این پیامی تایید نشده از معدود شهروند خبرنگارانیست که دیشب راهی برای اتصال پیدا کردند.
▫️هدف قرار گرفتن واحدهای نیروگاهی و خطوط تولید فولاد مبارکه، زندگی بزرگترین گروه کارگران صنعتی منطقه را با بحران مواجه کرده است.
توقف فعالیت در این ابعاد، مستقیماً معیشت بیش از ۲۰ هزار کارگر مستقیم و دهها هزار شاغل در صنایع پاییندستی را تهدید میکند.
ادامه قطعی اینترنت، کارگران و گروههای آسیبپذیر را حتی از واکنش به موقع یا برنامهریزیهای بینالمللی برای دریافت کمکهای ضروری محروم کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
یک ابزار و دو استراتژی تشکلها و فعالان صنفی در برخورد با ترومای جمعی
وقتی جامعه با خشونت عریان روبرو میشود اما امکان کنش مؤثر، دادخواهی یا ترمیم وجود ندارد، بهتدریج به فرسودگی روانی، بیمعنایی و در مواردی افکار خودویرانگر میانجامد.
در این برهه، ممکن است بشنویم: «تا الان واقعا نمیدانستم چه اتفاقی برای ما افتاده» یا «تازه سوگواری من شروع شده، تا حالا انگار نمیفهمیدم» یا سکوت و افزایش خودآسیبی، چند نمونه و نمود دوره ترومای پس از سرکوب هستند.
نقش تشکلهای کوچک و کنشگران مدنی/صنفی در این مرحله درمان بالینی نیست، بلکه مهار، مراقبت و بازسازی پیوند اجتماعی است.
در کنار ساختن فضاهای امن کوچک و منظم (نه بزرگ و پر سر و صدا) برای همراهان یا همکاران در حلقههای ۵–۸ نفره، جلساتی منظم و با قاعدهی گوشدادن بدون قضاوت برای تنظیم هیجانی، بازگشت حس دیدهشدن و تمرکز بر «تجربه زیسته» بدون فشار بر جمع برای تحلیل سیاسی یا ایجاد خط قرمز یا سانسور یا پیدا کردن راه حل.
امکان سکوت در چنین جلساتی باید کاملاً مجاز باشد، همچنین حق کنار کشیدن موقت یا همیشه در دسترس نبودن باید به رسمیت شناخته شود.
پیامی که در جامعه باید برجسته باشد این است که «آنچه تجربه کردهایم غیرعادی بوده و واکنشهای روانی ما طبیعی است.»
رفتارهای عادی جلوهدهنده خشونت به ویژه در این برهه («همیشه همین بوده») یا قهرمانسازی از رنج («باید قوی باشیم») خطرناک است.
به رسمیت شناختن تروما ممکن است بتواند با کاهش شرم، کاهش انزوای روانی، از درونیسازی خشونت پیشگیری کند.
کنشهای ملموس و محدود:
حمایت جمعی از یک همکار،
نوشتن نامه یا امضای یک پتیشن،
صندوق همیاری،
برنامههای آموزشی کوتاه
تأکید بر «کاری که میتوانیم انجام دهیم»، نه آنچه فعلاً ناممکن است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
گزارش تحلیلی داوطلب
جنگ اکنون وارد زندگی روزمرهی میلیونها مزدبگیر شده است: همزمان تولید را متزلزل میکند، زنجیرهی تأمین را پارهپاره میکند، شبکههای ارتباطی را از کار میاندازد، و حکومت را به امنیتیترکردن هر چه بیشتر فضا هل میدهد. اما در کنار همهی اینها، خطری بیواسطهتر و فوریتر کارگران ایرانی را تهدید میکند: بمبها و موشکهایی که بر سرشان فرود میآید.
جنگ معمولاً با «عادیسازیِ خطر» کار میکند. هر روزی که میگذرد، خطر تبدیل به پسزمینه میشود و زندگی مجبور است پیش برود.
تجربههای تاریخی نشان میدهند که دولتها در زمان جنگ غالباً دو کار میکنند:
از یکسو مقررات را به نام «ضرورت» سختگیرانهتر میکنند (محدودیت جابهجایی نیروی کار، اجبار به کار در بخشهای حیاتی، کنترل اعتصاب)، و از سوی دیگر تلاش میکنند نوعی سازوکارِ تنظیمِ اختلافات کار-سرمایه بسازند تا انفجار اجتماعی کنترل شود.
🧩در ایران، مسیرهای رسمی با مشکل نمایندگی و استقلال روبهروست؛ اما همینجا نیز میتوان از دو ابزار استفاده کرد:
▫️اول، مستندسازی دقیق خطرات محیط کار و ثبت الگوهای تخلف؛
▫️دوم، فشار عمومی و بینالمللی از طریق گزارشهای منظم و استاندارد
در گزارش داوطلب ببینید که چند تن از کارگران پالایشگاه شهر ری و واحد تولیدی آبگینه در قزوین کشته شدند، سربازان وظیفه در چه شرایطی قرار دارند، عادیسازی خطر چیست، و چرا آنچه در زبان رسمی «سهجانبهگرایی» نامیده میشود نمایندگی واقعیِ کارگران را تضمین نمیکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
کارگران ایرانی زیر آتش بمبها - داوطلب
جنگ اکنون وارد زندگی روزمرهی میلیونها مزدبگیر شده است: همزمان تولید را متزلزل میکند، زنجیرهی تأمین را پارهپاره میکند، شبکههای ارتباطی را از کار میاندازد، و حکومت را به امنیتیترکردن هر چه بیشتر فضا هل میدهد. اما در کنار همهی اینها، خطری بیواسطهتر…
👍1🕊1
ما انسانها مفهوم تعلق به گروه، قبیله، خاندان یا تشکل را بیشتر درک میکنیم ولی در برابر مفاهیم بزرگتر جمعیت، فلج میشویم و بیعملی اختیار میکنیم.
درست در زمانی که برخی احساس میکنند از خبرهای تخریب انباشته شدهاند و کار چندانی از کسی بر نمیآید، ناگهان کنش موثر یک گروه کوچک به ما یادآوری میکند که راههای زیادی برای موثر واقع شدن هست.
علاوه بر کرختی روزانه و بیعملی ظاهری در برابر حجم عظیم کارهای بر زمین مانده، دو مثال کلاسیک به عنوان نمونههای بیحسی روانی مشهورند:
نمونه یکم: اثر تماشاگر در واقعه کشتار کیتی جونویس (Kitty Genovese)-
و نمونه دوم: کرختی روانی آدمها در برابر حجم وسیع تخریب یا کشتار- یکی از بهترین مراجع برای تحلیل این وضعیت، کتاب معروف «انسان در جستجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل است.
▫️اثر تماشاگر:
پرونده کیتی جونویس: جان دادن زنی که در سال ۱۹۶۴ پس از چاقوخوردن، پیش چشم بیتفاوت رهگذران در گوشه در خیابانهای نیویورک جان داد، به یکی از مشهورترین مطالعات موردی در روانشناسی اجتماعی تبدیل شد تا پدیدهای به نام اثر تماشاگر و پیامد آن یعنی فلج عاطفی یا بیکنشی در شرایط اضطراری را توضیح دهد. انسانها در شهرهای بزرگ بیشتر احساس تنهایی و جداافتادگی میکنند و پیوسته این احساس را دارند که فعالیت جمعیشان بیتاثیر است و لابد فرد دیگری هست که وارد عمل شود.
▫️کتاب انسان در جستجوی معنا- در بیان کرختی فرد در برابر حجم بالای تخریب و کشتار
دکتر ویکتور فرانکل، بازمانده هولوکاست و روانپزشک و عصبشناس اتریشی و پدیدآورندهٔ معنادرمانی- در این کتاب توضیح میدهد:
همچنین، در دنیای تشکلسازی صنفی، یک سندیکا یا اتحادیه به نفع فدراسیون بزرگتری که در آن عضو است، منحل نمیشود تا مثلا اعضا به صورت مستقیم عضو یک سازمان بزرگتر شوند چرا که روحیه همکاری افقی در سازمانهای بزرگ از بین میرود.
🧩وقتی فرد، خود را بخشی از یک گروه کوچکتر و منسجم میبیند، احساس بیهودگی وارد عمل شدن در مقیاس بزرگ جمعیت کاهش مییابد و احساس امنیت و تعلق جای بیتفاوتی را میگیرد.
در این گروهها، یک یا چند هدف بزرگ میتواند به گامهای کوچک، ملموس و قابل اندازهگیری تبدیل شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1 1
منابع صنفی: فشار کارفرما بر کارگران گاز پارس جنوبی برای حضور حداکثری، «زورگویانه» است!
منابع صنفی نفت به نقل از اخبار دریافتی از همکاران خود در مجتمع گاز پارس جنوبی:
▫️مدیران نفت تحت فشار فرمانده های ارشد سپاه، خواستار حضور حداکثری کارگران پالایشگاههای بمب باران شده در جنگ شدهاند و اعلام کردند که «جهت بازسازی و بازگشت به تولید بخشهای قابل استفاده، کارگران موظف به حضور در محل کار خود هستند.»
▫️این اجبار به کار کارگران پالایشگاههای گاز پارس جنوبی در حالی که علاوه بر شرایط غیرقابل پیشبینی جنگ جان همکاران را با خطر مواجه میکند:
خطر آلودگی زیست محیطی به دلیل نشت سیالات و گازهای سمی از خطوط لوله و تجهیزات آسیب دیده نیز جان کارگران این مجموعه را به خطر میاندازد.
منابع غیررسمی ارکان ثالث، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت چنین فشاری را «زورگویانه» خواندند و ضمن محکوم کردن این فشار خواستار توقف فشار و «بهکارگیری اجباری کارگران در شرایط جنگی و پرخطر» شدهاند.
این منابع از کلیه رسانهها و تشکلها و نهادهای مدنی و اجتماعی خواستار رسیدگی به وضعیت این کارگران و انتقال صدای آنان به نهادهای حقوق بشری و بینالمللی شدهاند.
در مطلب بعدی ببینید فشار بر کارگران برای حضور در محل کار در شرایط پرخطر، کدام قوانین را نقض میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🤯1😱1
فشار کارفرمای پارس جنوبی بر کارگران برای حضور در محل کار در شرایط پرخطر، کدام قوانین را نقض میکند؟
فشار بر کارگران برای حضور در محیطهای کاری پرخطر، نقض صریح فصل چهارم قانون کار ایران (حفاظت فنی و بهداشت کار) و تعهدات صیانتی کارفرماست.
بر اساس قوانین جاری، کارفرما مکلف به تامین امنیت جانی و سلامت کارگران است و هرگونه اجبار به کار در شرایطی که خطر جدی و قریبالوقوع جان کارگر را تهدید کند، غیرقانونی تلقی میشود.
ماده ۸۵ قانون کار: این ماده تاکید دارد که رعایت دستورالعملهای شورای عالی حفاظت فنی و وزارت بهداشت برای صیانت از نیروی انسانی و منابع مادی کشور در کلیه کارگاهها و برای کارفرمایان الزامی است.
⚖️ماده ۹۱ قانون کار: کارفرمایان موظفند وسایل و امکانات لازم برای حفظ ایمنی و بهداشت کارگران را تامین کرده و بر کاربرد آنها نظارت کنند. عدم تامین این شرایط و فشار برای کار، نقض این تکلیف قانونی است.
⚖️مسئولیت مدنی و کیفری (ماده ۹۵): مسئولیت اجرای مقررات و ضوابط فنی و بهداشت کار بر عهده کارفرماست. اگر در اثر عدم رعایت این مقررات از سوی کارفرما حادثهای رخ دهد، وی از نظر کیفری و حقوقی (پرداخت دیه و خسارت) مسئول خواهد بود.
حق امتناع از کار: اگرچه در قانون کار ایران «حق امتناع» به صراحت ذکر نشده، اما بر اساس اصول حقوقی، کارگر ملزم به اجرای دستورات «غیرقانونی» یا «خطرآفرین» که با صیانت از جان مغایرت دارد، نیست.
(در برخی کشورها- مثلا در امریکا، حق امتناع بر اساس استانداردهای OSHA/سازمان ایمنی و بهداشت حرفهای امریکا در قانون ذکر شده است)
🧩پیامدهای قانونی برای کارفرما
جبران خسارت: طبق ماده ۲۲۱ قانون مدنی، کارفرما مسئول جبران خسارات ناشی از نقض تعهدات ایمنی است.
مجازاتهای تعزیری: در صورت اثبات تقصیر یا فشار غیرقانونی، کارفرما ممکن است به جریمههای نقدی یا حبس محکوم شود.
توقف کار: بازرسان کار طبق ماده ۱۰۵ قانون کار، حق دارند در صورت تشخیص خطر جدی، درخواست تعطیلی تمام یا بخشی از کارگاه را از مراجع قضایی بکنند.
متاسفانه در ایران، بازرسی مستقل ایمنی ممکن است نقض شود و یا تحت تاثیر نفوذ کارفرمای دولتی و یا وصل به قدرت، به ضرر کارگران رای بدهد. بر اساس تجارب تاریخی در بسیاری از کشورها، حتی با وجود قوی نبودن سندیکاها و یا اتحادیههای کارگری در شرایط معمول، به محض بحرانی شدن شرایط در اثر جنگ و یا بحرانهای عمده، معمولا کمیتهها و تشکلهای کارگران تشکیل میشوند که از حقوق کارگران دفاع کنند و تولید هم ادامه پیدا کند.
حتی در نظامهایی که اعتصاب محدود میشود، سازوکارهای شکایت و نظارت و بازرسی (ولو ناقص) بهعنوان جایگزین مطرح میشود.
اما در ایران، «پیششرط» چنین سازوکارهایی ــ یعنی وجود سازمانهای مستقل کارگری و امکان واقعیِ گفتوگوی اجتماعی ــ سالهاست از کار افتاده یا عمداً از کار انداخته شده است. در ایران، آنچه در زبان رسمی «سهجانبهگرایی» نامیده میشود، در عمل غالباً به سازوکارهای دولتی و شبهدولتی متکی است که نمایندگی واقعیِ کارگران را تضمین نمیکنند.
در گزارش داوطلب ببینید چرا فشار جنگ و بیثباتی بر روی کارگران بیشتر از بقیه است.
با این حال، کارگران میتوانند برای پیگیری حقوقی به واحد بازرسی کار در ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی مراجعه کنند یا از راه سامانه جامع روابط کار شکایت خود را ثبت کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣 فشار بر کارگران با وجود نشت گازهای سمی و شرایط جنگی و پرخطر در پارس جنوبی
منابع صنفی: فشار کارفرما بر کارگران گاز پارس جنوبی برای حضور حداکثری، «زورگویانه» است!
منابع صنفی نفت به نقل از اخبار دریافتی از همکاران خود در مجتمع گاز پارس جنوبی:
▫️مدیران نفت…
منابع صنفی: فشار کارفرما بر کارگران گاز پارس جنوبی برای حضور حداکثری، «زورگویانه» است!
منابع صنفی نفت به نقل از اخبار دریافتی از همکاران خود در مجتمع گاز پارس جنوبی:
▫️مدیران نفت…
❤2😢1🏆1
گزارش اخیر سازمان ملل، درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، تصویری نگرانکننده از وضعیت حقوق بشر در ایران در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶ ارائه میدهد.
این گزارش با تمرکز بر رویدادهایی مانند اعتراضات سراسری دیماه به بررسی مجموعهای از روندهای نگرانکننده از جمله سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، بازداشتهای گسترده، اعدامها، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان و قطع گسترده اینترنت میپردازد.
در کنار این موارد، گزارش نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی و فشارهای معیشتی نیز در شکلگیری اعتراضات نقش مهمی داشتهاند و همزمان اقدامات امنیتی و محدودیتهای ارتباطی دولت تأثیرات گستردهای بر زندگی روزمره، معیشت و فعالیتهای اقتصادی مردم گذاشته است. بر این اساس، گزارش نتیجه میگیرد که وضعیت حقوق بشر در ایران با روندی رو به وخامت همراه بوده و نیازمند نظارت و بررسی بینالمللی مستمر است.
گزارش تنها به مسائل سیاسی نمیپردازد، بلکه به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاستها و سرکوبها نیز اشاره میکند؛ از جمله فشارهای معیشتی، آسیب به کسبوکارهای کوچک، از بین رفتن درآمد در پی اختلالات ارتباطی، و خطراتی که برخی کارگران در اقتصادهای حاشیهای یا غیررسمی با آن روبهرو هستند.
این گزارش دستکم در چهار مورد به معیشت کارگران و مطالبات آنان پرداخته:
۱. تأثیر قطع اینترنت بر معیشت و اقتصاد دیجیتال
قطع گسترده اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶ (دی و بهمنماه- یعنی زمان نگارش گزارش) پیامدهای اقتصادی جدی به همراه داشت. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که برای بازاریابی و فروش به پلتفرمهای آنلاین وابسته بودند، گزارش دادند که درآمد آنها تا حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. این اختلال نهتنها فعالیتهای تجارت الکترونیک را مختل کرد، بلکه سیستمهای پرداخت دیجیتال و شبکههای لجستیک (تامین و توزیع) را نیز تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، میلیونها کارگر و شاغل مرتبط با اقتصاد دیجیتال بهطور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیدند؛ در شرایطی که اقتصاد کشور پیشتر نیز تحت فشار تورم و کاهش ارزش پول قرار داشت.
۲. نابودی معیشتها در نتیجه سرکوب و محدودیتهای ارتباطی
گزارش تأکید میکند که استفاده از زیرساختهای ارتباطی بهعنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی، هزینههای انسانی و اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کرده است. در جریان خاموشی ارتباطات، بسیاری از افراد نتوانستند با خانوادههای خود ارتباط برقرار کنند یا به خدمات ضروری دسترسی داشته باشند. در کنار مجروحانی که بدون درمان ماندند، معیشت بسیاری از مردم نیز از بین رفت و همزمان نقضهای حقوق بشری از دید عمومی پنهان ماند. این وضعیت نشاندهنده شکست دولت در تضمین حقوقی چون دسترسی به اطلاعات و حفظ شرایط زندگی و کار شهروندان است.
۳. خشونت علیه کارگران مرزی و معیشتهای غیررسمی
در گزارش همچنین به تداوم استفاده از نیروی مرگبار علیه گروههایی از کارگران حاشیهای اشاره شده است؛ از جمله کولبران کُرد در مرزها و سوختبران بلوچ. این افراد اغلب در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و برای تأمین معیشت خود به حمل کالا یا سوخت در مناطق مرزی وابستهاند. گزارشگر ویژه تأکید میکند که گزارشهای متعددی از کشتهشدن این کارگران توسط نیروهای دولتی دریافت شده است؛ الگویی که در سالهای گذشته نیز بهطور پیاپی گزارش شده و بخشی از زمینه گستردهتر نقض حقوق بشر در کشور محسوب میشود.
۴. فشار اقتصادی بهعنوان عامل شکلگیری اعتراضات
در بخش دیگری از گزارش اشاره شده که سختیهای شدید اقتصادی یکی از محرکهای اصلی آغاز اعتراضات سراسری در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ بوده است. فشارهای معیشتی باعث شد گروههای مختلف اجتماعی از مناطق و طبقات متفاوت در سراسر کشور به اعتراض بپیوندند و مطالبات گستردهتری درباره تغییرات سیاسی و اقتصادی مطرح کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🏆1
و به تجارب زیسته اتکا میکند
گزارش تحلیلی داوطلب
اعتراضات در ایران نه از کانال احزاب و تشکلهای رسمی، بلکه از دل زندگی روزمره، معیشت، خشم و کرامت انسانی بیرون میآیند. افقیبودن و بیاعتمادی به نهادهای رسمی و حتی نهادهای اپوزیسیونی، نه یک ضعف ذاتی، بلکه محصول تجربه تاریخی سرکوب است.
جامعهای که بارها حتی در اعتراضات صنفی و کارگری روزمره، هزینه تمرکز، نمایندگی و علنیبودن را پرداخته، بهطور طبیعی به سمت شبکههای غیررسمی و پیوندهای سست اما گسترده گرایش پیدا میکند.
جامعه ایران، بیش از بسیاری از جنبشهای جهان، مجبور بوده افقیگرایی را نه فقط بهعنوان شعار، بلکه بهعنوان مهارت تمرین کند.
با اینحال، عمدتا این نکته نادیده گرفته میشود که جنبشهای شبکهای گرچه در بسیج سریع و خلق لحظههای اعتراضی که خوراک رسانهها هستند، قدرتمند عمل میکنند، اما در عبور از «لحظه اعتراض» به «فرآیند تغییر پایدار» دچار سکته میشوند. اینجاست که مسئله نهادسازی دوباره به میان میآید.
در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید که در برابر سرکوب پایدار، «آیا میتوان بر نسخههای کلاسیک نهادسازی تاکید کرد؟» و اگر نه، چاره چیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👏1
ایلنا به نقل از یکی از کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی:
▫️تا این لحظه (ظهر ۱۵ فروردین ماه)، هنوز حقوق اسفند ماه کارگران مجموعه شرکت البرز شرقی با سوابق ۱۵ تا ۲۰ سال کار به حسابشان واریز نشده- تازه روزهای پایانی سال، حقوق بهمن ماه به همراه عیدی به حساب کارگران واریز شد.
قبل سال ۱۴۰۵ وعده پرداخت حقوق اسفند ماه کارگران تا ۲۵ فروردین ماه به کارگران داده شده بود.
او درباره مطالبات سنواتی کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی گفت:
▫️مطالبات سنوات کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی مربوط به یکسال ۱۴۰۴ است که وعده پرداخت آن به زمان بازنشستگی کارگران موکول شده است.
▫️با توجه به افزایش روزانه تورم و اینکه هزینههای شب عید بسیار سنگین بود، تاخیر در پرداخت حقوق اسفند، زندگی ما را با دشواری مواجه کرده است؛ انتظار داریم کارفرما تا پایان ماه جاری، هم حقوق اسفند و هم حقوق فروردین ماه را یکجا بپردازد.
▫️با افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد، مجموع دریافتی یک کارگر مجرد حدود ۲۲ میلیون تومان و برای کارگر متاهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان برآورد میشود، رقمی که باور آن با توجه به قیمتهای فزاینده اقلام اساسی برای بسیاری دشوار است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔1
کنشگران مدنی و صنفی، «خلا زمینه» را پر میکنند تا جمع بتوانند به موقع تصمیمگیری کند
تاخیر در تصمیمگیری، عادیپنداری و غفلت از نشانههای اولیه چگونه قربانی میگیرد؟
در یک بعدازظهر بهظاهر معمولی در سال ۱۹۷۹، وقتی فضای رستورانِ واقع در ساختمان وود ورتز منچستر سرشار از نشانههای زندگی روزمره و گفتوگوهای پراکنده، صدای برخورد ظروف و ریتم آشنای سفارش و سرو غذا بود و هیچچیز در نگاه اول نشانهای از گسست قریبالوقوع این نظم نمیداد، دود بهتدریج در فضا نفوذ میکرد و نشانههای خطر در حال شکلگیری بود، شکافی نامرئی میان «واقعیت بحران» و «ادراک آن» در ذهن افراد شکل گرفت—شکافی که تنها چند دقیقه دوام آورد، اما به بهای جان انسانها تمام شد.
روایتها نشان میدهد که بسیاری از افراد در ابتدا بوی دود را جدی نگرفتند، برخی هشدارها را به اشتباه تفسیر کردند و برخی ایستادند و ترجیح دادند ابتدا صورتحساب خود را پرداخت کنند و همین بیشترین شمار کشتهها را تشکیل داد. این رفتارها در نگاه اول عجیب به نظر میرسند، اما در واقع بازتاب سازوکارهای عمیق ذهنیاند:
انسانها تمایل دارند وضعیت را «عادی» فرض کنند، حتی وقتی نشانهها خلاف آن را میگویند. این همان چیزی است که در روانشناسی به آن «سوگیری عادیپنداری» گفته میشود.
در چنین لحظاتی، افراد نه لزوماً از روی ترس فلج میشوند و نه دچار هرجومرج میگردند؛ بلکه تلاش میکنند جهان را در قالب الگوهای آشنا تفسیر کنند. رستوران جایی است برای نشستن، غذا خوردن و پرداخت. خروج ناگهانی از این الگو، نیازمند شکستن یک چارچوب ذهنی است—و این شکستن، زمان میبرد. زمانی که در یک آتشسوزی، اغلب وجود ندارد.
این حادثه بهخوبی نشان میدهد که تصمیمگیری در بحران، صرفاً یک کنش فردی نیست؛ بلکه محصول «زمینه»ای است که فرد در آن قرار دارد. اگر نشانهها مبهم باشند، اگر خروجیها واضح نباشند، اگر دیگران واکنشی نشان ندهند، و اگر آموزش قبلی وجود نداشته باشد، حتی منطقیترین افراد نیز ممکن است تصمیمی بگیرند که در نهایت به ضررشان تمام شود. در واقع، آنها در یک زمینه ناقص، «منطقیِ اشتباه» عمل میکنند.
اینجاست که نقش تشکلهای مدنی و صنفی اهمیت پیدا میکند. این نهادها میتوانند پیش از وقوع بحران، زمینه تصمیمگیری را بازطراحی کنند: با آموزش، با برگزاری مانور، با فشار برای اصلاح استانداردهای ایمنی، و با تبدیل تجربههای تلخ به حافظه جمعی. پس از همین حادثه بود که بحث درباره مواد قابل اشتعال در مبلمان و استانداردهای ایمنی در بریتانیا جدیتر شد—تغییری که بدون فشار نهادهای حرفهای و صنفی بهسختی ممکن بود.
تشکلها میتوانند کاری کنند که در لحظه بحران، افراد مجبور نباشند تمام قضایا را از ابتدا «تحلیل کنند»؛ بلکه به محض دیدن نشانهها، بتوانند به سرعت «عمل کنند». آنها با ایجاد مسیرهای روشن، نشانههای واضح و آموزشهای پیشینی، فاصله میان «درک خطر» و «واکنش» را کاهش میدهند.
به بیان دیگر، اگر بحرانها با سرعت رخ میدهند، این نهادها باید سرعت تصمیمگیری را افزایش دهند. (آیا شما نیروهای زبده و تربیتشدهای را میشناسید که یاد گرفته باشند فاصله تصمیمگیری را کوتاه کنند و حتی به کسری از ثانیه برسانند؟)
حادثه منچستر یادآوری میکند که در بسیاری از فاجعهها، مرگ نه در لحظه انفجار یا شروع آتش، بلکه در فاصله کوتاه میان «دیدن» و «باور کردن» اتفاق میافتد. و این فاصله، همان جایی است که میتوان با مداخله آگاهانه آن را کوتاه کرد.
اما دانستن سوگیری «عادیپنداری» علاوه بر مبارزه با خطر آتشسوزی یا خطرهای فیزیکی در محل کار، میتواند در بسیاری از موقعیتها به تصمیمگیری به موقع و درست بینجامد، به شرطی که گروهی داشته باشید که درباره رفتار درست و به موقع بحث کرده باشند و درباره نوع رفتار درست و به موقع به نتیجه رسیده باشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1🕊1
ایلنا به نقل از الله مرادی پژوهشگر حوزه قانون کار:
▫️حقوق کارگر در جنگ آسیب میبیند. قانون آمادگی لازم را برای مدیریت در شرایط جنگی ندارد چرا که برای زمان صلح نوشته شده. مثلا تصمیمگیری درباره تعطیلی یا ادامه فعالیت کارگاه بر اساس قانون فعلی به عهده کارفرماست چرا که در ادبیات حقوقی، مالکیت و مدیریت یک فرد در نظر گرفته شده، پس کارگران نمیتوانند برخلاف تصمیم مالک، مستقلاً درباره ادامه یا توقف فعالیت کارگاه تصمیمگیری کنند.
▫️ اگر در شرایط خطر جدی، کارفرما بر ادامه فعالیت اصرار داشته باشد و در نتیجه آن، حادثهای برای کارگران رخ دهد، از منظر حقوقی مسئولیت کیفری کارفرما قابل تصور است. بر اساس اصول عام حقوق جزا و نیز مقررات قانون کار، چنانچه کارفرما با علم به وجود خطر، اقدامی کند یا ترک اقدامی نماید که جان یا سلامت کارگر را به مخاطره اندازد، در صورت وقوع صدمه یا مرگ، مسئولیت او میتواند از سطح مدنی به کیفری ارتقا یابد.
▫️ به هر حال، اگرچه از نظر تئوریک مسئولیت کیفری قابل استناد است، در عمل پیگیری آن به دلیل دشواری اثبات تقصیر و طولانی بودن روند رسیدگی، اغلب با چالشهای اجرایی روبهرو است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
دهها کاربر ایرانی شبکه ایکس (توییتر) که با ته مانده حساب خود اینترنت خریدند هشدار دادند که ادامه قطعی اینترنت اقتصاد روزمره را فلج کرده و زندگی مردم را به مرز فروپاشی رسانده است.
گروه ناظر اینترنتی نتبلاکس اعلام کرد که قطع سراسری اینترنت در ایران، با عبور از ۳۷مین روز، به طولانیترین مورد ثبتشده در جهان تبدیل شده است.
▫️کاربران در تعجبند که چرا هیچ اقدام منسجم و تاثیرگذاری برای وصل شدن اینترنت در مقیاس جهانی در حال انجام نیست، چرا درباره اینترنت به عنوان زیرساخت به اندازه کافی گفتگو نمیشود و چرا کسانی که از این حق برخوردارند درک نمیکنند که خرید چند گیگ اینترنت با قیمت بالا در تنگنای اقتصادی به معنی انتخاب بین خرید کالای اساسی و حق برخورداری از ارتباط است.
▫️پیش از این حتی سایت فرارو، وابسته به سپاه نوشته بود که با قطعی اینترنت، «عصبانیت اجتماعی» تشدید میشود و هشدار داده بود که اینترنت حق طبیعی مردم است و «قطعی طولانیمدت اینترنت با فلج کردن کسبوکارهای آنلاین، استارتاپها، و فریلنسرها، روزانه هزاران میلیارد تومان خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد کرده و با ایجاد اختلال در پلتفرمهای فروش، منجر به تعدیل نیرو، بیکاری گسترده و کاهش شدید درآمد معیشتی میلیونها نفر میشود. این وضعیت باعث ایجاد نارضایتی عمومی و ضربه به اعتماد سرمایهگذاران میگردد.»
اقتصادنیوز نوشت:
▫️در جهانی که ارتباطات دیجیتال به بخش جداییناپذیر زیست روزمره تبدیل شده، قطع دسترسی به اینترنت دیگر صرفاً یک اقدام فنی یا امنیتی تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان یک مسئله مرتبط با حق ارتباط، اعتماد عمومی و حکمرانی رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
عرصه را واگذار نکنید! به راهکار چند جانبهای بیندیشید که همزمان، دستور کار وصل شدن را در مقیاس عمده پیگیری کند، راههای وصل شدن در مقیاس کوچک را امکانپذیر کند و همزمان گروه خود را برای بدترین سناریو یعنی قطعی طولانی اینترنت آماده کنید و به راههای غیرمتمرکز ارتباط بیندیشید.
در چنین شرایطی، گروهها و منابعی که بتوانند دست کم برای مدتی راهحلهای جایگزین برای ترمیم اقتصاد و ارتباط ایجاد کنند، میتوانند تابآوری را افزایش دهند و سرمایه اجتماعی ذخیره کنند.
این فرصتی برای فعالان است که آسیبهای ناشی از قطع شدن اینترنت را مستند کنند، زمینههای حقوقی این حق را در پتانسیلهای قانونی بررسی کنند تا وصل ماندن به اینترنت به عنوان حق غیرقابل نقض به یک اصل پذیرفته شده یا حتی به قانون تبدیل شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
▫️همزمان با بالا رفتن هزینه مطالبهگری در ایران به دلیل جنگ، کارگران امریکایی برای دستمزد بیشتر یک ماه اعتصاب میکنند و مدیر کارخانه را به میز مذاکره بر میگردانند
ایلنا به نقل از آسوشیتدپرس نوشت که نمایندگان اتحادیه کارگری کارخانجات تولید محصولات گوشتی JBS، روز شنبه اعلام کردند که کارگران یکی از بزرگترین کارخانههای بستهبندی گوشت در آمریکا JBS USA) موفق شدند مالک کارخانه را برای گفتگو درباره دستمزد متناسب با تورم به میز مذاکره برگردانند و به اعتصاب یک ماهه خود پایان دادند.
بحرانها همیشه فقط لحظههای حساس تاریخی برای جلوگیری از فروپاشی نیستند؛ در برخی جوامع، بحران میتواند به نقطه بازتعریف رابطه کارگر، کارفرما و دولت تبدیل شود. اما چرا در جایی مانند آمریکا، بحران میتواند به تقویت موقعیت کارگران بینجامد، و در جایی مانند ایران، به تعلیق همان حقوقی که حتی در قانون پیشبینی شدهاند؟
پاسخ را باید در «ساختار تشکلیابی» جستوجو کرد؛ جایی که تفاوتی تعیینکننده شکل میگیرد.
اتحادیهها در چنین شرایطی بهعنوان میانجیهای واقعی وارد میدان میشوند: آنها میتوانند اعتصاب را سازمان دهند، هزینه بیتوجهی به مطالبات را بالا ببرند و دولتها را—حتی در شرایط جنگ یا رکود—به پذیرش مصالحه وادار کنند. به همین دلیل، بحران در اینجا اغلب به «افزایش قدرت چانهزنی» و بازتوزیع منابع منجر میشود؛ هرچند که جنگ برای مردم امریکا واقعیت روزمره زیر بمباران نیست. اما تاریخ آمریکا پر از بحرانهایی است که از نظر اقتصادی و اجتماعی، به همان اندازه تعیینکننده بودهاند—و در برخی موارد، به افزایش قدرت چانهزنی کارگران انجامیدهاند.
برای نمونه، در جریان افسردگی بزرگ در آمریکا، بحرانی که با بیکاری گسترده و سقوط معیشت کارگران همراه بود، بهجای خاموش کردن مطالبات، به موجی از سازمانیابی و اعتصابات گسترده انجامید؛ از جمله اعتصابهای صنایع خودروسازی که شرکتهایی مانند جنرال موتورز را ناچار به پذیرش اتحادیهها کرد. یا در دوران جنگ دوم جهانی، با وجود شرایط جنگی، اتحادیهها در صنایع حیاتی تثبیت شدند و دولت برای حفظ تولید، ناگزیر به پذیرش نقش آنها در تعیین دستمزد و شرایط کار شد.
حتی در بحرانهای جدیدتر مانند همهگیری کووید، شاهد افزایش موج اعتصابات و مطالبات در بخشهایی مانند انبارهای آمازون و صنایع خدماتی بودیم؛ روندی که نشان میدهد بحران میتواند به بستری برای تقویت چانهزنی تبدیل شود، نه تعلیق آن- به شرطی که حقوق تشکلیابی نسبتا آزاد باشد.
اما در ایران، ضعف یا عدم استقلال تشکلهای کارگری باعث میشود این میانجیگری اساساً شکل نگیرد. در غیاب نهادهای قدرتمند، رابطه کارگر و کارفرما از یک رابطه حقوقی و قراردادی، به رابطهای سیاسی-امنیتی تغییر ماهیت میدهد. در چنین بستری، بحران نه یک موقعیت برای چانهزنی، بلکه وضعیتی استثنایی تلقی میشود که در آن، هر مطالبه صنفی میتواند بهعنوان اختلال در نظم تعبیر شود. نتیجه روشن است: توافقها ناپایدار میشوند، افزایش دستمزدها به تعویق میافتد و حتی قوانین موجود نیز ضمانت اجرایی خود را از دست میدهند.
در واقع، مسئله اصلی شدت یا نوع بحران نیست، بلکه این است که آیا کارگران «سازمانیافته» هستند یا نه. جایی که تشکلهای مستقل وجود دارند، بحران به میدان مذاکره تبدیل میشود؛ و جایی که این تشکلها غایب یا تضعیف شدهاند، بحران به تعلیق حقوق و عقبنشینی مطالبات میانجامد.
شاید بتوان جمعبندی را اینگونه صورتبندی کرد:
بحرانها خودبهخود سرنوشت کارگران را تعیین نمیکنند؛ این «قدرت تشکلیابی» است که مشخص میکند بحران، فرصت چانهزنی باشد یا لحظه سکوت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🕊1
توییت یونیسف: نگرانی از مشارکت کودکان در کارزارهای بسیج در ایران
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران که پیش از این نیز علیه استفاده از کودکان در مناطق پرخطر و نظامی هشدار داده بود، با بازنشر توییت یونیسف، پیام این سازمان بینالمللی را ترجمه کرد:
«یونیسف گزارشهایی دریافت کرده است مبنی بر اجرای کارزارهای بسیج در ایران که شامل کودکان نیز میشود، و همچنین حضور کودکان در ایستهای بازرسی.
ما از جمهوری اسلامی ایران میخواهیم هرگونه جذب و بهکارگیری کودکان را فوراً متوقف کند.
جذب و استفاده از کودکان توسط نیروها یا گروههای مسلح، نقضی فاحش و جدی حقوق کودک محسوب میشود.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم از «سهگانهی مطالباتی»؛ سه حوزهای که بههم وابستهاند و ضعف در هرکدام، دیگری را نیز تضعیف میکند.
▫️در سطح نخست، امنیت شغلی قرار دارد؛ جایی که وی بهصراحت از «نبود امنیت شغلی» و «تبعیض» بهعنوان یک مشکل جدی نام برد.
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران اعلام کرد مسئله فقط در سطح دستمزد نیست، بلکه بیثباتی قراردادها، ترس از اخراج و نبود تضمینهای حقوقی، زیربنای ناامنی گستردهتری را ساخته است. در چنین شرایطی، حتی اگر دستمزد افزایش یابد، کارگر همچنان در موقعیتی ناپایدار باقی میماند.
▫️در سطح دوم، معیشت: جایی که تناقض اصلی خود را نشان میدهد:
از یکسو افزایش ۶۰ درصدی دستمزد بهعنوان «بارقهای از امید» مطرح میشود، اما بلافاصله با تأکید بر شکاف میان دستمزد و تورم، این امید نسبی خنثی میشود. همچنین اشاره به «کوچک شدن سفرهها» و بدهی دولت به تأمین اجتماعی، نشان میدهد که بحران معیشت نه یک مسئله مقطعی، بلکه ساختاری و انباشته است. حتی تأکید بر سهجانبهگرایی نیز بیشتر یک توصیف از روند است تا نشانهای از حل واقعی مسئله.
در سطح سوم، درمان بهعنوان یکی از حقوق پایه مطرح شد؛ حقی که بهگفته او «باید رایگان» باشد اما در عمل با دریافت «مبالغ غیرمتعارف» نقض میشود. این بخش نشان میدهد که حتی در حوزههایی که از نظر قانونی تثبیتشدهاند، شکاف میان قانون و اجرا بسیار عمیق است.
در مطلب بعد ببینید که چرا این حرفها به بهبود واقعی شرایط کارگران منجر نمیشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران بحرانی که کارگران به آن دچارند را در سه سطح بررسی کرد، اما نبود راهکار اجرایی، ضعف در اعمال فشار، و لحن تعدیلشده و حتی مجیزگویانه دولت باعث میشود این نوع موضعگیریها بیشتر نقش بازتابدهنده داشته باشند تا تحولآفرین.
چند عامل در همین گفتار دیده میشود که توضیح میدهد چرا چنین مواضعی به تغییر ملموس منجر نمیشوند:
۱. توصیف بهجای مداخله
بخش عمدهای از گفتهها در سطح توصیف مشکلات باقی میماند (نبود امنیت شغلی، شکاف دستمزد و تورم، ضعف در اجرای درمان رایگان) بدون آنکه به سازوکارهای اجرایی مشخص، زمانبندی یا ابزارهای فشار اشاره شود. در نتیجه، این گفتار بیشتر بازتاب وضعیت است تا عامل تغییر آن.
۲. دوگانگی در لحن (انتقاد + قدردانی)
همزمان با طرح انتقادات جدی، از نهادهای تصمیمگیر «تشکر» میشود و اقدامات آنها «امیدبخش» توصیف میگردد. این دوگانگی، شدت انتقاد را تعدیل میکند و عملاً پیام را از یک مطالبهگری قاطع به یک موضع میانه و کمفشار تبدیل میکند.
۳. نبود اهرم فشار جمعی
در این گفتار هیچ نشانهای از ابزارهای عملی برای پیگیری مطالبات (مثل سازماندهی، چانهزنی جمعی مؤثر یا سازوکارهای الزامآور) دیده نمیشود. بدون این اهرمها، مطالبات حتی اگر دقیق بیان شوند در سطح توصیه باقی میمانند.
۴. انتقال مسئولیت به «کلیّت نظام تصمیمگیری» به جای دقت در مسئول دانستن نهاد یا فرد متولی
ارجاع مداوم به دولت، مجلس، شوراها و… بدون مشخصکردن مسئول مستقیم یا مطالبه مشخص از هرکدام، باعث پخش شدن مسئولیت میشود. وقتی مسئولیت نامتمرکز باشد، پاسخگویی نیز تضعیف میشود.
۵. پذیرش ضمنی وضعیت موجود
وقتی افزایش دستمزد «حتی اگر ناکافی باشد» بهعنوان موفقیت برجسته میشود، این پیام ضمنی منتقل میشود که چارچوب فعلی قابل قبول است و فقط نیاز به «بهبود» دارد، نه تغییر جدی. این نگاه، دامنه مطالبهگری را محدود میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣سهگانه مطالبات کارگران؛ از روایت بحران تا ناتوانی در تغییر
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم…
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم…
👍1🔥1
▫️ایران یکی از ۱۰ کشور صادرکننده فولاد در جهان است.
▫️بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تلآویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند.
گزارش تحلیلی داوطلب
صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزههایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابهجایی ساختاری واقعی را تجربه کرده است: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.
در حال حاضر، تولید فولاد خام ایران در سطح حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن در سال تثبیت شده است؛ رقمی که ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار میدهد؛ موقعیتی که ریشه در توسعه زنجیره کامل تولید—از استخراج سنگآهن تا فولاد نهایی—دارد.
مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگترین واحد صنعتی ایران و عظیمترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی روزهای گذشته، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است. اما علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانههای فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفتهاند: فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانهی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.
🔨بازسازی قفسههای نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان میبرد. عملیات بتنریزیهای عظیم برای فونداسیون کورهها و نصب سولههای غولپیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستمهای کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.
این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیرهی تولید و تأمین و عرضهی فولاد کشور مشغول به کار بودند.
همزمان، کارفرمای کارخانهی فولاد سیادن در شهر ابهر تصمیم به تعطیلی کارخانه و تعدیل کارگران گرفته و اعتراض این کارگران را برانگیخته است: ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکردهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست دادهاند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
صنعتیزدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران - داوطلب
تارنمای داوطلب – بیش از یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران میگذرد. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۱۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده…
👍1🕊1