داوطلب
3.1K subscribers
4.59K photos
2.37K videos
15 files
5.98K links
داوطلب یک پایگاه خبری و تحلیلی درباره حقوق و مسایل صنفی کارگران است. هدف اصلی سایت داوطلب بالا بردن سطح دانش ، آگاهی و مهارت فعالان مستقل کارگری برای پیشبرد گفتگوهای اجتماعی، کار شایسته و حقوق برابر است. تماس با ادمین داوطلب:
@Davtalab_Admin
Download Telegram
📣«عصبانیت اجتماعی» ده‌ها کاربر ایرانی از قطعی حق «معیشت و ارتباط وابسته به اینترنت»:
ده‌ها کاربر ایرانی شبکه ایکس (توییتر) که با ته مانده حساب خود اینترنت خریدند هشدار دادند که ادامه قطعی اینترنت اقتصاد روزمره را فلج کرده و زندگی مردم را به مرز فروپاشی رسانده است
.

گروه ناظر اینترنتی نت‌بلاکس اعلام کرد که قطع سراسری اینترنت در ایران، با عبور از ۳۷مین روز، به طولانی‌ترین مورد ثبت‌شده در جهان تبدیل شده است.

▫️کاربران در تعجبند که چرا هیچ اقدام منسجم و تاثیرگذاری برای وصل شدن اینترنت در مقیاس جهانی در حال انجام نیست، چرا درباره اینترنت به عنوان زیرساخت به اندازه کافی گفتگو نمی‌شود و چرا کسانی که از این حق برخوردارند درک نمی‌کنند که خرید چند گیگ اینترنت با قیمت بالا در تنگنای اقتصادی به معنی انتخاب بین خرید کالای اساسی و حق برخورداری از ارتباط است.

⚠️برخی هشدار دادند که باید منتظر موجی از خودآسیبی و خود.کشی ناشی از قطع جریان اقتصادی باشیم.

▫️پیش از این حتی سایت فرارو، وابسته به سپاه نوشته بود که با قطعی اینترنت، «عصبانیت اجتماعی» تشدید می‌شود و هشدار داده بود که اینترنت حق طبیعی مردم است و «قطعی طولانی‌مدت اینترنت با فلج کردن کسب‌وکارهای آنلاین، استارتاپ‌ها، و فریلنسرها، روزانه هزاران میلیارد تومان خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد کرده و با ایجاد اختلال در پلتفرم‌های فروش، منجر به تعدیل نیرو، بیکاری گسترده و کاهش شدید درآمد معیشتی میلیون‌ها نفر می‌شود. این وضعیت باعث ایجاد نارضایتی عمومی و ضربه به اعتماد سرمایه‌گذاران می‌گردد.»

اقتصادنیوز نوشت:
▫️در جهانی که ارتباطات دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر زیست روزمره تبدیل شده، قطع دسترسی به اینترنت دیگر صرفاً یک اقدام فنی یا امنیتی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان یک مسئله مرتبط با حق ارتباط، اعتماد عمومی و حکمرانی رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته است.

🔑 دیدگاه فعالان مدنی و صنفی چیست؟
عرصه را واگذار نکنید! به راهکار چند جانبه‌ای بیندیشید که هم‌زمان، دستور کار وصل شدن را در مقیاس عمده پیگیری کند، راه‌های وصل شدن در مقیاس کوچک را امکان‌پذیر کند و هم‌زمان گروه خود را برای بدترین سناریو یعنی قطعی طولانی اینترنت آماده کنید و به راه‌های غیرمتمرکز ارتباط بیندیشید.
در چنین شرایطی، گروه‌ها و منابعی که بتوانند دست کم برای مدتی راه‌حل‌های جایگزین برای ترمیم اقتصاد و ارتباط ایجاد کنند، می‌توانند تاب‌آوری را افزایش ‌دهند و سرمایه اجتماعی ذخیره کنند.

این فرصتی برای فعالان است که آسیب‌های ناشی از قطع شدن اینترنت را مستند کنند، زمینه‌های حقوقی این حق را در پتانسیل‌های قانونی بررسی کنند تا وصل ماندن به اینترنت به عنوان حق غیرقابل نقض به یک اصل پذیرفته شده یا حتی به قانون تبدیل شود.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
📣آیا بحران می‌تواند باعث افزایش قدرت چانه‌زنی کارگران شود؟

▫️هم‌زمان با بالا رفتن هزینه مطالبه‌گری در ایران به دلیل جنگ، کارگران امریکایی برای دستمزد بیشتر یک ماه اعتصاب می‌کنند و مدیر کارخانه را به میز مذاکره بر می‌گردانند


ایلنا به نقل از آسوشیتدپرس نوشت که نمایندگان اتحادیه کارگری کارخانجات تولید محصولات گوشتی JBS، روز شنبه اعلام کردند که کارگران یکی از بزرگترین کارخانه‌های بسته‌بندی گوشت در آمریکا JBS USA) موفق شدند مالک کارخانه را برای گفتگو درباره دستمزد متناسب با تورم به میز مذاکره برگردانند و به اعتصاب یک ماهه خود پایان دادند.

بحران‌ها همیشه فقط لحظه‌های حساس تاریخی برای جلوگیری از فروپاشی نیستند؛ در برخی جوامع، بحران می‌تواند به نقطه بازتعریف رابطه کارگر، کارفرما و دولت تبدیل شود. اما چرا در جایی مانند آمریکا، بحران می‌تواند به تقویت موقعیت کارگران بینجامد، و در جایی مانند ایران، به تعلیق همان حقوقی که حتی در قانون پیش‌بینی شده‌اند؟

پاسخ را باید در «ساختار تشکل‌یابی» جست‌وجو کرد؛ جایی که تفاوتی تعیین‌کننده شکل می‌گیرد.

🔥در نظام‌هایی که تشکل‌های کارگری مستقل، نهادینه و دارای قدرت چانه‌زنی‌اند، بحران نه پایان مذاکره بلکه آغاز آن است.
اتحادیه‌ها در چنین شرایطی به‌عنوان میانجی‌های واقعی وارد میدان می‌شوند: آن‌ها می‌توانند اعتصاب را سازمان دهند، هزینه بی‌توجهی به مطالبات را بالا ببرند و دولت‌ها را—حتی در شرایط جنگ یا رکود—به پذیرش مصالحه وادار کنند. به همین دلیل، بحران در اینجا اغلب به «افزایش قدرت چانه‌زنی» و بازتوزیع منابع منجر می‌شود؛ هرچند که جنگ برای مردم امریکا واقعیت روزمره زیر بمباران نیست. اما تاریخ آمریکا پر از بحران‌هایی است که از نظر اقتصادی و اجتماعی، به همان اندازه تعیین‌کننده بوده‌اند—و در برخی موارد، به افزایش قدرت چانه‌زنی کارگران انجامیده‌اند.

برای نمونه، در جریان افسردگی بزرگ در آمریکا، بحرانی که با بیکاری گسترده و سقوط معیشت کارگران همراه بود، به‌جای خاموش کردن مطالبات، به موجی از سازمان‌یابی و اعتصابات گسترده انجامید؛ از جمله اعتصاب‌های صنایع خودروسازی که شرکت‌هایی مانند جنرال موتورز را ناچار به پذیرش اتحادیه‌ها کرد. یا در دوران جنگ دوم جهانی، با وجود شرایط جنگی، اتحادیه‌ها در صنایع حیاتی تثبیت شدند و دولت برای حفظ تولید، ناگزیر به پذیرش نقش آن‌ها در تعیین دستمزد و شرایط کار شد.

حتی در بحران‌های جدیدتر مانند همه‌گیری کووید، شاهد افزایش موج اعتصابات و مطالبات در بخش‌هایی مانند انبارهای آمازون و صنایع خدماتی بودیم؛ روندی که نشان می‌دهد بحران می‌تواند به بستری برای تقویت چانه‌زنی تبدیل شود، نه تعلیق آن- به شرطی که حقوق تشکل‌یابی نسبتا آزاد باشد.


اما در ایران، ضعف یا عدم استقلال تشکل‌های کارگری باعث می‌شود این میانجی‌گری اساساً شکل نگیرد. در غیاب نهادهای قدرتمند، رابطه کارگر و کارفرما از یک رابطه حقوقی و قراردادی، به رابطه‌ای سیاسی-امنیتی تغییر ماهیت می‌دهد. در چنین بستری، بحران نه یک موقعیت برای چانه‌زنی، بلکه وضعیتی استثنایی تلقی می‌شود که در آن، هر مطالبه صنفی می‌تواند به‌عنوان اختلال در نظم تعبیر شود. نتیجه روشن است: توافق‌ها ناپایدار می‌شوند، افزایش دستمزدها به تعویق می‌افتد و حتی قوانین موجود نیز ضمانت اجرایی خود را از دست می‌دهند.

در واقع، مسئله اصلی شدت یا نوع بحران نیست، بلکه این است که آیا کارگران «سازمان‌یافته» هستند یا نه. جایی که تشکل‌های مستقل وجود دارند، بحران به میدان مذاکره تبدیل می‌شود؛ و جایی که این تشکل‌ها غایب یا تضعیف شده‌اند، بحران به تعلیق حقوق و عقب‌نشینی مطالبات می‌انجامد.

شاید بتوان جمع‌بندی را این‌گونه صورت‌بندی کرد:
بحران‌ها خودبه‌خود سرنوشت کارگران را تعیین نمی‌کنند؛ این «قدرت تشکل‌یابی» است که مشخص می‌کند بحران، فرصت چانه‌زنی باشد یا لحظه سکوت.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🕊1
📣 علیه استفاده از کودکان در جنگ/ معلم‌ها از موضع‌گیری یونیسف استقبال کردند:
توییت یونیسف: نگرانی از مشارکت کودکان در کارزارهای بسیج در ایران

کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران که پیش از این نیز علیه استفاده از کودکان در مناطق پرخطر و نظامی هشدار داده بود، با بازنشر توییت یونیسف، پیام این سازمان بین‌المللی را ترجمه کرد:

«
یونیسف گزارش‌هایی دریافت کرده است مبنی بر اجرای کارزارهای بسیج در ایران که شامل کودکان نیز می‌شود، و همچنین حضور کودکان در ایست‌های بازرسی.

ما از جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم هرگونه جذب و به‌کارگیری کودکان را فوراً متوقف کند.

جذب و استفاده از کودکان توسط نیروها یا گروه‌های مسلح، نقضی فاحش و جدی حقوق کودک محسوب می‌شود.»


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
📣سه‌گانه مطالبات کارگران؛ از روایت بحران تا ناتوانی در تغییر

دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران در گفتگو با ایلنا تصویری روشن از بحران امنیت شغلی، معیشت و درمان ارائه می‌دهد، اما در غیاب راهکار و اهرم فشار، از سطح توصیف فراتر نمی‌روند.
تصویری نسبتاً منسجم از «سه‌گانه‌ی مطالباتی»؛ سه حوزه‌ای که به‌هم وابسته‌اند و ضعف در هرکدام، دیگری را نیز تضعیف می‌کند.

▫️در سطح نخست، امنیت شغلی قرار دارد؛ جایی که وی به‌صراحت از «نبود امنیت شغلی» و «تبعیض» به‌عنوان یک مشکل جدی نام برد.
دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران اعلام کرد مسئله فقط در سطح دستمزد نیست، بلکه بی‌ثباتی قراردادها، ترس از اخراج و نبود تضمین‌های حقوقی، زیربنای ناامنی گسترده‌تری را ساخته است. در چنین شرایطی، حتی اگر دستمزد افزایش یابد، کارگر همچنان در موقعیتی ناپایدار باقی می‌ماند.

▫️در سطح دوم، معیشت: جایی که تناقض اصلی خود را نشان می‌دهد:
از یک‌سو افزایش ۶۰ درصدی دستمزد به‌عنوان «بارقه‌ای از امید» مطرح می‌شود، اما بلافاصله با تأکید بر شکاف میان دستمزد و تورم، این امید نسبی خنثی می‌شود. همچنین اشاره به «کوچک شدن سفره‌ها» و بدهی دولت به تأمین اجتماعی، نشان می‌دهد که بحران معیشت نه یک مسئله مقطعی، بلکه ساختاری و انباشته است. حتی تأکید بر سه‌جانبه‌گرایی نیز بیشتر یک توصیف از روند است تا نشانه‌ای از حل واقعی مسئله.

در سطح سوم، درمان به‌عنوان یکی از حقوق پایه مطرح شد؛ حقی که به‌گفته او «باید رایگان» باشد اما در عمل با دریافت «مبالغ غیرمتعارف» نقض می‌شود. این بخش نشان می‌دهد که حتی در حوزه‌هایی که از نظر قانونی تثبیت‌شده‌اند، شکاف میان قانون و اجرا بسیار عمیق است.

در مطلب بعد ببینید که چرا این حرف‌ها به بهبود واقعی شرایط کارگران منجر نمی‌شود.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
📣چرا انتقاد دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران، به بهبود واقعی شرایط کارگران منجر نمی‌شود؟

دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران بحرانی که کارگران به آن دچارند را در سه سطح بررسی کرد، اما نبود راهکار اجرایی، ضعف در اعمال فشار، و لحن تعدیل‌شده و حتی مجیزگویانه دولت باعث می‌شود این نوع موضع‌گیری‌ها بیشتر نقش بازتاب‌دهنده داشته باشند تا تحول‌آفرین.

چند عامل در همین گفتار دیده می‌شود که توضیح می‌دهد چرا چنین مواضعی به تغییر ملموس منجر نمی‌شوند:

۱.
توصیف به‌جای مداخله
بخش عمده‌ای از گفته‌ها در سطح توصیف مشکلات باقی می‌ماند (نبود امنیت شغلی، شکاف دستمزد و تورم، ضعف در اجرای درمان رایگان) بدون آن‌که به سازوکارهای اجرایی مشخص، زمان‌بندی یا ابزارهای فشار اشاره شود. در نتیجه، این گفتار بیشتر بازتاب وضعیت است تا عامل تغییر آن.

۲. دوگانگی در لحن (انتقاد + قدردانی)

همزمان با طرح انتقادات جدی، از نهادهای تصمیم‌گیر «تشکر» می‌شود و اقدامات آن‌ها «امیدبخش» توصیف می‌گردد. این دوگانگی، شدت انتقاد را تعدیل می‌کند و عملاً پیام را از یک مطالبه‌گری قاطع به یک موضع میانه و کم‌فشار تبدیل می‌کند.

۳. نبود اهرم فشار جمعی

در این گفتار هیچ نشانه‌ای از ابزارهای عملی برای پیگیری مطالبات (مثل سازماندهی، چانه‌زنی جمعی مؤثر یا سازوکارهای الزام‌آور) دیده نمی‌شود. بدون این اهرم‌ها، مطالبات حتی اگر دقیق بیان شوند در سطح توصیه باقی می‌مانند.

۴. انتقال مسئولیت به «کلیّت نظام تصمیم‌گیری» به جای دقت در مسئول دانستن نهاد یا فرد متولی

ارجاع مداوم به دولت، مجلس، شوراها و… بدون مشخص‌کردن مسئول مستقیم یا مطالبه مشخص از هرکدام، باعث پخش شدن مسئولیت می‌شود. وقتی مسئولیت نامتمرکز باشد، پاسخگویی نیز تضعیف می‌شود.

۵. پذیرش ضمنی وضعیت موجود

وقتی افزایش دستمزد «حتی اگر ناکافی باشد» به‌عنوان موفقیت برجسته می‌شود، این پیام ضمنی منتقل می‌شود که چارچوب فعلی قابل قبول است و فقط نیاز به «بهبود» دارد، نه تغییر جدی. این نگاه، دامنه مطالبه‌گری را محدود می‌کند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1
📣 صنعتی‌زدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران

▫️ایران یکی از ۱۰ کشور صادرکننده فولاد در جهان است.
▫️بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تل‌آویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه‌ عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند.

گزارش تحلیلی داوطلب

صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزه‌هایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابه‌جایی ساختاری واقعی را تجربه کرده است: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.
در حال حاضر، تولید فولاد خام ایران در سطح حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن در سال تثبیت شده است؛ رقمی که ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار می‌دهد؛ موقعیتی که ریشه در توسعه زنجیره کامل تولید—از استخراج سنگ‌آهن تا فولاد نهایی—دارد.

🛠🛠 این صنعت یکی از گسترده‌ترین حوزه‌های اشتغال صنعتی در کشور است: حدود ۱۴۰ هزار نفر در صنایع مرتبط به فولاد مشغول به کار هستند و با احتساب زنجیره‌های پایین‌دستی، این صنعت حدود ۸ درصد اشتغال کشور را پوشش می‌دهد.

مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگ‌ترین واحد صنعتی ایران و عظیم‌ترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی روزهای گذشته، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است. اما علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانه‌های فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفته‌اند: فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانه‌ی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.

🔨بازسازی قفسه‌های نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان می‌برد. عملیات بتن‌ریزی‌های عظیم برای فونداسیون کوره‌ها و نصب سوله‌های غول‌پیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستم‌های کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.

این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیره‌ی تولید و تأمین و عرضه‌ی فولاد کشور مشغول به کار بودند.
همزمان، کارفرمای کارخانه‌ی فولاد سیادن در شهر ابهر تصمیم به تعطیلی کارخانه و تعدیل کارگران گرفته و اعتراض این کارگران را برانگیخته است: ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکرده‌اند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست داده‌اند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
📣۶ پیش‌شرط تغییر برای کارگران؛ فراتر از واکنش‌های تکراری

هر بحران که عمیق‌تر می‌شود، پاسخ‌ها هم آشناتر می‌شوند: اعتراض، وعده و خبر خوش ولی بعد: معمولا فراموش شدن وعده.

در آتش‌بس، کارفرماهای وصل به قدرت برای برخورداری از شرایط بهتر با هم به رقابت می‌پردازند و اگر کارگرانی که همه چیز خود را در دو بحران اقتصادی و سپس جنگ از دست داده‌اند، نتوانند با هم به مطالبه‌گری بپردازند، هرگز در اولویت نخواهند بود. کارگران همچنان وعده و خبر خوب ولی توخالی خواهند گرفت و مطالباتشان فراموش خواهد شد.

اما اگر قرار است این چرخه شکسته شود، باید از سطح واکنش عبور کرد و به این واقعیت‌ها تن داد:

مسئله، فردی نیست؛ ساختاری است

تا وقتی بحران به «مشکل شخصی» تقلیل پیدا کند، راه‌حل هم به بن‌بست می‌خورد. تحلیل‌های اینجا نشان می‌دهد ریشه‌ها در سیاست‌گذاری و ساختار اقتصادی است.
🔗 /davtalab.org/category/reports

بدون تشکل، قدرتی وجود ندارد

تجربه‌های بازتاب‌یافته در گزارش‌ها روشن است: کارگرِ تنها، حتی اگر حق با او باشد، در معادله جایی ندارد.
در این گزارش ببینید که آیا کارگران می‌توانند با استفاده از بحران قدرت چانه‌زنی بیشتری پیدا کنند؟

امنیت شغلی، می‌تواند نقطه شروع همه مطالبات باشد

قرارداد موقت فقط یک شکل استخدام نیست؛ مکانیزم کنترل است.
تا این ناامنی حل نشود، هیچ مطالبه‌ای پایدار نمی‌ماند.

معیشت، نتیجه سیاست است نه تقدیر

دستمزد، تورم، اخراج—همه به تصمیم‌های کلان گره خورده‌اند. «اقتصاد» در این روایت، یک امر سیاسی است.

اگر روایت نشود، حذف می‌شود
.
ثبت و مستند کردن دقیق قضایا، یک ابزار اصلی مطالبه‌گری است.
یکی از کارکردهای کلیدی پلتفرم داوطلب، ثبت مستمر تجربه زیسته کارگران است؛ نه به‌عنوان خبر، بلکه به‌عنوان حافظه جمعی.


واکنش کافی نیست؛ باید ساختار ایجاد کرد
از دل گزارش‌ها یک الگو بیرون می‌آید: هر جا تداوم، هماهنگی و حدی از سازمان‌یافتگی بوده، مطالبه‌گری هم یک گام جلوتر رفته است.


این‌ها توصیه نیستند؛
حداقل شروط مورد نیاز برای به وجود آوردن تغییرند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
📣دفاع از تولید در پوشش حمایت از کارگر:
منطق پنهان سیاست‌گذاری در شرایط جنگی!


در شرایطی که جنگ به‌طور هم‌زمان تولید، اشتغال و معیشت را تحت فشار قرار می‌دهد، نوع برخورد دولت و نهادهای کارگری با این بحران مرکب، اهمیتی تعیین‌کننده پیدا می‌کند.

در این میان، برخی مواضع نهادهایی چون خانه کارگر ظاهراً در دفاع از کارگران بیان می‌شوند، اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دید که منطق اصلی آن‌ها بر حفظ تداوم تولید و کاهش هزینه‌های ساختاری دولت و کارفرما استوار است. این متن تلاشی است برای خوانش این شکاف میان ظاهر حمایتی و جهت‌گیری واقعی سیاست‌ها.

محمد حسن موسیوند (دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان و رئیس کانون بازنشستگان خرم آباد) به ایلنا گفت:
. در شرایط جنگی، دولت موظف است از واحدهای تولیدی و کارگران آسیب‌دیده حمایت کند.
. تعطیلی واحدهای تولیدی می‌تواند بحران اقتصادی ناشی از جنگ را تشدید کند.
. اکثریت کارفرمایان تلاش می‌کنند تولید را حفظ کنند، اما برخی از شرایط جنگی و افزایش مزد برای تعدیل نیرو استفاده می‌کنند.
. حمایت همه‌جانبه دولت از طریق ابزارهای مالیاتی، بیمه‌ای و تسهیلاتی برای جلوگیری از اخراج کارگران ضروری است.
. دولت می‌تواند با کاهش فشار اقساط و ارائه وام به کارفرمایان کمک کند تا نیروی کار خود را حفظ کنند.
. کارگرانی که به‌طور مستقیم از جنگ آسیب دیده‌اند، باید از مقرری، ازکارافتادگی و سایر مزایای قانونی برخوردار شوند.
. کارگرانی که به دلیل تخریب کارگاه بیکار شده‌اند، باید بدون توجه به سابقه بیمه، مشمول بیمه بیکاری شوند.
. استفاده از بیمه بیکاری باید به مواردی محدود شود که بازگشت کارگر به کار در کوتاه‌مدت ممکن نیست.
. در صورت عدم حمایت دولت، موج گسترده‌ای از تعدیل نیرو در واحدهای تولیدی شکل خواهد گرفت.
. بیمه بیکاری نباید به ابزار اصلی حمایت تبدیل شود و باید آخرین راه‌حل در نظر گرفته شود.
. فشار بیش از حد بر صندوق بیمه بیکاری و تأمین اجتماعی می‌تواند به بحران مالی در این صندوق‌ها منجر شود.
. اولویت اصلی در شرایط بحران باید حفظ واحدهای تولیدی و جلوگیری از اخراج کارگران باشد.

🧩در مقایسه، در ترکیه، نمایندگان کارگری چه می‌گویند؟

در مقایسه، ادبیات تقابلی و دفاع‌ تمام قد سندیکالیست‌ها از کارگران در کشورهایی -نه چندان ایده‌آل برای فعالیت مدنی و صنفی- جایی مثل ترکیه که حتی با وجود فشار دولت، هنوز سندیکاهای واقعی وجود دارند و فعالیت می‌کنند ما را بیشتر به جای خالی تشکل‌ها در کشورمان آگاه می‌کند.

برای نمونه، ارگون آتالای رئیس کنفدراسیون کارگری TÜRK-İŞ، بارها در بحران‌های اقتصادی و تورمی به نفع کارگران موضع گرفته است.
او با تأکید مستقیم بر افزایش دستمزد متناسب با تورم واقعی و نه ملاحظات کارفرما
و استفاده از ابزارهایی مانند اعتصاب، تجمع و فشار اجتماعی برای تحقق مطالبات کارگران، با کارفرماهای قدرتمند کشور خود بارها در افتاده است.
او بر اساس باور خود « هزینه بحران اقتصادی نباید بر دوش کارگر بیفتد» در برخی موارد، حتی در برابر دولت نیز موضع‌گیری کرده و مذاکرات را مشروط به تأمین منافع کارگران کرده است.

دفاع مستقیم و محکم وی از کارگر حتی به صورت تقابلی عمدتا مبتنی بر افزایش سهم نیروی کار از اقتصاد است.

در مطلب بعد ببینید که چرا گفتار این عضو خانه کارگر لرستان را می‌توان «دفاع مشروط از کارگر» نامید؛ ادبیاتی که در ظاهر از حقوق کارگر دفاع می‌کند ولی در واقع نگران تداوم تولید، کاهش هزینه‌های دولت و حفظ ثبات کارفرماست.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1😢1
📣 اعضای خانه کارگر در پوشش دفاع از حق کارگر، از چه چیزی دفاع می‌کنند؟

در مطلب پیش توضیح دادیم که دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان در گفتگو با رسانه در ظاهر از حقوق کارگران دفاع می‌کند: صدایی که از دل بحران جنگی برمی‌خیزد و با واژگانی چون «حمایت از کارگر»، «جلوگیری از بیکاری» و «حفظ معیشت» خود را در جایگاه مدافع نیروی کار قرار می‌دهد؛ اما در منطق گفتار دبیر اجرایی خانه کارگر، یک جابه‌جایی ظریف رخ می‌دهد:
محور دفاع از «کارگر» به‌تدریج به «بقای واحد تولیدی» منتقل می‌شود.

گوینده با ترسیم یک تصویر بحرانی از اقتصاد جنگی، استدلال می‌کند که تعطیلی کارگاه‌ها خود به تشدید بحران می‌انجامد. این گزاره درست است، اما نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود، جهت‌دار است:
کارگر باید در هر شرایطی در چرخه تولید باقی بماند، حتی اگر ابزارهای حمایتی او (مثل بیمه بیکاری) به حاشیه رانده شود. منطقی که در آن، کارگر پیش از آنکه یک «صاحب حق» باشد، یک عنصر کلیدی در تداوم تولید تلقی می‌شود و در واقع، سیاست ادامه تولید از اولویت برخوردار است، نه حق کارگر.

🔑نقاط کلیدی در این جابه‌جایی
اولویت‌بندی پنهان:
در ظاهر، حمایت از کارگر مطرح است، اما در عمل «حفظ تولید» به اولویت اصلی تبدیل می‌شود.

تعریف محدود از حمایت:

حمایت از کارگر نه به‌عنوان یک حق مستقل، بلکه در قالب حفظ رابطه کار تعریف می‌شود؛ دیدگاهی که به نهادهای دولت‌محور و تنظیم‌گر بازار کار نزدیک است.

بازتعریف بیمه بیکاری:
بیمه بیکاری که باید یک ابزار حمایتی باشد، به «آخرین راه‌حل» تقلیل می‌یابد؛
یعنی کارگر تنها زمانی مستحق حمایت است که دیگر هیچ راهی برای بازگشت به تولید وجود نداشته باشد.

جهت‌گیری سیاستی:
راه‌حل‌های پیشنهادی (وام، معافیت، کاهش فشار مالی) عمدتاً به سمت کاهش هزینه‌های کارفرما هدایت می‌شود، نه افزایش قدرت چانه‌زنی کارگر.

روایت پنهان در پس این گفتار چیست؟

در لایه زیرین این سخنان، یک منطق روشن عمل می‌کند:
اگر کارگاه بماند، کارگر هم «به‌طور ضمنی» حفظ می‌شود؛
پس باید ابتدا کارگاه را نجات داد، حتی اگر این به معنای محدود کردن حقوق فوری کارگر باشد.

اگرچه گوینده در سطح گفتمانی از کارگران دفاع می‌کند، اما در سطح عملی و سیاستی:

❗️ دفاع او بیشتر متوجه کارفرما و تداوم تولید است
⚠️ و در سطحی کلان‌تر، در خدمت پایداری ساختار اقتصادی و مالی (دولت و صندوق‌ها) قرار می‌گیرد

به بیان دقیق‌تر، این یک دفاع «واسطه‌ای» از کارگر است؛
✍️دفاعی که تنها تا جایی پیش می‌رود که با منطق حفظ تولید و کنترل هزینه‌های سیستم در تضاد قرار نگیرد.

در مطلب پیش ببینید که نمایندگان منتخب کارگران در کشورهایی مثل ترکیه که حق تشکل‌یابی و انتخاب نمایندگان کارگری کاملا از کارگران سلب نشده و هنوز تا اندازه‌ای قابل اجراست، نمایندگان کارگران با چه ادبیاتی از حقوق کارگر دفاع می‌کنند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🔥1
📣کارگران ابنیه فنی لرستان دو دسته‌اند:
آن‌هایی که مزایا می‌گیرند و کارگران پیمانکاری که تنها وعده می‌گیرند!


حقوق ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومانی بدون پرداخت مزایا با تورم بالای ۱۱۲درصدی برای مواد غذایی، یک خانواده کارگری را در چه شرایطی قرار می‌دهد؟


ایلنا از قول کارگران راه‌آهن و ابنیه فنی لرستان نوشت:
- در پرداخت مزایای مناسبتی تبعیض وجود دارد و مدیران بارها وعده داده‌اند و مطالبات کارگران مدام فراموش می‌شود.
-برای روزهای مناسبتی، به حساب کارگران رسمی و تجمیعی مبالغی واریز می‌شود، اما برای کارگران پیمانکاری چیزی پرداخت نمی‌شود.
- کارگران بیان کردند که کارگران رسمی از ابتدای سال پاداش‌ها و کمک‌های معیشتی را دریافت کرده‌اند ولی کارگران پیمانکاری با وجود گذر از رمضان و نوروز، همچنان فقط حداقل حقوق خود را دریافت کرده‌اند و هیچ پرداخت اضافه‌ای نداشته‌اند.

ایلنا در حالی که صدای این کارگران را در گزارش خود به صورت خام پوشش داده، از کوچکترین کنکاش برای بیان مبلغ، زمان، شمار ماه‌هایی که پرداخت به تعویق افتاده و شمار کارگران محروم شده از حق مزایای مناسبتی با تورم نزدیک به رقمی خودداری کرده است؛ گزارشی عقیم که بیشتر به یادآوری پیمانکار برای دریافت منابع مالی معوق بیشتر شبیه است تا یک گزارش واقعی بیانگر شرایط کارگران.

🧩مبلغ دقیق و ثابت مصوبی برای مزایای مناسبتی کارگران پیمانکاری ابنیه فنی راه‌آهن لرستان وجود ندارد و این موضوع مورد اعتراض مداوم کارگران بوده است.
طبق گزارش‌های منتشر شده در ابتدای سال ۱۴۰۵:
▫️کارگران رسمی و تجمیعی راه‌آهن مبالغی مانند ۳ میلیون تومان به عنوان پاداش مناسبتی دریافت کرده‌اند، به کارگران پیمانکاری (تراورس) تنها ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پرداخت شده است.
▫️کارگران گزارش داده‌اند که علی‌رغم وعده‌های مدیران، پاداش‌های مربوط به اعیاد (مانند عید مبعث، ایاد شعبانیه و ۲۲ بهمن) و مناسبت‌هایی چون روز کارگر و روز حمل‌ونقل به طور کامل یا مطابق با سایر پرسنل پرداخت نمی‌شود.
▫️حقوق ماهانه بسیاری از این کارگران با وجود سابقه بالا، در حدود ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان گزارش شده است که در کنار تاخیر در پرداخت اضافه‌کاری‌ها، معیشت آنان را با مشکل روبرو کرده است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💔1
📣 صنعتی‌زدایی با بمباران: جنگ و فروپاشی صنعت فولاد ایران

گزارش تحلیلی داوطلب


تا همین چند روز پیش، ایران را در میان ۱۰ تولیدکننده و صادرکننده بزرگ جهان قرار داشت:
تولید فولاد خام ایران در سطح حدود سالانه ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن تثبیت شده بود و از استخراج سنگ‌آهن تا تولید محصول نهایی یعنی فولاد نهایی تا تشکیل زنجیره‌ای کامل، توسعه یافته بود. صنعت فولاد در ایران را باید یکی از معدود حوزه‌هایی دانست که در طی سه دهه گذشته، یک جابه‌جایی ساختاری واقعی را تجربه کرد: گذار از وابستگی وارداتی به موقعیت تولیدکننده و صادرکننده.

حدود ۱۴۰ هزار نفر در صنایع مرتبط به فولاد مشغول به کار بودند و با احتساب زنجیره‌های پایین‌دستی، این صنعت حدود ۸ درصد اشتغال کشور را پوشش می‌داد.


بعد، حمله شد:

بنیامین نتانیاهو، سوم آوریل در تل‌آویو اعلام کرد که ارتش این کشور در هماهنگی کامل با ایالات متحده توانسته است ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران را از بین ببرد.

مجتمع فولاد مبارکه اصفهان- بزرگ‌ترین واحد صنعتی ایران و عظیم‌ترین مجتمع فولادی خاورمیانه- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی حملات هوایی، خط تولید این مجتمع دچار «توقف کامل» شده است.

علاوه بر فولاد مبارکه، کارخانه‌های فولاد دیگر کشور نیز هدف قرار گرفته‌اند:
فولاد اهواز خوزستان، فولاد باقرشهر أصفهان، فولاد اکسین اهواز، کارخانه‌ی فولاد باقرشهر، و نیز مجتمع فولاد سفید دشت فرخنده شهر چهارمحال و بختیاری.

⁉️یعنی صنعت فولاد کشور به تاریخ پیوست؟

🔨بازسازی قفسه‌های نورد یا ترانسفورماتورهای کوره قوس حداقل یک تا دو سال زمان می‌برد.
عملیات بتن‌ریزی‌های عظیم برای فونداسیون کوره‌ها و نصب سوله‌های غول‌پیکر و نصب دقیق تجهیزات مکانیکی، هیدرولیکی و سیستم‌های کنترل اتوماسیون هم مجموعا حدود چهار تا شش سال زمان لازم خواهد داشت.

این یعنی چندین سال بیکاری و تزلزل هر چه بیشتر اقتصادی برای هزاران هزار کارگر ایرانی که در بخشی از زنجیره‌ی تولید و تأمین و عرضه‌ی فولاد کشور مشغول به کار بودند.

🔴وضعیت کارگران چگونه است؟
▫️کارفرمای کارخانه فولاد سیادن به بهانه انباشت بدهی به اداره برق و گاز قصد تعطیلی کارخانه را دارد. وی اخیرا مانع ورود نیروها به کارخانه شده و از کارگران خواسته با مراجعه به واحد اداری نامه‌ عدم نیاز بگیرند و برای دریافت مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند. ۲۸۰ کارگر این واحد دو ماه گذشته نیز حقوق خود را دریافت نکرده‌اند.

در گزارش تحلیلی داوطلب، ببینید چند کارگر تاکنون جان خود را از دست داده‌اند، و حجم تخریب صنعت فولاد و پیامدهای آن را مرور کنید. گزارش را برای دیگران نیز بفرستید.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
📣 ۵ دلیل که نشان می‌دهد:
پیام‌های عادی‌سازی در شرایط بحران به گسیختگی زندگی حقوق‌بگیران دامن می‌زند


۱. شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته

پیام‌های عادی‌سازی می‌کوشند بحران را موقتی، قابل‌تحمل یا «تحت کنترل» نشان دهند؛ اما حقوق‌بگیران بحران را در سطح معیشت، امنیت شغلی و کرامت روزمره لمس می‌کنند. این ناهماهنگی باعث:

فرسایش اعتماد،
احساس دیده‌نشدن،
و تشدید بی‌قدرتی اجتماعی می‌شود.

۲. انتقال هزینه بحران به پایین


عادی‌سازی معمولاً همراه با این پیام ضمنی است که «زندگی باید ادامه پیدا کند». در عمل یعنی:

دستمزدها ثابت می‌ماند،
ساعات کار افزایش می‌یابد،
حمایت‌های اجتماعی به تعویق می‌افتد.
در این شرایط حقوق‌بگیران به جای فکر کردن به این که چگونه هزینه سرکوب را به سرکوبگران منتقل کنند، ناچار می‌شوند هزینه‌ی بحران را از جیب و جان خود بپردازند.

۳. بی‌اعتبارسازی رنج و اعتراض


وقتی بحران «عادی» جلوه داده می‌شود، رنج نیز عادی می‌شود. این روند:

اعتراض را ناموجه یا اغراق‌آمیز جلوه می‌دهد،
همبستگی اجتماعی را تضعیف می‌کند،
و افراد را به انزوای روانی سوق می‌دهد چرا که افراد گمان می‌کنند ایراد اصلی از آن‌هاست.

۴. فرسودگی روانی و دوپارگی زندگی


حقوق‌بگیران ناچار می‌شوند میان:

روایت رسمیِ «همه‌چیز عادی است»،

و تجربه‌ی واقعیِ ناامنی و فشار
زیست دوپاره‌ای بسازند. این دوپارگی به:

اضطراب مزمن،
فرسودگی شغلی،
و فروپاشی برنامه‌ریزی زندگی می‌انجامد.

۵. تضعیف کنش جمعی


عادی‌سازی بحران، حس فوریت را می‌کاهد. وقتی «وضعیت ویژه» انکار شود:

اعتصاب، مطالبه‌گری و اعتراض به تعویق می‌افتد،
شبکه‌های حمایتی از هم می‌گسلد،
و حقوق‌بگیران پراکنده‌تر می‌شوند.

پیام‌های عادی‌سازی در بحران، به‌جای بازگرداندن ثبات، اغلب به نرمال‌سازی بی‌ثباتی می‌انجامند. برای حقوق‌بگیران، این یعنی زیستن در شرایطی که نه بحران به رسمیت شناخته می‌شود و نه حمایت مؤثری وجود دارد؛ نتیجه، گسیختگی معیشتی، روانی و اجتماعی است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام -  شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31🔥1
📣سه کشته و چندین مصدوم، به خاطر نقض ایمنی در دو حادثه مشابه
- ریزش آوار در محدوه بلوار وکیل آباد مشهد، منجر به مرگ یک کارگر ساختمانی، یک زن و مصدومیت دو کارگر دیگر شد.
- در حادثه‌ای مشابه در تبریز: یک کشته و چهار مصدوم

🔴امروز- شنبه: ۲۱ فروردین ۱۴۰۵:
به علت ریزش یک ساختمان در حال ساخت در محدود پل قاری تبریز، پنج نفر از کارگران که در محل حادثه مشغول کار بودند، بر اثر ریزش آوار در زیر تلی از خاک مدفون شدند.

در این حادثه چهار نفر به بیمارستان منتقل شدند ولی یک نفر از کارگران بر اثر مدفون شدن زیر آوار، جان خود را از دست داد.

ایلنا نوشت که «از قرار معلوم» این بنای در حال ساخت سال گذشته هم دچار ریزش و پلمب شده بود، اما مجددا ساخت و ساز آن از سر گرفته شده است.

🔴عصر روز پنجشنبه (۲۰ فروردین ماه):
در محدوده بلوار وکیل‌آباد مشهد، به همان دلیل یعنی ریزش ناگهانی یک ساختمان در حال نوسازی سه کارگر که در محل حادثه مشغول کار بودند، به همراه سه نفر از ساکنین در زیر تلی از خاک مدفون شدند.

ایلنا باز هم نوشت که «از قرار معلوم» نیروهای امداد و نجات مشهد با حضور در محل حادثه توانستند جان ۴ نفر را که دو نفرشان کارگر بودند، از زیر خاک، نجات دهند و آن‌ها را به نزدیک‌ترین بیمارستان منتقل کنند اما یک کارگر و یک خانم (شاید از همسایگان) بر اثر مدفون شدن در عمق آوار، بعد از تلاش ۲۶ساعته امداد گران جان باختند.

ایلنا با قید «از قرار معلوم» به جای بررسی دقیق وقایع، در روایت خود از اهمیت آن‌ها می‌کاهد.
همچنین، با وجود نشان دادن دو کشته در تصویر، هویت زن، دلیل یا چگونگی کشته شدن وی که تنها در همین خبر بازتاب داشته است، در عنوان خبر حذف شده است؛ واقعه‌ای که نشان می‌دهد نقض ایمنی به سادگی ممکن است زندگی شهروندان دیگر را نیز به خطر بیفکند و به همین دلیل، اگر تشکل‌های فعال وجود می‌داشتند می‌توانستند دامنه آموزش و برنامه‌ریزی را علاوه بر کارگران، تا جامعه غیرکارگری نیز گسترش بدهند.

🧩 در صورتی که کارگر در حین کار آسیب ببیند و علت حادثه کوتاهی یا عدم رعایت مقررات ایمنی از سوی کارفرما باشد، کارفرما مسئول پرداخت کلیه هزینه‌های پزشکی، غرامت، دیه و ... است.

بیمه تامین اجتماعی تمام هزینه‌های درمانی را پوشش نمی‌دهد. برای همین، کارفرمایان می‌توانند برای پوشش هزینه‌های مازاد، اقدام به خرید بیمه تکمیل درمان برای کارگران خود کنند.



چشم‌انداز صفر چیست؟
افزایش شمار قربانیان کار و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن، سبب شده تا نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه سازمان بین‌المللی کار، در یک دهه گذشته ابتکارهای تازه‌ای برای کاهش مرگ‌ومیر و آسیب‌های شغلی طراحی کنند: از جمله راه‌اندازی کارزار جهانی «چشم‌انداز صفر حوادث کار»» (Vision Zero) در سال 2015 که زیرمجموعه برنامه «ایمنی و سلامت برای هم (Safety + Health for All) به شمار می‌رود، هدف خود را «به صفر رساندن حوادث قابل پیشگیری» در محیط‌های کاری تعیین کرده است.

تمرکز این ابتکار بیشتر بر کشورهایی با درآمد پایین و متوسط است که در زنجیره‌های جهانی تأمین فعالیت می‌کنند و معمولاً از استانداردهای ایمنی پایین‌تری برخوردارند. بنگلادش، اتیوپی، ویتنام و مکزیک از جمله کشورهایی هستند که با حمایت مالی کشورهای گروه هفت (G7) و پشتیبانی سیاسی گروه بیست (G20)، اجرای این برنامه را آغاز کرده‌اند.

اما آیا ایران می‌توانددر چشم‌انداز صفر به نتیجه برسد؟
پاسخ مثبت است ولی مشروط.


در گزارش داوطلب ببینید جنبه‌های برنامه چشم‌انداز صفر در ایران چگونه است، تا چه اندازه کارایی داشته و شروط‌ به نتیجه رسیدن در این برنامه چیست.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
📣 از ماهشهر تا عسلویه:
جنگ چه بر سر صنعت پتروشیمی و کارگرانش آورد؟


گزارش تحلیلی داوطلب

تا پیش از حمله به چندین کارخانه پتروشیمی، این صنعت ۱۴۳ هزار شغل مستقیم ایجاد کرده بود و صادرات پتروشیمی دومین منبع درآمد کشور پس از نفت خام و حدود ۳۳ درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل می‌داد.

بر أساس گزارش اس‌اندپی گلوبال، ایران پیش از جنگ ۷۵ مجتمع پتروشیمی فعال داشت و صادرات این بخش سالانه حدود ۱۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد می‌کرد. ایران همچنین ۱۴۳ پروژه پتروشیمی در دست ساخت دارد که برای تکمیل آنها حدود ۲۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری لازم است.

این ارقام نشان می‌دهد که صنعت پتروشیمی هم یک منبع بزرگ درآمد ارزی است، هم یکی از مهم‌ترین پیشران‌های توسعه صنعتی، و هم حوزه‌ای که ده‌ها هزار شغل مستقیم و شبکه بسیار گسترده‌تری از مشاغل غیرمستقیم به آن وابسته‌اند.

در فاصله ۱۵ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، این مجتمع‌ها و مناطق هدف حمله قرار گرفتند:
بندر امام، فجر ۱، فجر ۲، رازی، کارون، تندگویان، بوعلی‌سینا، غدیر، مارون، نیروگاه بندر امام، انرژی خلیج فارس، دو پتروشیمی در پارس جنوبی، پتروشیمی شیراز، پتروشیمی مرودشت و پتروشیمی امیرکبیر. در میان همه این نام‌ها، تنها درباره ماهشهر و بندر امام آمار روشن و نسبتاً نهاییِ از جان‌باختگان و مجروحان کارگری منتشر شده است.

به گفته دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام، کارگران واحدهای آسیب‌دیده اکنون نه در وضعیت عادی تولید، بلکه در شرایطی میان کار و آماده‌باش قرار دارند. ابراهیم پیرایش گفته است که در حال حاضر کارگران با یک‌دوم یا یک‌سوم ظرفیت در محل کار حاضر می‌شوند و بیشتر در حالت آماده‌باش یا دورکاری قرار دارند؛ به دلیل ادامه عملیات آواربرداری و الزامات امنیتی، اجازه حضور کامل به آنان داده نمی‌شود و در برخی موارد شاید تنها یک‌پنجم کارگران بر سر کار حاضر باشند.

این کاهش حضور، فقط یک مسئله فنی یا ایمنی نیست، بلکه مستقیماً به معیشت کارگران گره خورده است. اگرچه حقوق روزهایی که کارگران در محل کار حاضر می‌شوند پرداخت می‌شود، اما مسئله اینجاست که بخش بزرگی از درآمد کارگران منطقه به اضافه‌کاری وابسته است. اگر اضافه‌کاری حذف شود، حداقل حقوق قانون کار حتی پاسخگوی یک‌پنجم مخارج خانواده کارگر هم نیست.

اگر این روند ادامه پیدا کند، بخش بزرگی از نیروی انسانی بیکار خواهد شد. دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام تصریح کرده که ۷۰ درصد این کارگران حتی توان تحمل یک یا دو ماه بیکاری موقت را ندارند و دولت باید برای احتمال تعطیلی کارگاه‌ها و استمرار وضعیت فعلی، تدبیری فوری بیندیشد.

در گزارش داوطلب ببینید:
حمله‌های نظامی به تأسیسات پتروشیمی ایران چه پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی بر اشتغال، معیشت و امنیت شغلی کارگران داشته‌اند، حدودا چند کارگر جان خود را از دست دادند و صدمه دیدند، اختلال در این صنعت چگونه می‌تواند کل زنجیره تولید، صنایع وابسته و در نهایت اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ همچنین ببینید که چرا صنعت پتروشیمی به‌عنوان یکی از محورهای اصلی ارزآوری و توسعه صنعتی، به هدفی راهبردی در این حملات تبدیل شده است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥1
📣 قطع اینترنت به دومینوی فقر سرعت داده است

🔲 سیستمی برای جبران خسارت مردم وجود ندارد و دو عامل جنگ و خاموشی اینترنت، جامعه را به سمت فقر سیستماتیک می‌برد


کانال اصل ۲۰ نوشت:
▫️اقتصاد ایران که طی دهه‌های گذشته با فساد ساختاری و تحریم‌های بین‌المللی روبرو بود و در مرز فروپاشی قرار داشت، اکنون وارد مرحله‌ای بحرانی شده است. درگیری‌های نظامی مستقیم و قطع دسترسی به اینترنت، لایه‌های مختلف تولید و خدمات را به وضعیتی کشانده که خروجی آن تعدیل گسترده نیروها، از بین رفتن مشاغل و فروپاشیِ بیش از پیشِ اقتصاد بوده است.

⚠️قطع دسترسی به شبکه جهانی اینترنت که اکنون به عنوان طولانی‌ترین نمونه ثبت‌شده در تاریخ مدرن شناخته می‌شود، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به شریان‌های مالی کشور وارد کرده است:
بر اساس برآوردهای رسمی که پیش از این از سوی وزارت ارتباطات مطرح شده بود، خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود.

▫️با گذشت بیش از ۴۰ روز از قطع کامل دسترسی‌ها، مجموع خسارات وارده به صدها تریلیون تومان می‌رسد. این وضعیت نه تنها سبب فلج شدن کسب‌وکارهای آنلاین شده، بلکه در زنجیره تأمین، تدارکات و حتی سیستم‌های پرداخت بانکی اختلالات جدی ایجاد کرده است.

▫️قطع اینترنت میلیون‌ها نفر را که معیشتشان به پلتفرم‌هایی نظیر یوتیوب و اینستاگرام گره خورده بود، با قطع کامل درآمد مواجه کرد و رسما اقتصاد دیجیتال را به تعطیلی کشاند. حتی شرکت‌های خدمات آنلاین و آژانس‌های تبلیغاتی نیز به دلیل لغو قراردادها، به سمت تعدیل نیروهای گسترده و فروپاشی ساختاری رفته‌اند.

🔴همچنین هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های استراتژیک مانند تاسیسات پتروشیمی و فولاد، سبب شده تا صنایع پایین‌دستی با کمبود مواد اولیه مواجه شوند.
▫️گزارش‌ها از مناطق صنعتی حاکی از آن است که بسیاری از واحدهای تولیدی، از جمله کارخانه‌های فعال در مرکز ایران، به دلیل ناتوانی در پرداخت حقوق و همچنین بن‌بست در صادرات، نیمی از نیروی کار خود را تعدیل کرده‌اند. این موج بیکاری که از بخش صنعت آغاز شده، اکنون به بخش خدمات و رسانه‌ها نیز سرایت کرده است. مثلا تعدیل گسترده روزنامه‌نگاران و توقف انتشار که در کنار سانسور شدید و قطع ارتباطات، عملا واژه رسانه را از معنا تهی کرده است.

▫️همچنین از بین رفتن قدرت خرید و توقف درآمدها به بحرانی جدی در بازار مسکن منجر شده است.
بسیاری از صاحبان مشاغل آزاد و کارگران بخش خدمات که منبع درآمد خود را از دست داده‌اند، اکنون حتی در پرداخت اجاره‌بها مستاصلند.

🧩مساله دیگر ناتوانی نهادهای حاکمیتی در مدیریت تبعات جنگ است.
در حالی که خسارات فیزیکی ناشی از حملات به مناطق مسکونی، هزینه‌هایی غیرمنتظره‌ را به سبد خانوار تحمیل کرده، سیستم‌های جبران خسارت عملاً غایب هستند.

▫️قیمت خدمات اولیه بازسازی در پی بحران اقتصادی بیش از دو برابر شده و شرکت‌های بیمه نیز پرداخت هرگونه غرامت را منوط به تاییدیه نهادهایی کرده‌اند که خود در اثر جنگ نیمه‌تعطیل هستند.

❗️اقتصاد ایران در حال حاضر با یک فروپاشی ساختاری از درون روبروست.
اصرار بر قطع ارتباط با جهان و نادیده گرفتن هزینه‌های کمرشکن جنگ بر معیشت عمومی، دو عاملی است جامعه را به سمت خطرناکی سوق داده که در آن مرز میان لایه‌های رسمی و غیررسمی اقتصاد از بین رفته و فقر به شکلی سیستماتیک در حال بازتولید است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام توییتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3💔1
📣معرفی یک ابزار گردش انرژی در گروه هنگامی که احساسات شدید در گروه بر کیفیت ارتباط تاثیر گذاشته است

پس از فروکش کردن موج واکنش‌های اولیه به رویدادهای خشونت‌بار جمعی و انتظار برآورده نشده از تغییر، معمولا انتظار می‌رود که جمع برای پرداختن به زخم‌ها به دوره‌ای سکوت و انزوا فرو برود.

⚠️ناقضان حقوق دقیقا زمانی کارزار فشار را آغاز می‌کنند که افراد دست از همدلی عمومی بر‌داشته‌اند.
آنان در این برهه قرار است دست به مجموعه کارهایی بزنند که انرژی افراد پیگیر به تحلیل برود.

به همین دلیل، جامعه مدنی و صنفی به تجربه درمی‌یابد که پس از یک دوره حمایت تمام‌قد مردم از یکدیگر، نیاز به استراحت عمومی و پراکندگی توجه قرار است از راه برسد و در این دوره، بیشترین نقض حقوق قرار است اتفاق بیفتد. آنان برای این دوره، آمادگی کسب می‌کنند، برنامه دارند و ابزارهای تازه‌ای را امتحان می‌کنند.


🧩 فشاری که بر گروه هست را به رسمیت بشناسید
اکنون، گروه‌ها در حال و هوایی به سر می‌برند که با چند وقت پیش تفاوت دارد
:
جنگ، اخبار مداوم مربوط به مذاکرات و سپس به نتیجه رسیدن یا نرسیدن آن و جهت‌گیری نسبت به قضایای اخیر در هر کدام از این موارد، به احساسات گروه دامن بزند.

گروه درگیر قضایای تازه‌ای شده است که موضع‌گیری، عدم موضع‌گیری، گفتگو کردن، یا گفتگو نکردن درباره هر کدام ممکن است دهه‌ها همکاری یا دوستی را به خطر بیفکند و حتی ارتباط اعضای خانواده را از هم بپاشد.

حفظ انسجام گروه در این شرایط پر تلاطم مثل جنگ با فرمول‌های عادی ممکن است چندان عملی نباشد:

اعتماد به گفتگو ممکن است جای خود را به تردید درباره اهمیت گفتگو داده باشد اما در این دوره، تلقین‌پذیری نیز بالا رفته است و اعضا از همیشه حساس‌تر شده‌اند.

🥎/🎤ابزار بلندگو یا توپ سخنگو برای هم‌اندیشی و گردش انرژی در گروه
یک ابزار مدیریت گفتگوها هنگامی که احساسات شدید در گروه وجود دارد یا نیاز به ایده‌های تازه هست، این است:
با توافق جمع، تصمیم بگیرید که هر فرد اجازه داشته باشد فقط یک جمله (یا یک دقیقه سخن) بگوید و میدان (یا توپ گفتگو یا بلندگو) را به سرعت به نفر بعد واگذار کند ولی این گردش را بارها تا جایی ادامه بدهید که افراد احساس کنند شنیده شده‌اند یا بیشتر افراد دیگر ایده‌ای برای تقسیم کردن با بقیه نداشته باشند.

سپس زمانی بدهید که افراد ایده‌های خود را بر روی کاغذهای کوچک بنویسند و نمایشگاه کوچکی از همان ایده‌ها یا گفته‌های مکتوب برای افراد حاضر ترتیب بدهید و اجازه بدهید تقسیم کار صورت بگیرد.

✔️هم‌اندیشی برای دست یافتن به یک چهارچوب فکری منسجم جمعی به جای تک‌گویی، گفتگو با هدف همسو کردن افراد و بالا بردن انرژی گروه و سپس: نظم و دیسیپلین در کار جمعی و تقسیم کار، حل تعارض و تشویق پیوندها و ائتلاف‌های کوتاه‌مدت و کم‌حاشیه از جمله ابزارها و ترفندهایی است که به گروه‌های پیگیر امکان می‌دهد که در حالت بهتر قرار بگیرند و چه در درون گروه و چه برای رسیدگی به یک قضیه مهم بیرونی، از ابعاد تخریب کم کنند.

📍هدف در این برهه کوتاه این است که شکایت‌ها یا ایده‌ها و راه‌حل‌ها در گروه شنیده شود و انرژی‌هایی که هنوز راهی برای تاثیرگذاری نیافته‌اند به تقسیم کار در عمل جمعی تبدیل شود. یک پروتکل مراقبتی می‌تواند تا حد امکان از اعضا مراقبت کند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام -  شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
📣بحران دستمزد ۱۴۰۵؛ تقابل قانون، معیشت و واقعیت اقتصادی
▫️بازنگری در مصوبه دستمزد، نه یک «اصلاح»، بلکه نوعی عقب‌نشینی از حداقل‌های قانونی حمایت از کارگران تلقی می‌شود. ، انتقال هزینه بحران به کارگران از طریق کاهش دستمزد، ساده‌ترین اما ناعادلانه‌ترین راه‌حل است و اعتماد عمومی به نهادهای قانونی را کاهش می‌دهد.

مصوبه افزایش حداقل دستمزد ۱۴۰۵ (۶۰٪ برای حداقل‌بگیران و ۴۵٪ برای سایر سطوح) اکنون به محل مناقشه تبدیل شده است؛ نه بر سر میزان آن، بلکه بر سر اصل اجرای آن.

در حالی‌که این مصوبه بر مبنای تورم و هزینه واقعی معیشت تعیین شده، برخی کارفرمایان با استناد به شرایط جنگی و رکود، عملاً آن را غیرقابل اجرا می‌دانند.
نتیجه این شکاف، شکل‌گیری یک دوگانه جدی است:
از یک سو، الزام قانونی به اجرای مصوبه شورای عالی کار و از سوی دیگر، ناتوانی یا امتناع بخشی از کارفرمایان در اجرای آن است.

⁉️ بازنگری دستمزد؛ راه‌حل یا عقب‌گرد؟
زمزمه‌های بازنگری یا کاهش افزایش دستمزد، نشانه‌ای از تلاش برای حل بحران از مسیر کاهش تعهدات مزدی است اما از منظر حقوقی، این مسیر با چالش جدی مواجه است:
بازنگری مصوبه پس از تصویب، می‌تواند به معنای نقض سازوکار قانونی تعیین مزد باشد: چنین اقدامی، اعتماد به نهادهای تصمیم‌گیر را تضعیف می‌کند.

در واقع، بازنگری نه یک «اصلاح»، بلکه نوعی عقب‌نشینی از حداقل‌های قانونی حمایت از کارگران تلقی می‌شود.
نمایندگان کارگری صراحتاً اعلام کرده‌اند:
▫️هیچ‌گونه بازنگری پذیرفته نیست
▫️مصوبه باید کامل و بدون تأخیر ابلاغ و اجرا شود

استدلال اصلی آن‌ها روشن است:
دستمزد فعلی حتی با این افزایش نیز پایین‌تر از سطح واقعی معیشت است و در شرایط جنگی و تورم، کاهش یا تعلیق افزایش مزد به معنای تشدید فقر کارگری است.
بنابراین، «عدم پذیرش بازنگری» را باید به‌عنوان یک موضع دفاعی در برابر سقوط بیشتر سطح زندگی فهمید، نه صرفاً یک مطالبه صنفی.

❗️ بحران واقعی کجاست؟
مسئله اصلی، نه صرفاً میزان دستمزد، بلکه بحران ساختاری در اقتصاد و تولید است:
بنگاه‌های خصوصی و خصولتی با کاهش نقدینگی و اختلال در تولید مواجه‌اند. حتی نهادهایی مانند تأمین اجتماعی نیز تحت فشار مالی قرار دارند
در این شرایط، انتقال هزینه بحران به کارگران (از طریق کاهش دستمزد واقعی) ساده‌ترین اما ناعادلانه‌ترین راه‌حل است.

🔹 راه‌حل‌های جایگزین چه می‌تواند باشد؟
به‌جای بازنگری در مزد، پیشنهادهایی مانند اجرای تدریجی افزایش دستمزد ۳ تا ۶ ماهه یا حمایت‌های مکمل از بنگاه‌های اقتصادی مطرح شده‌اند تا فشار از روی کارگران برداشته شود.

با این همه، برخی از کارگران می‌گویند که کارفرماهای وصل به قدرت توانایی آن را دارند که اولا مصوبه دستمزد را معلق بگذارند، مانع بخشنامه شدن آن شوند و سپس به اسم کارگران، بابت اجرا کردن افزایش دستمزد، از کمک دولتی و یا حتی رانت بهره‌مند شوند.


آنچه امروز در جریان است، صرفاً یک اختلاف بر سر درصد افزایش نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک تعارض عمیق‌تر است:
تعارض میان قانون و اجرا و تعارض میان معیشت و بقا‌ی بنگاه‌های اقتصادی.

در این میان، تأخیر در ابلاغ یا تلاش برای بازنگری، عملاً به معنای تعلیق حقوق قانونی کارگران است

به همین دلیل، مطالبه اصلی کارگران روشن است:
اجرای فوری، کامل و بدون تغییر مصوبه دستمزد ۱۴۰۵ در حقوق فروردین.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام -  شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2😱2
📣کارگران شهرداری‌ها در دوران جنگ: خطر مرگ و مطالبات بی‌پاسخ

گزارش تحلیلی دیده‌بان داوطلب

صحنه‌ای تکرارشونده و آشنا در خیابان‌های موشک‌خورده:
کارگران شهرداری بلافاصله پس از هر حمله، در میان آوار، شیشه‌های شکسته و بقایای ساختمان‌های ویران‌شده، مشغول پاکسازی و بازگشایی معابرند.

این کارگران، اغلب در ساعات اولیه پس از حملات، یعنی زمانی که هنوز خطرات ثانویه مانند ریزش ساختمان یا انفجارهای باقی‌مانده وجود دارد، به محل اعزام می‌شوند.
با این حال، نقش حیاتی آنان در مدیریت بحران شهری، نه در سیاست‌گذاری‌ها و نه در پوشش رسمی، بازتابی متناسب نیافته است.


⚠️ کارگران کشته می‌شوند ولی هنوز دستمزدشان دیر می‌شود!
کارگران شهرداری در نقاط مختلف کشور هم‌زمان با این وضعیت پرخطر، با مشکلات مزدی و معیشتی گسترده‌ای نیز مواجه‌اند؛
- در چابهار از سال ۹۸ تاکنون اضافه‌کار نگرفته‌اند.
- در یاسوج «مجبور به امضای فرم تسویه حساب» شده‌اند تا از حقوق معوق خود چشم بپوشند.
- در نیشابور، همچنان منتظر شارژ کارت کمک معیشتی از زمان جنگ ۱۲ روزه در تابستان‌اند!

وضعیت اشتغال در شهرداری‌ها:
بخش بزرگی از کارگران خدمات شهری،‌ به‌ویژه پاکبانان، نه به‌صورت مستقیم، بلکه از طریق شرکت‌های پیمانکاری به کار گرفته می‌شوند. این ساختار که در دهه‌های اخیر تثبیت شده، عملاً بهانه‌ی فرار از پاسخگویی را به کارفرمای اصلی یعنی شهرداری داده است.

🔴 کارگران پرپر شدند ولی دیده نشدند:
- دست‌کم دو کارگر شهرداری در تهران در جریان حملات اخیر جان خود را از دست داده‌اند. این کارگران در حین انجام وظیفه و در محل کار، در معرض پیامدهای مرگ‌بار حمله‌های هوایی قرار گرفتند.

- بنا بر گزارش‌های میدانی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، در تبریز نیز یک کارگر شهرداری در پی بمباران یک منطقه مسکونی کشته شده است.
هم‌زمان، روایت دیگری از نیاوران تهران حاکی از آن است که یک کارگر شهرداری در اثر حمله، دچار قطع عضو از ناحیه پا شده است.

اما این آمار ناکامل‌ است.
❗️نبود شفافیت رسمی و محدودیت‌های رسانه‌ای و ارتباطاتی باعث شده است که وضعیت کارگران خدمات شهری که عملاً در خط مقدم پاکسازی پس از حمله قرار دارند، کمتر ثبت و گزارش شود. به همین دلیل، می‌توان با احتیاط گفت که آمار واقعی جان‌باختگان و مجروحان کارگران شهرداری احتمالاً بیش از موارد گزارش‌شده است.

در گزارش تحلیلی دیده‌بان داوطلب، قضایا را دقیق‌تر بررسی کنید و ببینید که مشکلات اصلی کارگران شهرداری‌ها چیست، شکاف میان نظام مدیریت شهری و نظام مناسبات کار چگونه خود را نشان می‌دهد و شرایط جنگی چه تاثیری بر این شکاف می‌گذارد.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام -  شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1🕊1
📣 مراقبت از انرژی و امید اعضا: یک مسئولیت استراتژیک
برای تشکل‌ها، مراقبت از انرژی و امید اعضا صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک مسئولیت استراتژیک است. مدیریت این "ارز" نیازمند رویکردهای دقیق و سیستماتیک است:

به رسمیت شناختن و تأیید درد: اولین گام در مدیریت امید پس از تروما، انکار نکردن واقعیت نیست. تشکل‌ها باید فضایی امن برای ابراز غم و اندوه فراهم کنند. در این مرحله، شدت بهت و اندوه ممکن است افراد را وادارد که خشم خود را به سمت همدیگر هدایت کنند، در حالی که به رسمیت شناختن یک درد مشترک می‌تواند به اعضا کمک ‌کند که در خود ماندگی را به همبستگی جمعی تبدیل کنند.

تزریق دوزهای واقع‌بینانه امید:
امید نباید با وعده‌های پوچ و غیرواقعی اشتباه گرفته شود. تشکل‌ها باید با تمرکز بر پیروزی‌های کوچک، یاداوری روایت‌های قهرمانانه، دوزهای مدیریت شده‌ای از امید واقع‌بینانه را تزریق کنند. این اقدامات کوچک به اعضا یادآوری می‌کنند که تلاش‌هایشان بی‌ثمر نیست.

حفاظت از منابع انرژی انسانی
: تشکل‌ها باید مراقب فرسودگی و خستگی مفرط اعضا پس از یک دوره کار سنگین باشند. برنامه‌هایی برای استراحت، حمایت روانی متقابل و به ویژه تقسیم عادلانه وظایف ضروری است. یک فعال خسته و فرسوده نمی‌تواند منبع امید برای دیگران باشد.

تغییر روایت:
علم روانشناسی به ما می‌گوید که تمرکز مداوم بر جزییات صحنه‌های خشونت عریان، افراد را از ابتکار و انگیزه خالی می‌کند. تشکل‌ها می‌توانند روایت را به سمت تاب‌آوری، پایداری و همبستگی تغییر دهند. این تغییر لنز، قدرت را از ناقضان حقوق می‌گیرد و به دست مردم می‌دهد که در دل فعالیت‌های جمعی، ابتکار عمل را دوباره به دست بگیرند و یا بهترین تصمیم را شناسایی کنند.

در نهایت، امید نوعی ارز است که نه می‌توان آن را از بازارهای جهانی خرید و نه دولت‌ها آن را اعطا می‌کنند. اما به روشنی می‌توان دید که چه تشکل‌های باسابقه و چه تشکل‌ها ناگهانی و یک‌شبه که در بحران به وجود آمدند، انبارداران و توزیع‌کنندگان اصلی این ارز حیات‌بخش هستند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg- اینستاگرام -  شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1👍1