالی ساختاریافته و حق عضویتهای منظم برای حمایت معیشتی از کارگران در زمان اعتراض بهره ندارند. این قضیه موضوعی که تابآوری کارگران را در برابر کارفرمایان به شدت کاهش میدهد.
قراردادهای دستهجمعی کار: چانهزنی در ایران کاملاً متمرکز و دولتی (در شورای عالی کار) است. تشکلها از ابزار مذاکره مستقیم و تفکیکشده با کارفرمایانِ یک صنعت خاص (مثلاً صنف فولاد یا نفت) برای ثبت قراردادهای دستهجمعی مستقل از مصوبات دولت استفاده نمیکنند.
لابیگری رسمی و تحزب سیاسی: در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، اتحادیههای کارگری پیوند انداموار و رسمی با احزاب سیاسی قدرتمند ندارند تا بتوانند از طریق فراکسیونهای حزبی در پارلمان، قوانین مزدی را به نفع خود دگرگون کنند.
در چنین شرایطی، حتی کسانی که در نظر دارند به نفع کارگران گامی بردارند، جدا از انگیزه محدودی که دارند (چرا که از محل حق عضویت اعضا حقوق نمیگیرند و عملکردشان نیز از سوی همکاران مورد بررسی قرار نمیگیرد.) مقامات تشکلها ممکن است بارها با وجود ضعف عملکرد، در دور بعد نیز در جایگاه خود باقی بمانند و در صورت رفتار رادیکال، احتمالا از سوی بدنه نیز پشتیبانی نمیشوند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍3
🔻کاربران ایرانی، کتابهایی با موضوع روابط کارگران در محیط کار، و حقوق کارگران را به هم پیشنهاد میکنند
وقتی همکار بودن به معنای همبستگی نیست؛ نگاهی به رمان «گردش کارخانه بطریسازی» که با عنوان «گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه» به فارسی ترجمه شده است.
نوشته بریل بینبریج
آیا کار کردن در یک محیط مشترک، بهخودیخود به همبستگی میان کارکنان منجر میشود؟
آیا کسانی که هر روز کنار یکدیگر کار میکنند، میتوانند مشکلات مشترکشان را بشناسند و برای دفاع از حقوق خود به یکدیگر تکیه کنند؟
رمان گردش کارخانه بطریسازی (The Bottle Factory Outing)، نوشته بریل بینبریج و منتشرشده در سال ۱۹۷۴، فرصتی برای تأمل درباره این پرسشها فراهم میکند.
داستان درباره فردا و برندا، دو زنی است که در کارخانهای برای تولید بطری شراب در لندن کار میکنند. روابط میان کارکنان، مناسبات قدرت و تنشهای زندگی روزمره، با زبانی آمیخته به طنز سیاه روایت میشوند.
در این رمان، کارخانه صرفاً مکانی برای کسب درآمد نیست؛ فضایی است که وابستگی اقتصادی، روابط شخصی، جنسیت و نابرابری قدرت بر تجربه کارکنان اثر میگذارند. وقتی معاش فرد به حفظ شغلش وابسته است، مخالفت با رفتار ناعادلانه میتواند هزینهبر باشد. در چنین شرایطی، امکان دفاع از حق، در خلال داستان، به یکی از اصلیترین دغدغههای داستان تبدیل میشود، بدون این که کتاب در این باره مستقیما صحبت کند.
اهمیت این روایت برای فعالان صنفی، نه در نمایش یک مبارزه سازمانیافته کارگری، بلکه در طرح پرسشی درباره روابط میان همکاران است: همکار بودن با همبستگی داشتن تفاوت دارد. خواننده به تلخی در مییابد که حضور در یک محیط مشترک و تجربه مشکلات مشابه، لزوماً به اعتماد متقابل یا توانایی اقدام جمعی منجر نمیشود.
گردش دستهجمعی کارکنان که عنوان رمان از آن گرفته شده، قرار است فرصتی برای فاصله گرفتن از روزمرگی کارخانه باشد؛ اما به رویدادی خشونتبار ختم میشود.
🔴یک کاربر شبکههای اجتماعی بخشی از داستان را به زبان خودش بازگو میکند:
«یه روز کارگرها تصمیم میگیرن برای صمیمیت بیشتر و بهبود روابطه کاری برن یه گردش دستهجمعی.
و توی اون گردش یه سری اتفاقات میفته که انگار هیچ فرقی با سلسلهمراتبی محل کارشون نداره. کارگرا با تحقیر بسیار رهسپار میشن و با تحقیر بسیار گردش میکنن و یکهو فِرِدا- یکی از دو شخصیت اصلی داستان میمیره.
و ماجرا پلیسی میشه که کی اونو کشته؟
و در نهایت میفهمیم که یکی از مدیرا میخواسته موقع خواب بهش تعرض کنه که با مقاومت دختر روبرو میشه و ناخواسته اونو میکشه. کشتن نه به قصد کشتن. کشتن به قصد تعرض...
و همه با هم نقشه میکشن و دختره رو میندازن توی بشکهی شراب و اونو صادر میکنن. و روی بشکه یه برچسب میزنن که « کیفیت پایین » و میدونن که کارگرای کشتی چنین بشکههایی رو از کشتی پرت میکنن توی دریا...»
این کاربر که روایت خود را از داستان کتاب، به «بیمهشدههای تامین اجتماعی» تقدیم کرده، نوشته:
کتاب در مورد طبقهی اجتماعی، مهاجرت، استیصال انسان و اینه که فرقی نداره کجا باشی، توی محل کارت، خانوادهت و یا اجتماع....تو رو بر اساس استقلال مالیت میسنجند و باهات برخورد میکنند.
📍در مرور این کتاب به زبان انگلیسی آمده است:
این اتفاق را میتوان زمینهای برای تأمل درباره فاصله میان معاشرت و همبستگی دانست؛ کنار هم قرار گرفتن افراد، بهخودیخود تنشها و نابرابریهای روابط آنان را از میان نمیبرد.
برای تشکلیابی صنفی، این تمایز اهمیت عملی دارد.
🧩در خلال این داستان، خوانندگان درک میکنند که تبدیل تجربههای فردی به شناختی مشترک از مسائل، به گفتوگو، اعتمادسازی و امکان حمایت متقابل نیاز دارد. گردهماییها و روابط دوستانه میتوانند نقطه شروع باشند، اما بدون پیوند با مطالبات مشترک و همکاری مستمر، الزاماً به قدرت جمعی تبدیل نمیشوند.
گردش کارخانه بطریسازی کتابی درباره اتحادیهها یا مبارزه بر سر دستمزد نیست؛ رمانی است که از خلال روابط روزمره، امکان تأمل درباره قدرت و آسیبپذیری در محیط کار را فراهم میکند.
پرسش اصلی برای خوانندگان پیگیر حقوق صنفی میتواند این باشد:
چه چیزی همکاران را از افرادی که صرفاً در یک محیط کار میکنند، به جمعی قادر به شناخت و دفاع از حقوق مشترکشان تبدیل میکند؟
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
وقتی همکار بودن به معنای همبستگی نیست؛ نگاهی به رمان «گردش کارخانه بطریسازی» که با عنوان «گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه» به فارسی ترجمه شده است.
نوشته بریل بینبریج
آیا کار کردن در یک محیط مشترک، بهخودیخود به همبستگی میان کارکنان منجر میشود؟
آیا کسانی که هر روز کنار یکدیگر کار میکنند، میتوانند مشکلات مشترکشان را بشناسند و برای دفاع از حقوق خود به یکدیگر تکیه کنند؟
رمان گردش کارخانه بطریسازی (The Bottle Factory Outing)، نوشته بریل بینبریج و منتشرشده در سال ۱۹۷۴، فرصتی برای تأمل درباره این پرسشها فراهم میکند.
داستان درباره فردا و برندا، دو زنی است که در کارخانهای برای تولید بطری شراب در لندن کار میکنند. روابط میان کارکنان، مناسبات قدرت و تنشهای زندگی روزمره، با زبانی آمیخته به طنز سیاه روایت میشوند.
در این رمان، کارخانه صرفاً مکانی برای کسب درآمد نیست؛ فضایی است که وابستگی اقتصادی، روابط شخصی، جنسیت و نابرابری قدرت بر تجربه کارکنان اثر میگذارند. وقتی معاش فرد به حفظ شغلش وابسته است، مخالفت با رفتار ناعادلانه میتواند هزینهبر باشد. در چنین شرایطی، امکان دفاع از حق، در خلال داستان، به یکی از اصلیترین دغدغههای داستان تبدیل میشود، بدون این که کتاب در این باره مستقیما صحبت کند.
اهمیت این روایت برای فعالان صنفی، نه در نمایش یک مبارزه سازمانیافته کارگری، بلکه در طرح پرسشی درباره روابط میان همکاران است: همکار بودن با همبستگی داشتن تفاوت دارد. خواننده به تلخی در مییابد که حضور در یک محیط مشترک و تجربه مشکلات مشابه، لزوماً به اعتماد متقابل یا توانایی اقدام جمعی منجر نمیشود.
گردش دستهجمعی کارکنان که عنوان رمان از آن گرفته شده، قرار است فرصتی برای فاصله گرفتن از روزمرگی کارخانه باشد؛ اما به رویدادی خشونتبار ختم میشود.
🔴یک کاربر شبکههای اجتماعی بخشی از داستان را به زبان خودش بازگو میکند:
«یه روز کارگرها تصمیم میگیرن برای صمیمیت بیشتر و بهبود روابطه کاری برن یه گردش دستهجمعی.
و توی اون گردش یه سری اتفاقات میفته که انگار هیچ فرقی با سلسلهمراتبی محل کارشون نداره. کارگرا با تحقیر بسیار رهسپار میشن و با تحقیر بسیار گردش میکنن و یکهو فِرِدا- یکی از دو شخصیت اصلی داستان میمیره.
و ماجرا پلیسی میشه که کی اونو کشته؟
و در نهایت میفهمیم که یکی از مدیرا میخواسته موقع خواب بهش تعرض کنه که با مقاومت دختر روبرو میشه و ناخواسته اونو میکشه. کشتن نه به قصد کشتن. کشتن به قصد تعرض...
و همه با هم نقشه میکشن و دختره رو میندازن توی بشکهی شراب و اونو صادر میکنن. و روی بشکه یه برچسب میزنن که « کیفیت پایین » و میدونن که کارگرای کشتی چنین بشکههایی رو از کشتی پرت میکنن توی دریا...»
این کاربر که روایت خود را از داستان کتاب، به «بیمهشدههای تامین اجتماعی» تقدیم کرده، نوشته:
کتاب در مورد طبقهی اجتماعی، مهاجرت، استیصال انسان و اینه که فرقی نداره کجا باشی، توی محل کارت، خانوادهت و یا اجتماع....تو رو بر اساس استقلال مالیت میسنجند و باهات برخورد میکنند.
📍در مرور این کتاب به زبان انگلیسی آمده است:
این اتفاق را میتوان زمینهای برای تأمل درباره فاصله میان معاشرت و همبستگی دانست؛ کنار هم قرار گرفتن افراد، بهخودیخود تنشها و نابرابریهای روابط آنان را از میان نمیبرد.
برای تشکلیابی صنفی، این تمایز اهمیت عملی دارد.
🧩در خلال این داستان، خوانندگان درک میکنند که تبدیل تجربههای فردی به شناختی مشترک از مسائل، به گفتوگو، اعتمادسازی و امکان حمایت متقابل نیاز دارد. گردهماییها و روابط دوستانه میتوانند نقطه شروع باشند، اما بدون پیوند با مطالبات مشترک و همکاری مستمر، الزاماً به قدرت جمعی تبدیل نمیشوند.
گردش کارخانه بطریسازی کتابی درباره اتحادیهها یا مبارزه بر سر دستمزد نیست؛ رمانی است که از خلال روابط روزمره، امکان تأمل درباره قدرت و آسیبپذیری در محیط کار را فراهم میکند.
پرسش اصلی برای خوانندگان پیگیر حقوق صنفی میتواند این باشد:
چه چیزی همکاران را از افرادی که صرفاً در یک محیط کار میکنند، به جمعی قادر به شناخت و دفاع از حقوق مشترکشان تبدیل میکند؟
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍3
🔻بازنشستگان هما چگونه با یک تجمع، یک سخنرانی و یک مصاحبه توانستند چندین روز در خبرها بمانند؟
🔑پرسنل هما در طول خدمت، مدام در حال آموزشند و به ویژه درباره استراتژی میآموزند
بازنشستگان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) در تجمع اخیر خود در روز سهشنبه، ۵ آبان ۱۴۰۵ توانستند به دلیل چند فاکتور کلیدی و هوشمندانه، بازتاب رسانهای گستردهای ایجاد کنند و مطالبات خود را برای روزهای متوالی در صدر اخبار نگه دارند.
اول از همه:
ماهیت نمادین برند «هما»:
فراموش نکنیم که هواپیمایی هما (ایرانایر) سابقه و پرستیژ خاصی در ذهن مردم دارد. دیدن پیشکسوتان و مهندسان پرواز این شرکت با سابقههای درخشان در کف خیابان برای ابتداییترین نیازهای درمانی و معیشتی، بار عاطفی و خبری سنگینی در شبکههای اجتماعی ایجاد میکند. از آغاز تنشها ارتباط هوانوردی با آسیبپذیری حریم هوایی در دوران جنگ نیز احتمالا پرسشهایی در ذهن مردم ایجاد کرده که به برای یافتن پاسخ به اخبار هما غلاق نشان میدهند. بازنشستگان هما، نسبت به اعتبار و پرستیژی که ساختهاند آگاهند و توانستند به خوبی از آن استفاده کنند.
📍مانور روایی ۱- واکنش بازنشستگان به مبارزه منفی مدیریت (تعطیلی و دورکاری شبانه): همزمان با شکلگیری تجمع در روز سهشنبه، مدیریت هما با صدور اطلاعیهای شبانه کارکنان ستادی را ۱۰۰ درصد دورکار کرد. این اقدام که از سوی بازنشستگان و رسانهها به عنوان «فرار از پاسخگویی» و «پاک کردن صورتمسئله» تعبیر شد، موج خبری جدیدی ساخت و توجه افکار عمومی را به عمق لجاجت یا ناتوانی در پاسخگویی جلب کرد.
در واقع، خلاقیت بازنشستگان هما در برجسته کردن این حرکت مدیریت، نه تنها توانست حرکت او را در خاموش کردن صدای بازنشستگان خنثی کند، که موجهای جدیدی از بازنشر در میا کاربران عادی شبکههای اجتماعی به راه انداخت.
📍مانور روایی ۲- شوک دادن با تکخبر و یارگیری با رسانهها- افشاگری کانون بازنشستگان درباره ابعاد فاجعهبار حقوقها خوراک خوبی برای رسانهها فراهم کرد: سخنان رئیس کانون بازنشستگان هما با رسانهها- به ویژه ایلنا، از موضع آگاهی و با سند و مدرک، شوک بزرگی به جامعه وارد کرد. او فاش کرد بازنشستگانی که در دوران اشتغال حق بیمههای سنگین (تا ۴۲ درصد) پرداخت میکردند و درآمد بالایی داشتند، پس از بازنشستگی ۸۰ تا ۸۵ درصد درآمد خود را از دست دادهاند و به دلیل هزینههای نجومی، برخی از آنها توان مالی ادامه درمان را ندارند و آن را رها کردهاند. این تضاد شدید (کاهش مستمری به یکپنجم دوران اشتغال)، سوژه داغی برای تحلیلهای اقتصادی رسانهها شد.
مانورهای بعدی: شوکهای پیدرپی خبری- تداوم و پایداری در تولید خبر:
وقتی یک فایل صوتی پر و پیمان از یک مقام سخنگوی بازنشستگان در تجمع پرانرژی و مترصد به پیگیری حقوق جمعی منتشر میشود و سپس گفتگوی پر و پیمانتری با رسانهها انجام میشود، مفاد خوبی برای بازنشر برخی نکات طی روزهای بعدی فراهم میشود. وقتی در حالت عادی، عمر خبر به یک روز کفاف نمیدهد، بازنشستگان هما با بازنشر زوایای دیگری از دلیل پیگیری مطالبات خود، کاربران را شوکه کردند. مثلا در آخرین اقدام:
چند روز پس از تجمع، اکنون روایت ترک درمان بازنشستگان هما به دلیل هزینههای نجومی با این سرخط در شبکههای اجتماعی بازنشر شد که دو بازنشسته هما به دلیل ناتوانی در تامین هزینه پرداخت، طی سههفته گذشته جان باختند.
متاسفانه در حالی که شاهدیم که ترک درمان به رویه عادی در میان برخی دیگر از گروههای بازنشستگان تبدیل شده، وجه شوکه کننده ترک درمان که با زمان و تعداد برجسته کردن آمار، خبر را ملموس کند کمتر در میان دیگر گروهها رایج است.
پرسنل هما در طول دوره خدمت خود آموزشهای مرتبط با استراتژی و مدیریت را دریافت میکنند که بسته به رده شغلی و واحد سازمانی آنها متفاوت است. از دورههای تخصصی مانند مدیریت کنترل عملیات (OCC Management)، تفکر استراتژیک، مدیریت بحران که به مدیران و روسای ارشد ارائه میشود تا رهبران سازمان بتوانند در فضای رقابتی صنعت هوانوردی، تصمیمات کلان و راهبردی اتخاذ کنند تا دورههای دیگری که فضای پویای استراتژیک را برای صنعت هوانوردی به ارمغان میآورد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
🔑پرسنل هما در طول خدمت، مدام در حال آموزشند و به ویژه درباره استراتژی میآموزند
بازنشستگان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) در تجمع اخیر خود در روز سهشنبه، ۵ آبان ۱۴۰۵ توانستند به دلیل چند فاکتور کلیدی و هوشمندانه، بازتاب رسانهای گستردهای ایجاد کنند و مطالبات خود را برای روزهای متوالی در صدر اخبار نگه دارند.
اول از همه:
ماهیت نمادین برند «هما»:
فراموش نکنیم که هواپیمایی هما (ایرانایر) سابقه و پرستیژ خاصی در ذهن مردم دارد. دیدن پیشکسوتان و مهندسان پرواز این شرکت با سابقههای درخشان در کف خیابان برای ابتداییترین نیازهای درمانی و معیشتی، بار عاطفی و خبری سنگینی در شبکههای اجتماعی ایجاد میکند. از آغاز تنشها ارتباط هوانوردی با آسیبپذیری حریم هوایی در دوران جنگ نیز احتمالا پرسشهایی در ذهن مردم ایجاد کرده که به برای یافتن پاسخ به اخبار هما غلاق نشان میدهند. بازنشستگان هما، نسبت به اعتبار و پرستیژی که ساختهاند آگاهند و توانستند به خوبی از آن استفاده کنند.
📍مانور روایی ۱- واکنش بازنشستگان به مبارزه منفی مدیریت (تعطیلی و دورکاری شبانه): همزمان با شکلگیری تجمع در روز سهشنبه، مدیریت هما با صدور اطلاعیهای شبانه کارکنان ستادی را ۱۰۰ درصد دورکار کرد. این اقدام که از سوی بازنشستگان و رسانهها به عنوان «فرار از پاسخگویی» و «پاک کردن صورتمسئله» تعبیر شد، موج خبری جدیدی ساخت و توجه افکار عمومی را به عمق لجاجت یا ناتوانی در پاسخگویی جلب کرد.
در واقع، خلاقیت بازنشستگان هما در برجسته کردن این حرکت مدیریت، نه تنها توانست حرکت او را در خاموش کردن صدای بازنشستگان خنثی کند، که موجهای جدیدی از بازنشر در میا کاربران عادی شبکههای اجتماعی به راه انداخت.
📍مانور روایی ۲- شوک دادن با تکخبر و یارگیری با رسانهها- افشاگری کانون بازنشستگان درباره ابعاد فاجعهبار حقوقها خوراک خوبی برای رسانهها فراهم کرد: سخنان رئیس کانون بازنشستگان هما با رسانهها- به ویژه ایلنا، از موضع آگاهی و با سند و مدرک، شوک بزرگی به جامعه وارد کرد. او فاش کرد بازنشستگانی که در دوران اشتغال حق بیمههای سنگین (تا ۴۲ درصد) پرداخت میکردند و درآمد بالایی داشتند، پس از بازنشستگی ۸۰ تا ۸۵ درصد درآمد خود را از دست دادهاند و به دلیل هزینههای نجومی، برخی از آنها توان مالی ادامه درمان را ندارند و آن را رها کردهاند. این تضاد شدید (کاهش مستمری به یکپنجم دوران اشتغال)، سوژه داغی برای تحلیلهای اقتصادی رسانهها شد.
مانورهای بعدی: شوکهای پیدرپی خبری- تداوم و پایداری در تولید خبر:
وقتی یک فایل صوتی پر و پیمان از یک مقام سخنگوی بازنشستگان در تجمع پرانرژی و مترصد به پیگیری حقوق جمعی منتشر میشود و سپس گفتگوی پر و پیمانتری با رسانهها انجام میشود، مفاد خوبی برای بازنشر برخی نکات طی روزهای بعدی فراهم میشود. وقتی در حالت عادی، عمر خبر به یک روز کفاف نمیدهد، بازنشستگان هما با بازنشر زوایای دیگری از دلیل پیگیری مطالبات خود، کاربران را شوکه کردند. مثلا در آخرین اقدام:
چند روز پس از تجمع، اکنون روایت ترک درمان بازنشستگان هما به دلیل هزینههای نجومی با این سرخط در شبکههای اجتماعی بازنشر شد که دو بازنشسته هما به دلیل ناتوانی در تامین هزینه پرداخت، طی سههفته گذشته جان باختند.
متاسفانه در حالی که شاهدیم که ترک درمان به رویه عادی در میان برخی دیگر از گروههای بازنشستگان تبدیل شده، وجه شوکه کننده ترک درمان که با زمان و تعداد برجسته کردن آمار، خبر را ملموس کند کمتر در میان دیگر گروهها رایج است.
پرسنل هما در طول دوره خدمت خود آموزشهای مرتبط با استراتژی و مدیریت را دریافت میکنند که بسته به رده شغلی و واحد سازمانی آنها متفاوت است. از دورههای تخصصی مانند مدیریت کنترل عملیات (OCC Management)، تفکر استراتژیک، مدیریت بحران که به مدیران و روسای ارشد ارائه میشود تا رهبران سازمان بتوانند در فضای رقابتی صنعت هوانوردی، تصمیمات کلان و راهبردی اتخاذ کنند تا دورههای دیگری که فضای پویای استراتژیک را برای صنعت هوانوردی به ارمغان میآورد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
Telegram
داوطلب
👍4
🔻نماینده مجلس: در حالی که طبق قانون هزینه درمان باید رایگان باشد، مصوبه هیئت وزیران هزینه درمان را افزایش داد
تارنمای جماران به نقل از محمد جمالیان، نمایده اراک در مجلس و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس:
▪️آزاد کردن قیمت دارو خلاف قانون است. مصوبه جدید دولت هزینه درمان بیماران را چهار برابر میکند.
▪️مصوبه دارو جای گلهمندی دارد. در شرایطی که طبق ماده ۴۳ قانون اساسی باید درمان برای مردم رایگان باشد و ماده ۶۸ برنامه هفتم توسعه نیز بر کاهش پرداخت از جیب بیماران تأکید میکند، ما برخی سِرُمها و داروها را از پوشش بیمه خارج کنیم.
▪️این مصوبهی هیئت وزیران خلاف قانون است و مطالبه من نیز این بود که کمیسیون به این موضوع ورود کند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
تارنمای جماران به نقل از محمد جمالیان، نمایده اراک در مجلس و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس:
▪️آزاد کردن قیمت دارو خلاف قانون است. مصوبه جدید دولت هزینه درمان بیماران را چهار برابر میکند.
▪️مصوبه دارو جای گلهمندی دارد. در شرایطی که طبق ماده ۴۳ قانون اساسی باید درمان برای مردم رایگان باشد و ماده ۶۸ برنامه هفتم توسعه نیز بر کاهش پرداخت از جیب بیماران تأکید میکند، ما برخی سِرُمها و داروها را از پوشش بیمه خارج کنیم.
▪️این مصوبهی هیئت وزیران خلاف قانون است و مطالبه من نیز این بود که کمیسیون به این موضوع ورود کند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍4
🔻 پنج شاخص سلامت دموکراتیک: چرا جامعه مدنی در مرکز قرار دارد؟
آیا اقتصاد خراب و محدودیت در تشکلسازی، باعث پسرفت دموکراسی میشود؟
کانال اصل ۲۰ نوشت:
دموکراسی مجموعهای از نهادها و رفتارهای اجتماعی است که در کنار هم قدرت سیاسی را محدود و مشارکت شهروندان را ممکن میکنند. پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که سلامت دموکراسی را میتوان با پنج شاخص اصلی سنجید؛ شاخصهایی که کاهش آنها معمولاً نخستین نشانههای پسرفت دموکراتیک را آشکار میکند.
۱▪️نخستین و مهمترین شاخص، جامعه مدنی فعال است. جامعه مدنی شامل انجمنها، اتحادیهها، سازمانهای مردمنهاد و رسانههای مستقل است. شبکههایی که امکان مطالبهگری و نظارت بر حکومت را فراهم میکنند. دادهها نشان میدهد که در کشورهای «نیمهآزاد»، ضعف جامعه مدنی قویترین نشانه پسرفت است و پس از عقبگرد نیز بیشترین محدودیتها متوجه همین بخش میشود.
۲▪️شاخص دوم، انتخابات آزاد و منصفانه است. سازوکاری که انتقال مسالمتآمیز قدرت را ممکن میکند. انتخابات زمانی معتبر است که رأیدهندگان آزاد باشند و نامزدها فرصت برابر برای رقابت داشته باشند. با این حال مشکلات انتخاباتی معمولاً پس از فرسایش جامعه مدنی و آزادیها آشکار میشود و به همین دلیل همیشه بهترین نشانه اولیه نیست.
۳▪️شاخص سوم، حاکمیت قانون است. یعنی قانونی که برای همه یکسان باشد و قوه قضائیه بتواند مستقل عمل کند. نبود حاکمیت قانون به دولت اجازه میدهد محدودیتها را قانونی جلوه دهد و همین موضوع جامعه مدنی و آزادیهای عمومی را بهسرعت تضعیف میکند.
۴🔴چهارمین شاخص، فرصت اقتصادی و استاندارد زندگی است. دموکراسی زمانی پایدار میماند که شهروندان امکان پیشرفت و احساس امنیت اقتصادی داشته باشند. نابرابری شدید و کاهش فرصتها، اعتماد به نظام سیاسی را فرسوده میکند و زمینه گرایش به جریانهای اقتدارگرایانه را افزایش میدهد.
۵▪️پنجمین شاخص، آزادی بحث و گفتوگوی عمومی است. فضایی که در آن رسانهها بتوانند آزادانه فعالیت کنند، نقد حکومت ممکن باشد و شهروندان بدون ترس نظرشان را بیان کنند. محدودشدن این فضا، توان جامعه مدنی و رسانهها را کاهش میدهد و مسیر نظارت عمومی را میبندد.
این پنج شاخص نشانگر آنند که جامعه مدنی بخشی جداییناپذیر از سلامت دموکراسی است. هرجا جامعه مدنی تضعیف شود، سایر شاخصها نیز بهتدریج فرومیریزند و بازسازی دموکراسی دشوارتر میشود.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
آیا اقتصاد خراب و محدودیت در تشکلسازی، باعث پسرفت دموکراسی میشود؟
کانال اصل ۲۰ نوشت:
دموکراسی مجموعهای از نهادها و رفتارهای اجتماعی است که در کنار هم قدرت سیاسی را محدود و مشارکت شهروندان را ممکن میکنند. پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که سلامت دموکراسی را میتوان با پنج شاخص اصلی سنجید؛ شاخصهایی که کاهش آنها معمولاً نخستین نشانههای پسرفت دموکراتیک را آشکار میکند.
۱▪️نخستین و مهمترین شاخص، جامعه مدنی فعال است. جامعه مدنی شامل انجمنها، اتحادیهها، سازمانهای مردمنهاد و رسانههای مستقل است. شبکههایی که امکان مطالبهگری و نظارت بر حکومت را فراهم میکنند. دادهها نشان میدهد که در کشورهای «نیمهآزاد»، ضعف جامعه مدنی قویترین نشانه پسرفت است و پس از عقبگرد نیز بیشترین محدودیتها متوجه همین بخش میشود.
۲▪️شاخص دوم، انتخابات آزاد و منصفانه است. سازوکاری که انتقال مسالمتآمیز قدرت را ممکن میکند. انتخابات زمانی معتبر است که رأیدهندگان آزاد باشند و نامزدها فرصت برابر برای رقابت داشته باشند. با این حال مشکلات انتخاباتی معمولاً پس از فرسایش جامعه مدنی و آزادیها آشکار میشود و به همین دلیل همیشه بهترین نشانه اولیه نیست.
۳▪️شاخص سوم، حاکمیت قانون است. یعنی قانونی که برای همه یکسان باشد و قوه قضائیه بتواند مستقل عمل کند. نبود حاکمیت قانون به دولت اجازه میدهد محدودیتها را قانونی جلوه دهد و همین موضوع جامعه مدنی و آزادیهای عمومی را بهسرعت تضعیف میکند.
۴🔴چهارمین شاخص، فرصت اقتصادی و استاندارد زندگی است. دموکراسی زمانی پایدار میماند که شهروندان امکان پیشرفت و احساس امنیت اقتصادی داشته باشند. نابرابری شدید و کاهش فرصتها، اعتماد به نظام سیاسی را فرسوده میکند و زمینه گرایش به جریانهای اقتدارگرایانه را افزایش میدهد.
۵▪️پنجمین شاخص، آزادی بحث و گفتوگوی عمومی است. فضایی که در آن رسانهها بتوانند آزادانه فعالیت کنند، نقد حکومت ممکن باشد و شهروندان بدون ترس نظرشان را بیان کنند. محدودشدن این فضا، توان جامعه مدنی و رسانهها را کاهش میدهد و مسیر نظارت عمومی را میبندد.
این پنج شاخص نشانگر آنند که جامعه مدنی بخشی جداییناپذیر از سلامت دموکراسی است. هرجا جامعه مدنی تضعیف شود، سایر شاخصها نیز بهتدریج فرومیریزند و بازسازی دموکراسی دشوارتر میشود.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍2
🔻شیوههای نوین سازمانیابی کارگران و بازتاب آن در ایران
داوطلب در گزارش تحلیلی خود ۶ شکل سازمانیابی نوین را شناسایی کرده است:
سازماندهی نوین با مزایایی گسترده و چند ایراد اساسی و ساختاری
گزارشها حاکی از آن است که چهرهی سازمانیابی کارگران دیگر شبیه گذشته نیست. با گسترش مشاغل موقت و دیجیتال و با کاهش قدرت اتحادیههای سنتی، کارگران در سراسر جهان برای دفاع از حقوق خود به روشهای تازهای متوسل شدهاند. از گروههای مجازی و اعتصابهای اینترنتی گرفته تا ائتلافهای فراملی، اشکال جدیدی از همبستگی در حال شکلگیری است که قواعد قدیمی جنبش کارگری را دگرگون کرده است.
در ایران، گرچه ساختارهای رسمی صنفی بهشدت محدود یا سرکوب شدهاند، اما همین فشار باعث شکلگیری نوعی سازماندهی از پایین شده است که رد پای تمام ۶ الگوهای بالا را در خود دارد، هرچند در مقیاسی محدودتر و با ویژگیهای خاص خود.
این الگوها در لحظههای بحران — از اعتصابهای پلتفرمی گرفته تا تجمعهای خودجوش — میتوانند بسیج مؤثری ایجاد کنند و حتی افکار عمومی را در مقیاس گسترده تحت تأثیر قرار دهند.
البته در کنار این مزایا و مزایای دیگری که در گزارش به آنها اشاره شده، سازماندهیهای نوین ضعفهای جدی هم دارد.
در گزارش داوطلب شکلهای نوین سازماندهی را بیشتر مطالعه کنید، وضعیت سازماندهی در ایران را بسنجید و ببینید رایجترین شکل در ایران، کدام گونه سازماندهی است و مزایا و معایب این شیوهها را نیز مرور و مقایسه کنید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب در گزارش تحلیلی خود ۶ شکل سازمانیابی نوین را شناسایی کرده است:
سازماندهی نوین با مزایایی گسترده و چند ایراد اساسی و ساختاری
گزارشها حاکی از آن است که چهرهی سازمانیابی کارگران دیگر شبیه گذشته نیست. با گسترش مشاغل موقت و دیجیتال و با کاهش قدرت اتحادیههای سنتی، کارگران در سراسر جهان برای دفاع از حقوق خود به روشهای تازهای متوسل شدهاند. از گروههای مجازی و اعتصابهای اینترنتی گرفته تا ائتلافهای فراملی، اشکال جدیدی از همبستگی در حال شکلگیری است که قواعد قدیمی جنبش کارگری را دگرگون کرده است.
در ایران، گرچه ساختارهای رسمی صنفی بهشدت محدود یا سرکوب شدهاند، اما همین فشار باعث شکلگیری نوعی سازماندهی از پایین شده است که رد پای تمام ۶ الگوهای بالا را در خود دارد، هرچند در مقیاسی محدودتر و با ویژگیهای خاص خود.
این الگوها در لحظههای بحران — از اعتصابهای پلتفرمی گرفته تا تجمعهای خودجوش — میتوانند بسیج مؤثری ایجاد کنند و حتی افکار عمومی را در مقیاس گسترده تحت تأثیر قرار دهند.
البته در کنار این مزایا و مزایای دیگری که در گزارش به آنها اشاره شده، سازماندهیهای نوین ضعفهای جدی هم دارد.
در گزارش داوطلب شکلهای نوین سازماندهی را بیشتر مطالعه کنید، وضعیت سازماندهی در ایران را بسنجید و ببینید رایجترین شکل در ایران، کدام گونه سازماندهی است و مزایا و معایب این شیوهها را نیز مرور و مقایسه کنید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
اشکال نوین سازمانیابی کارگران و بازتاب آن در ایران - داوطلب
❤1
🔻هفته سواد رسانهای:
یادآوری رسانه به عنوان ابزار ارتباط و پیگیری حقوق صنفی
هفته جهانی سواد رسانهای و اطلاعاتی (۲۴ تا ۳۱ اکتبر) یک ابتکار سالانه به رهبری یونسکو است که به عنوان بستری حیاتی برای توانمندسازی شهروندان در برابر موج اطلاعات در عصر دیجیتال شناخته میشود. هدف اصلی این هفته، آموزش جامعه برای چگونگی «دسترسی، ارزیابی، استفاده و تولید» اطلاعات به صورت مسئولانه و منتقدانه است.
معمولا به کاربران توصیه میشود که به جای بررسی خبر در فلان کانال اینستاگرامی، اخبار را از منابع رسمی دنبال کنند اما موضوع نحوه برخورد با اطلاعات منتشر شده از سوی نهادهای رسمی، در کشورهای مختلف، یکی از چالشهای اساسی و محوری در مباحث سواد رسانهای و راستیآزمایی است.
طبق دیدگاه کارشناسان مستقل رسانهای و سازمانهای ناظر بر آزادی بیان، در ساختارهای سیاسی متمرکز یا اقتدارگرا، رسانههای رسمی و دولتی، و حتی افراد و کانالهایی که وانمود میکنند شهروند عادی هستند اغلب به عنوان ابزاری برای پروپاگاندا، (انتشار افکار جهتدار) مهندسی افکار عمومی و حتی اجرای کارزارهای نااطلاعات (misinformation) و ضد اطلاعات (Disinformation) عمل میکنند.
🔴«اینفودمیک» (حجم بسیار زیادی از اطلاعات (اعم از درست یا نادرست، دقیق یا گمراهکننده) درباره یک موضوع خاص و اخبار نادرست (فیکنیوز) در شبکههای اجتماعی و تارنماها، اکثرا کاربران نسلهایی را هدف میگیرد که درباره چنین مباحثی آموزش ندیدهاند.
در عین حال، هیچ رسانه رسمی و منبعی حتی در جهان آزاد نمیتواند ادعا کند که از سوگیری و اشتباه اطلاعات نادرست یا نادقیق کاملا در امان بوده است.
در چنین بسترهایی، تعریف «منبع معتبر» با تعریف سنتی آن در کتابهای درسی سواد رسانهای تفاوت اساسی دارد.
به همین دلیل، نهادهای مدنی و صنفی در مواجهه با اخبار اینگونه منابع، اصول پیشرفتهتری از تفکر انتقادی را به کار میگیرند:
🔴اصول راستیآزمایی در مواجهه با رسانههای ساختارهای متمرکز
📍تکثر منابع و تقاطع اطلاعات (Cross-Referencing): اکتفا نکردن به تایید یک خبر توسط چند رسانه همسو یا دولتی.
در سواد رسانهای پیشرفته، یک گزاره زمانی به عنوان «واقعیت» در نظر گرفته میشود که توسط منابع مستقل، مخالف، ناظران بینالمللی یا گزارشهای میدانی بیطرف نیز تایید شود.
📍تحلیل انگیزه و زمینه: بررسی اینکه «چرا این خبر در این زمان خاص منتشر شده است؟». در بسیاری از کارزارهای اطلاعاتی، هدف از انتشار یک خبر واقعی یا جعلی، انحراف افکار عمومی از یک بحران دیگر (تکنیک پرت کردن حواس یا Red Herring) است.
📍تشخیص ضد اطلاعات (Disinformation) از اطلاعات نادرست (Misinformation):
ضد اطلاعات به معنای تولید و انتشار عمدی و سازمانیافته اخبار دروغین برای ضربه زدن، ایجاد تفرقه یا حفظ قدرت است. سواد رسانهای به کارگران و فعالان صنفی میآموزد که چگونه این کارزارها را شناسایی کنند تا بازیچه این نبردها نشوند.
🔴رویکرد کارآمد برای تشکلهای صنفی و کارگری
برای یک تشکل کارگری، استقلال رسانهای حیاتیترین سرمایه است. در محیطهایی که جریان رسمی اطلاعات مخدوش است، تشکلها معمولاً راهبردهای زیر را در دستور کار قرار میدهند:
▫️شبکههای تایید داخلی: اتکا به گزارشهای مستقیم و تایید شده نمایندگان کارگری در کف کارگاهها و کارخانهها، به جای تاییدات یا تکذیبهای رسمی.
▪️آموزش «شک سازنده»: آموزش این نکته به اعضا که بیانیهها، آمار اقتصادی (مانند نرخ تورم یا خط فقر رسمی) و وعدههای دولتی را همواره با آمارهای مستقل و واقعیتهای ملموس سفره خود مقایسه کنند.
در شرایطی که خبرنگاری مستقل کارگری در کف میدان در کشور ما یا وجود ندارد و یا بسیار کمرمق است، دوربینها از تهیه خبر و گزارش از کف کارگاه منع میشوند و اخبار تجمع، به صورت حداقلی و اخبار مرگ کارگران با تاخیر و بدون نام در رسانههای منتشر میشود، تشکلها اولا تلاش میکنند جای خالی اخبار را خودشان با تربیت شهروندخبرنگار پر کنند و در ضمن، سواد رسانهای کاربران را افزایش دهند تا دستکم در مقیاس صنف خود را جای خالی آموزش سواد رسانهای،از آنان قربانی نسازد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
یادآوری رسانه به عنوان ابزار ارتباط و پیگیری حقوق صنفی
هفته جهانی سواد رسانهای و اطلاعاتی (۲۴ تا ۳۱ اکتبر) یک ابتکار سالانه به رهبری یونسکو است که به عنوان بستری حیاتی برای توانمندسازی شهروندان در برابر موج اطلاعات در عصر دیجیتال شناخته میشود. هدف اصلی این هفته، آموزش جامعه برای چگونگی «دسترسی، ارزیابی، استفاده و تولید» اطلاعات به صورت مسئولانه و منتقدانه است.
معمولا به کاربران توصیه میشود که به جای بررسی خبر در فلان کانال اینستاگرامی، اخبار را از منابع رسمی دنبال کنند اما موضوع نحوه برخورد با اطلاعات منتشر شده از سوی نهادهای رسمی، در کشورهای مختلف، یکی از چالشهای اساسی و محوری در مباحث سواد رسانهای و راستیآزمایی است.
طبق دیدگاه کارشناسان مستقل رسانهای و سازمانهای ناظر بر آزادی بیان، در ساختارهای سیاسی متمرکز یا اقتدارگرا، رسانههای رسمی و دولتی، و حتی افراد و کانالهایی که وانمود میکنند شهروند عادی هستند اغلب به عنوان ابزاری برای پروپاگاندا، (انتشار افکار جهتدار) مهندسی افکار عمومی و حتی اجرای کارزارهای نااطلاعات (misinformation) و ضد اطلاعات (Disinformation) عمل میکنند.
🔴«اینفودمیک» (حجم بسیار زیادی از اطلاعات (اعم از درست یا نادرست، دقیق یا گمراهکننده) درباره یک موضوع خاص و اخبار نادرست (فیکنیوز) در شبکههای اجتماعی و تارنماها، اکثرا کاربران نسلهایی را هدف میگیرد که درباره چنین مباحثی آموزش ندیدهاند.
در عین حال، هیچ رسانه رسمی و منبعی حتی در جهان آزاد نمیتواند ادعا کند که از سوگیری و اشتباه اطلاعات نادرست یا نادقیق کاملا در امان بوده است.
در چنین بسترهایی، تعریف «منبع معتبر» با تعریف سنتی آن در کتابهای درسی سواد رسانهای تفاوت اساسی دارد.
به همین دلیل، نهادهای مدنی و صنفی در مواجهه با اخبار اینگونه منابع، اصول پیشرفتهتری از تفکر انتقادی را به کار میگیرند:
🔴اصول راستیآزمایی در مواجهه با رسانههای ساختارهای متمرکز
📍تکثر منابع و تقاطع اطلاعات (Cross-Referencing): اکتفا نکردن به تایید یک خبر توسط چند رسانه همسو یا دولتی.
در سواد رسانهای پیشرفته، یک گزاره زمانی به عنوان «واقعیت» در نظر گرفته میشود که توسط منابع مستقل، مخالف، ناظران بینالمللی یا گزارشهای میدانی بیطرف نیز تایید شود.
📍تحلیل انگیزه و زمینه: بررسی اینکه «چرا این خبر در این زمان خاص منتشر شده است؟». در بسیاری از کارزارهای اطلاعاتی، هدف از انتشار یک خبر واقعی یا جعلی، انحراف افکار عمومی از یک بحران دیگر (تکنیک پرت کردن حواس یا Red Herring) است.
📍تشخیص ضد اطلاعات (Disinformation) از اطلاعات نادرست (Misinformation):
ضد اطلاعات به معنای تولید و انتشار عمدی و سازمانیافته اخبار دروغین برای ضربه زدن، ایجاد تفرقه یا حفظ قدرت است. سواد رسانهای به کارگران و فعالان صنفی میآموزد که چگونه این کارزارها را شناسایی کنند تا بازیچه این نبردها نشوند.
🔴رویکرد کارآمد برای تشکلهای صنفی و کارگری
برای یک تشکل کارگری، استقلال رسانهای حیاتیترین سرمایه است. در محیطهایی که جریان رسمی اطلاعات مخدوش است، تشکلها معمولاً راهبردهای زیر را در دستور کار قرار میدهند:
▫️شبکههای تایید داخلی: اتکا به گزارشهای مستقیم و تایید شده نمایندگان کارگری در کف کارگاهها و کارخانهها، به جای تاییدات یا تکذیبهای رسمی.
▪️آموزش «شک سازنده»: آموزش این نکته به اعضا که بیانیهها، آمار اقتصادی (مانند نرخ تورم یا خط فقر رسمی) و وعدههای دولتی را همواره با آمارهای مستقل و واقعیتهای ملموس سفره خود مقایسه کنند.
در شرایطی که خبرنگاری مستقل کارگری در کف میدان در کشور ما یا وجود ندارد و یا بسیار کمرمق است، دوربینها از تهیه خبر و گزارش از کف کارگاه منع میشوند و اخبار تجمع، به صورت حداقلی و اخبار مرگ کارگران با تاخیر و بدون نام در رسانههای منتشر میشود، تشکلها اولا تلاش میکنند جای خالی اخبار را خودشان با تربیت شهروندخبرنگار پر کنند و در ضمن، سواد رسانهای کاربران را افزایش دهند تا دستکم در مقیاس صنف خود را جای خالی آموزش سواد رسانهای،از آنان قربانی نسازد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
Telegram
داوطلب