📣جامعه مدنی و صلحسازی؛ تجربهای که بوسنی به جهان آموخت
کانال اصل ۲۰ نوشت:
▪️ بررسی نقش جامعه مدنی در تحول درگیریها نشان میدهد که رابطه میان نهادهای غیردولتی و فرآیندهای صلح، پیچیدهتر از آن است که در نگاه نخست به نظر میرسد. سازمانهای جامعه مدنی در دهههای اخیر حضوری گستردهتر در عرصه حقوق بشر و صلحسازی پیدا کردهاند، اما تاثیرگذاری آنها همواره با امیدها و تردیدهای فراوان همراه بوده است.
▪️ پژوهشگران جامعه مدنی را حوزهای از کنشهای جمعی داوطلبانه تعریف میکنند که در فضای میان دولت و خانواده شکل میگیرد. سازمانهای غیرانتفاعی، گروههای مذهبی و انجمنهای محلی بخشی از این حوزه هستند و بر اساس ارزشها و منافع مشترک فعالیت میکنند. سازمانهای غیردولتی یا NGOها نیز در همین چارچوب قرار میگیرند و در حوزههایی مانند امدادرسانی، توسعه و میانجیگری نقش دارند.
▪️ تحولات جهانی پس از پایان جنگ سرد زمینه گسترش این سازمانها را فراهم کرد. قدرتهای بزرگ بخشی از حمایتهای مستقیم خود را از مناطق مختلف کاهش دادند و بسیاری از وظایف حمایتی و خدماتی به تدریج به سازمانهای غیردولتی واگذار شد. پیشرفت فناوریهای ارتباطی نیز به این گروهها امکان داد شبکههای فرامرزی گستردهتری بسازند و در برخی موارد بر سیاستهای بینالمللی تاثیر بگذارند.
◽️ منتقدان در عین حال به مشکلاتی اشاره میکنند. وابستگی مالی بسیاری از این سازمانها به بودجههای دولتی یا بینالمللی گاه باعث میشود اولویتهای مالی بر نیازهای واقعی مردم محلی غلبه کند. برخی نیز معتقدند تسلط نگاه غربی در بخشی از این سازمانها باعث میشود راهحلهایی به جوامع دیگر پیشنهاد شود که با شرایط اجتماعی و فرهنگی آنها همخوانی ندارد.
◽️ تجربه بوسنی و هرزگوین پس از جنگ نمونهای از این پیچیدگیهاست. جامعه بینالمللی در سالهای نخست پس از جنگ بر برگزاری انتخابات سریع و اجرای اصلاحات اقتصادی تمرکز کرد. این رویکرد که در ادبیات سیاسی با عنوان «صلح لیبرال» شناخته میشود، در عمل باعث شد بسیاری از نیروهای ملیگرای تندرو همچنان قدرت سیاسی را در دست داشته باشند و نهادهای دولتی ضعیف باقی بمانند.
◽️ جامعه بینالمللی پس از مشاهده محدودیتهای این رویکرد به سمت حمایت از جامعه مدنی و سازمانهای محلی حرکت کرد. این تغییر رویکرد در برخی حوزهها نتایج مثبتی به همراه داشت. پروژههای آموزش صلح شکل گرفت، روند بازگشت پناهندگان سرعت گرفت و مستندسازی جنایات جنگی با جدیت بیشتری دنبال شد.
◽️ این مسیر در عین حال با مشکلاتی نیز همراه بود. برخی سازمانها تنها برای جذب منابع مالی خارجی ایجاد شدند و ارتباط عمیقی با جامعه محلی نداشتند. حامیان بینالمللی در مواردی به جای استفاده از نهادهای سنتی و محلی که در میان مردم ریشه داشتند، ساختارهای جدیدی ایجاد کردند که با تردید جامعه روبهرو شد. بخشی از سازمانها نیز ناخواسته در امتداد شکافهای قومی حرکت کردند و به جای تقویت وفاق اجتماعی، به بازتولید همان تقسیمبندیها دامن زدند.
مورد بوسنی به ما میگوید که جامعه مدنی نمیتواند به تنهایی بار ضعفهای ساختاری دولتها را به دوش بکشد. صلح پایدار زمانی شکل میگیرد که دولت کارآمد و جامعه مدنی فعال در یک رابطه متقابل و مکمل عمل کنند. بازیگران بینالمللی نیز زمانی موثرتر خواهند بود که به جای تحمیل الگوهای بیرونی، با شناخت شرایط موجود، به ظرفیتهای محلی کمک کنند و امکان مشارکت واقعی مردم را در فرآیند صلحسازی فراهم آورند.
✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰 @davtalaborg- اینستاگرام - شبکهایکس
کانال اصل ۲۰ نوشت:
▪️ بررسی نقش جامعه مدنی در تحول درگیریها نشان میدهد که رابطه میان نهادهای غیردولتی و فرآیندهای صلح، پیچیدهتر از آن است که در نگاه نخست به نظر میرسد. سازمانهای جامعه مدنی در دهههای اخیر حضوری گستردهتر در عرصه حقوق بشر و صلحسازی پیدا کردهاند، اما تاثیرگذاری آنها همواره با امیدها و تردیدهای فراوان همراه بوده است.
▪️ پژوهشگران جامعه مدنی را حوزهای از کنشهای جمعی داوطلبانه تعریف میکنند که در فضای میان دولت و خانواده شکل میگیرد. سازمانهای غیرانتفاعی، گروههای مذهبی و انجمنهای محلی بخشی از این حوزه هستند و بر اساس ارزشها و منافع مشترک فعالیت میکنند. سازمانهای غیردولتی یا NGOها نیز در همین چارچوب قرار میگیرند و در حوزههایی مانند امدادرسانی، توسعه و میانجیگری نقش دارند.
▪️ تحولات جهانی پس از پایان جنگ سرد زمینه گسترش این سازمانها را فراهم کرد. قدرتهای بزرگ بخشی از حمایتهای مستقیم خود را از مناطق مختلف کاهش دادند و بسیاری از وظایف حمایتی و خدماتی به تدریج به سازمانهای غیردولتی واگذار شد. پیشرفت فناوریهای ارتباطی نیز به این گروهها امکان داد شبکههای فرامرزی گستردهتری بسازند و در برخی موارد بر سیاستهای بینالمللی تاثیر بگذارند.
بسیاری انعطافپذیری و استقلال نسبی این سازمانها را نقطه قوت آنها میدانند. سازمانهای غیردولتی در بسیاری از بحرانها توانستهاند به مناطقی دسترسی پیدا کنند که دولتها به دلیل محدودیتهای سیاسی یا دیپلماتیک امکان حضور در آنها را نداشتند. این سازمانها در برخی موارد با ایجاد کانالهای ارتباطی غیررسمی و ارائه راهحلهای خلاقانه به اعتمادسازی میان جوامع محلی کمک کردهاند.
◽️ منتقدان در عین حال به مشکلاتی اشاره میکنند. وابستگی مالی بسیاری از این سازمانها به بودجههای دولتی یا بینالمللی گاه باعث میشود اولویتهای مالی بر نیازهای واقعی مردم محلی غلبه کند. برخی نیز معتقدند تسلط نگاه غربی در بخشی از این سازمانها باعث میشود راهحلهایی به جوامع دیگر پیشنهاد شود که با شرایط اجتماعی و فرهنگی آنها همخوانی ندارد.
◽️ تجربه بوسنی و هرزگوین پس از جنگ نمونهای از این پیچیدگیهاست. جامعه بینالمللی در سالهای نخست پس از جنگ بر برگزاری انتخابات سریع و اجرای اصلاحات اقتصادی تمرکز کرد. این رویکرد که در ادبیات سیاسی با عنوان «صلح لیبرال» شناخته میشود، در عمل باعث شد بسیاری از نیروهای ملیگرای تندرو همچنان قدرت سیاسی را در دست داشته باشند و نهادهای دولتی ضعیف باقی بمانند.
◽️ جامعه بینالمللی پس از مشاهده محدودیتهای این رویکرد به سمت حمایت از جامعه مدنی و سازمانهای محلی حرکت کرد. این تغییر رویکرد در برخی حوزهها نتایج مثبتی به همراه داشت. پروژههای آموزش صلح شکل گرفت، روند بازگشت پناهندگان سرعت گرفت و مستندسازی جنایات جنگی با جدیت بیشتری دنبال شد.
◽️ این مسیر در عین حال با مشکلاتی نیز همراه بود. برخی سازمانها تنها برای جذب منابع مالی خارجی ایجاد شدند و ارتباط عمیقی با جامعه محلی نداشتند. حامیان بینالمللی در مواردی به جای استفاده از نهادهای سنتی و محلی که در میان مردم ریشه داشتند، ساختارهای جدیدی ایجاد کردند که با تردید جامعه روبهرو شد. بخشی از سازمانها نیز ناخواسته در امتداد شکافهای قومی حرکت کردند و به جای تقویت وفاق اجتماعی، به بازتولید همان تقسیمبندیها دامن زدند.
مورد بوسنی به ما میگوید که جامعه مدنی نمیتواند به تنهایی بار ضعفهای ساختاری دولتها را به دوش بکشد. صلح پایدار زمانی شکل میگیرد که دولت کارآمد و جامعه مدنی فعال در یک رابطه متقابل و مکمل عمل کنند. بازیگران بینالمللی نیز زمانی موثرتر خواهند بود که به جای تحمیل الگوهای بیرونی، با شناخت شرایط موجود، به ظرفیتهای محلی کمک کنند و امکان مشارکت واقعی مردم را در فرآیند صلحسازی فراهم آورند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2❤1🕊1
چرا در ایران، پس از حوادث بزرگی مانند جنگ، به جای الگوی «نهادسازیِ پایدار و مستقل» نهایتا با الگوی «بسیج هیجانی و سپس گسست» روبرو میشویم؟
بر اساس آمارهای رسمی، در زمینلرزه و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱ ژاپن، مجموع کل قربانیان و مفقودان این حادثه حدود ۱۸٬۴۲۹ نفر برآورد شد. حتی در دل بحران، تشکلهای مردمی نقش حیاتی و مکملی در مدیریت بحران و بازسازی ژاپن ایفا کردند: از عملیات نجات گرفته تا مدیریت اسکان. همچنین برای اولین بار، نمایندگان سازمانهای غیردولتی در ستادهای مدیریت بحران دولتی مستقر شدند تا هماهنگی میان دولت، شرکتهای خصوصی و داوطلبان را بهبود بخشند.
اما در ایران، حتی اگر مردم عادی خود را هدف بمبها نبینند، زندگی عادی افراد بسیاری مختل شده و صدها تن خانههای خود را از دست دادهاند و نیاز فوری به مراقبت از سالمندان، کودکان و افراد آسیبپذیر احساس میشود.
چرا الگوی شبکههای مردمی در ایران شکل نمیگیرد؟
۱. بحرانِ نهادهای واسط:
در ایران فاصله بین «فرد» و «حاکمیت» خالی است. تشکلهای مستقل اغلب با محدودیتهای قانونی یا امنیتی روبرو میشوند؛ در نتیجه، انرژی مردمی بهجای کانالیزه شدن در سازمانهای شناسنامهدار، به سمت چهرههای مشهور (سلبریتیها) میرود که نه تنها تخصص مدیریت بحران ندارند بلکه از انگیزه فردی کافی برای کار میدانی برخوردار نیستند. در هر گام حمایتگرانه، انگیزه و اراده فردی مهمترین عامل است که در چهرههای وصل به قدرت، وجود ندارد و در نتیجه، کمک واقعی به نمایش «تصویر کمک» تقلیل پیدا میکند.
۲. رویکرد امنیتی به مشارکت:
برخلاف ژاپن که دولت، تشکلها را «شریک استراتژیک» میبیند، در ایران فعالیتهای خودجوش مردمی گاهی به عنوان رقیب یا تهدید نگریسته میشود که به موازیکاری یا توقف فعالیتها میانجامد.
کنشگران مدنی و صنفی، برای کمک به همکاران و محیط اطراف خود، هممواره بخش بزرگی از تمرکز خود را صرف توسعه مراقبتها و استراتژیهای امنیتی میکنند که چگونه به خاطر کمک به دیگران، مورد اتهام یا آزارهای امنیتی قرار نگیرند، به ویژه اگر بخواهند از فاز بسیج برای کمک اولیه به ساخت شبکههای پایدارتری روی بیاورند.
۳. فقدان انباشت تجربه:
به دلیل نبودِ تشکلهای حرفهای و ماندگار، تجربهی مدیریت بحران با پایانِ هر حادثه دفن میشود و در بحران بعدی، دوباره همه چیز از پله اول (توزیع نامنظم اقلام و هرجومرج امدادی) شروع میشود.
الگوی مفقود، «اجازه حکمرانی شبکهای» است؛ یعنی مدلی که در آن دولت بپذیرد که «کنترلِ مطلق» به معنای «مدیریتِ موفق» نیست و باید بخشی از قدرتِ تصمیمگیری و اجرا را به نهادهای مدنی واگذار کند تا سرمایه اجتماعی احیا شود.
مردم ایران، در دی ماه، با استراتژیهای نه چندان دقیق که به جای شبکهسازی بر بسیج تکیه داشت تلاش کردند عاملیت خود را به دست بیاورند و هزینه سنگینی پرداخت کردند. پس از آن، در جریان بمباران بسیاری به تماشاگر تبدیل شدند یا فعالیتهای خود را به لایههای پنهانیتر بردند.
از پس این دو رویداد پیاپی، هرگونه اقدامی برای ارتباط و ایجاد اعتماد، به تلاشی چندین برابر و مرور گسترده و ریشهایتر استراتژیها نیاز دارد: شبکههایی که وجود دارند ولی به دلیل شرایط، در عرصه عمومی اجتماع دستکم برای مدتی نمیتوانند با چهرهای «قدرتمند» ظاهر شوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🕊1
آنها برای ماراتن طولانی آمادگی کسب میکنند
رهبران واقعی جنبشها عمداً از دادن وعده زمانی دقیق برای دستیابی به اهداف نهایی خودداری میکنند، حتی زمانی که بخش بزرگی از بدنه جنبش با هزینههای بالا و تعهد عمیق، خواستار نتیجه فوری هستند.
این رویکرد محتاطانه به دلایل روانشناختی و استراتژیک مهمی است:
تمرکز بر فرآیند به جای نتیجه:
رهبران مؤثر به جای وعده دادن یک «پایان» مشخص، بر اهمیت تداوم مبارزه، پایداری، و دستاوردهای کوچک و مرحلهای تأکید میکنند. این کار باعث میشود انرژی جمعی صرف اقدامات مداوم و مؤثر شود، نه انتظار منفعلانه برای یک تاریخ خاص.
حفظ روحیه و جلوگیری از سرخوردگی:
تعیین یک ضربالاجل مشخص و نرسیدن به آن میتواند منجر به سرخوردگی، کاهش انگیزه و از دست دادن اعتماد بدنه جنبش شود.
جنبشهای اجتماعی اغلب مسیری طولانی و پرفراز و نشیب دارند و عدم قطعیت بخش جداییناپذیر آنهاست.
غیرقابل پیشبینی بودن موانع:
نتایج جنبشهای بزرگ به عوامل متعددی بستگی دارد که بسیاری از آنها خارج از کنترل رهبران و بدنه جنبش هستند (مانند واکنش دولت، نیروهای خارجی، یا حوادث غیرمنتظره) دادن وعده زمانی، نادیده گرفتن این پیچیدگیهاست.
انعطافپذیری استراتژیک:
عدم تعهد به یک زمانبندی سفت و سخت، به رهبران اجازه میدهد تا در پاسخ به شرایط متغیر، استراتژیها و تاکتیکهای خود را تنظیم کنند بدون اینکه متهم به شکست در عمل به وعده زمانبندی شوند.
رهبران آگاه به جای دادن وعدههای غیرقابل تضمین درباره زمان پایان، بر تعهد به هدف نهایی و آمادگی برای یک ماراتن طولانی تأکید میکنند تا از پایداری و انسجام جنبش در بلندمدت اطمینان حاصل کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊1
گزارش داوطلب از تعیین دستمزد سال پیش رو
«حداقل دستمزد به میزان ۶۰ درصد و سایر سطوح مزدی ۴۵ درصد به علاوه روزی ۵۰۰ هزار و خرده ای و حق مسکن کارگران ۳ میلیون تومان برای سال ۱۴۰۵ تعیین شد.»
یک روز پیشتر، علی خدایی، نماینده کارگری در شورای دستمزد، اعلام کرده بود با تصویب رای همه اعضای شورای عالی کار، «مزد تعیینی برای بازه شش ماه نخست سال خواهد بود و حتما در بین سال بازنگری در حداقل دستمزد برای شش ماهه دوم سال ۱۴۰۵ توسط شورای عالی کار صورت خواهد گرفت.» در حالی که در هر دو گزارش گزارش تسنیم، حتمی بودن بازنگری دستمزد و افزایش آن در نیمه سال به احتمال تقلیل یافت.
پیش از این تسنیم گزارش داده بود که احتمال تعیین حداقل دستمزد برای یک بازهی ششماهه و تجدیدنظر دوباره در آن در شهریور ۱۴۰۵وجود دارد. دلیل اصلی آن وضعیت جنگی در ایران است. هنوز مشخص نیست حداقل دستمزد جدید برای بازهی ششماهه تعیین شده است یا خیر.
پیش از آغاز جنگ نیز وضعیت اقتصادی در ایران آشفته بود و کارگران علاوه بر تورم، با تهدید بیکاری مواجه بودند.
در گزارش داوطلب ببینید وضع کنونی کارگران و حقوقبگیران در شرایط فعلی چگونه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
حداقل دستمزد کارگران برای سال آینده ۶۰ درصد افزایش یافت! - داوطلب
حداقل دستمزد کارگران برای سال پیش رو ۶۰ درصد افزایش یافت. تارنمای داوطلب – به گزارش خبرگزاری تسنیم، اسعد صالحی، نماینده کارگران در شورای عالی کار ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ دربارهی تعیین حداقل دستمزد برای سال ۱۴۰۵ گفت: «حداقل دستمزد به میزان ۶۰ درصد و سایر سطوح مزدی…
👍2🕊1
تنها با افزایش حقوق نمیتوان ادامه تولید را تضمین کرد
گزارش داوطلب
تجربههای تاریخی نشان میدهند که دولتها در زمان جنگ غالباً دو کار میکنند: از یکسو مقررات را به نام «ضرورت» سختگیرانهتر میکنند (محدودیت جابهجایی نیروی کار، اجبار به کار در بخشهای حیاتی، کنترل اعتصاب)، و از سوی دیگر تلاش میکنند نوعی سازوکارِ تنظیمِ اختلافات کار-سرمایه بسازند تا انفجار اجتماعی کنترل شود.
افزایش ۶۰درصدی حداقل دستمزد-که برای اولین بار چنین رقمی آن هم با کمترین تلاش و فشار از سوی کارگران به تصویب رسیده- و اعلام احتمال افزایش دستمزد در شش ماهه دوم سال را نیز میتوان اقدام پیشدستانهای از سوی دولت برای کنترل انفجار اجتماع دانست، چرا که واقعیت تورم نزدیک به سهرقمی، قدرت خرید کارگران را به سرعت خواهد بلعید و سازوکاری مرتبط با بدنه کارگری وجود ندارد که از اختلال در روند معیشت کارگران و اختلال در روند تولید پیشگیری کند.
در برخی کشورها در زمان جنگ، ساختاری سهجانبه برای میانجیگری و داوری اختلافات کارگری و کنترل دستمزدها در صنایع کلیدی، با منطقِ جلوگیری از اختلال در تولید جنگی تشکیل میشود:
«هیئت ملی روابط کار در زمان جنگ» در ایالات متحدهی در بحبوحه جنگ دوم جهانی نمونهای مشهور از این ساز و کارهای سهجانبه است. در بریتانیا هم مجموعهای از مقرراتِ کارِ ضروری و سازوکارهای مشاورهی مشترک میان دولت، کارفرمایان و اتحادیهها شکل گرفت که هدفش تثبیت نیروی کار و جلوگیری از افت تولید بود.
حتی در نظامهایی که اعتصاب محدود میشود، سازوکارهای شکایت و نظارت و بازرسی (ولو ناقص) بهعنوان جایگزین مطرح میشود.
اما در ایران، «پیششرط» چنین سازوکارهایی ــ یعنی وجود سازمانهای مستقل کارگری و امکان واقعیِ گفتوگوی اجتماعی ــ سالهاست از کار افتاده یا عمداً از کار انداخته شده است. در ایران، آنچه در زبان رسمی «سهجانبهگرایی» نامیده میشود، در عمل غالباً به سازوکارهای دولتی و شبهدولتی متکی است که نمایندگی واقعیِ کارگران را تضمین نمیکنند.
در گزارش داوطلب ببینید چرا فشار جنگ و بیثباتی بر روی کارگران بیشتر از بقیه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1💔1
یکی از سختترین چالشهای کارگران مشاغل گیگ برخورداری از هرگونه همدلی منسجم شغلی از میان همکاران است.
کارگران مشاغل گیگ، از آغاز قطعی اینترنت، بیشترین آسیب را از قطعی دیدهاند و چون قرارداد ندارند، زندگی و معیشت روزمره آنان به طرز خطرناکی تحت تاثیر قرار گرفته است. همچنین بسیاری از پرستاران، معلمها، بازنشستگان و حتی کارمندان دولت به پلتفرمهای اینترنتی به چشم درآمد دوم نگاه میکردهاند و اکنون در دورهای که بیشترین نیاز معیشتی با پرشهای تورمی ناشی از جنگ دیده میشود، این منبع درآمد قطع شده است.
شغلهای گیگ مثل رانندگی اینترنتی انعطافپذیر و از تخصصهای کلاسیک بینیازند ولی ضعفهای ساختاری این مشاغل هنگام قطع اینترنت بیشتر آشکار میشود:
امکان شکلگیری صنف و تشکل به صورت طبیعی و ارگانیک در آنها وجود ندارد، چرا که در چنین مشاغلی، رقابت میان رانندگان تشدید میشود.
کارگران گیگ و پلتفرمی، مانند رانندههای اینترنتی که علنا ارتباط چندانی به غیر از رقابت با هم ندارند، و تنها برای تحویل کالا یا خدمات ممکن است به صورت موردی با همکاران خود تماس بگیرند.
پلتفرمها در موضع قدرتاند و بهشدت خواستههایشان را تحمیل میکنند و معمولاً تعهدات و حمایتهای کارفرما – در مقایسه با کارفرمایان سنتی – کمتر است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊1💔1
پاسخ کارگران شیلی به کارفرماهایی که کارخانهها را قفل میکردند
کمربندهای صنعتی (Cordones Industriales) در شیلی (۱۹۷۲-۱۹۷۳) نمونهای رادیکال از انتقال کنترل تولید به کارگران در واکنش به قفلشدن کارخانهها به دست کارفرمایان بود. این ساختار منطقهای، فراتر از اتحادیههای سنتی، با تشکیل کمیتههای دفاعی و توزیع، عملاً مدیریت و مشروعیت کارفرمایان را در اوج بحران سیاسی به چالش کشید: تجربهای که نشان داد که - حتی بدون اینترنت- چگونه همبستگی افقی بین کارخانههای مختلف میتواند در شرایط «خلاء قدرت مدیریت»، مدیریت عملیاتی را به دست بگیرد و به سدی در برابر اخراج یا تعطیلی تبدیل شود.
این نمونه، بدون برجسته کردن جهتگیریهای سیاسی و یا برقراری تناظر یا مقایسه سیاسی میان گرایشهای کارگران شیلی و کارگران ایرانی در یک برهه حساس تاریخی، تنها به تاکتیکها و رویکردهای حمایتگرانه تشکلسازی میپردازد.
وقتی در اکتبر ۱۹۷۲ کارفرمایان کارخانهها را تعطیل و قفل کردند، کارگران به جای رفتن به خانه، «تصرف معکوس» را آغاز کردند چرا که متوجه شدند که «مالکیت قانونی» کارفرما روی کاغذ است، اما «قدرت عملیاتی» در دستان آنهاست. آنها قفلها را شکستند و تولید را بدون حضور مدیران آغاز کردند. این لحظهای بود که ترس از اخراج به کلی از بین رفت، چون دیگر «رئیسی» وجود نداشت که اخراجشان کند.
🧩همبستگی افقی (فراتر از دیوارهای کارخانه)
یکی از نوآوریهای اصلی شیلی این بود که همبستگی فقط به درون یک کارخانه منتهی نمیشد، بلکه کارخانههای یک منطقه جغرافیایی (مثلاً جاده سوسایتی در سانتیاگو) با هم متحد شدند.
«اگر کارفرمای کارخانه الف سعی میکرد رهبر کارگران را اخراج کند، کارگران کارخانههای ب و ج (که همسایه بودند) بلافاصله جادههای منتهی به کارخانه الف را میبستند یا مواد اولیه آن را تأمین نمیکردند.»
در این برهه، اگر کارفرمایی سعی میکرد یک کارگر را به اتهام «تمرد» اخراج کند، نه تنها کارگران یک بخش، بلکه کارگرانِ تمام کارخانههای آن منطقه (کمربند صنعتی) با هم دست به اعتصاب میزدند. این نشان داد که وقتی کارگر حس میکند «چرخ اقتصاد» در دست اوست، تهدید کارفرما دیگر اثر ندارد.
این قدرتِ منطقهای باعث شد کارفرماها بفهمند که فقط با یک کارگر طرف حساب نیستند، بلکه با یک جبهه متحد روبرو هستند.
🧩 کنترل بر توزیع و لجستیک/ ترابری (قدرت در زمان جنگ یا قحطی)
کارگران شیلی در این برهه- در شرایطی مشابه بحرانهای ایران (جنگ یا تغییرات کلان سیاسی و یا احتمال کمبود مواد غذایی)، مشکلات زیادی داشتند ولی به چالش رساندن محصولات به مردم بیش از رسیدگی هر مشکل دیگری اولویت دادند.
کارگران کمربندهای صنعتی، کامیونهای توزیع را خودشان مدیریت کردند. آنها با ایجاد شبکهای به نام JAP (کمیتههای تأمین و قیمت)، کالاها را مستقیماً به محلات فقیرنشین میرساندند.
این کار باعث شد کارگران مشروعیت اجتماعی پیدا کنند. وقتی جامعه از کارگر حمایت کند، کارفرما یا دولت دیگر نمیتواند به راحتی به آنها برچسب «اغتشاشگر» بزند یا سرکوبشان کند.
شعار «قدرت مردمی»
کارگران به این نتیجه رسیدند که در زمان بحرانهای بزرگ (مثل کودتا یا جنگ)، ساختارهای رسمی (قوانین کار، دادگاهها) فلج میشوند. در این خلاء، تنها چیزی که امنیت کارگر را تضمین میکند، تعدادِ همکارانِ متحد اوست.
یک درس مهم برای کارگران ایرانی
در شیلی، کارگران یاد گرفتند که در زمان بحران، «تولیدِ مستقل از دستور کارفرما» یک راه دفاع است. وقتی کارگران درک میکنند که چرخ کارخانه به دست کارگران میچرخد، عملاً به حاکمیت و کارفرما میگویند: «شما به ما نیاز دارید، نه ما به شما.» این تغییرِ موازنه، ریشه اصلی همان حمایتی است که در رفتارها و برنامههای کارگران نمود پیدا میکند: کارگرانی که برای حمایت از هم تولید میکنند، نه به دستور کارفرما.
منبع: اورن شوایتزر در تارنمای ژاکوبین
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
گزارش تحلیلی داوطلب
ایالات متحده و اسرائیل در عملیاتی مشترک ۹ اسفند جنگی غیرقانونی علیه ایران را با حمله به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی آغاز کردند. دامنهی حملهها در ایران اکنون به زیرساختها، کارخانهها، کارگاههای صنعتی، واحدهای تجاری و واحدهای مسکونی کشیده و تاکنون جان دهها کارگر را گرفته است.
این خشونت مستقیم تنها تأثیری نیست که جنگ بر کارگران گذاشته است. بسیاری از کارگران، بهویژه کارگران دارای قراردادهای متزلزل یا روزمزد، با بحران بیکاری هم روبرو هستند؛ بحرانی که پیش از جنگ و در وضعیت بحران اقتصادی و قطع اینترنت به دلیل اعتراضهای دیماه رو به افزایش بود.
بحران بیکاریِ پس از جنگ بر زمینی فرود نیامد که پیشتر باثبات بوده باشد؛ برعکس، نیروی کار ایران پیش از آن نیز درگیر نوعی فرسایش ممتد بود که هم از مسیر تورم و افزایش هزینههای زندگی پیش میرفت و هم از مسیر رکود، بیثباتی بنگاهها، اشتغال ناقص، ناامنی شغلی و وابستگی روزافزون بخشهایی از کار به اینترنت و بازارهای ناپایدار. جنگ، در این معنا، نقطهی آغاز بحران نبود؛ بلکه ضربهای تازه بر بحرانی پیشینی بود که از قبل در زندگی مزدبگیران، فریلنسرها، کارگران روزمزد، صاحبان کارگاههای کوچک و شاغلان اقتصاد دیجیتال رسوب کرده بود.
در گزارش داوطلب وضعیت اقتصادی را مرور کنید و ببینید که جنگ، کدام کسب و کارها را به تعطیلی کشاند و چگونه یکی از مهمترین عوامل تشدیدکنندهی بحران بیکاری پیش از جنگ، قطع اینترنت و بحرانهای مرتبط با آن بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
کارگران در میانه جنگ و بحران: از تعلیق کار تا سقوط معیشت - داوطلب
ایالات متحده و اسرائیل در عملیاتی مشترک ۹ اسفند جنگی غیرقانونی علیه ایران را با حمله به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی آغاز کردند. دامنهی حملهها در ایران اکنون به زیرساختها، کارخانهها، کارگاههای صنعتی، واحدهای تجاری و واحدهای مسکونی کشیده و تاکنون جان…
👍1🕊1
در عسلویه هشدار یا آژیر جنگ شنیده نمیشود و کسی نگران جان کارگران پارس جنوبی نیست
📽 چهارشنبه ۲۷ اسفند
بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانهها، حوالی ساعت ۲ امروز، تاسیسات و خطوط گاز پارس جنوبی دست کم در دو پالایشگاه ۴ و ۵ مورد هدف موشکهای آمریکا و اسراییل قرار گرفت.
فرماندار عسلویه به رسانههای ایران گفت « فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ پارس جنوبی هدف قرار گرفتهاند، اما شرایط «تحت کنترل» است» و «برای کنترل و جلوگیری از سرایت آتش این فازها از مدار خارج شدهاند»
در گزارشهای شهروندی آمده است که کارکنان در واکنش به انفجار، «از محل فرار کردند.»
گزارشهای محلی اشاره کردهاند:
پس از اصابت پرتابهها، برخی کارکنان از بخشهای آسیبدیده به مکانهای امن منتقل شدند، اما این اقدام در واقع واکنشی به انفجارها بود و نه نتیجه اقدامات پیشگیرانه از سوی کارفرما.
با وجود لفاظیهای دو طرف جنگ و هشدار اسراییل و امریکا برای هدف قرار دادن تاسیسات نفتی در واکنش به بسته ماندن تنگه هرمز، نگرانی درباره امنیت جانی کارکنان تاسیسات نفتی تشدید شده است.
در این شرایط، حتی یک تشکل کارگری وجود ندارد که جان و امنیت کارگران را در اولویت قرار بدهد و عملا کارکنان نفت، هیچ صدایی ندارند.
پس از انتشار خبر حمله اسراییل به زیرساختهای نفتی پارس در عسلویه، تهران بلافاصله هشداری انتقامجویانه صادر کرد و خواستار تخلیهٔ تاسیسات نفت و گاز در کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله در عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی شد و گفت در ساعات آینده به آنها حمله میکند، هشداری که در آن سوی مرز برای حفاظت از جان کارگران نفت، دستکم بیش از ایران جدی گرفته خواهد شد.
📍این نکتهایست که کارشناسان نفتی مهاجرت کرده در سال٬های پیش به کشورهای اطراف پس از بینتیجه ماندن مطالبهگری مزدی در ایران، اکنون با دقت بیشتری میتوانند مقایسه کنند و نظر بدهند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1
هیچ تشکلی نیست که از حق ایمنی و جان کارگران در برابر بمب و موشک محافظت کند: تمام تشکلهای بر آمده از کارگران سالهاست که محدود شدهاند و اجازه فعالیت ندارند، حتی در زمان جنگ!
گزارش تحلیلی داوطلب
▫️در جریان حملهی آمریکا و اسرائیل به شهرک صنعتی حیدرآباد سولدوز، تعدادی از کارگران شیفت شبِ کارخانهی تولید آرد و نشاسته «پایارد» کشته شدند.
ایلنا نوشت:
«بلافاصله پس از اصابت موشکها، آتشسوزی گستردهای در نقاط مختلف این واحد صنعتی شکل گرفت که عملیات مهار آن تا ساعاتی بعد ادامه یافت. شدت انفجار و شعلههای حاصل از آن به گونهای بود که جدا از کارگران جان باخته این کارخانه یکی از قربانیان که در پمپبنزین روبهروی کارخانه مشغول سوخت گیری خودرو بود در اثر اصابت ترکش جان خود را از دست داده است.»
▫️روزنامهی اینترنتی فراز هم ۲۱ اسفند گزارش داد که دستکم چهار تن از کارگران پالایشگاه شهر ری در پی حمله هوایی اسرائیل و ایالات متحده جان باختهاند.
▫️ایلنا جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ نیز گزارش داد که در حمله به واحد تولیدی آبگینه در قزوین ۱۲ کارگر مجروح شدهاند.
▫️۱۲ اسفند نیز در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ساختمان مجلس خبرگان رهبری در قم، محمد جعفری و محمد سخی خاوری، دو کارگر مهاجر افغانستانی که مشغول کار در ساختمان مجاور بودند، جان باختند.
▫️شمار قابل توجهی از سربازان وظیفه نیروهای مسلح ایران نیز از طبقههای کارگر و فرودست هستند و بنابراین شماری از کارگران ایرانی در ضمن خدمت اجباری به عنوان سرباز وظیفه جانشان را از دست میدهند. برای نمونه سرباز وظیفه محمدمتین رسولی یک کارگر نانوایی اهل پیرانشهر بود که دوشنبه گذشته در حملهی هوایی آمریکا و اسراپیل جاناش را از دست داد.
▫️در یکی از روایتها دربارهی یک آتشنشان مجروحشده و همکاران کشتهشدهاش میخوانیم:
«این دلاور آتشنشان است. بعد از حمله اسرائیل به تعویض پلاک نجفآباد، رفته برای امداد. بلافاصله همان نقطه برای دومین بار هدف گرفته شده. تعدادی از همکارانش هم شهید شدند.»
▫️تاکنون شماری از کارگران و کارمندان خدمات درمانی، آتشنشانی و خدمات اورژانس هم در میان مجروحان و جانباختگان جنگ بودهاند.
حمله به مدرسهها، جان شماری از معلمان و کارکنان آموزشی را گرفته است. کارمندان بانک سپه هم در میان جانباختگان بودهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب بخوانید که دولتها در زمان جنگ چه میکنند، چرا پیامد سرکوب حق تشکلیابی فقط سیاسی نیست و در این وضعیت چه باید کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
کارگران ایرانی زیر آتش بمبها - داوطلب
جنگ اکنون وارد زندگی روزمرهی میلیونها مزدبگیر شده است: همزمان تولید را متزلزل میکند، زنجیرهی تأمین را پارهپاره میکند، شبکههای ارتباطی را از کار میاندازد، و حکومت را به امنیتیترکردن هر چه بیشتر فضا هل میدهد. اما در کنار همهی اینها، خطری بیواسطهتر…
👍1💔1
حمایت برخی کارگران از کارفرما بهجای اتحاد طبقاتی، ناشی از ترکیبی از عوامل اقتصادی، روانشناختی و اجتماعی است:
ترس از دست دادن شغل، نیاز فوری به دستمزد، تفرقه میان کارگران، و القای این باور که منافع کارگر و کارفرما یکی است، باعث میشود کارگران در برابر فشارهای کاری، به جای مقاومت، تسلیم کارفرما شوند.
دلایل اصلی این حمایت تقریبا یکطرفه و نامتوازن عبارتند از:
ترس و امنیت شغلی:
نیاز به درآمد برای تأمین معیشت خانواده باعث میشود کارگران از ترس اخراج، از اتحاد با همکاران و پیگیری حقوق خود اجتناب کنند.
ایدئولوژی "منافع مشترک":
کارفرمایان اغلب القا میکنند که پیشرفت کارخانه یا شرکت (که نتیجه کار کارگر است) به نفع همه است، در حالی که در واقعیت سهم نابرابری از سود میبرند.
فقدان تشکلهای مستقل:
نبود یا ضعف اتحادیهها و تشکلهای کارگری مستقل، باعث میشود کارگران قدرت چانهزنی جمعی نداشته باشند و به جای اعتماد به هم، به کارفرما پناه ببرند.
فردگرایی و رقابت:
گاهی سیستمهای تشویقی کارفرما، کارگران را به جای همبستگی، به رقابت با یکدیگر وامیدارد.
فشار روانی و "استرس":
شرایط کاری سخت و استرسزا توان تمرکز بر روی اعتراض و اتحاد را از کارگر میگیرد.
منبع: تارنمای داوطلب
این روزها، با افزایش فشار بر روی کارگران، ممکن است برخی از جهتگیریها به سطح اغراقآمیزی برسند. تشکلها و گروههای حل تعارض حتی به صورت غیررسمی میتوانند در برقراری انسجام صنفی و چانهزنی به نفع کارگران سهم داشته باشند. اگر گمان میکنید در شرایط جنگی، چانهزنی کارگران از اولویت برخوردار نیست، در دو مطلب قبلی ببینید که کارگران چگونه در نبود تشکلهای حافظ ایمنی، موشک میخورند و پرپر میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
نوروز جشن همه مردم است که بر خلاف آیین سال نو در بسیاری از فرهنگها، اهمیت درک محیط و مطالعه چگونگی فعالیت در این فضا و محاسبات دقیق را به آداب تبدیل میکند و چنین هماهنگی خردورزانهای در دشوارترین دورههای تاریخ بشری شگفتانگیز است.
در سپیدهدم تمدن بشری، کشاورزی، به بزرگترین دستاوردهای جمعی و فرهنگی سامان داد و به ظهور صنایع و مشاغلی دیگر فرصت داد که همگی بر روحیه جمعی و همکاری تکیه داشتند.
نوروز بیش از هر چیز اهمیت کار و تلاش جمعی را به آداب شادی جمعی پیوند میدهد: با تغییر فصل، آغاز بهار طی جشن اعلام میشود که اهمیت کاشت و مراقبت تا رسیدن به نتیجه برجسته شود.
منطق نوروز به ما یاداوری میکند که چگونه میتوان در دل سرما و دشواری با چندین روز دیدار و شبکهسازی، فضای آمادگی برای کوشش را تعریف کرد که در آن همکاری و ارتباط انسانی گرامی داشته شود و شناخت محیط فعالیت گام به گام، دانشی در اختیار همه باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🔥1
گزارش تحلیلی دیدهبان داوطلب
از زمان آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند تا کنون، بیش از یکهزار و ۴۰۰ تن جانشان را از دست دادهاند و ۱۸ هزار و ۵۵۱ تن مجروح شدهاند.
به گزارش جمعیت هلال احمر ایران، ۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیرنظامی آسیب دیدهاند که از این میزان، ۶۱۷۹ واحد، تجاری و ۳۶ هزار و ۴۸۹ واحد مسکونی بودهاند. همچنین ۱۶۰ مرکز دارویی، درمانی، بهداشتی و مرکز اورژانس کشور آسیب جدی دیدهاند و ۱۲۰ مدرسه در سراسر کشور مورد حملات مستقیم یا غیرمستقیم قرار گرفتند. ۱۷ مرکز هلالاحمر نیز صدمهی جدی دیدهاند و ۲۱ خودرو امدادی از جمله ۱۹ آمبولانس از چرخه فعالیت خارج شدهاند.
در این شرایط، یک پرسش مهم پیش روی جامعهی مدنی و سازمانهای کارگری در ایران قرار دارد: چه میتوان کرد؟
این سؤال را باید از نقطهای آغاز کرد که هم واقعی است و هم ناخوشایند: در ایران، پرسش از اینکه جامعهی مدنی و سازمانهای کارگری «چه میتوانند بکنند»، همیشه به این گره خورده است که «اجازه دارند چه بکنند».
ایران هنوز دو مقاولهنامهی بنیادی سازمان بینالمللی کار دربارهی آزادی تشکل و حق تشکلیابی و مذاکرهی جمعی، یعنی مقاولهنامههای ۸۷ و ۹۸، را تصویب نکرده است؛ همزمان، نهادهای بینالمللی کارگری و اسناد رسمی سازمان بینالمللی کار در سالهای اخیر بارها به محدودیتهای ساختاری بر فعالیت مستقل کارگری در ایران اشاره کردهاند. این یعنی وقتی جنگ میرسد، جامعه با یک خلأ دوگانه روبهروست: هم بحران بیرونی تشدید میشود، هم ابزارهای مستقل سازماندهی و چانهزنی پشاپیش تضعیف شدهاند.
🧩محدود بودن امکان عمل، به معنای صفر بودن آن نیست. تجربههای تاریخی نشان میدهند که در زمان جنگ، اتحادیهها، انجمنهای صنفی، شبکههای محلی، گروههای همیاری و نهادهای مدنی حتی در سختترین شرایط نیز میتوانند سه کار حیاتی انجام دهند:
▫️نخست، از سقوط فوری مردم به بیپولی و بیپناهی جلوگیری کنند؛
▫️دوم، از استانداردهای حداقلی ایمنی و معیشت در محیطهای کار دفاع کنند؛
▫️و سوم، حافظهی حقوقی و اجتماعی بحران را بسازند تا جنگ به مجوزی برای فراموشی و بیپاسخماندن تبدیل نشود.
این سه کار دقیقاً همان چیزی است که سازمان بینالمللی کار در اسناد خود دربارهی بحران، درگیری و بازسازی بر آن تأکید میکند: اشتغال، حمایت اجتماعی و گفتوگوی اجتماعی نه فقط بخشی از «بازسازی پس از جنگ»، بلکه بخشی از خودِ راهبرد جلوگیری از فروپاشی اجتماعی در دل بحراناند.
در گزارش داوطلب با مرور مثالهای واقعی کشورها در دوران جنگ ببینید که کار فوری به ضرورت بقا و ایمنی کار در شرایط جنگ یعنی چه، ساختن حافظهی حقوقی و اجتماعیِ جنگ چه مواردی را شامل میشود و چرا جنگ علاوه بر فرصت همبستگی، فرصت تعلیق حقوق نیز هست و دولت و جامعه مدنی چه باید بکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
جنگ و کارگران ایران: جامعه مدنی چه میتواند بکند، دولت چه باید بکند؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – از زمان آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند تا کنون، بیش از یکهزار و ۴۰۰ تن جانشان را از دست دادهاند و ۱۸ هزار و ۵۵۱ تن مجروح شدهاند. به گزارش جمعیت هلال احمر ایران، ۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیرنظامی آسیب دیدهاند…
🔥1🕊1
🔥 نوروز بمانید که ایام شمایید
نوروز و سال نو را به شما تبریک میگوییم.
ما دستمان بر پشت یکدیگر بوده است تا از زمستانهای دشوار عبور کنیم.
ما بدون همفکری نمیتوانستهایم داشتههای خود را از پس سدهها حفظ کنیم.
امسال هیچ چیز شبیه هر سال نیست ولی
ما در حافظه جمعی خود به یاد داریم که از سالهای دشواری در درازنای تاریخ عبور کردهایم و اراده خود را بارها به ثمر رساندهایم.
برای ما آیین شادی نوروزی، دمی است که امیدهای تازه را زنده نگه داریم.
✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰 @davtalaborg- اینستاگرام - توییتر
نوروز و سال نو را به شما تبریک میگوییم.
ما دستمان بر پشت یکدیگر بوده است تا از زمستانهای دشوار عبور کنیم.
ما بدون همفکری نمیتوانستهایم داشتههای خود را از پس سدهها حفظ کنیم.
امسال هیچ چیز شبیه هر سال نیست ولی
ما در حافظه جمعی خود به یاد داریم که از سالهای دشواری در درازنای تاریخ عبور کردهایم و اراده خود را بارها به ثمر رساندهایم.
برای ما آیین شادی نوروزی، دمی است که امیدهای تازه را زنده نگه داریم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🔥1
گزارش تحلیلی دیدهبان داوطلب
محدود بودن امکان عمل، به معنای صفر بودن آن نیست.
تجربههای تاریخی نشان میدهند که در زمان جنگ، اتحادیهها، انجمنهای صنفی، شبکههای محلی، گروههای همیاری و نهادهای مدنی حتی در سختترین شرایط نیز میتوانند سه کار حیاتی انجام دهند:
▫️نخست، از سقوط فوری مردم به بیپولی و بیپناهی جلوگیری کنند؛
در زمان جنگ، بسیاری از کارگران فقط با مسئلهی دستمزد کمتر یا ناامنی شغلی مواجه نیستند؛ آنها ناگهان با قطع درآمد، جابهجایی اجباری، تخریب خانه، مراقبت از سالمندان و کودکان، کمبود دارو و مواد غذایی، و اختلال در خدمات عمومی روبهرو میشوند. در چنین وضعیتی، جامعهی مدنی و شبکههای کارگری اگر نتوانند «سیاست بزرگ» را تغییر دهند، هنوز میتوانند در مقیاس زندگی روزمره مداخلهای حیاتی انجام دهند: ایجاد شبکههای همیاری محلی و صنفی، جمعآوری و توزیع کمکهای ضروری، حمایت از خانوادههای کارگران بیکار یا زندانی، و شکلدادن به صندوقهای اضطراری رسمی یا نیمهرسمی.
تجربهی اوکراین پس از تهاجم روسیه دقیقاً از این جهت آموزنده است. نهادهای کارگری اوکراین، در کنار همهی مناقشات بر سر قوانین جنگی، بخشی از کار خود را به اسکان، غذا، دارو و حمایت انسانی از اعضا و خانوادهها منتقل کردند. کنفدراسیون اتحادیههای اروپایی نیز صراحتاً از نقش اتحادیههای اوکراینی در دادن غذا و سرپناه و بسیج کمکهای انسانی سخن گفت. درس این تجربه برای ایران روشن است: وقتی ساختار رسمی حمایت اجتماعی ناکافی یا تبعیضآمیز است، شبکههای همبستگی افقی میتوانند شکاف اولیه را پر کنند و اجازه ندهند خانوادهها به سرعت به ورطهی فروپاشی معیشتی سقوط کنند.
در ایران، این نوع اقدام احتمالاً نه با نامهای پرطمطراق، بلکه از خلال شکلهای کمصداتر و غیرمتمرکزتر ممکن است. شبکههای محلیِ همیاری، صندوقهای مبتنی بر اعتماد صنفی، گروههای پشتیبان در محلهها، و پیوند میان خانوادههای کارگری و گروههای داوطلب میتوانند در عمل همان کاری را بکنند که در بسیاری از کشورها اتحادیههای قدرتمندتر انجام دادهاند. در زمان جنگ، توزیع بستههای ضروری، تأمین هزینهی رفتوآمد و درمان، حمایت از کودکانی که نانآور خانه شغلش را از دست داده، و کمک به کارگران خدمات عمومی که خود زیر فشار مضاعفاند، شکلهای حداقلیِ حفظ بافت اجتماعیاند. جامعهای که این لایههای خردِ همبستگی را از دست بدهد، خیلی زودتر از آنچه در گزارشهای رسمی دیده میشود، به خشونت فرساینده، بیاعتمادی و اتمیزهشدن کامل فرو میغلتد.
▫️دوم، از استانداردهای حداقلی ایمنی و معیشت در محیطهای کار دفاع کنند؛
▫️و سوم، حافظهی حقوقی و اجتماعی بحران را بسازند تا جنگ به مجوزی برای فراموشی و بیپاسخماندن تبدیل نشود.
در گزارش داوطلب دو مورد دیگر را ببینید و مرور کنید که دولت و جامعه مدنی چه باید بکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
جنگ و کارگران ایران: جامعه مدنی چه میتواند بکند، دولت چه باید بکند؟ - داوطلب
تارنمای داوطلب – از زمان آغاز حملههای غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند تا کنون، بیش از یکهزار و ۴۰۰ تن جانشان را از دست دادهاند و ۱۸ هزار و ۵۵۱ تن مجروح شدهاند. به گزارش جمعیت هلال احمر ایران، ۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیرنظامی آسیب دیدهاند…
❤2👍1🕊1
▪️نمایندگان تشکلهای دولتساخته، دست به دامن تشکلهای دیگری شدهاند که عملا وجود ندارند!
حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیش از این میزان از کارگاههای ساختمانی به حالت تعطیل درآمدهاند. در واقع فعالیتهای ساختمانی به طور کامل متوقف شده است و کارفرمایان نیز صراحتاً اعلام میکنند که به دلیل شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژهها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.
در حال حاضر، امتیاز، حمایت، کمکهزینه یا بسته معیشتی مشخصی برای کارگر ساختمانی که ۲۰ روز، یک ماه و یا حتی مدتی طولانیتر بیکار شده، در نظر گرفته نشده است؛ این در حالی است که با توجه به تداوم شرایط موجود، بیکاری در این بخش قطعی و مستمر خواهد بود. تا این لحظه نه تسهیلات بانکی تعریف شده، نه وامی در نظر گرفته شده و نه کمک معیشتی ویژهای به این قشر اختصاص یافته است.
🧩 در غیاب اقدامات دولتی، خود کارگران و انجمنهای صنفی باید با هماهنگی بیشتر وارد میدان شوند. ما باید سازوکاری ایجاد کنیم که اگر خانهای در اثر انفجار تخریب شد یا کارگری دچار حادثه گشت، در کنار هم باشیم. اگرچه وزارت راه و شهرسازی اعلام کرده آسیبدیدگان برای پیگیری مراجعه کنند، اما همگان بر پیچیدگی و طولانی بودن روندهای اداری واقف هستند.
منبع: مصاحبه ایلنا با میکائیل صدیقی، عضو هیات مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
جامعه مدنی، حافظ منافع گروههای جامعه است
در شرایط جنگ یا بحرانهای شدید، فضای عمومی جامعه معمولاً دو قطبی و امنیتی میشود:
یک سوی آن «منطق دولت و امنیت ملی» قرار میگیرد و سوی دیگر «منطق اعتراض یا مخالفت».
در چنین فضایی، کنشگران مدنی اگر بخواهند استقلال خود را حفظ کنند، باید نقطه نظر جامعه مدنی را بهعنوان صدای سوم برجسته کنند؛ صدایی که نه صرفاً بازوی دولت است و نه در چارچوب دوقطبیهای سیاسی حل میشود، صدایی که «همبستگی» را از «اطاعت سیاسی» تفکیک میکند و برای حفظ منافع گروهها، دستور کار تعریف میکند.
در علوم سیاسی-اجتماعی، جامعه مدنی زمانی «مستقل» تلقی میشود که:
- از دولت و احزاب سیاسی استقلال نهادی داشته باشد
- بتواند نقد قدرت را حتی در شرایط جنگی حفظ کند
- در عین همبستگی اجتماعی، حقوق شهروندان و گروههای آسیبپذیر را نمایندگی کند
- اجازه ندهد منطق امنیتی، یا محاسبات کلانتر سیاسی، مطالبات اجتماعی را خاموش کند.
در زمان جنگ، استقلال جامعه مدنی نه یک تجمل دموکراتیک بلکه یک ضرورت برای بقا و انسجام جامعه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM