گزارش اخیر سازمان ملل، درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، تصویری نگرانکننده از وضعیت حقوق بشر در ایران در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶ ارائه میدهد.
این گزارش با تمرکز بر رویدادهایی مانند اعتراضات سراسری دیماه به بررسی مجموعهای از روندهای نگرانکننده از جمله سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، بازداشتهای گسترده، اعدامها، محدودیتهای شدید بر آزادی بیان و قطع گسترده اینترنت میپردازد.
در کنار این موارد، گزارش نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی و فشارهای معیشتی نیز در شکلگیری اعتراضات نقش مهمی داشتهاند و همزمان اقدامات امنیتی و محدودیتهای ارتباطی دولت تأثیرات گستردهای بر زندگی روزمره، معیشت و فعالیتهای اقتصادی مردم گذاشته است. بر این اساس، گزارش نتیجه میگیرد که وضعیت حقوق بشر در ایران با روندی رو به وخامت همراه بوده و نیازمند نظارت و بررسی بینالمللی مستمر است.
گزارش تنها به مسائل سیاسی نمیپردازد، بلکه به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاستها و سرکوبها نیز اشاره میکند؛ از جمله فشارهای معیشتی، آسیب به کسبوکارهای کوچک، از بین رفتن درآمد در پی اختلالات ارتباطی، و خطراتی که برخی کارگران در اقتصادهای حاشیهای یا غیررسمی با آن روبهرو هستند.
این گزارش دستکم در چهار مورد به معیشت کارگران و مطالبات آنان پرداخته:
۱. تأثیر قطع اینترنت بر معیشت و اقتصاد دیجیتال
قطع گسترده اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶ (دی و بهمنماه- یعنی زمان نگارش گزارش) پیامدهای اقتصادی جدی به همراه داشت. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که برای بازاریابی و فروش به پلتفرمهای آنلاین وابسته بودند، گزارش دادند که درآمد آنها تا حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. این اختلال نهتنها فعالیتهای تجارت الکترونیک را مختل کرد، بلکه سیستمهای پرداخت دیجیتال و شبکههای لجستیک (تامین و توزیع) را نیز تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، میلیونها کارگر و شاغل مرتبط با اقتصاد دیجیتال بهطور مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیدند؛ در شرایطی که اقتصاد کشور پیشتر نیز تحت فشار تورم و کاهش ارزش پول قرار داشت.
۲. نابودی معیشتها در نتیجه سرکوب و محدودیتهای ارتباطی
گزارش تأکید میکند که استفاده از زیرساختهای ارتباطی بهعنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی، هزینههای انسانی و اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کرده است. در جریان خاموشی ارتباطات، بسیاری از افراد نتوانستند با خانوادههای خود ارتباط برقرار کنند یا به خدمات ضروری دسترسی داشته باشند. در کنار مجروحانی که بدون درمان ماندند، معیشت بسیاری از مردم نیز از بین رفت و همزمان نقضهای حقوق بشری از دید عمومی پنهان ماند. این وضعیت نشاندهنده شکست دولت در تضمین حقوقی چون دسترسی به اطلاعات و حفظ شرایط زندگی و کار شهروندان است.
۳. خشونت علیه کارگران مرزی و معیشتهای غیررسمی
در گزارش همچنین به تداوم استفاده از نیروی مرگبار علیه گروههایی از کارگران حاشیهای اشاره شده است؛ از جمله کولبران کُرد در مرزها و سوختبران بلوچ. این افراد اغلب در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و برای تأمین معیشت خود به حمل کالا یا سوخت در مناطق مرزی وابستهاند. گزارشگر ویژه تأکید میکند که گزارشهای متعددی از کشتهشدن این کارگران توسط نیروهای دولتی دریافت شده است؛ الگویی که در سالهای گذشته نیز بهطور پیاپی گزارش شده و بخشی از زمینه گستردهتر نقض حقوق بشر در کشور محسوب میشود.
۴. فشار اقتصادی بهعنوان عامل شکلگیری اعتراضات
در بخش دیگری از گزارش اشاره شده که سختیهای شدید اقتصادی یکی از محرکهای اصلی آغاز اعتراضات سراسری در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ بوده است. فشارهای معیشتی باعث شد گروههای مختلف اجتماعی از مناطق و طبقات متفاوت در سراسر کشور به اعتراض بپیوندند و مطالبات گستردهتری درباره تغییرات سیاسی و اقتصادی مطرح کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🏆1
و به تجارب زیسته اتکا میکند
گزارش تحلیلی داوطلب
اعتراضات در ایران نه از کانال احزاب و تشکلهای رسمی، بلکه از دل زندگی روزمره، معیشت، خشم و کرامت انسانی بیرون میآیند. افقیبودن و بیاعتمادی به نهادهای رسمی و حتی نهادهای اپوزیسیونی، نه یک ضعف ذاتی، بلکه محصول تجربه تاریخی سرکوب است.
جامعهای که بارها حتی در اعتراضات صنفی و کارگری روزمره، هزینه تمرکز، نمایندگی و علنیبودن را پرداخته، بهطور طبیعی به سمت شبکههای غیررسمی و پیوندهای سست اما گسترده گرایش پیدا میکند.
جامعه ایران، بیش از بسیاری از جنبشهای جهان، مجبور بوده افقیگرایی را نه فقط بهعنوان شعار، بلکه بهعنوان مهارت تمرین کند.
با اینحال، عمدتا این نکته نادیده گرفته میشود که جنبشهای شبکهای گرچه در بسیج سریع و خلق لحظههای اعتراضی که خوراک رسانهها هستند، قدرتمند عمل میکنند، اما در عبور از «لحظه اعتراض» به «فرآیند تغییر پایدار» دچار سکته میشوند. اینجاست که مسئله نهادسازی دوباره به میان میآید.
در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید که در برابر سرکوب پایدار، «آیا میتوان بر نسخههای کلاسیک نهادسازی تاکید کرد؟» و اگر نه، چاره چیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👏1
ایلنا به نقل از یکی از کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی:
▫️تا این لحظه (ظهر ۱۵ فروردین ماه)، هنوز حقوق اسفند ماه کارگران مجموعه شرکت البرز شرقی با سوابق ۱۵ تا ۲۰ سال کار به حسابشان واریز نشده- تازه روزهای پایانی سال، حقوق بهمن ماه به همراه عیدی به حساب کارگران واریز شد.
قبل سال ۱۴۰۵ وعده پرداخت حقوق اسفند ماه کارگران تا ۲۵ فروردین ماه به کارگران داده شده بود.
او درباره مطالبات سنواتی کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی گفت:
▫️مطالبات سنوات کارگران شرکت ذغال سنگ البرز شرقی مربوط به یکسال ۱۴۰۴ است که وعده پرداخت آن به زمان بازنشستگی کارگران موکول شده است.
▫️با توجه به افزایش روزانه تورم و اینکه هزینههای شب عید بسیار سنگین بود، تاخیر در پرداخت حقوق اسفند، زندگی ما را با دشواری مواجه کرده است؛ انتظار داریم کارفرما تا پایان ماه جاری، هم حقوق اسفند و هم حقوق فروردین ماه را یکجا بپردازد.
▫️با افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد، مجموع دریافتی یک کارگر مجرد حدود ۲۲ میلیون تومان و برای کارگر متاهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان برآورد میشود، رقمی که باور آن با توجه به قیمتهای فزاینده اقلام اساسی برای بسیاری دشوار است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
کنشگران مدنی و صنفی، «خلا زمینه» را پر میکنند تا جمع بتوانند به موقع تصمیمگیری کند
تاخیر در تصمیمگیری، عادیپنداری و غفلت از نشانههای اولیه چگونه قربانی میگیرد؟
در یک بعدازظهر بهظاهر معمولی در سال ۱۹۷۹، وقتی فضای رستورانِ واقع در ساختمان وود ورتز منچستر سرشار از نشانههای زندگی روزمره و گفتوگوهای پراکنده، صدای برخورد ظروف و ریتم آشنای سفارش و سرو غذا بود و هیچچیز در نگاه اول نشانهای از گسست قریبالوقوع این نظم نمیداد، دود بهتدریج در فضا نفوذ میکرد و نشانههای خطر در حال شکلگیری بود، شکافی نامرئی میان «واقعیت بحران» و «ادراک آن» در ذهن افراد شکل گرفت—شکافی که تنها چند دقیقه دوام آورد، اما به بهای جان انسانها تمام شد.
روایتها نشان میدهد که بسیاری از افراد در ابتدا بوی دود را جدی نگرفتند، برخی هشدارها را به اشتباه تفسیر کردند و برخی ایستادند و ترجیح دادند ابتدا صورتحساب خود را پرداخت کنند و همین بیشترین شمار کشتهها را تشکیل داد. این رفتارها در نگاه اول عجیب به نظر میرسند، اما در واقع بازتاب سازوکارهای عمیق ذهنیاند:
انسانها تمایل دارند وضعیت را «عادی» فرض کنند، حتی وقتی نشانهها خلاف آن را میگویند. این همان چیزی است که در روانشناسی به آن «سوگیری عادیپنداری» گفته میشود.
در چنین لحظاتی، افراد نه لزوماً از روی ترس فلج میشوند و نه دچار هرجومرج میگردند؛ بلکه تلاش میکنند جهان را در قالب الگوهای آشنا تفسیر کنند. رستوران جایی است برای نشستن، غذا خوردن و پرداخت. خروج ناگهانی از این الگو، نیازمند شکستن یک چارچوب ذهنی است—و این شکستن، زمان میبرد. زمانی که در یک آتشسوزی، اغلب وجود ندارد.
این حادثه بهخوبی نشان میدهد که تصمیمگیری در بحران، صرفاً یک کنش فردی نیست؛ بلکه محصول «زمینه»ای است که فرد در آن قرار دارد. اگر نشانهها مبهم باشند، اگر خروجیها واضح نباشند، اگر دیگران واکنشی نشان ندهند، و اگر آموزش قبلی وجود نداشته باشد، حتی منطقیترین افراد نیز ممکن است تصمیمی بگیرند که در نهایت به ضررشان تمام شود. در واقع، آنها در یک زمینه ناقص، «منطقیِ اشتباه» عمل میکنند.
اینجاست که نقش تشکلهای مدنی و صنفی اهمیت پیدا میکند. این نهادها میتوانند پیش از وقوع بحران، زمینه تصمیمگیری را بازطراحی کنند: با آموزش، با برگزاری مانور، با فشار برای اصلاح استانداردهای ایمنی، و با تبدیل تجربههای تلخ به حافظه جمعی. پس از همین حادثه بود که بحث درباره مواد قابل اشتعال در مبلمان و استانداردهای ایمنی در بریتانیا جدیتر شد—تغییری که بدون فشار نهادهای حرفهای و صنفی بهسختی ممکن بود.
تشکلها میتوانند کاری کنند که در لحظه بحران، افراد مجبور نباشند تمام قضایا را از ابتدا «تحلیل کنند»؛ بلکه به محض دیدن نشانهها، بتوانند به سرعت «عمل کنند». آنها با ایجاد مسیرهای روشن، نشانههای واضح و آموزشهای پیشینی، فاصله میان «درک خطر» و «واکنش» را کاهش میدهند.
به بیان دیگر، اگر بحرانها با سرعت رخ میدهند، این نهادها باید سرعت تصمیمگیری را افزایش دهند. (آیا شما نیروهای زبده و تربیتشدهای را میشناسید که یاد گرفته باشند فاصله تصمیمگیری را کوتاه کنند و حتی به کسری از ثانیه برسانند؟)
حادثه منچستر یادآوری میکند که در بسیاری از فاجعهها، مرگ نه در لحظه انفجار یا شروع آتش، بلکه در فاصله کوتاه میان «دیدن» و «باور کردن» اتفاق میافتد. و این فاصله، همان جایی است که میتوان با مداخله آگاهانه آن را کوتاه کرد.
اما دانستن سوگیری «عادیپنداری» علاوه بر مبارزه با خطر آتشسوزی یا خطرهای فیزیکی در محل کار، میتواند در بسیاری از موقعیتها به تصمیمگیری به موقع و درست بینجامد، به شرطی که گروهی داشته باشید که درباره رفتار درست و به موقع بحث کرده باشند و درباره نوع رفتار درست و به موقع به نتیجه رسیده باشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1🕊1
ایلنا به نقل از الله مرادی پژوهشگر حوزه قانون کار:
▫️حقوق کارگر در جنگ آسیب میبیند. قانون آمادگی لازم را برای مدیریت در شرایط جنگی ندارد چرا که برای زمان صلح نوشته شده. مثلا تصمیمگیری درباره تعطیلی یا ادامه فعالیت کارگاه بر اساس قانون فعلی به عهده کارفرماست چرا که در ادبیات حقوقی، مالکیت و مدیریت یک فرد در نظر گرفته شده، پس کارگران نمیتوانند برخلاف تصمیم مالک، مستقلاً درباره ادامه یا توقف فعالیت کارگاه تصمیمگیری کنند.
▫️ اگر در شرایط خطر جدی، کارفرما بر ادامه فعالیت اصرار داشته باشد و در نتیجه آن، حادثهای برای کارگران رخ دهد، از منظر حقوقی مسئولیت کیفری کارفرما قابل تصور است. بر اساس اصول عام حقوق جزا و نیز مقررات قانون کار، چنانچه کارفرما با علم به وجود خطر، اقدامی کند یا ترک اقدامی نماید که جان یا سلامت کارگر را به مخاطره اندازد، در صورت وقوع صدمه یا مرگ، مسئولیت او میتواند از سطح مدنی به کیفری ارتقا یابد.
▫️ به هر حال، اگرچه از نظر تئوریک مسئولیت کیفری قابل استناد است، در عمل پیگیری آن به دلیل دشواری اثبات تقصیر و طولانی بودن روند رسیدگی، اغلب با چالشهای اجرایی روبهرو است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
دهها کاربر ایرانی شبکه ایکس (توییتر) که با ته مانده حساب خود اینترنت خریدند هشدار دادند که ادامه قطعی اینترنت اقتصاد روزمره را فلج کرده و زندگی مردم را به مرز فروپاشی رسانده است.
گروه ناظر اینترنتی نتبلاکس اعلام کرد که قطع سراسری اینترنت در ایران، با عبور از ۳۷مین روز، به طولانیترین مورد ثبتشده در جهان تبدیل شده است.
▫️کاربران در تعجبند که چرا هیچ اقدام منسجم و تاثیرگذاری برای وصل شدن اینترنت در مقیاس جهانی در حال انجام نیست، چرا درباره اینترنت به عنوان زیرساخت به اندازه کافی گفتگو نمیشود و چرا کسانی که از این حق برخوردارند درک نمیکنند که خرید چند گیگ اینترنت با قیمت بالا در تنگنای اقتصادی به معنی انتخاب بین خرید کالای اساسی و حق برخورداری از ارتباط است.
▫️پیش از این حتی سایت فرارو، وابسته به سپاه نوشته بود که با قطعی اینترنت، «عصبانیت اجتماعی» تشدید میشود و هشدار داده بود که اینترنت حق طبیعی مردم است و «قطعی طولانیمدت اینترنت با فلج کردن کسبوکارهای آنلاین، استارتاپها، و فریلنسرها، روزانه هزاران میلیارد تومان خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد کرده و با ایجاد اختلال در پلتفرمهای فروش، منجر به تعدیل نیرو، بیکاری گسترده و کاهش شدید درآمد معیشتی میلیونها نفر میشود. این وضعیت باعث ایجاد نارضایتی عمومی و ضربه به اعتماد سرمایهگذاران میگردد.»
اقتصادنیوز نوشت:
▫️در جهانی که ارتباطات دیجیتال به بخش جداییناپذیر زیست روزمره تبدیل شده، قطع دسترسی به اینترنت دیگر صرفاً یک اقدام فنی یا امنیتی تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان یک مسئله مرتبط با حق ارتباط، اعتماد عمومی و حکمرانی رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
عرصه را واگذار نکنید! به راهکار چند جانبهای بیندیشید که همزمان، دستور کار وصل شدن را در مقیاس عمده پیگیری کند، راههای وصل شدن در مقیاس کوچک را امکانپذیر کند و همزمان گروه خود را برای بدترین سناریو یعنی قطعی طولانی اینترنت آماده کنید و به راههای غیرمتمرکز ارتباط بیندیشید.
در چنین شرایطی، گروهها و منابعی که بتوانند دست کم برای مدتی راهحلهای جایگزین برای ترمیم اقتصاد و ارتباط ایجاد کنند، میتوانند تابآوری را افزایش دهند و سرمایه اجتماعی ذخیره کنند.
این فرصتی برای فعالان است که آسیبهای ناشی از قطع شدن اینترنت را مستند کنند، زمینههای حقوقی این حق را در پتانسیلهای قانونی بررسی کنند تا وصل ماندن به اینترنت به عنوان حق غیرقابل نقض به یک اصل پذیرفته شده یا حتی به قانون تبدیل شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
▫️همزمان با بالا رفتن هزینه مطالبهگری در ایران به دلیل جنگ، کارگران امریکایی برای دستمزد بیشتر یک ماه اعتصاب میکنند و مدیر کارخانه را به میز مذاکره بر میگردانند
ایلنا به نقل از آسوشیتدپرس نوشت که نمایندگان اتحادیه کارگری کارخانجات تولید محصولات گوشتی JBS، روز شنبه اعلام کردند که کارگران یکی از بزرگترین کارخانههای بستهبندی گوشت در آمریکا JBS USA) موفق شدند مالک کارخانه را برای گفتگو درباره دستمزد متناسب با تورم به میز مذاکره برگردانند و به اعتصاب یک ماهه خود پایان دادند.
بحرانها همیشه فقط لحظههای حساس تاریخی برای جلوگیری از فروپاشی نیستند؛ در برخی جوامع، بحران میتواند به نقطه بازتعریف رابطه کارگر، کارفرما و دولت تبدیل شود. اما چرا در جایی مانند آمریکا، بحران میتواند به تقویت موقعیت کارگران بینجامد، و در جایی مانند ایران، به تعلیق همان حقوقی که حتی در قانون پیشبینی شدهاند؟
پاسخ را باید در «ساختار تشکلیابی» جستوجو کرد؛ جایی که تفاوتی تعیینکننده شکل میگیرد.
اتحادیهها در چنین شرایطی بهعنوان میانجیهای واقعی وارد میدان میشوند: آنها میتوانند اعتصاب را سازمان دهند، هزینه بیتوجهی به مطالبات را بالا ببرند و دولتها را—حتی در شرایط جنگ یا رکود—به پذیرش مصالحه وادار کنند. به همین دلیل، بحران در اینجا اغلب به «افزایش قدرت چانهزنی» و بازتوزیع منابع منجر میشود؛ هرچند که جنگ برای مردم امریکا واقعیت روزمره زیر بمباران نیست. اما تاریخ آمریکا پر از بحرانهایی است که از نظر اقتصادی و اجتماعی، به همان اندازه تعیینکننده بودهاند—و در برخی موارد، به افزایش قدرت چانهزنی کارگران انجامیدهاند.
برای نمونه، در جریان افسردگی بزرگ در آمریکا، بحرانی که با بیکاری گسترده و سقوط معیشت کارگران همراه بود، بهجای خاموش کردن مطالبات، به موجی از سازمانیابی و اعتصابات گسترده انجامید؛ از جمله اعتصابهای صنایع خودروسازی که شرکتهایی مانند جنرال موتورز را ناچار به پذیرش اتحادیهها کرد. یا در دوران جنگ دوم جهانی، با وجود شرایط جنگی، اتحادیهها در صنایع حیاتی تثبیت شدند و دولت برای حفظ تولید، ناگزیر به پذیرش نقش آنها در تعیین دستمزد و شرایط کار شد.
حتی در بحرانهای جدیدتر مانند همهگیری کووید، شاهد افزایش موج اعتصابات و مطالبات در بخشهایی مانند انبارهای آمازون و صنایع خدماتی بودیم؛ روندی که نشان میدهد بحران میتواند به بستری برای تقویت چانهزنی تبدیل شود، نه تعلیق آن- به شرطی که حقوق تشکلیابی نسبتا آزاد باشد.
اما در ایران، ضعف یا عدم استقلال تشکلهای کارگری باعث میشود این میانجیگری اساساً شکل نگیرد. در غیاب نهادهای قدرتمند، رابطه کارگر و کارفرما از یک رابطه حقوقی و قراردادی، به رابطهای سیاسی-امنیتی تغییر ماهیت میدهد. در چنین بستری، بحران نه یک موقعیت برای چانهزنی، بلکه وضعیتی استثنایی تلقی میشود که در آن، هر مطالبه صنفی میتواند بهعنوان اختلال در نظم تعبیر شود. نتیجه روشن است: توافقها ناپایدار میشوند، افزایش دستمزدها به تعویق میافتد و حتی قوانین موجود نیز ضمانت اجرایی خود را از دست میدهند.
در واقع، مسئله اصلی شدت یا نوع بحران نیست، بلکه این است که آیا کارگران «سازمانیافته» هستند یا نه. جایی که تشکلهای مستقل وجود دارند، بحران به میدان مذاکره تبدیل میشود؛ و جایی که این تشکلها غایب یا تضعیف شدهاند، بحران به تعلیق حقوق و عقبنشینی مطالبات میانجامد.
شاید بتوان جمعبندی را اینگونه صورتبندی کرد:
بحرانها خودبهخود سرنوشت کارگران را تعیین نمیکنند؛ این «قدرت تشکلیابی» است که مشخص میکند بحران، فرصت چانهزنی باشد یا لحظه سکوت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🕊1
توییت یونیسف: نگرانی از مشارکت کودکان در کارزارهای بسیج در ایران
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران که پیش از این نیز علیه استفاده از کودکان در مناطق پرخطر و نظامی هشدار داده بود، با بازنشر توییت یونیسف، پیام این سازمان بینالمللی را ترجمه کرد:
«یونیسف گزارشهایی دریافت کرده است مبنی بر اجرای کارزارهای بسیج در ایران که شامل کودکان نیز میشود، و همچنین حضور کودکان در ایستهای بازرسی.
ما از جمهوری اسلامی ایران میخواهیم هرگونه جذب و بهکارگیری کودکان را فوراً متوقف کند.
جذب و استفاده از کودکان توسط نیروها یا گروههای مسلح، نقضی فاحش و جدی حقوق کودک محسوب میشود.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم از «سهگانهی مطالباتی»؛ سه حوزهای که بههم وابستهاند و ضعف در هرکدام، دیگری را نیز تضعیف میکند.
▫️در سطح نخست، امنیت شغلی قرار دارد؛ جایی که وی بهصراحت از «نبود امنیت شغلی» و «تبعیض» بهعنوان یک مشکل جدی نام برد.
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران اعلام کرد مسئله فقط در سطح دستمزد نیست، بلکه بیثباتی قراردادها، ترس از اخراج و نبود تضمینهای حقوقی، زیربنای ناامنی گستردهتری را ساخته است. در چنین شرایطی، حتی اگر دستمزد افزایش یابد، کارگر همچنان در موقعیتی ناپایدار باقی میماند.
▫️در سطح دوم، معیشت: جایی که تناقض اصلی خود را نشان میدهد:
از یکسو افزایش ۶۰ درصدی دستمزد بهعنوان «بارقهای از امید» مطرح میشود، اما بلافاصله با تأکید بر شکاف میان دستمزد و تورم، این امید نسبی خنثی میشود. همچنین اشاره به «کوچک شدن سفرهها» و بدهی دولت به تأمین اجتماعی، نشان میدهد که بحران معیشت نه یک مسئله مقطعی، بلکه ساختاری و انباشته است. حتی تأکید بر سهجانبهگرایی نیز بیشتر یک توصیف از روند است تا نشانهای از حل واقعی مسئله.
در سطح سوم، درمان بهعنوان یکی از حقوق پایه مطرح شد؛ حقی که بهگفته او «باید رایگان» باشد اما در عمل با دریافت «مبالغ غیرمتعارف» نقض میشود. این بخش نشان میدهد که حتی در حوزههایی که از نظر قانونی تثبیتشدهاند، شکاف میان قانون و اجرا بسیار عمیق است.
در مطلب بعد ببینید که چرا این حرفها به بهبود واقعی شرایط کارگران منجر نمیشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران بحرانی که کارگران به آن دچارند را در سه سطح بررسی کرد، اما نبود راهکار اجرایی، ضعف در اعمال فشار، و لحن تعدیلشده و حتی مجیزگویانه دولت باعث میشود این نوع موضعگیریها بیشتر نقش بازتابدهنده داشته باشند تا تحولآفرین.
چند عامل در همین گفتار دیده میشود که توضیح میدهد چرا چنین مواضعی به تغییر ملموس منجر نمیشوند:
۱. توصیف بهجای مداخله
بخش عمدهای از گفتهها در سطح توصیف مشکلات باقی میماند (نبود امنیت شغلی، شکاف دستمزد و تورم، ضعف در اجرای درمان رایگان) بدون آنکه به سازوکارهای اجرایی مشخص، زمانبندی یا ابزارهای فشار اشاره شود. در نتیجه، این گفتار بیشتر بازتاب وضعیت است تا عامل تغییر آن.
۲. دوگانگی در لحن (انتقاد + قدردانی)
همزمان با طرح انتقادات جدی، از نهادهای تصمیمگیر «تشکر» میشود و اقدامات آنها «امیدبخش» توصیف میگردد. این دوگانگی، شدت انتقاد را تعدیل میکند و عملاً پیام را از یک مطالبهگری قاطع به یک موضع میانه و کمفشار تبدیل میکند.
۳. نبود اهرم فشار جمعی
در این گفتار هیچ نشانهای از ابزارهای عملی برای پیگیری مطالبات (مثل سازماندهی، چانهزنی جمعی مؤثر یا سازوکارهای الزامآور) دیده نمیشود. بدون این اهرمها، مطالبات حتی اگر دقیق بیان شوند در سطح توصیه باقی میمانند.
۴. انتقال مسئولیت به «کلیّت نظام تصمیمگیری» به جای دقت در مسئول دانستن نهاد یا فرد متولی
ارجاع مداوم به دولت، مجلس، شوراها و… بدون مشخصکردن مسئول مستقیم یا مطالبه مشخص از هرکدام، باعث پخش شدن مسئولیت میشود. وقتی مسئولیت نامتمرکز باشد، پاسخگویی نیز تضعیف میشود.
۵. پذیرش ضمنی وضعیت موجود
وقتی افزایش دستمزد «حتی اگر ناکافی باشد» بهعنوان موفقیت برجسته میشود، این پیام ضمنی منتقل میشود که چارچوب فعلی قابل قبول است و فقط نیاز به «بهبود» دارد، نه تغییر جدی. این نگاه، دامنه مطالبهگری را محدود میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣سهگانه مطالبات کارگران؛ از روایت بحران تا ناتوانی در تغییر
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم…
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه میدهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمیروند.
تصویری نسبتاً منسجم…
👍1🔥1
▫️ایران یکی از ۱۰ کشور صادرکننده فولاد در جهان است.
▫️بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تلآویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند.
گزارش تحلیلی داوطلب
صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزههایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابهجایی ساختاری واقعی را تجربه کرده است: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.
در حال حاضر، تولید فولاد خام ایران در سطح حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن در سال تثبیت شده است؛ رقمی که ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار میدهد؛ موقعیتی که ریشه در توسعه زنجیره کامل تولید—از استخراج سنگآهن تا فولاد نهایی—دارد.
مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگترین واحد صنعتی ایران و عظیمترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی روزهای گذشته، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است. اما علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانههای فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفتهاند: فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانهی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.
🔨بازسازی قفسههای نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان میبرد. عملیات بتنریزیهای عظیم برای فونداسیون کورهها و نصب سولههای غولپیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستمهای کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.
این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیرهی تولید و تأمین و عرضهی فولاد کشور مشغول به کار بودند.
همزمان، کارفرمای کارخانهی فولاد سیادن در شهر ابهر تصمیم به تعطیلی کارخانه و تعدیل کارگران گرفته و اعتراض این کارگران را برانگیخته است: ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکردهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست دادهاند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
صنعتیزدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران - داوطلب
تارنمای داوطلب – بیش از یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران میگذرد. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۱۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده…
👍1🕊1
هر بحران که عمیقتر میشود، پاسخها هم آشناتر میشوند: اعتراض، وعده و خبر خوش ولی بعد: معمولا فراموش شدن وعده.
در آتشبس، کارفرماهای وصل به قدرت برای برخورداری از شرایط بهتر با هم به رقابت میپردازند و اگر کارگرانی که همه چیز خود را در دو بحران اقتصادی و سپس جنگ از دست دادهاند، نتوانند با هم به مطالبهگری بپردازند، هرگز در اولویت نخواهند بود. کارگران همچنان وعده و خبر خوب ولی توخالی خواهند گرفت و مطالباتشان فراموش خواهد شد.
اما اگر قرار است این چرخه شکسته شود، باید از سطح واکنش عبور کرد و به این واقعیتها تن داد:
مسئله، فردی نیست؛ ساختاری است
تا وقتی بحران به «مشکل شخصی» تقلیل پیدا کند، راهحل هم به بنبست میخورد. تحلیلهای اینجا نشان میدهد ریشهها در سیاستگذاری و ساختار اقتصادی است.
🔗 /davtalab.org/category/reports
بدون تشکل، قدرتی وجود ندارد
تجربههای بازتابیافته در گزارشها روشن است: کارگرِ تنها، حتی اگر حق با او باشد، در معادله جایی ندارد.
در این گزارش ببینید که آیا کارگران میتوانند با استفاده از بحران قدرت چانهزنی بیشتری پیدا کنند؟
امنیت شغلی، میتواند نقطه شروع همه مطالبات باشد
قرارداد موقت فقط یک شکل استخدام نیست؛ مکانیزم کنترل است.
تا این ناامنی حل نشود، هیچ مطالبهای پایدار نمیماند.
معیشت، نتیجه سیاست است نه تقدیر
دستمزد، تورم، اخراج—همه به تصمیمهای کلان گره خوردهاند. «اقتصاد» در این روایت، یک امر سیاسی است.
اگر روایت نشود، حذف میشود.
ثبت و مستند کردن دقیق قضایا، یک ابزار اصلی مطالبهگری است.
یکی از کارکردهای کلیدی پلتفرم داوطلب، ثبت مستمر تجربه زیسته کارگران است؛ نه بهعنوان خبر، بلکه بهعنوان حافظه جمعی.
واکنش کافی نیست؛ باید ساختار ایجاد کرد
از دل گزارشها یک الگو بیرون میآید: هر جا تداوم، هماهنگی و حدی از سازمانیافتگی بوده، مطالبهگری هم یک گام جلوتر رفته است.
اینها توصیه نیستند؛
حداقل شروط مورد نیاز برای به وجود آوردن تغییرند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع برخورد دولت و نهادهای کارگری با این بحران مرکب، اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند.
در این میان، برخی مواضع نهادهایی چون خانه کارگر ظاهراً در دفاع از کارگران بیان میشوند، اما با نگاهی دقیقتر میتوان دید که منطق اصلی آنها بر حفظ تداوم تولید و کاهش هزینههای ساختاری دولت و کارفرما استوار است. این متن تلاشی است برای خوانش این شکاف میان ظاهر حمایتی و جهتگیری واقعی سیاستها.
محمد حسن موسیوند (دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان و رئیس کانون بازنشستگان خرم آباد) به ایلنا گفت:
. در شرایط جنگی، دولت موظف است از واحدهای تولیدی و کارگران آسیبدیده حمایت کند.
. تعطیلی واحدهای تولیدی میتواند بحران اقتصادی ناشی از جنگ را تشدید کند.
. اکثریت کارفرمایان تلاش میکنند تولید را حفظ کنند، اما برخی از شرایط جنگی و افزایش مزد برای تعدیل نیرو استفاده میکنند.
. حمایت همهجانبه دولت از طریق ابزارهای مالیاتی، بیمهای و تسهیلاتی برای جلوگیری از اخراج کارگران ضروری است.
. دولت میتواند با کاهش فشار اقساط و ارائه وام به کارفرمایان کمک کند تا نیروی کار خود را حفظ کنند.
. کارگرانی که بهطور مستقیم از جنگ آسیب دیدهاند، باید از مقرری، ازکارافتادگی و سایر مزایای قانونی برخوردار شوند.
. کارگرانی که به دلیل تخریب کارگاه بیکار شدهاند، باید بدون توجه به سابقه بیمه، مشمول بیمه بیکاری شوند.
. استفاده از بیمه بیکاری باید به مواردی محدود شود که بازگشت کارگر به کار در کوتاهمدت ممکن نیست.
. در صورت عدم حمایت دولت، موج گستردهای از تعدیل نیرو در واحدهای تولیدی شکل خواهد گرفت.
. بیمه بیکاری نباید به ابزار اصلی حمایت تبدیل شود و باید آخرین راهحل در نظر گرفته شود.
. فشار بیش از حد بر صندوق بیمه بیکاری و تأمین اجتماعی میتواند به بحران مالی در این صندوقها منجر شود.
. اولویت اصلی در شرایط بحران باید حفظ واحدهای تولیدی و جلوگیری از اخراج کارگران باشد.
🧩در مقایسه، در ترکیه، نمایندگان کارگری چه میگویند؟
در مقایسه، ادبیات تقابلی و دفاع تمام قد سندیکالیستها از کارگران در کشورهایی -نه چندان ایدهآل برای فعالیت مدنی و صنفی- جایی مثل ترکیه که حتی با وجود فشار دولت، هنوز سندیکاهای واقعی وجود دارند و فعالیت میکنند ما را بیشتر به جای خالی تشکلها در کشورمان آگاه میکند.
برای نمونه، ارگون آتالای رئیس کنفدراسیون کارگری TÜRK-İŞ، بارها در بحرانهای اقتصادی و تورمی به نفع کارگران موضع گرفته است.
او با تأکید مستقیم بر افزایش دستمزد متناسب با تورم واقعی و نه ملاحظات کارفرما
و استفاده از ابزارهایی مانند اعتصاب، تجمع و فشار اجتماعی برای تحقق مطالبات کارگران، با کارفرماهای قدرتمند کشور خود بارها در افتاده است.
او بر اساس باور خود « هزینه بحران اقتصادی نباید بر دوش کارگر بیفتد» در برخی موارد، حتی در برابر دولت نیز موضعگیری کرده و مذاکرات را مشروط به تأمین منافع کارگران کرده است.
دفاع مستقیم و محکم وی از کارگر حتی به صورت تقابلی عمدتا مبتنی بر افزایش سهم نیروی کار از اقتصاد است.
در مطلب بعد ببینید که چرا گفتار این عضو خانه کارگر لرستان را میتوان «دفاع مشروط از کارگر» نامید؛ ادبیاتی که در ظاهر از حقوق کارگر دفاع میکند ولی در واقع نگران تداوم تولید، کاهش هزینههای دولت و حفظ ثبات کارفرماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1😢1
در مطلب پیش توضیح دادیم که دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان در گفتگو با رسانه در ظاهر از حقوق کارگران دفاع میکند: صدایی که از دل بحران جنگی برمیخیزد و با واژگانی چون «حمایت از کارگر»، «جلوگیری از بیکاری» و «حفظ معیشت» خود را در جایگاه مدافع نیروی کار قرار میدهد؛ اما در منطق گفتار دبیر اجرایی خانه کارگر، یک جابهجایی ظریف رخ میدهد:
محور دفاع از «کارگر» بهتدریج به «بقای واحد تولیدی» منتقل میشود.
گوینده با ترسیم یک تصویر بحرانی از اقتصاد جنگی، استدلال میکند که تعطیلی کارگاهها خود به تشدید بحران میانجامد. این گزاره درست است، اما نتیجهای که از آن گرفته میشود، جهتدار است:
کارگر باید در هر شرایطی در چرخه تولید باقی بماند، حتی اگر ابزارهای حمایتی او (مثل بیمه بیکاری) به حاشیه رانده شود. منطقی که در آن، کارگر پیش از آنکه یک «صاحب حق» باشد، یک عنصر کلیدی در تداوم تولید تلقی میشود و در واقع، سیاست ادامه تولید از اولویت برخوردار است، نه حق کارگر.
اولویتبندی پنهان:
در ظاهر، حمایت از کارگر مطرح است، اما در عمل «حفظ تولید» به اولویت اصلی تبدیل میشود.
تعریف محدود از حمایت:
حمایت از کارگر نه بهعنوان یک حق مستقل، بلکه در قالب حفظ رابطه کار تعریف میشود؛ دیدگاهی که به نهادهای دولتمحور و تنظیمگر بازار کار نزدیک است.
بازتعریف بیمه بیکاری:
بیمه بیکاری که باید یک ابزار حمایتی باشد، به «آخرین راهحل» تقلیل مییابد؛
یعنی کارگر تنها زمانی مستحق حمایت است که دیگر هیچ راهی برای بازگشت به تولید وجود نداشته باشد.
جهتگیری سیاستی:
راهحلهای پیشنهادی (وام، معافیت، کاهش فشار مالی) عمدتاً به سمت کاهش هزینههای کارفرما هدایت میشود، نه افزایش قدرت چانهزنی کارگر.
روایت پنهان در پس این گفتار چیست؟
در لایه زیرین این سخنان، یک منطق روشن عمل میکند:
اگر کارگاه بماند، کارگر هم «بهطور ضمنی» حفظ میشود؛
پس باید ابتدا کارگاه را نجات داد، حتی اگر این به معنای محدود کردن حقوق فوری کارگر باشد.
اگرچه گوینده در سطح گفتمانی از کارگران دفاع میکند، اما در سطح عملی و سیاستی:
به بیان دقیقتر، این یک دفاع «واسطهای» از کارگر است؛
در مطلب پیش ببینید که نمایندگان منتخب کارگران در کشورهایی مثل ترکیه که حق تشکلیابی و انتخاب نمایندگان کارگری کاملا از کارگران سلب نشده و هنوز تا اندازهای قابل اجراست، نمایندگان کارگران با چه ادبیاتی از حقوق کارگر دفاع میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
داوطلب
📣دفاع از تولید در پوشش حمایت از کارگر:
منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع مواجهه دولت و نهادهای کارگری با این بحران اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند. در این میان، برخی مواضع…
منطق پنهان سیاستگذاری در شرایط جنگی!
در شرایطی که جنگ بهطور همزمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار میدهد، نوع مواجهه دولت و نهادهای کارگری با این بحران اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند. در این میان، برخی مواضع…
👍1🔥1
آنهایی که مزایا میگیرند و کارگران پیمانکاری که تنها وعده میگیرند!
حقوق ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومانی بدون پرداخت مزایا با تورم بالای ۱۱۲درصدی برای مواد غذایی، یک خانواده کارگری را در چه شرایطی قرار میدهد؟
ایلنا از قول کارگران راهآهن و ابنیه فنی لرستان نوشت:
- در پرداخت مزایای مناسبتی تبعیض وجود دارد و مدیران بارها وعده دادهاند و مطالبات کارگران مدام فراموش میشود.
-برای روزهای مناسبتی، به حساب کارگران رسمی و تجمیعی مبالغی واریز میشود، اما برای کارگران پیمانکاری چیزی پرداخت نمیشود.
- کارگران بیان کردند که کارگران رسمی از ابتدای سال پاداشها و کمکهای معیشتی را دریافت کردهاند ولی کارگران پیمانکاری با وجود گذر از رمضان و نوروز، همچنان فقط حداقل حقوق خود را دریافت کردهاند و هیچ پرداخت اضافهای نداشتهاند.
ایلنا در حالی که صدای این کارگران را در گزارش خود به صورت خام پوشش داده، از کوچکترین کنکاش برای بیان مبلغ، زمان، شمار ماههایی که پرداخت به تعویق افتاده و شمار کارگران محروم شده از حق مزایای مناسبتی با تورم نزدیک به رقمی خودداری کرده است؛ گزارشی عقیم که بیشتر به یادآوری پیمانکار برای دریافت منابع مالی معوق بیشتر شبیه است تا یک گزارش واقعی بیانگر شرایط کارگران.
🧩مبلغ دقیق و ثابت مصوبی برای مزایای مناسبتی کارگران پیمانکاری ابنیه فنی راهآهن لرستان وجود ندارد و این موضوع مورد اعتراض مداوم کارگران بوده است.
طبق گزارشهای منتشر شده در ابتدای سال ۱۴۰۵:
▫️کارگران رسمی و تجمیعی راهآهن مبالغی مانند ۳ میلیون تومان به عنوان پاداش مناسبتی دریافت کردهاند، به کارگران پیمانکاری (تراورس) تنها ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پرداخت شده است.
▫️کارگران گزارش دادهاند که علیرغم وعدههای مدیران، پاداشهای مربوط به اعیاد (مانند عید مبعث، ایاد شعبانیه و ۲۲ بهمن) و مناسبتهایی چون روز کارگر و روز حملونقل به طور کامل یا مطابق با سایر پرسنل پرداخت نمیشود.
▫️حقوق ماهانه بسیاری از این کارگران با وجود سابقه بالا، در حدود ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان گزارش شده است که در کنار تاخیر در پرداخت اضافهکاریها، معیشت آنان را با مشکل روبرو کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
گزارش تحلیلی داوطلب
تا همین چند روز پیش، ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار داشت:
تولید فولاد خام ایران در سطح حدود سالانه ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن تثبیت شده بود و از استخراج سنگآهن تا تولید محصول نهایی یعنی فولاد نهایی تا تشکیل زنجیرهای کامل، توسعه یافته بود. صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزههایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابهجایی ساختاری واقعی را تجربه کرد: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.
حدود ۱۴۰ هزار نفر در صنایع مرتبط به فولاد مشغول به کار بودند و با احتساب زنجیرههای پاییندستی، این صنعت حدود ۸ درصد اشتغال کشور را پوشش میداد.
بعد، حمله شد:
بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تلآویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.
مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگترین واحد صنعتی ایران و عظیمترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است.
علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانههای فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفتهاند:
فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانهی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.
🔨بازسازی قفسههای نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان میبرد.
عملیات بتنریزیهای عظیم برای فونداسیون کورهها و نصب سولههای غولپیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستمهای کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.
این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیرهی تولید و تأمین و عرضهی فولاد کشور مشغول به کار بودند.
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند. ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکردهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست دادهاند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داوطلب
صنعتیزدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران - داوطلب
تارنمای داوطلب – بیش از یک ماه از آغاز حملههای غیرقانونی اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران میگذرد. حملههای دو کشور آغازگر جنگ تا کنون، بنا به آمار جمعیت هلال احمر ایران، بیش از ۱۱۵ هزار واحد غیرنظامی ــ مسکونی و تجاری و درمانی و آموزشی ــ را هدف قرار داده…
👍3
پیامهای عادیسازی در شرایط بحران به گسیختگی زندگی حقوقبگیران دامن میزند
۱. شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته
پیامهای عادیسازی میکوشند بحران را موقتی، قابلتحمل یا «تحت کنترل» نشان دهند؛ اما حقوقبگیران بحران را در سطح معیشت، امنیت شغلی و کرامت روزمره لمس میکنند. این ناهماهنگی باعث:
فرسایش اعتماد،
احساس دیدهنشدن،
و تشدید بیقدرتی اجتماعی میشود.
۲. انتقال هزینه بحران به پایین
عادیسازی معمولاً همراه با این پیام ضمنی است که «زندگی باید ادامه پیدا کند». در عمل یعنی:
دستمزدها ثابت میماند،
ساعات کار افزایش مییابد،
حمایتهای اجتماعی به تعویق میافتد.
در این شرایط حقوقبگیران به جای فکر کردن به این که چگونه هزینه سرکوب را به سرکوبگران منتقل کنند، ناچار میشوند هزینهی بحران را از جیب و جان خود بپردازند.
۳. بیاعتبارسازی رنج و اعتراض
وقتی بحران «عادی» جلوه داده میشود، رنج نیز عادی میشود. این روند:
اعتراض را ناموجه یا اغراقآمیز جلوه میدهد،
همبستگی اجتماعی را تضعیف میکند،
و افراد را به انزوای روانی سوق میدهد چرا که افراد گمان میکنند ایراد اصلی از آنهاست.
۴. فرسودگی روانی و دوپارگی زندگی
حقوقبگیران ناچار میشوند میان:
روایت رسمیِ «همهچیز عادی است»،
و تجربهی واقعیِ ناامنی و فشار
زیست دوپارهای بسازند. این دوپارگی به:
اضطراب مزمن،
فرسودگی شغلی،
و فروپاشی برنامهریزی زندگی میانجامد.
۵. تضعیف کنش جمعی
عادیسازی بحران، حس فوریت را میکاهد. وقتی «وضعیت ویژه» انکار شود:
اعتصاب، مطالبهگری و اعتراض به تعویق میافتد،
شبکههای حمایتی از هم میگسلد،
و حقوقبگیران پراکندهتر میشوند.
پیامهای عادیسازی در بحران، بهجای بازگرداندن ثبات، اغلب به نرمالسازی بیثباتی میانجامند. برای حقوقبگیران، این یعنی زیستن در شرایطی که نه بحران به رسمیت شناخته میشود و نه حمایت مؤثری وجود دارد؛ نتیجه، گسیختگی معیشتی، روانی و اجتماعی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM