منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع برخورد دولت و نهادهای کارگری با این بحران مرکب، اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند.
در این میان، برخی مواضع نهادهایی چون خانه کارگر ظاهراً در دفاع از کارگران بیان میشوند، اما با نگاهی دقیقتر میتوان دید که منطق اصلی آنها بر حفظ تداوم تولید و کاهش هزینههای ساختاری دولت و کارفرما استوار است. این متن تلاشی است برای خوانش این شکاف میان ظاهر حمایتی و جهتگیری واقعی سیاستها.
محمد حسن موسیوند (دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان و رئیس کانون بازنشستگان خرم آباد) به ایلنا گفت:
. در شرایط جنگی، دولت موظف است از واحدهای تولیدی و کارگران آسیبدیده حمایت کند.
. تعطیلی واحدهای تولیدی میتواند بحران اقتصادی ناشی از جنگ را تشدید کند.
. اکثریت کارفرمایان تلاش میکنند تولید را حفظ کنند، اما برخی از شرایط جنگی و افزایش مزد برای تعدیل نیرو استفاده میکنند.
. حمایت همهجانبه دولت از طریق ابزارهای مالیاتی، بیمهای و تسهیلاتی برای جلوگیری از اخراج کارگران ضروری است.
. دولت میتواند با کاهش فشار اقساط و ارائه وام به کارفرمایان کمک کند تا نیروی کار خود را حفظ کنند.
. کارگرانی که بهطور مستقیم از جنگ آسیب دیدهاند، باید از مقرری، ازکارافتادگی و سایر مزایای قانونی برخوردار شوند.
. کارگرانی که به دلیل تخریب کارگاه بیکار شدهاند، باید بدون توجه به سابقه بیمه، مشمول بیمه بیکاری شوند.
. استفاده از بیمه بیکاری باید به مواردی محدود شود که بازگشت کارگر به کار در کوتاهمدت ممکن نیست.
. در صورت عدم حمایت دولت، موج گستردهای از تعدیل نیرو در واحدهای تولیدی شکل خواهد گرفت.
. بیمه بیکاری نباید به ابزار اصلی حمایت تبدیل شود و باید آخرین راهحل در نظر گرفته شود.
. فشار بیش از حد بر صندوق بیمه بیکاری و تأمین اجتماعی میتواند به بحران مالی در این صندوقها منجر شود.
. اولویت اصلی در شرایط بحران باید حفظ واحدهای تولیدی و جلوگیری از اخراج کارگران باشد.
🧩در مقایسه، در ترکیه، نمایندگان کارگری چه میگویند؟
در مقایسه، ادبیات تقابلی و دفاع تمام قد سندیکالیستها از کارگران در کشورهایی -نه چندان ایدهآل برای فعالیت مدنی و صنفی- جایی مثل ترکیه که حتی با وجود فشار دولت، هنوز سندیکاهای واقعی وجود دارند و فعالیت میکنند ما را بیشتر به جای خالی تشکلها در کشورمان آگاه میکند.
برای نمونه، ارگون آتالای رئیس کنفدراسیون کارگری TÜRK-İŞ، بارها در بحرانهای اقتصادی و تورمی به نفع کارگران موضع گرفته است.
او با تأکید مستقیم بر افزایش دستمزد متناسب با تورم واقعی و نه ملاحظات کارفرما
و استفاده از ابزارهایی مانند اعتصاب، تجمع و فشار اجتماعی برای تحقق مطالبات کارگران، با کارفرماهای قدرتمند کشور خود بارها در افتاده است.
او بر اساس باور خود « هزینه بحران اقتصادی نباید بر دوش کارگر بیفتد» در برخی موارد، حتی در برابر دولت نیز موضعگیری کرده و مذاکرات را مشروط به تأمین منافع کارگران کرده است.
دفاع مستقیم و محکم وی از کارگر حتی به صورت تقابلی عمدتا مبتنی بر افزایش سهم نیروی کار از اقتصاد است.
در مطلب بعد ببینید که چرا گفتار این عضو خانه کارگر لرستان را میتوان «دفاع مشروط از کارگر» نامید؛ ادبیاتی که در ظاهر از حقوق کارگر دفاع میکند ولی در واقع نگران تداوم تولید، کاهش هزینههای دولت و حفظ ثبات کارفرماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1😢1
در مطلب پیش توضیح دادیم که دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان در گفتگو با رسانه در ظاهر از حقوق کارگران دفاع میکند: صدایی که از دل بحران جنگی برمیخیزد و با واژگانی چون «حمایت از کارگر»، «جلوگیری از بیکاری» و «حفظ معیشت» خود را در جایگاه مدافع نیروی کار قرار میدهد؛ اما در منطق گفتار دبیر اجرایی خانه کارگر، یک جابهجایی ظریف رخ میدهد:
محور دفاع از «کارگر» بهتدریج به «بقای واحد تولیدی» منتقل میشود.
گوینده با ترسیم یک تصویر بحرانی از اقتصاد جنگی، استدلال میکند که تعطیلی کارگاهها خود به تشدید بحران میانجامد. این گزاره درست است، اما نتیجهای که از آن گرفته میشود، جهتدار است:
کارگر باید در هر شرایطی در چرخه تولید باقی بماند، حتی اگر ابزارهای حمایتی او (مثل بیمه بیکاری) به حاشیه رانده شود. منطقی که در آن، کارگر پیش از آنکه یک «صاحب حق» باشد، یک عنصر کلیدی در تداوم تولید تلقی میشود و در واقع، سیاست ادامه تولید از اولویت برخوردار است، نه حق کارگر.
اولویتبندی پنهان:
در ظاهر، حمایت از کارگر مطرح است، اما در عمل «حفظ تولید» به اولویت اصلی تبدیل میشود.
تعریف محدود از حمایت:
حمایت از کارگر نه بهعنوان یک حق مستقل، بلکه در قالب حفظ رابطه کار تعریف میشود؛ دیدگاهی که به نهادهای دولتمحور و تنظیمگر بازار کار نزدیک است.
بازتعریف بیمه بیکاری:
بیمه بیکاری که باید یک ابزار حمایتی باشد، به «آخرین راهحل» تقلیل مییابد؛
یعنی کارگر تنها زمانی مستحق حمایت است که دیگر هیچ راهی برای بازگشت به تولید وجود نداشته باشد.
جهتگیری سیاستی:
راهحلهای پیشنهادی (وام، معافیت، کاهش فشار مالی) عمدتاً به سمت کاهش هزینههای کارفرما هدایت میشود، نه افزایش قدرت چانهزنی کارگر.
روایت پنهان در پس این گفتار چیست؟
در لایه زیرین این سخنان، یک منطق روشن عمل میکند:
اگر کارگاه بماند، کارگر هم «بهطور ضمنی» حفظ میشود؛
پس باید ابتدا کارگاه را نجات داد، حتی اگر این به معنای محدود کردن حقوق فوری کارگر باشد.
اگرچه گوینده در سطح گفتمانی از کارگران دفاع میکند، اما در سطح عملی و سیاستی:
به بیان دقیقتر، این یک دفاع «واسطهای» از کارگر است؛
در مطلب پیش ببینید که نمایندگان منتخب کارگران در کشورهایی مثل ترکیه که حق تشکلیابی و انتخاب نمایندگان کارگری کاملا از کارگران سلب نشده و هنوز تا اندازهای قابل اجراست، نمایندگان کارگران با چه ادبیاتی از حقوق کارگر دفاع میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣دفاع از تولید در پوشش حمایت از کارگر:
منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع مواجهه دولت و نهادهای کارگری با این بحران اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند. در این میان، برخی مواضع…
منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع مواجهه دولت و نهادهای کارگری با این بحران اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند. در این میان، برخی مواضع…
👍1🔥1
آنهایی که مزایا میگیرند و کارگران پیمانکاری که تنها وعده میگیرند!
حقوق ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومانی بدون پرداخت مزایا با تورم بالای ۱۱۲درصدی برای مواد غذایی، یک خانواده کارگری را در چه شرایطی قرار میدهد؟
ایلنا از قول کارگران راهآهن و ابنیه فنی لرستان نوشت:
- در پرداخت مزایای مناسبتی تبعیض وجود دارد و مدیران بارها وعده دادهاند و مطالبات کارگران مدام فراموش میشود.
-برای روزهای مناسبتی، به حساب کارگران رسمی و تجمیعی مبالغی واریز میشود، اما برای کارگران پیمانکاری چیزی پرداخت نمیشود.
- کارگران بیان کردند که کارگران رسمی از ابتدای سال پاداشها و کمکهای معیشتی را دریافت کردهاند ولی کارگران پیمانکاری با وجود گذر از رمضان و نوروز، همچنان فقط حداقل حقوق خود را دریافت کردهاند و هیچ پرداخت اضافهای نداشتهاند.
ایلنا در حالی که صدای این کارگران را در گزارش خود به صورت خام پوشش داده، از کوچکترین کنکاش برای بیان مبلغ، زمان، شمار ماههایی که پرداخت به تعویق افتاده و شمار کارگران محروم شده از حق مزایای مناسبتی با تورم نزدیک به رقمی خودداری کرده است؛ گزارشی عقیم که بیشتر به یادآوری پیمانکار برای دریافت منابع مالی معوق بیشتر شبیه است تا یک گزارش واقعی بیانگر شرایط کارگران.
🧩مبلغ دقیق و ثابت مصوبی برای مزایای مناسبتی کارگران پیمانکاری ابنیه فنی راهآهن لرستان وجود ندارد و این موضوع مورد اعتراض مداوم کارگران بوده است.
طبق گزارشهای منتشر شده در ابتدای سال ۱۴۰۵:
▫️کارگران رسمی و تجمیعی راهآهن مبالغی مانند ۳ میلیون تومان به عنوان پاداش مناسبتی دریافت کردهاند، به کارگران پیمانکاری (تراورس) تنها ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پرداخت شده است.
▫️کارگران گزارش دادهاند که علیرغم وعدههای مدیران، پاداشهای مربوط به اعیاد (مانند عید مبعث، ایاد شعبانیه و ۲۲ بهمن) و مناسبتهایی چون روز کارگر و روز حملونقل به طور کامل یا مطابق با سایر پرسنل پرداخت نمیشود.
▫️حقوق ماهانه بسیاری از این کارگران با وجود سابقه بالا، در حدود ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان گزارش شده است که در کنار تاخیر در پرداخت اضافهکاریها، معیشت آنان را با مشکل روبرو کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
گزارش تحلیلی داوطلب
تا همین چند روز پیش، ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار داشت:
تولید فولاد خام ایران در سطح حدود سالانه ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن تثبیت شده بود و از استخراج سنگآهن تا تولید محصول نهایی یعنی فولاد نهایی تا تشکیل زنجیرهای کامل، توسعه یافته بود. صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزههایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابهجایی ساختاری واقعی را تجربه کرد: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.
حدود ۱۴۰ هزار نفر در صنایع مرتبط به فولاد مشغول به کار بودند و با احتساب زنجیرههای پاییندستی، این صنعت حدود ۸ درصد اشتغال کشور را پوشش میداد.
بعد، حمله شد:
بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تلآویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.
مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگترین واحد صنعتی ایران و عظیمترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است.
علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانههای فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفتهاند:
فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانهی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.
🔨بازسازی قفسههای نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان میبرد.
عملیات بتنریزیهای عظیم برای فونداسیون کورهها و نصب سولههای غولپیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستمهای کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.
این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیرهی تولید و تأمین و عرضهی فولاد کشور مشغول به کار بودند.
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند. ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکردهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست دادهاند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
صنعتیزدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران - داوطلب
تارنمای داوطلب – بیش از یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران میگذرد. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۱۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده…
👍3
پیامهای عادیسازی در شرایط بحران به گسیختگی زندگی حقوقبگیران دامن میزند
۱. شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته
پیامهای عادیسازی میکوشند بحران را موقتی، قابلتحمل یا «تحت کنترل» نشان دهند؛ اما حقوقبگیران بحران را در سطح معیشت، امنیت شغلی و کرامت روزمره لمس میکنند. این ناهماهنگی باعث:
فرسایش اعتماد،
احساس دیدهنشدن،
و تشدید بیقدرتی اجتماعی میشود.
۲. انتقال هزینه بحران به پایین
عادیسازی معمولاً همراه با این پیام ضمنی است که «زندگی باید ادامه پیدا کند». در عمل یعنی:
دستمزدها ثابت میماند،
ساعات کار افزایش مییابد،
حمایتهای اجتماعی به تعویق میافتد.
در این شرایط حقوقبگیران به جای فکر کردن به این که چگونه هزینه سرکوب را به سرکوبگران منتقل کنند، ناچار میشوند هزینهی بحران را از جیب و جان خود بپردازند.
۳. بیاعتبارسازی رنج و اعتراض
وقتی بحران «عادی» جلوه داده میشود، رنج نیز عادی میشود. این روند:
اعتراض را ناموجه یا اغراقآمیز جلوه میدهد،
همبستگی اجتماعی را تضعیف میکند،
و افراد را به انزوای روانی سوق میدهد چرا که افراد گمان میکنند ایراد اصلی از آنهاست.
۴. فرسودگی روانی و دوپارگی زندگی
حقوقبگیران ناچار میشوند میان:
روایت رسمیِ «همهچیز عادی است»،
و تجربهی واقعیِ ناامنی و فشار
زیست دوپارهای بسازند. این دوپارگی به:
اضطراب مزمن،
فرسودگی شغلی،
و فروپاشی برنامهریزی زندگی میانجامد.
۵. تضعیف کنش جمعی
عادیسازی بحران، حس فوریت را میکاهد. وقتی «وضعیت ویژه» انکار شود:
اعتصاب، مطالبهگری و اعتراض به تعویق میافتد،
شبکههای حمایتی از هم میگسلد،
و حقوقبگیران پراکندهتر میشوند.
پیامهای عادیسازی در بحران، بهجای بازگرداندن ثبات، اغلب به نرمالسازی بیثباتی میانجامند. برای حقوقبگیران، این یعنی زیستن در شرایطی که نه بحران به رسمیت شناخته میشود و نه حمایت مؤثری وجود دارد؛ نتیجه، گسیختگی معیشتی، روانی و اجتماعی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1🔥1
- ریزش آوار در محدوه بلوار وکیل آباد مشهد، منجر به مرگ یک کارگر ساختمانی، یک زن و مصدومیت دو کارگر دیگر شد.
- در حادثهای مشابه در تبریز: یک کشته و چهار مصدوم
به علت ریزش یک ساختمان در حال ساخت در محدود پل قاری تبریز، پنج نفر از کارگران که در محل حادثه مشغول کار بودند، بر اثر ریزش آوار در زیر تلی از خاک مدفون شدند.
در این حادثه چهار نفر به بیمارستان منتقل شدند ولی یک نفر از کارگران بر اثر مدفون شدن زیر آوار، جان خود را از دست داد.
ایلنا نوشت که «از قرار معلوم» این بنای در حال ساخت سال گذشته هم دچار ریزش و پلمب شده بود، اما مجددا ساخت و ساز آن از سر گرفته شده است.
در محدوده بلوار وکیلآباد مشهد، به همان دلیل یعنی ریزش ناگهانی یک ساختمان در حال نوسازی سه کارگر که در محل حادثه مشغول کار بودند، به همراه سه نفر از ساکنین در زیر تلی از خاک مدفون شدند.
ایلنا باز هم نوشت که «از قرار معلوم» نیروهای امداد و نجات مشهد با حضور در محل حادثه توانستند جان ۴ نفر را که دو نفرشان کارگر بودند، از زیر خاک، نجات دهند و آنها را به نزدیکترین بیمارستان منتقل کنند اما یک کارگر و یک خانم (شاید از همسایگان) بر اثر مدفون شدن در عمق آوار، بعد از تلاش ۲۶ساعته امداد گران جان باختند.
ایلنا با قید «از قرار معلوم» به جای بررسی دقیق وقایع، در روایت خود از اهمیت آنها میکاهد.
همچنین، با وجود نشان دادن دو کشته در تصویر، هویت زن، دلیل یا چگونگی کشته شدن وی که تنها در همین خبر بازتاب داشته است، در عنوان خبر حذف شده است؛ واقعهای که نشان میدهد نقض ایمنی به سادگی ممکن است زندگی شهروندان دیگر را نیز به خطر بیفکند و به همین دلیل، اگر تشکلهای فعال وجود میداشتند میتوانستند دامنه آموزش و برنامهریزی را علاوه بر کارگران، تا جامعه غیرکارگری نیز گسترش بدهند.
🧩 در صورتی که کارگر در حین کار آسیب ببیند و علت حادثه کوتاهی یا عدم رعایت مقررات ایمنی از سوی کارفرما باشد، کارفرما مسئول پرداخت کلیه هزینههای پزشکی، غرامت، دیه و ... است.
بیمه تامین اجتماعی تمام هزینههای درمانی را پوشش نمیدهد. برای همین، کارفرمایان میتوانند برای پوشش هزینههای مازاد، اقدام به خرید بیمه تکمیل درمان برای کارگران خود کنند.
چشمانداز صفر چیست؟
افزایش شمار قربانیان کار و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن، سبب شده تا نهادهای بینالمللی، بهویژه سازمان بینالمللی کار، در یک دهه گذشته ابتکارهای تازهای برای کاهش مرگومیر و آسیبهای شغلی طراحی کنند: از جمله راهاندازی کارزار جهانی «چشمانداز صفر حوادث کار»» (Vision Zero) در سال 2015 که زیرمجموعه برنامه «ایمنی و سلامت برای هم (Safety + Health for All) به شمار میرود، هدف خود را «به صفر رساندن حوادث قابل پیشگیری» در محیطهای کاری تعیین کرده است.
تمرکز این ابتکار بیشتر بر کشورهایی با درآمد پایین و متوسط است که در زنجیرههای جهانی تأمین فعالیت میکنند و معمولاً از استانداردهای ایمنی پایینتری برخوردارند. بنگلادش، اتیوپی، ویتنام و مکزیک از جمله کشورهایی هستند که با حمایت مالی کشورهای گروه هفت (G7) و پشتیبانی سیاسی گروه بیست (G20)، اجرای این برنامه را آغاز کردهاند.
اما آیا ایران میتوانددر چشمانداز صفر به نتیجه برسد؟
پاسخ مثبت است ولی مشروط.
در گزارش داوطلب ببینید جنبههای برنامه چشمانداز صفر در ایران چگونه است، تا چه اندازه کارایی داشته و شروط به نتیجه رسیدن در این برنامه چیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
جنگ چه بر سر صنعت پتروشیمی و کارگرانش آورد؟
گزارش تحلیلی داوطلب
تا پیش از حمله به چندین کارخانه پتروشیمی، این صنعت ۱۴۳ هزار شغل مستقیم ایجاد کرده بود و صادرات پتروشیمی دومین منبع درآمد کشور پس از نفت خام و حدود ۳۳ درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میداد.
بر أساس گزارش اساندپی گلوبال، ایران پیش از جنگ ۷۵ مجتمع پتروشیمی فعال داشت و صادرات این بخش سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکرد. ایران همچنین ۱۴۳ پروژه پتروشیمی در دست ساخت دارد که برای تکمیل آنها حدود ۲۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری لازم است.
این ارقام نشان میدهد که صنعت پتروشیمی هم یک منبع بزرگ درآمد ارزی است، هم یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه صنعتی، و هم حوزهای که دهها هزار شغل مستقیم و شبکه بسیار گستردهتری از مشاغل غیرمستقیم به آن وابستهاند.
در فاصله ۱۵ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، این مجتمعها و مناطق هدف حمله قرار گرفتند:
بندر امام، فجر ۱، فجر ۲، رازی، کارون، تندگویان، بوعلیسینا، غدیر، مارون، نیروگاه بندر امام، انرژی خلیج فارس، دو پتروشیمی در پارس جنوبی، پتروشیمی شیراز، پتروشیمی مرودشت و پتروشیمی امیرکبیر. در میان همه این نامها، تنها درباره ماهشهر و بندر امام آمار روشن و نسبتاً نهاییِ از جانباختگان و مجروحان کارگری منتشر شده است.
به گفته دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام، کارگران واحدهای آسیبدیده اکنون نه در وضعیت عادی تولید، بلکه در شرایطی میان کار و آمادهباش قرار دارند. ابراهیم پیرایش گفته است که در حال حاضر کارگران با یکدوم یا یکسوم ظرفیت در محل کار حاضر میشوند و بیشتر در حالت آمادهباش یا دورکاری قرار دارند؛ به دلیل ادامه عملیات آواربرداری و الزامات امنیتی، اجازه حضور کامل به آنان داده نمیشود و در برخی موارد شاید تنها یکپنجم کارگران بر سر کار حاضر باشند.
این کاهش حضور، فقط یک مسئله فنی یا ایمنی نیست، بلکه مستقیماً به معیشت کارگران گره خورده است. اگرچه حقوق روزهایی که کارگران در محل کار حاضر میشوند پرداخت میشود، اما مسئله اینجاست که بخش بزرگی از درآمد کارگران منطقه به اضافهکاری وابسته است. اگر اضافهکاری حذف شود، حداقل حقوق قانون کار حتی پاسخگوی یکپنجم مخارج خانواده کارگر هم نیست.
اگر این روند ادامه پیدا کند، بخش بزرگی از نیروی انسانی بیکار خواهد شد. دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام تصریح کرده که ۷۰ درصد این کارگران حتی توان تحمل یک یا دو ماه بیکاری موقت را ندارند و دولت باید برای احتمال تعطیلی کارگاهها و استمرار وضعیت فعلی، تدبیری فوری بیندیشد.
در گزارش داوطلب ببینید:
حملههای نظامی به تأسیسات پتروشیمی ایران چه پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی بر اشتغال، معیشت و امنیت شغلی کارگران داشتهاند، حدودا چند کارگر جان خود را از دست دادند و صدمه دیدند، اختلال در این صنعت چگونه میتواند کل زنجیره تولید، صنایع وابسته و در نهایت اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ همچنین ببینید که چرا صنعت پتروشیمی بهعنوان یکی از محورهای اصلی ارزآوری و توسعه صنعتی، به هدفی راهبردی در این حملات تبدیل شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
از ماهشهر تا عسلویه: جنگ چه بر سر صنعت پتروشیمی و کارگرانش آورد؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – پس از چهل روز از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، آتشبس شکنندهای بین طرفین برقرار، و مذاکرهها بر سر توقف جنگ در اسلامآباد پاکستان آغاز شده است. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر…
👍3🔥1
🔲 سیستمی برای جبران خسارت مردم وجود ندارد و دو عامل جنگ و خاموشی اینترنت، جامعه را به سمت فقر سیستماتیک میبرد
کانال اصل ۲۰ نوشت:
▫️اقتصاد ایران که طی دهههای گذشته با فساد ساختاری و تحریمهای بینالمللی روبرو بود و در مرز فروپاشی قرار داشت، اکنون وارد مرحلهای بحرانی شده است. درگیریهای نظامی مستقیم و قطع دسترسی به اینترنت، لایههای مختلف تولید و خدمات را به وضعیتی کشانده که خروجی آن تعدیل گسترده نیروها، از بین رفتن مشاغل و فروپاشیِ بیش از پیشِ اقتصاد بوده است.
بر اساس برآوردهای رسمی که پیش از این از سوی وزارت ارتباطات مطرح شده بود، خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد میشود.
▫️با گذشت بیش از ۴۰ روز از قطع کامل دسترسیها، مجموع خسارات وارده به صدها تریلیون تومان میرسد. این وضعیت نه تنها سبب فلج شدن کسبوکارهای آنلاین شده، بلکه در زنجیره تأمین، تدارکات و حتی سیستمهای پرداخت بانکی اختلالات جدی ایجاد کرده است.
▫️قطع اینترنت میلیونها نفر را که معیشتشان به پلتفرمهایی نظیر یوتیوب و اینستاگرام گره خورده بود، با قطع کامل درآمد مواجه کرد و رسما اقتصاد دیجیتال را به تعطیلی کشاند. حتی شرکتهای خدمات آنلاین و آژانسهای تبلیغاتی نیز به دلیل لغو قراردادها، به سمت تعدیل نیروهای گسترده و فروپاشی ساختاری رفتهاند.
▫️گزارشها از مناطق صنعتی حاکی از آن است که بسیاری از واحدهای تولیدی، از جمله کارخانههای فعال در مرکز ایران، به دلیل ناتوانی در پرداخت حقوق و همچنین بنبست در صادرات، نیمی از نیروی کار خود را تعدیل کردهاند. این موج بیکاری که از بخش صنعت آغاز شده، اکنون به بخش خدمات و رسانهها نیز سرایت کرده است. مثلا تعدیل گسترده روزنامهنگاران و توقف انتشار که در کنار سانسور شدید و قطع ارتباطات، عملا واژه رسانه را از معنا تهی کرده است.
▫️همچنین از بین رفتن قدرت خرید و توقف درآمدها به بحرانی جدی در بازار مسکن منجر شده است.
بسیاری از صاحبان مشاغل آزاد و کارگران بخش خدمات که منبع درآمد خود را از دست دادهاند، اکنون حتی در پرداخت اجارهبها مستاصلند.
🧩مساله دیگر ناتوانی نهادهای حاکمیتی در مدیریت تبعات جنگ است.
در حالی که خسارات فیزیکی ناشی از حملات به مناطق مسکونی، هزینههایی غیرمنتظره را به سبد خانوار تحمیل کرده، سیستمهای جبران خسارت عملاً غایب هستند.
▫️قیمت خدمات اولیه بازسازی در پی بحران اقتصادی بیش از دو برابر شده و شرکتهای بیمه نیز پرداخت هرگونه غرامت را منوط به تاییدیه نهادهایی کردهاند که خود در اثر جنگ نیمهتعطیل هستند.
اصرار بر قطع ارتباط با جهان و نادیده گرفتن هزینههای کمرشکن جنگ بر معیشت عمومی، دو عاملی است جامعه را به سمت خطرناکی سوق داده که در آن مرز میان لایههای رسمی و غیررسمی اقتصاد از بین رفته و فقر به شکلی سیستماتیک در حال بازتولید است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3💔1
پس از فروکش کردن موج واکنشهای اولیه به رویدادهای خشونتبار جمعی و انتظار برآورده نشده از تغییر، معمولا انتظار میرود که جمع برای پرداختن به زخمها به دورهای سکوت و انزوا فرو برود.
آنان در این برهه قرار است دست به مجموعه کارهایی بزنند که انرژی افراد پیگیر به تحلیل برود.
به همین دلیل، جامعه مدنی و صنفی به تجربه درمییابد که پس از یک دوره حمایت تمامقد مردم از یکدیگر، نیاز به استراحت عمومی و پراکندگی توجه قرار است از راه برسد و در این دوره، بیشترین نقض حقوق قرار است اتفاق بیفتد. آنان برای این دوره، آمادگی کسب میکنند، برنامه دارند و ابزارهای تازهای را امتحان میکنند.
🧩 فشاری که بر گروه هست را به رسمیت بشناسید
اکنون، گروهها در حال و هوایی به سر میبرند که با چند وقت پیش تفاوت دارد
:
جنگ، اخبار مداوم مربوط به مذاکرات و سپس به نتیجه رسیدن یا نرسیدن آن و جهتگیری نسبت به قضایای اخیر در هر کدام از این موارد، به احساسات گروه دامن بزند.
گروه درگیر قضایای تازهای شده است که موضعگیری، عدم موضعگیری، گفتگو کردن، یا گفتگو نکردن درباره هر کدام ممکن است دههها همکاری یا دوستی را به خطر بیفکند و حتی ارتباط اعضای خانواده را از هم بپاشد.
حفظ انسجام گروه در این شرایط پر تلاطم مثل جنگ با فرمولهای عادی ممکن است چندان عملی نباشد:
اعتماد به گفتگو ممکن است جای خود را به تردید درباره اهمیت گفتگو داده باشد اما در این دوره، تلقینپذیری نیز بالا رفته است و اعضا از همیشه حساستر شدهاند.
🥎/
یک ابزار مدیریت گفتگوها هنگامی که احساسات شدید در گروه وجود دارد یا نیاز به ایدههای تازه هست، این است:
با توافق جمع، تصمیم بگیرید که هر فرد اجازه داشته باشد فقط یک جمله (یا یک دقیقه سخن) بگوید و میدان (یا توپ گفتگو یا بلندگو) را به سرعت به نفر بعد واگذار کند ولی این گردش را بارها تا جایی ادامه بدهید که افراد احساس کنند شنیده شدهاند یا بیشتر افراد دیگر ایدهای برای تقسیم کردن با بقیه نداشته باشند.
سپس زمانی بدهید که افراد ایدههای خود را بر روی کاغذهای کوچک بنویسند و نمایشگاه کوچکی از همان ایدهها یا گفتههای مکتوب برای افراد حاضر ترتیب بدهید و اجازه بدهید تقسیم کار صورت بگیرد.
📍هدف در این برهه کوتاه این است که شکایتها یا ایدهها و راهحلها در گروه شنیده شود و انرژیهایی که هنوز راهی برای تاثیرگذاری نیافتهاند به تقسیم کار در عمل جمعی تبدیل شود. یک پروتکل مراقبتی میتواند تا حد امکان از اعضا مراقبت کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
▫️بازنگری در مصوبه دستمزد، نه یک «اصلاح»، بلکه نوعی عقبنشینی از حداقلهای قانونی حمایت از کارگران تلقی میشود. ، انتقال هزینه بحران به کارگران از طریق کاهش دستمزد، سادهترین اما ناعادلانهترین راهحل است و اعتماد عمومی به نهادهای قانونی را کاهش میدهد.
مصوبه افزایش حداقل دستمزد ۱۴۰۵ (۶۰٪ برای حداقلبگیران و ۴۵٪ برای سایر سطوح) اکنون به محل مناقشه تبدیل شده است؛ نه بر سر میزان آن، بلکه بر سر اصل اجرای آن.
در حالیکه این مصوبه بر مبنای تورم و هزینه واقعی معیشت تعیین شده، برخی کارفرمایان با استناد به شرایط جنگی و رکود، عملاً آن را غیرقابل اجرا میدانند.
نتیجه این شکاف، شکلگیری یک دوگانه جدی است:
از یک سو، الزام قانونی به اجرای مصوبه شورای عالی کار و از سوی دیگر، ناتوانی یا امتناع بخشی از کارفرمایان در اجرای آن است.
زمزمههای بازنگری یا کاهش افزایش دستمزد، نشانهای از تلاش برای حل بحران از مسیر کاهش تعهدات مزدی است اما از منظر حقوقی، این مسیر با چالش جدی مواجه است:
بازنگری مصوبه پس از تصویب، میتواند به معنای نقض سازوکار قانونی تعیین مزد باشد: چنین اقدامی، اعتماد به نهادهای تصمیمگیر را تضعیف میکند.
در واقع، بازنگری نه یک «اصلاح»، بلکه نوعی عقبنشینی از حداقلهای قانونی حمایت از کارگران تلقی میشود.
نمایندگان کارگری صراحتاً اعلام کردهاند:
▫️هیچگونه بازنگری پذیرفته نیست
▫️مصوبه باید کامل و بدون تأخیر ابلاغ و اجرا شود
استدلال اصلی آنها روشن است:
دستمزد فعلی حتی با این افزایش نیز پایینتر از سطح واقعی معیشت است و در شرایط جنگی و تورم، کاهش یا تعلیق افزایش مزد به معنای تشدید فقر کارگری است.
بنابراین، «عدم پذیرش بازنگری» را باید بهعنوان یک موضع دفاعی در برابر سقوط بیشتر سطح زندگی فهمید، نه صرفاً یک مطالبه صنفی.
مسئله اصلی، نه صرفاً میزان دستمزد، بلکه بحران ساختاری در اقتصاد و تولید است:
بنگاههای خصوصی و خصولتی با کاهش نقدینگی و اختلال در تولید مواجهاند. حتی نهادهایی مانند تأمین اجتماعی نیز تحت فشار مالی قرار دارند
در این شرایط، انتقال هزینه بحران به کارگران (از طریق کاهش دستمزد واقعی) سادهترین اما ناعادلانهترین راهحل است.
🔹 کدام راهحلهای جایگزین مطرح شدهاند؟
بهجای بازنگری در مزد، پیشنهادهایی مانند اجرای تدریجی افزایش دستمزد ۳ تا ۶ ماهه یا حمایتهای مکمل از بنگاههای اقتصادی مطرح شدهاند تا فشار از روی کارگران برداشته شود.
با این همه، برخی از کارگران میگویند که کارفرماهای وصل به قدرت توانایی آن را دارند که اولا مصوبه دستمزد را معلق بگذارند، مانع بخشنامه شدن آن شوند و سپس به اسم کارگران، بابت اجرا کردن افزایش دستمزد، از کمک دولتی و یا حتی رانت بهرهمند شوند.
آنچه امروز در جریان است، صرفاً یک اختلاف بر سر درصد افزایش نیست؛ بلکه نشانهای از یک تعارض عمیقتر است:
تعارض میان قانون و اجرا و تعارض میان معیشت و بقای بنگاههای اقتصادی.
در این میان، تأخیر در ابلاغ یا تلاش برای بازنگری، عملاً به معنای تعلیق حقوق قانونی کارگران است
به همین دلیل، مطالبه اصلی کارگران روشن است:
اجرای فوری، کامل و بدون تغییر مصوبه دستمزد ۱۴۰۵ در حقوق فروردین.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2😱2
گزارش تحلیلی دیدهبان داوطلب
صحنهای تکرارشونده و آشنا در خیابانهای موشکخورده:
کارگران شهرداری بلافاصله پس از هر حمله، در میان آوار، شیشههای شکسته و بقایای ساختمانهای ویرانشده، مشغول پاکسازی و بازگشایی معابرند.
این کارگران، اغلب در ساعات اولیه پس از حملات، یعنی زمانی که هنوز خطرات ثانویه مانند ریزش ساختمان یا انفجارهای باقیمانده وجود دارد، به محل اعزام میشوند.
با این حال، نقش حیاتی آنان در مدیریت بحران شهری، نه در سیاستگذاریها و نه در پوشش رسمی، بازتابی متناسب نیافته است.
⚠️ کارگران کشته میشوند ولی هنوز دستمزدشان دیر میشود!
کارگران شهرداری در نقاط مختلف کشور همزمان با این وضعیت پرخطر، با مشکلات مزدی و معیشتی گستردهای نیز مواجهاند؛
- در چابهار از سال ۹۸ تاکنون اضافهکار نگرفتهاند.
- در یاسوج «مجبور به امضای فرم تسویه حساب» شدهاند تا از حقوق معوق خود چشم بپوشند.
- در نیشابور، همچنان منتظر شارژ کارت کمک معیشتی از زمان جنگ ۱۲ روزه در تابستاناند!
وضعیت اشتغال در شهرداریها:
بخش بزرگی از کارگران خدمات شهری، بهویژه پاکبانان، نه بهصورت مستقیم، بلکه از طریق شرکتهای پیمانکاری به کار گرفته میشوند. این ساختار که در دهههای اخیر تثبیت شده، عملاً بهانهی فرار از پاسخگویی را به کارفرمای اصلی یعنی شهرداری داده است.
- دستکم دو کارگر شهرداری در تهران در جریان حملات اخیر جان خود را از دست دادهاند. این کارگران در حین انجام وظیفه و در محل کار، در معرض پیامدهای مرگبار حملههای هوایی قرار گرفتند.
- بنا بر گزارشهای میدانی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، در تبریز نیز یک کارگر شهرداری در پی بمباران یک منطقه مسکونی کشته شده است.
همزمان، روایت دیگری از نیاوران تهران حاکی از آن است که یک کارگر شهرداری در اثر حمله، دچار قطع عضو از ناحیه پا شده است.
اما این آمار ناکامل است.
در گزارش تحلیلی دیدهبان داوطلب، قضایا را دقیقتر بررسی کنید و ببینید که مشکلات اصلی کارگران شهرداریها چیست، شکاف میان نظام مدیریت شهری و نظام مناسبات کار چگونه خود را نشان میدهد و شرایط جنگی چه تاثیری بر این شکاف میگذارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
کارگران شهرداریها در دوران جنگ: خطر مرگ و مطالبات بیپاسخ - داوطلب
تارنمای داوطلب – در هفتههای اخیر، همزمان با حملههای نظامی ایالات متحده و اسرائیل و گسترش تخریب در شهرهای مختلف ایران، صحنهای تکرارشونده و آشنا در خیابانها شکل گرفت: کارگران شهرداری که بلافاصله پس از هر حمله، در میان آوار، شیشههای شکسته و بقایای ساختمانهای…
👍2🕊1
برای تشکلها، مراقبت از انرژی و امید اعضا صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک مسئولیت استراتژیک است. مدیریت این "ارز" نیازمند رویکردهای دقیق و سیستماتیک است:
به رسمیت شناختن و تأیید درد: اولین گام در مدیریت امید پس از تروما، انکار نکردن واقعیت نیست. تشکلها باید فضایی امن برای ابراز غم و اندوه فراهم کنند. در این مرحله، شدت بهت و اندوه ممکن است افراد را وادارد که خشم خود را به سمت همدیگر هدایت کنند، در حالی که به رسمیت شناختن یک درد مشترک میتواند به اعضا کمک کند که در خود ماندگی را به همبستگی جمعی تبدیل کنند.
تزریق دوزهای واقعبینانه امید: امید نباید با وعدههای پوچ و غیرواقعی اشتباه گرفته شود. تشکلها باید با تمرکز بر پیروزیهای کوچک، یاداوری روایتهای قهرمانانه، دوزهای مدیریت شدهای از امید واقعبینانه را تزریق کنند. این اقدامات کوچک به اعضا یادآوری میکنند که تلاشهایشان بیثمر نیست.
حفاظت از منابع انرژی انسانی: تشکلها باید مراقب فرسودگی و خستگی مفرط اعضا پس از یک دوره کار سنگین باشند. برنامههایی برای استراحت، حمایت روانی متقابل و به ویژه تقسیم عادلانه وظایف ضروری است. یک فعال خسته و فرسوده نمیتواند منبع امید برای دیگران باشد.
تغییر روایت: علم روانشناسی به ما میگوید که تمرکز مداوم بر جزییات صحنههای خشونت عریان، افراد را از ابتکار و انگیزه خالی میکند. تشکلها میتوانند روایت را به سمت تابآوری، پایداری و همبستگی تغییر دهند. این تغییر لنز، قدرت را از ناقضان حقوق میگیرد و به دست مردم میدهد که در دل فعالیتهای جمعی، ابتکار عمل را دوباره به دست بگیرند و یا بهترین تصمیم را شناسایی کنند.
در نهایت، امید نوعی ارز است که نه میتوان آن را از بازارهای جهانی خرید و نه دولتها آن را اعطا میکنند. اما به روشنی میتوان دید که چه تشکلهای باسابقه و چه تشکلها ناگهانی و یکشبه که در بحران به وجود آمدند، انبارداران و توزیعکنندگان اصلی این ارز حیاتبخش هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
جنگ چه بر سر صنعت پتروشیمی و کارگرانش آورد؟
گزارش تحلیلی داوطلب
ابراهیم پیرایش، دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام گفته است که در حال حاضر کارگران با یکدوم یا یکسوم ظرفیت در محل کار حاضر میشوند و بیشتر در حالت آمادهباش یا دورکاری قرار دارند؛ به دلیل ادامه عملیات آواربرداری و الزامات امنیتی، اجازه حضور کامل به آنان داده نمیشود و در برخی موارد شاید تنها یکپنجم کارگران بر سر کار حاضر باشند.
اگرچه حقوق روزهایی که کارگران در محل کار حاضر میشوند پرداخت میشود، اما بخش بزرگی از درآمد کارگران منطقه به اضافهکاری وابسته است. اگر اضافهکاری حذف شود، حداقل حقوق قانون کار حتی پاسخگوی یکپنجم مخارج خانواده کارگر هم نیست.
اگر این روند ادامه پیدا کند، بخش بزرگی از نیروی انسانی بیکار خواهد شد. دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام تصریح کرده که ۷۰ درصد این کارگران حتی توان تحمل یک یا دو ماه بیکاری موقت را ندارند و دولت باید برای احتمال تعطیلی کارگاهها و استمرار وضعیت فعلی، تدبیری فوری بیندیشد.
در گزارش داوطلب ببینید:
حملههای نظامی به تأسیسات پتروشیمی ایران چه پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی بر اشتغال، معیشت و امنیت شغلی کارگران داشته
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2💔1
اقتصادنیوز
در تحلیل تغییر سبک اقتصادی زندگی ایرانیها در روزهای جنگ به جایگزینی هزینههای تفریح و پوشاک با خریدهای فوری معیشتی اشاره کرده است.
اکوایران
در گزارش اقتصاد در حالت بقا دادههای تراکنشهای بانکی را بررسی کرده که نشاندهنده تمرکز مطلق مخارج مردم بر تامین «حداقل معیشت» است.
جهان اقتصاد
تحلیل روانشناختی منتشر کرد که جنگ چگونه سبد خرید و اولویتبندی خانوادهها را تغییر میدهد.
روزنامه شرق نوشت:
در میان اقلام غذایی در ماه اسفند ۱۴۰۴ نرخ تورم نقطه به نقطه روغن خوراکی با ۲۱۹ درصد، نان و غلات ۱۴۰ درصد و تورم نقطه به نقطه ماهی و آبزیان ۱۴۰ درصد و تورم نقطه به نقطه گوشت قرمز و گوشت سفید ۱۳۵ درصد گزارش شده است. کمترین میزان نرخ تورم نقطه به نقطه مواد غذایی در ماه اسفند سال ۱۴۰۴ مربوط به سبزیجات است که ۴۶.۴ درصد گزارش شده و سایر اقلام مواد غذایی به طور میانگین تورم نقطه به نقطه بین ۷۰ تا ۹۰ درصد را تجربه میکنند که ارقام قابل توجهی است.
💸 امسال حداقل حقوق کارگران حدود ۱۶.۵ میلیون تومان اعلام شده است و دولت این افزایش را قابل توجه خواند، اما یک کارگر با تمام حقوق ماهانه خود و صرفنظر از سایر هزینههای زندگی خود تنها میتواند یک کیسه ۱۰ کیلوگرمی برنج، سه کیلوگرم گوشت قرمز و سه عدد مرغ و ماهی، دو لیتر روغن و چند کیلوگرم میوه بخرد؛جیرهای غذایی که برای مصرف یک ماهه خانوار بسیار ناکافی است.
این موضوع در شرایطی رخ میدهد که به گفته کارشناسان اقتصاد یکی از شاخصههای تشخیص افزایش فقر و کاهش رفاه در یک جامعه این است که سهم مواد غذایی از سبد هزینه خانوار قابل توجه باشد و حالا با صعود مداوم قیمت انواع مواد غذایی و عقبماندگی مداوم مزد کارگران از تورم، سهم مواد غذایی از سبد هزینه خانوار مدام در حال افزایش است.
▫️آسیبدیدن بخشهایی از خط تولید کارخانجات فولاد که آلیاژهای بستهبندی مواد غذایی را تولید میکردند تا خسارت جنگ به کارخانجات لبنیاتی و شیرینی و شکلات صنعتی در کنار کاهش واردات و کمبود خوراک دام و طیور و خودداری برخی مرغداران از جوجهریزی از دلایلی است که بازاریان برای توضیح گرانیهای اخیر ذکر میکنند.
▫️برخی دیگر هم به حملات به پتروشیمیها و افزایش قیمت کودهای شیمیایی و مواد بستهبندی اشاره کرده و آن را دلیل افزایش قیمتها میدانند.
گذشته از این، جنگ و قطع گسترده اینترنت سبب شده است درآمد خانوار کاهش قابل ملاحظه داشته باشد و تعدیل و بیکاری دامن شاغلان بازار کار را بگیرد؛ وضعیتی که مشخص نیست تا چه زمانی ادامه داشته باشد یا فرصت ترمیم اقتصاد کشور و بازسازی کارخانهها و خطوط تولید چقدر زمان ببرد.
در عین حال، پس از سرکوب خونین دیماه و شروع جنگ، تاکید بر عاملیت مطالبهگرانه در جامعه دست کم برای مدتی به تعویق افتاده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران با وجود قطع گسترده اینترنت وایرال شده- و با بازنشر در وبسایتهای رسمی و غیررسمی به گفتگوهای زیادی دامن زده است.
این مقام اعلام کرد:
▫️خسارت مستقیم ناشی از قطعی اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است و در صورت در نظر گرفتن تبعات غیرمستقیم، این رقم به حدود ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد.
▫️هزینه ساخت پل بییک که پیشتر تخریب شده، حدود ۲۰ میلیون دلار برآورد میشود و همچنین احداث هر مگاوات نیروگاه برق به حدود ۳ میلیون دلار سرمایه نیاز دارد.
کلاهی با تأکید بر اینکه این خسارات در حوزه اقتصاد دیجیتال رخ میدهد، افزود: «در عمل، هر روز شاهد نابودی چندین پل بزرگ و نیروگاه هستیم؛ اما چون این تخریبها ملموس و قابل مشاهده نیست، حساسیت لازم نسبت به آن وجود ندارد.»
کمیسیون کسبوکارهای نوین و دانشبنیان یکی از کمیسیونهای تخصصی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران است که با هدف حمایت از اکوسیستم فناوری و نوآوری کشور در تیر ماه ۱۳۹۸ تاسیس شد.
یک راننده ترانزیت درباره تبعات قطع اینترنت بر شغلشان نوشته:
«راننده ترانزیت هستیم، نمیدانیم صاحب بارمان در خارج کجاست آیا بار را میخواهد یا کنسل شده، یا در مرزهای دیگر برگشت خواهد خورد. اگر اسناد در خارج کشور اشتباه باشد دیگر نمیشود با ایران تماس گرفت [...]»
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱2🔥1
پس از فروکش کردن موج واکنشهای اولیه به رویدادهای خشونتبار جمعی و انتظار برآورده نشده از تغییر، معمولا انتظار میرود که جمع برای پرداختن به زخمها به دورهای سکوت و انزوا فرو برود.
آنان در این برهه قرار است دست به مجموعه کارهایی بزنند که انرژی افراد پیگیر به تحلیل برود.
🧩اکنون، گروهها در حال و هوایی به سر میبرند که با چند روز پیش تفاوت دارد:
برخی از اولویتهای فردی و جمعی ممکن است جابهجا شده باشد، کسانی مصممتر و کسانی دلسرد شده باشند، افرادی به تواناییهای فردی و جمعی شک کرده باشند و کسانی تواناییهایی تازه در خود یافته باشند.
📍هدف در این برهه کوتاه این است که شکایتها در گروه شنیده شود و انرژیهایی که هنوز راهی برای تاثیرگذاری نیافتهاند به تقسیم کار در عمل جمعی تبدیل شود. یک پروتکل مراقبتی میتواند تا حد امکان از اعضا مراقبت کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
چرا مرکز داده دانشگاه صنعتی شریف فقط یک ساختمان نبود؟
گزارش تحلیلی داوطلب
در حمله هوایی ۱۷ فروردین ایالات متحده و اسرائیل به تهران، یکی از اهداف بخشی از زیرساخت علمی و فناورانه ایران بود:
مرکز داده و تأسیسات مرتبط با فناوری در دانشگاه صنعتی شریف. علاوه بر منابع ایرانی، رسانههای بینالمللی نیز تأیید کردند که این حمله به «یک مرکز داده مرتبط با هوش مصنوعی و دیگر تأسیسات» در این دانشگاه آسیب زده است. وبسایت Data Center Dynamics که به طور تخصصی به اخبار مراکز داده و رایانش ابری میپردازد، نیز مینویسد که «مرکز محاسباتی پیشرفته» (HPC) دانشگاه در میان تأسیسات تخریبشده یا بهشدت آسیبدیده بوده است.
برای فهم اهمیت این رویداد، باید جایگاه خود دانشگاه را در نظر گرفت:
نقش شریف در زیرساخت دیجیتال ایران سابقهای طولانی دارد.
- تا سال ۱۹۹۲ تنها تعداد محدودی از دانشگاهها، از جمله شریف به اینترنت دسترسی داشتند، و در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز این دانشگاه در پروژه «وب فارسی» برای یکپارچهسازی زبان فارسی در استاندارد Unicode نقش فنی ایفا کرده است. این سابقه نشان میدهد که دانشگاه شریف یکی از گرههای تاریخی شکلگیری زیرساخت دیجیتال کشور بوده است.
- این مرکز شامل حدود ۲۵۰۰ هسته پردازشی، ۴۲۰۰ رشته پردازشی، ۹۰ واحد پردازش گرافیکی (GPU)، ۱۵ ترابایت حافظه اصلی، و ۵۶۰ ترابایت فضای ذخیرهسازی بوده است.
این مرکز از سال ۲۰۱۳ بهصورت آزمایشی آغاز به کار کرده، در سال ۲۰۱۷ به مرکز داده اصلی دانشگاه منتقل شده، و از ۲۰۱۸ وارد فاز خدمات حرفهای شده است.
- پژوهشهایی از حوزههایی مانند نانومکانیک، رفتار آب در محیطهای محصور، و شیمی محاسباتی با استفاده از این زیرساخت انجام شدهاند.
علاوه بر این، فعالیتهای پژوهشی مرتبط با شبکههای مرکز داده، سیستمهای ذخیرهسازی، رایانش ابری، بهینهسازی مصرف انرژی در مراکز داده (مانند ریزشبکهها)، و پردازش مبتنی بر GPU نیز در این بستر انجام میشده است.
- این مرکز جایی است که الگوریتمها اجرا میشوند، مدلهای هوش مصنوعی آموزش داده میشوند، شبیهسازیهای پیچیده انجام میگیرد، و دادههای بزرگ پردازش میشوند.
بدون چنین زیرساختی، بخش مهمی از پژوهشهای پیشرفته عملاً متوقف یا بهشدت کند میشود و تلاش ایران برای پیشرفت در عرصه هوش مصنوعی با مانع مواجه خواهد شد.
آنچه در این حمله هدف قرار گرفته، زیرساخت محاسباتی پیشرفته دانشگاه بوده است.
دانشگاه صنعتی شریف در دو دهه گذشته نقش مهمی در پیوند میان دانش و اقتصاد ایفا کرده است.
در گزارش داوطلب ببینید چرا در شرایط تحریم، دانشگاه شریف و مرکز دادهها نقش حیاتی داشته است و حمله به شریف چگونه در حوزه اشتغال نیز تأثیر خواهد گذاشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
حمله به زیرساخت دانشی: چرا مرکز داده دانشگاه صنعتی شریف فقط یک ساختمان نبود؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – در حمله هوایی ۱۷ فروردین ایالات متحده و اسرائیل به تهران، یکی از اهداف بخشی از زیرساخت علمی و فناورانه ایران بود: مرکز داده و تأسیسات مرتبط با فناوری در دانشگاه صنعتی شریف. علاوه بر منابع ایرانی، رسانههای بینالمللی نیز تأیید کردند که این…
👍5
«بقا به جای تعدیل» یعنی عادیسازی استثمار و حذف حقوق قانونی کارگر
چراغ سبز «اشتغال با درآمد کمتر در سهچهارم سال پیش رو» به جای «بیکاری کامل» راه حلی است که دبیرکل خانه صنعت، معدن برای بقای واحدهای صنفی به جای تعدیل نیرو، پیش پای کارفرماها میگذارد.
آرمان خالقی در گفتگو با ایرنا علنا اعلام کرد:
بنگاهها میتوانند در توافق با کارکنان و صرفاً با رضایت کتبی آنها، برای یک دوره محدود - مثلاً چهار تاهشت ماه - فعالیت را با حداقل دریافتی ممکن ادامه دهند تا از تعدیل نیرو جلوگیری شود.
وی دلیل آورد که در اصول اداره بنگاهها، حفظ کارگاه بر هر چیز مقدم است:
«اگر کارگاه حفظ شود، امکان تداوم اشتغال با حداقلها وجود دارد. اما اگر واحد مجبور به تعطیلی شود، نه ظرفیت تولید باقی میماند و نه اشتغالی که بتوان از آن دفاع کرد.»
این اولین واکنش به گفتههای دبیرکل خانه صنعت است: کاهش قدرت خرید کارگران در شرایط تورم سه رقمی کالاهای اساسی چندین ماه متوالی میتواند کارگر و خانوادهاش را با بحران جدی معیشتی روبرو کند.
اما تبعات روا داشتن حقوق حداقلی به کارگر فقط در بحران معیشت خانوار خلاصه نمیشود.
چنین راهکاری هرچند در ظاهر به قصد حفظ بنگاه پیشنهاد شده، حتی با وجود «رضایت کتبی» از چندین جنبه به نقض حقوق اساسی کارگران خواهد انجامید:
طبق ماده ۸ قانون کار ایران، هرگونه توافق یا تغییر در قرارداد که مزایایی کمتر از امتیازات مقرر در قانون برای کارگر در نظر بگیرد، فاقد اعتبار قانونی است.
در مطلب بعدی ببینید که صحبت کردن از چنین توافقی چرا خطرناک است و کدام حقوق را از کارگران سلب میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2😱1
و کارگاه و کارخانه سرپا بماند!
باز کردن راهی پیش پای کارفرماها برای توافق با کارگر بر سر حداقل دستمزد ممکن به جای «دستمزد قانونی» و جلوگیری از تعدیل کارگران- که دبیرکل خانه صنعت، معدن اعلام کرد، در ظاهر نجاتبخش واحدهای تولیدی است، اما در عمل یک خط قرمز حقوقی را با یک چانهزنی نابرابر جایگزین میکند.
توافق بر سر دریافتی کمتر از حداقل مصوب، از نظر قانون بیاعتبار است و کارگر را از دستمزد قانونی محروم میکند، هرچند بعداً امکان شکایت برای دریافت مابهالتفاوت وجود دارد که روندی طولانی و فرساینده است و باز هم به هزینه زمان و منابع شخصی کارگر.
حتی هزینهای که موج شکایتهای آینده بر روی سیستم خواهد گذاشت، کافی است که جلوی عادی شدن این توافقهای غیرقانونی گرفته شود- هرچند، کارفرماهای وصل به قدرت، همیشه انگیزه دارند که هزینههای واحد خصوصی خود را به سیستم قضایی یا دولتی منتقل کنند.
از دید حقوق تأمین اجتماعی و بیمه:
کاهش دستمزد ثبتشده به معنای کاهش حق بیمه و در نتیجه مستمری بازنشستگی، و همچنین کاهش شدید حمایتهایی مانند بیمه درمانی، بیکاری و مرخصی زایمان است.
افت مزایای پایان کار:
چون سنوات و عیدی بر اساس حقوق محاسبه میشوند، پایین آمدن دستمزد به کاهش قابلتوجه مزایای پایان کار منجر میشود.
مزایا و شرایط کار:
مزایای رفاهی مانند حق مسکن، خواروبار و حق اولاد معمولاً حذف یا محدود میشوند و در عین حال، امنیت شغلی نیز به وضعیتی شکننده تبدیل میشود و قدرت چانهزنی کارگر کاهش مییابد.
تصویب حداقل دستمزد، یک قاعده آمره و نتیجه درک نیاز مداخله قانون برای جبران عدم توازن قدرت میان کارگر و کارفرماست؛ اگر قاعده دستمزد قانونی نقض شود و تا حد یک قضیه قابل توافق افت کند، نابرابری ساختاری وخیمتر میشود.
این تغییر، بهتدریج «حق» را به «امتیاز قابلچشمپوشی» تبدیل میکند.
کارگری که نگران از دست دادن شغل است، در عمل ناچار به پذیرش شرایطی میشود که در حالت عادی غیرقانونی است. در چنین فضایی، رضایت کتبی بیش از آنکه نشانه انتخاب آزاد باشد، محصول اجبار اقتصادی است.
خطر مهمتر، نهادینه شدن این استثناست.
اگر کاهش دستمزد بهعنوان راهحل موقت پذیرفته شود، بهسرعت میتواند به رویهای دائمی تبدیل شود و استانداردهای حداقلی کار را فرسایش دهد.
این روند نهتنها به تضعیف معیشت کارگران، بلکه به بیاعتبار شدن قانون کار و گسترش رقابت بر سر «کاهش هزینه نیروی کار» به جای بهبود بهرهوری منجر میشود.
داوطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
⚠️ هشدار حذف قانون از روابط کارگر و کارفرما به بهانه بقا و بحران:
«بقا به جای تعدیل» یعنی عادیسازی استثمار و حذف حقوق قانونی کارگر
چراغ سبز «اشتغال با درآمد کمتر در سهچهارم سال پیش رو» به جای «بیکاری کامل» راه حلی است که دبیرکل خانه صنعت، معدن برای بقای…
«بقا به جای تعدیل» یعنی عادیسازی استثمار و حذف حقوق قانونی کارگر
چراغ سبز «اشتغال با درآمد کمتر در سهچهارم سال پیش رو» به جای «بیکاری کامل» راه حلی است که دبیرکل خانه صنعت، معدن برای بقای…
👍3❤2
«کارگران و دستمزد آنها هدف قرار گرفتهاند و قدرت نظامی، خشونت را تثبیت میکند»
اتحادیههای جهانیِ (Global Unions)، نماینده بیش از ۲۰۰ میلیون کارگر در سراسر جهان، طی یک بیانیه خواستار آتشبس فوری، دائمی و پایدار در سراسر خاورمیانه شدهاند و اعلام کردهاند که چرخه بیپایان جنگ و نظامیگری باید فورا پایان یابد؛ چرخهای که همچنان هزینهای ویرانگر بر غیرنظامیان، کارگران و کل جوامع تحمیل میکند.
این سازمان در بیانیه خود که به امضای دبیرکل ۱۱ فدراسیون و اتحادیه بینالمللی رسیده و در تارنمای رسمی کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری ITUC، بزرگترین سازمان این مجموعه نیز منتشر شده است، اعلام کرد:
«ما تأسف عمیق خود را ابراز میکنیم که مذاکرات اخیر در اسلامآباد، در جریان آتشبس دو هفتهای میان ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و ایران، بدون دستیابی به یک توافق صلح قابل اجرا پایان یافت.»
این بیانیه ضمن تاکید بر این که آتشبس باید دائمی شود نوشت:
«حملات نظامی ادامهدار اسرائیل علیه نیروهای مورد حمایت ایران (حزبالله) تاکنون بحران انسانی فاجعهباری ایجاد کرده است که زندگی و معیشت غیرنظامیان لبنانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. غیرنظامیان با حملات مستمر، آوارگی و تخریب زیرساختهای حیاتی از جمله مدارس و بیمارستانها روبهرو هستند. لبنان نباید بهعنوان صحنهای ثانویه در جنگ تلقی شود[....]»
بسته شدن تنگه هرمز، شوکهای شدید انسانی و اقتصادی در سراسر منطقه ایجاد کرده است و صادرات نفت، گاز و کود شیمیایی و همچنین زنجیرههای تأمین را مختل کرده است؛ این وضعیت ناامنی غذایی را تشدید کرده و اقتصادهای شکننده را وارد بحران مالی عمیقتری کرده است که پیامدهای جدی برای معیشت مردم دارد. این وضعیت هزاران شغل را در معرض خطر قرار داده و کارگران را در معرض از دست دادن ناگهانی درآمد و نبود حمایت قرار داده است.
🛢یکی از ویژگیهای تعیینکننده این جنگ، هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی، نفت، گاز و پتروشیمی است؛ صنایعی که اقتصاد منطقه به آنها وابسته است. کارگران این بخشها در محل کار خود کشته یا زخمی میشوند، در حالی که همین کالاها به ابزار فشار در درگیری تبدیل شدهاند.
با وجود بیش از ۳۰ میلیون کارگر مهاجر در سراسر منطقه، بسیاری از آنان در میان آسیبپذیرترین گروهها قرار دارند؛ آنها در عین حفظ بخشهای کلیدی اقتصاد، با خطرات شدید امنیتی، از دست دادن شغل، عدم پرداخت دستمزد و موانع تخلیه اضطراری مواجه هستند. امنیت، حقوق و دسترسی آنها به دستمزد باید بدون تأخیر تضمین شود.
👷🏼♂️کارگران، غیرنظامیان و نهادهای عمومی هرگز نباید هدف عملیات نظامی قرار گیرند. کشتار و آسیب به کارگران در تمام بخشها، از جمله آموزش، سلامت، رسانه و حملونقل، و همچنین تخریب مکانهای حفاظتشده مانند مدارس و بیمارستانها، نقض جدی حقوق بینالملل و حمله به کرامت انسانی است و باید بهطور قاطع محکوم شود.
جنبش جهانی اتحادیههای کارگری منطق جنگ و نظامیگری را رد میکند. قدرت نظامی امنیت ایجاد نمیکند، بلکه خشونت را تثبیت میکند، بیثباتی را افزایش میدهد، بیعدالتی را تعمیق میکند و بنیانهای صلح، دموکراسی، حقوق بشر و همکاری چندجانبه را تضعیف میکند. دیپلماسی، نه بمب؛ گفتوگو، نه ویرانی، تنها مسیر مشروع بهسوی صلح پایدار است.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍2