🔻رییس پرستاری نظام پرستاری ارومیه و سلماس توضیح داد چرا جلسه نمایشی دانشگاه علوم پزشکی را ترک کرده است:
در اعتراض به تبعیض، بیعدالتی و سیاستگذاریهای غیرتعاملی
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری ارومیه و سلماس و گروهی از پرستاران در اعتراض به سیاستگذاریهای غیرتعاملی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی آذربایجان غربی، تداوم تبعیض و بیعدالتی در نظام پرداخت و سیاست گذاری های کلان دانشگاه و وضعیت اسفبار معیشتی پرستاران، مراسم جشن دانشگاه علوم پزشکی ارومیه را ترک کردند.
وی طی یادداشتی در کانال خانه پرستار توضیح داد:
اعتراض پرستاران به اصل تجلیل از پرستاران نیست؛ اعتراض به تجلیلهای نمایشی در کنار تداوم تبعیض و بیعدالتی است.
🔶 این اقدام اعتراضی، پیامی روشن به مدیران نظام سلامت دارد: نمیتوان از فداکاری و ایثار پرستاران سخن گفت، اما در عمل، آنان را با مشکلات معیشتی، کاهش قدرت خرید و نابرابری در پرداختها تنها گذاشت.
🔶 در شرایطی که پرستاران زیر فشار سنگین تورم و هزینههای زندگی قرار دارند و مطالبات صنفی و معیشتی آنان همچنان با مشکلات جدی مواجه است، برگزاری جشنها و مراسمهای تشریفاتی، بدون پاسخگویی شفاف به مطالبات این جامعه، بیش از آنکه نشانه قدردانی باشد، یادآور فاصله عمیق میان شعارهای مدیریتی و واقعیت زندگی کارکنان سلامت است.
چگونه میتوان انتظار داشت پرستاری که با حقوقی ناچیز و قدرت خرید ازدسترفته، مسئولیت سنگین مراقبت از جان انسانها را بر عهده دارد، با برگزاری چند ساعت مراسم جشن، مشکلات خود را فراموش کند؟
🔶 سلامت مردم یک امر حاکمیتی و حق عمومی است؛ اما تحقق این حق بدون تأمین معیشت عادلانه کارکنان سلامت و پایان دادن به تبعیض در نظام پرداخت امکانپذیر نیست.
نظام پرستاری یک نهاد صنفی مستقل در دفاع از حقوق حرفهای و صنفی پرستاران است؛ نه تشکیلاتی برای تأیید تصمیمهای از پیش گرفتهشده و نه ابزاری برای مشروعیتبخشیدن به سیاستهایی که بدون تعامل مؤثر با نمایندگان پرستاران اتخاذ میشوند.
.
🔴 پیام صریح این اعتراض به مسئولان:
- تبعیض و بیعدالتی در نظام پرداخت باید پایان یابد.
- معیشت پرستاران نباید قربانی سیاستهای ناعادلانه و اولویتهای نادرست مدیریتی شود.
- تصمیمگیری درباره پرستاران بدون مشارکت مؤثر نمایندگان صنفی آنان پذیرفتنی نیست.
-تجلیل واقعی از پرستار، نه با لوح تقدیر و جشن، بلکه با حقوق عادلانه، پرداخت بهموقع مطالبات، حفظ کرامت حرفهای و رفع تبعیض محقق میشود.
وی خطاب به مسئولان تاکید کرد:
🔷 پرستاران از شعارهای تکراری خستهاند؛ آنان عدالت میخواهند، نه نمایش عدالت. معیشت شایسته میخواهند، نه وعدههای بیپایان. مشارکت در تصمیمگیری میخواهند، نه دعوت تشریفاتی به مراسمهایی که صدای اعتراضشان در آن شنیده نمیشود.
.
🔶 تا زمانی که عدالت در نظام سلامت برقرار نشود، جشنهای نمایشی نمیتوانند جای رضایت واقعی پرستاران را بگیرند.
به قلم مسعود مجرد رئیس نظام پرستاری ارومیه و سلماس
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
در اعتراض به تبعیض، بیعدالتی و سیاستگذاریهای غیرتعاملی
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری ارومیه و سلماس و گروهی از پرستاران در اعتراض به سیاستگذاریهای غیرتعاملی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی آذربایجان غربی، تداوم تبعیض و بیعدالتی در نظام پرداخت و سیاست گذاری های کلان دانشگاه و وضعیت اسفبار معیشتی پرستاران، مراسم جشن دانشگاه علوم پزشکی ارومیه را ترک کردند.
وی طی یادداشتی در کانال خانه پرستار توضیح داد:
اعتراض پرستاران به اصل تجلیل از پرستاران نیست؛ اعتراض به تجلیلهای نمایشی در کنار تداوم تبعیض و بیعدالتی است.
🔶 این اقدام اعتراضی، پیامی روشن به مدیران نظام سلامت دارد: نمیتوان از فداکاری و ایثار پرستاران سخن گفت، اما در عمل، آنان را با مشکلات معیشتی، کاهش قدرت خرید و نابرابری در پرداختها تنها گذاشت.
🔶 در شرایطی که پرستاران زیر فشار سنگین تورم و هزینههای زندگی قرار دارند و مطالبات صنفی و معیشتی آنان همچنان با مشکلات جدی مواجه است، برگزاری جشنها و مراسمهای تشریفاتی، بدون پاسخگویی شفاف به مطالبات این جامعه، بیش از آنکه نشانه قدردانی باشد، یادآور فاصله عمیق میان شعارهای مدیریتی و واقعیت زندگی کارکنان سلامت است.
چگونه میتوان انتظار داشت پرستاری که با حقوقی ناچیز و قدرت خرید ازدسترفته، مسئولیت سنگین مراقبت از جان انسانها را بر عهده دارد، با برگزاری چند ساعت مراسم جشن، مشکلات خود را فراموش کند؟
🔶 سلامت مردم یک امر حاکمیتی و حق عمومی است؛ اما تحقق این حق بدون تأمین معیشت عادلانه کارکنان سلامت و پایان دادن به تبعیض در نظام پرداخت امکانپذیر نیست.
نظام پرستاری یک نهاد صنفی مستقل در دفاع از حقوق حرفهای و صنفی پرستاران است؛ نه تشکیلاتی برای تأیید تصمیمهای از پیش گرفتهشده و نه ابزاری برای مشروعیتبخشیدن به سیاستهایی که بدون تعامل مؤثر با نمایندگان پرستاران اتخاذ میشوند.
.
🔴 پیام صریح این اعتراض به مسئولان:
- تبعیض و بیعدالتی در نظام پرداخت باید پایان یابد.
- معیشت پرستاران نباید قربانی سیاستهای ناعادلانه و اولویتهای نادرست مدیریتی شود.
- تصمیمگیری درباره پرستاران بدون مشارکت مؤثر نمایندگان صنفی آنان پذیرفتنی نیست.
-تجلیل واقعی از پرستار، نه با لوح تقدیر و جشن، بلکه با حقوق عادلانه، پرداخت بهموقع مطالبات، حفظ کرامت حرفهای و رفع تبعیض محقق میشود.
وی خطاب به مسئولان تاکید کرد:
🔷 پرستاران از شعارهای تکراری خستهاند؛ آنان عدالت میخواهند، نه نمایش عدالت. معیشت شایسته میخواهند، نه وعدههای بیپایان. مشارکت در تصمیمگیری میخواهند، نه دعوت تشریفاتی به مراسمهایی که صدای اعتراضشان در آن شنیده نمیشود.
ترک این مراسم باید هشداری جدی برای مدیران نظام سلامت باشد؛ زیرا نمیتوان از یک سو انتظار فداکاری بیوقفه از پرستاران داشت و از سوی دیگر، در برابر تبعیض، بیعدالتی و مطالبات معیشتی آنان سکوت کرد
.
🔶 تا زمانی که عدالت در نظام سلامت برقرار نشود، جشنهای نمایشی نمیتوانند جای رضایت واقعی پرستاران را بگیرند.
به قلم مسعود مجرد رئیس نظام پرستاری ارومیه و سلماس
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻زمان مورد نظر سخنگوی دولت برای ترمیم دستمزدها: اول سال آینده!
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، تخریبهای ناشی از جنگ و درک شرایط سخت کارفرماها را بر وضعیت سفره حقوقبگیرها مقدم میداند.
وی گفت:
▫️کشور با شدیدترین جنگ اقتصادی و فشارهای بیسابقه بر صنایع مواجه است که عبور از آن، همراهی مردم و پشتیبانی رسانهها را میطلبد تا به این نتیجه برسد که:
ترمیم دستمزد کارکنان دولت در بودجه سال آینده پیشبینی میشود و تعیین تکلیف دیگر بخشها در شورای عالی کار، با درک چالشهای کارفرمایان و هزینههای تولید در شرایط تحریم دنبال خواهد شد.
موضع انقباضی دولت که توسط فاطمه مهاجرانی اعلام شده، مستقیماً با وعده رسمی وزیر کار مبنی بر «بازنگری و ترمیم دستمزد کارگران در ششماهه دوم سال ۱۴۰۵» در تضاد است.
احمدی میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پیش از این برای کنترل اعتراضات دی ماه تعهداتی داده بود که رویکرد فعلی سخنگوی دولت عملاً آنها را نقض میکند یا به تعویق میاندازد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، تخریبهای ناشی از جنگ و درک شرایط سخت کارفرماها را بر وضعیت سفره حقوقبگیرها مقدم میداند.
وی گفت:
▫️کشور با شدیدترین جنگ اقتصادی و فشارهای بیسابقه بر صنایع مواجه است که عبور از آن، همراهی مردم و پشتیبانی رسانهها را میطلبد تا به این نتیجه برسد که:
ترمیم دستمزد کارکنان دولت در بودجه سال آینده پیشبینی میشود و تعیین تکلیف دیگر بخشها در شورای عالی کار، با درک چالشهای کارفرمایان و هزینههای تولید در شرایط تحریم دنبال خواهد شد.
موضع انقباضی دولت که توسط فاطمه مهاجرانی اعلام شده، مستقیماً با وعده رسمی وزیر کار مبنی بر «بازنگری و ترمیم دستمزد کارگران در ششماهه دوم سال ۱۴۰۵» در تضاد است.
احمدی میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پیش از این برای کنترل اعتراضات دی ماه تعهداتی داده بود که رویکرد فعلی سخنگوی دولت عملاً آنها را نقض میکند یا به تعویق میاندازد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍2❤1😡1
🔻هفت ماه تأخیر برای شش میلیون تومان؛ روایت یک پرستار از تبعیض در نظام درمان
پیام دریافتی:
یک کاربر بدون هیچ توضیحی چنین پیامی به داوطلب فرستاده است:
«🔶 امروز همکار پرستاری با سابقه سه سال خدمت، مبلغ را گرفت و پیامک واریزیِ آخرین تعرفهای را که دو روز پیش دریافت کرده بود، نشانم داد؛ تعرفهای بابت زحمات، خدمت صادقانه و حضور در شیفت زیر بار بیماران در اسفندماه که با هفت ماه تأخیر واریز شده است!
🔷 جالب است که بخشی از افتخارات کارنامه دانشگاه مدیون زحمات همین همکار در یکی از واحدهای خدماتی دانشگاه علوم پزشکی است. مبلغ واقعاً شرمآور و تحقیرآمیز است؛ اگر پرداخت نمیشد، بهتر از منت گذاشتن برای پرداخت آن بود: شش میلیون تومان!
🔶 این مبلغ، بر اساس قیمت تخممرغ در اسفندماه ۱۴۰۴، معادل بیست شانه تخممرغ میشد؛ اکنون حقالزحمه هفت ماه پیش، معادل ده شانه تخممرغ پرداخت شده است!
🔷 خداییش مسئولان وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی کشور با چه رویی روز پرستار را تبریک میگویند و برای گرامیداشت آن جشن برگزار میکنند؟
🔶 در سیستمی که تبعیض و بیعدالتی موج میزند و هیچ عزمی برای تغییر در ساختار بیمار آن وجود ندارد، بیدلیل نیست که با معضلی مثل ترک شغل، مهاجرت و خانهنشینی مواجه هستیم.
🔶 سیستم درمان ما اگر به همین فرمان پیش برود، محکوم به فروپاشی است.
در مقابل این همکار، چیزی جز ابراز شرمندگی برای این سیستم که نماد تبعیض و بیعدالتی است، نداشتم!
همکار گرامی، من هم بهعنوان یک فعال صنفی شرمندهام 🙏 »
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
پیام دریافتی:
یک کاربر بدون هیچ توضیحی چنین پیامی به داوطلب فرستاده است:
«🔶 امروز همکار پرستاری با سابقه سه سال خدمت، مبلغ را گرفت و پیامک واریزیِ آخرین تعرفهای را که دو روز پیش دریافت کرده بود، نشانم داد؛ تعرفهای بابت زحمات، خدمت صادقانه و حضور در شیفت زیر بار بیماران در اسفندماه که با هفت ماه تأخیر واریز شده است!
🔷 جالب است که بخشی از افتخارات کارنامه دانشگاه مدیون زحمات همین همکار در یکی از واحدهای خدماتی دانشگاه علوم پزشکی است. مبلغ واقعاً شرمآور و تحقیرآمیز است؛ اگر پرداخت نمیشد، بهتر از منت گذاشتن برای پرداخت آن بود: شش میلیون تومان!
🔶 این مبلغ، بر اساس قیمت تخممرغ در اسفندماه ۱۴۰۴، معادل بیست شانه تخممرغ میشد؛ اکنون حقالزحمه هفت ماه پیش، معادل ده شانه تخممرغ پرداخت شده است!
🔷 خداییش مسئولان وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی کشور با چه رویی روز پرستار را تبریک میگویند و برای گرامیداشت آن جشن برگزار میکنند؟
🔶 در سیستمی که تبعیض و بیعدالتی موج میزند و هیچ عزمی برای تغییر در ساختار بیمار آن وجود ندارد، بیدلیل نیست که با معضلی مثل ترک شغل، مهاجرت و خانهنشینی مواجه هستیم.
🔶 سیستم درمان ما اگر به همین فرمان پیش برود، محکوم به فروپاشی است.
در مقابل این همکار، چیزی جز ابراز شرمندگی برای این سیستم که نماد تبعیض و بیعدالتی است، نداشتم!
همکار گرامی، من هم بهعنوان یک فعال صنفی شرمندهام 🙏 »
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍3
🔻جنبش صنفی معلمان میان عقلانیت بقا و ضرورت تغییر
گزارش تحلیلی داوطلب
در میان جنبشها و جریانهای اجتماعی ایران در سالهای اخیر، شاید کمتر جریانی به اندازه جنبش صنفی معلمان و تحرکات اعتراضی گسترده آن در معرض توجه عمومی و خبرسازی رسانهای قرار گرفته باشد.
این جریان، بهویژه در دورههایی که توانست اعتراضات گسترده و هماهنگی را در سراسر کشور سازمان دهد، بر گفتمانسازی در جنبشهای کارگری، صنفی و حتی جریانهای مدنی مطالبهمحور در ایران تأثیر گذاشته و در شیوه طرح و پیگیری مطالبات اجتماعی تغییراتی ایجاد کرده است. پیوندزدن مطالبات معیشتی و شغلی معلمان با دفاع از آموزش عمومی، مقابله با خصوصیسازی و مطالبه برخورداری برابر کودکان از آموزش، به این جنبش امکان داد که از محدوده مسائل حرفهای اعضای خود فراتر رود و به یکی از صداهای شناختهشده مطالبهگری در جامعه تبدیل شود.
اما همین ظرفیت سازماندهی و اثرگذاری اجتماعی، جنبش صنفی معلمان را بیش از پیش در معرض نظارت و کنترل حکومت قرار داد. فشارهای امنیتی، قضایی و اداری بر تشکلها و فعالان صنفی، در مقاطع مختلف افزایش یافت و بهتدریج امکان فعالیت علنی و هماهنگ را محدود کرد. نقطه اوج این فشارها را میتوان در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مشاهده کرد؛ دورهای که با بازداشت شمار زیادی از فعالان صنفی، تشکیل پروندههای قضایی و طرح اتهامهای سنگینی همچون جاسوسی و براندازی علیه برخی از شناخته شدهترین چهرههای آنان همراه شد. این برخوردها ضربهای جدی به ساختار تشکلهایی وارد کرد.
حکومت تلاش کرد تا با ترکیبی از پاسخگویی محدود به برخی مطالبات معلمان از جمله اجرای طرح رتبهبندی، شکاف میان مطالبات حداقلی و مطالبات کلان آموزش را بین بدنه صنفی بیشتر کند و همزمان با فشارهای مستمر و پروندهسازیهای اداری و قضایی، فضای فعالیت تشکیلاتی را بیش از پیش تنگ کند.
▫️به این ترتیب کنشهای صنفی گسترده معلمان که تا پیش از آن خود را در قالب برگزاری تجمعات، تحصنها و راهپیماییهای گسترده در خیابانها نشان میداد، جای خود را به صدور بیانیهها و موضعگیریهای مجازی داد. اقداماتی که هرچند برای حفظ صدای اعتراض و ثبت مطالبات اهمیت دارند، اما از نظر دامنه بسیج و توان تحمیل هزینه به طرف مقابل، با کنشهای جمعی گسترده قابل مقایسه نیست.
در نتیجه همین روند است که در سالها و ماههای اخیر بخشی از فعالان شناختهشده صنفی بهدلیل فشارهای پیدرپی از کشور خارج شدند و ارتباط میان برخی از چهرههای مؤثر، تشکلهای داخل ایران و عرصه عمومی نیز _البته با در نظر گرفتن شرایط جنگی و محدودیتهای امنیتی بیشتر_ شکل تازهای پیدا کرده است.
📍دو یادداشت اخیر عزیز قاسمزاده و محمد حبیبی فعالان شناخته شده جریان صنفی معلمان، از دو زاویه متفاوت به همین مسئله نزدیک میشوند. قاسمزاده در بحث خود درباره ازدسترفتن مرجعیت اجتماعی جنبش معلمان، توجه را به فاصله میان سابقه کنشگری و توان واقعی اثرگذاری معطوف میکند و حبیبی در طرح مفهوم «عقلانیت بقا»، بر ضرورت حفظ نیروها، شبکههای ارتباطی و ظرفیتهای تشکیلاتی در شرایط سرکوب تأکید میکند.
✅ در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید که استراتژی بقا چگونه تبدیل به «تله بقا» میشود، سلسله مراتب سرکوب چگونه اختلافات درونی را تشدید میکند و از چه لایههایی تشکیل شده و چهار محور بازسازی استراتژی تغییر در این شرایط کدامند و در صورت طراحی نشدن قواعد جدید تشکلها از دل این تناقض، محتملترین سناریو برای تشکلهای معلمان چیست.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
گزارش تحلیلی داوطلب
در میان جنبشها و جریانهای اجتماعی ایران در سالهای اخیر، شاید کمتر جریانی به اندازه جنبش صنفی معلمان و تحرکات اعتراضی گسترده آن در معرض توجه عمومی و خبرسازی رسانهای قرار گرفته باشد.
این جریان، بهویژه در دورههایی که توانست اعتراضات گسترده و هماهنگی را در سراسر کشور سازمان دهد، بر گفتمانسازی در جنبشهای کارگری، صنفی و حتی جریانهای مدنی مطالبهمحور در ایران تأثیر گذاشته و در شیوه طرح و پیگیری مطالبات اجتماعی تغییراتی ایجاد کرده است. پیوندزدن مطالبات معیشتی و شغلی معلمان با دفاع از آموزش عمومی، مقابله با خصوصیسازی و مطالبه برخورداری برابر کودکان از آموزش، به این جنبش امکان داد که از محدوده مسائل حرفهای اعضای خود فراتر رود و به یکی از صداهای شناختهشده مطالبهگری در جامعه تبدیل شود.
اما همین ظرفیت سازماندهی و اثرگذاری اجتماعی، جنبش صنفی معلمان را بیش از پیش در معرض نظارت و کنترل حکومت قرار داد. فشارهای امنیتی، قضایی و اداری بر تشکلها و فعالان صنفی، در مقاطع مختلف افزایش یافت و بهتدریج امکان فعالیت علنی و هماهنگ را محدود کرد. نقطه اوج این فشارها را میتوان در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مشاهده کرد؛ دورهای که با بازداشت شمار زیادی از فعالان صنفی، تشکیل پروندههای قضایی و طرح اتهامهای سنگینی همچون جاسوسی و براندازی علیه برخی از شناخته شدهترین چهرههای آنان همراه شد. این برخوردها ضربهای جدی به ساختار تشکلهایی وارد کرد.
حکومت تلاش کرد تا با ترکیبی از پاسخگویی محدود به برخی مطالبات معلمان از جمله اجرای طرح رتبهبندی، شکاف میان مطالبات حداقلی و مطالبات کلان آموزش را بین بدنه صنفی بیشتر کند و همزمان با فشارهای مستمر و پروندهسازیهای اداری و قضایی، فضای فعالیت تشکیلاتی را بیش از پیش تنگ کند.
▫️به این ترتیب کنشهای صنفی گسترده معلمان که تا پیش از آن خود را در قالب برگزاری تجمعات، تحصنها و راهپیماییهای گسترده در خیابانها نشان میداد، جای خود را به صدور بیانیهها و موضعگیریهای مجازی داد. اقداماتی که هرچند برای حفظ صدای اعتراض و ثبت مطالبات اهمیت دارند، اما از نظر دامنه بسیج و توان تحمیل هزینه به طرف مقابل، با کنشهای جمعی گسترده قابل مقایسه نیست.
در نتیجه همین روند است که در سالها و ماههای اخیر بخشی از فعالان شناختهشده صنفی بهدلیل فشارهای پیدرپی از کشور خارج شدند و ارتباط میان برخی از چهرههای مؤثر، تشکلهای داخل ایران و عرصه عمومی نیز _البته با در نظر گرفتن شرایط جنگی و محدودیتهای امنیتی بیشتر_ شکل تازهای پیدا کرده است.
📍دو یادداشت اخیر عزیز قاسمزاده و محمد حبیبی فعالان شناخته شده جریان صنفی معلمان، از دو زاویه متفاوت به همین مسئله نزدیک میشوند. قاسمزاده در بحث خود درباره ازدسترفتن مرجعیت اجتماعی جنبش معلمان، توجه را به فاصله میان سابقه کنشگری و توان واقعی اثرگذاری معطوف میکند و حبیبی در طرح مفهوم «عقلانیت بقا»، بر ضرورت حفظ نیروها، شبکههای ارتباطی و ظرفیتهای تشکیلاتی در شرایط سرکوب تأکید میکند.
▫️بحث مرجعیت اجتماعی که قاسمزاده مطرح میکند، به نسبت میان تشکیلات، بدنه معلمان و جامعه برمیگردد. در مقابل، بحث حبیبی درباره عقلانیت بقا، ما را به این پرسش میرساند که در شرایطی که امکان کنش علنی محدود شده است، چگونه میتوان نیروها و ارتباطات باقیمانده را حفظ کرد، بیآنکه فعالیت صنفی در مجموعهای از اقدامات کمهزینه و فاقد افق روشن محصور شود. کنار هم گذاشتن این دو دیدگاه، نقطه عزیمت مناسبی برای بررسی بحران کنونی است.
✅ در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید که استراتژی بقا چگونه تبدیل به «تله بقا» میشود، سلسله مراتب سرکوب چگونه اختلافات درونی را تشدید میکند و از چه لایههایی تشکیل شده و چهار محور بازسازی استراتژی تغییر در این شرایط کدامند و در صورت طراحی نشدن قواعد جدید تشکلها از دل این تناقض، محتملترین سناریو برای تشکلهای معلمان چیست.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
جنبش صنفی معلمان میان عقلانیت بقا و ضرورت تغییر - داوطلب
تارنمای داوطلب: در میان جنبشها و جریانهای اجتماعی ایران در سالهای اخیر، شاید کمتر جریانی به اندازه جنبش صنفی معلمان و تحرکات اعتراضی گسترده آن در معرض توجه عمومی و خبرسازی رسانهای قرار گرفته باشد. از اینرو نمیتوان انکار کرد که این جریان، بهویژه در دورههایی…
❤2👍2👎1
🔻سهم کارگران از پیشرفت فولاد
افت تولید ورق فولادی از ۷۵ به ۳۸ درصد رسید
وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران:
توان بومیسازی که قبل از جنگ در بازه از سال ۹۷ به بعد توانسته بود قیت تمام شده ورق فولاد را کاهش بدهد و از ۱۷۰-۱۸۰ دلار به ۵۰ دلار برساند، در جریان بازسازی پس از جنگ نیز اهمیت خود را نشان داد و شرکتهای داخلی به بازگشت سریع واحدهای فولادی، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، به مدار تولید کمک کردند.
💬«واحدهای فولادی برای جبران خسارتهای جنگ، سه راهبرد بازسازی، بهسازی و نوسازی را بهصورت جداگانه تعریف کردند تا مشخص شود کدام بخشها قابل بازسازیاند، کدام به بهسازی نیاز دارند و کدام باید نوسازی شوند. در نتیجه این اقدامات، شدت افت تولید فولاد بهتدریج کاهش یافته است.
💬برای نمونه، در بخش ورقهای فولادی، آمار یکماهه از افت ۷۵ درصدی تولید حکایت داشت، اما بر اساس آمار پنجماهه، این میزان کاهش به حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد رسیده است.»
اما بهبود تدریجی آمار تولید فولاد و کاهش عمق بحران هنوز نتوانسته است فشار ناشی از آسیبهای زیرساختی و مالی را از روی دوش حقوق و معیشت کارگران این صنعت استراتژیک بردارد و یا کارگران در اولویت نیستند.
در کارخانههای بزرگی مانند فولاد مبارکه که پس از بحرانهای اخیر با کاهش بخش زیادی از ظرفیت عملیاتی روبرو شدند، اگرچه کف حقوق پرداخت میشود، اما دریافتی واقعی کارگران آسیب جدی دیده است.
بخش مهمی از درآمد کارگران فولاد وابسته به اضافهکاری، پاداش تولید، حق شیفت و آکورد بود که به دلیل افت تولید کاملاً متوقف یا به حداقل رسیده است.
بیمه بیکاری استفاده میشود. با این حال، کارگران نگرانند که تقلیل حقوق به کف قانون کار، مبنای واریزی بیمه بیکاری آنها را در آینده به شدت کاهش دهد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
افت تولید ورق فولادی از ۷۵ به ۳۸ درصد رسید
وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران:
توان بومیسازی که قبل از جنگ در بازه از سال ۹۷ به بعد توانسته بود قیت تمام شده ورق فولاد را کاهش بدهد و از ۱۷۰-۱۸۰ دلار به ۵۰ دلار برساند، در جریان بازسازی پس از جنگ نیز اهمیت خود را نشان داد و شرکتهای داخلی به بازگشت سریع واحدهای فولادی، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، به مدار تولید کمک کردند.
💬«واحدهای فولادی برای جبران خسارتهای جنگ، سه راهبرد بازسازی، بهسازی و نوسازی را بهصورت جداگانه تعریف کردند تا مشخص شود کدام بخشها قابل بازسازیاند، کدام به بهسازی نیاز دارند و کدام باید نوسازی شوند. در نتیجه این اقدامات، شدت افت تولید فولاد بهتدریج کاهش یافته است.
💬برای نمونه، در بخش ورقهای فولادی، آمار یکماهه از افت ۷۵ درصدی تولید حکایت داشت، اما بر اساس آمار پنجماهه، این میزان کاهش به حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد رسیده است.»
اما بهبود تدریجی آمار تولید فولاد و کاهش عمق بحران هنوز نتوانسته است فشار ناشی از آسیبهای زیرساختی و مالی را از روی دوش حقوق و معیشت کارگران این صنعت استراتژیک بردارد و یا کارگران در اولویت نیستند.
در کارخانههای بزرگی مانند فولاد مبارکه که پس از بحرانهای اخیر با کاهش بخش زیادی از ظرفیت عملیاتی روبرو شدند، اگرچه کف حقوق پرداخت میشود، اما دریافتی واقعی کارگران آسیب جدی دیده است.
بخش مهمی از درآمد کارگران فولاد وابسته به اضافهکاری، پاداش تولید، حق شیفت و آکورد بود که به دلیل افت تولید کاملاً متوقف یا به حداقل رسیده است.
بیمه بیکاری استفاده میشود. با این حال، کارگران نگرانند که تقلیل حقوق به کف قانون کار، مبنای واریزی بیمه بیکاری آنها را در آینده به شدت کاهش دهد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب
👍3
🔻 ۳۰ حقوقدان منتظر صدور پروانههای وکالت، ۹ ماه است هیچ شغلی ندارند!
آنها مطابق قانون اجازه ندارند دو شغل داشته باشند.
مطابق مقررات پاسخ استعلامها باید ظرف دو ماه اعلام شود!
شرق نوشت:
▫️نزدیک به ۳۰ نفر از پذیرفتهشدگان آزمون وکالت آبانماه سال گذشته، با وجود موفقیت در آزمون ورودی و طی مراحل اداری، پس از گذشت حدود ۹ ماه همچنان در انتظار پاسخ استعلامهای امنیتی هستند و نتوانستهاند دوره کارآموزی خود را آغاز کنند. این در حالی است که مطابق مقررات، مهلت پاسخگویی به استعلامها دو ماه است.
▫️ماده ۴۹ آییننامه اجرایی لایحه استقلال کانون وکلا، مراجع مسئول را موظف کرده است ظرف دو ماه به استعلامها پاسخ دهند. به گفته جعفرپور، وکیل دادگستری، در صورت نرسیدن پاسخ در این مهلت، صدور پروانه وکالت و کارآموزی، با رعایت سایر شرایط قانونی، بلامانع است. وی همچنین با اشاره به اصل ۲۲ قانون اساسی، این وضعیت را از منظر حمایت قانونی از حقوق شهروندان و اشتغال آنان بررسی کرده است.
📍 محمدرضا پاسبان، استاد دانشگاه و عضو پیشین هیئتمدیره کانون وکلا، نیز با اشاره به رویه گذشته گفته است که در صورت نرسیدن پاسخ استعلامها در مهلت مقرر، پروانهها صادر میشدند. او تأکید کرده است که کانون وکلا باید از حقوق پذیرفتهشدگان حمایت کند، اما به اعتقاد او، مدیران کنونی در این زمینه منفعل عمل کردهاند.
⚠️ بسیاری از پذیرفتهشدگان، با توجه به محدودیت قانونی اشتغال همزمان در دوره مربوط به ورود به حرفه وکالت، پیش از دریافت پروانه از شغل قبلی خود استعفا دادهاند و اکنون ماههاست بدون درآمد ماندهاند. در نتیجه، تأخیر در تعیین تکلیف پروندهها نهفقط آغاز فعالیت حرفهای آنان را به تعویق انداخته، بلکه امنیت معیشتیشان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
🧩 یکی از پذیرفتهشدگان به شرق گفته است: «یک بار زمستان استعلام گرفتند که جوابی نیامد. مجدداً اواسط بهار، اواخر بهار و اواسط تابستان استعلام گرفتند اما باز هم خبری نمیرسد. هیچکس در کانون وکلا پاسخگوی ما نیست و ما را از این واحد به آن واحد پاسکاری میکنند.»
به گفته این متقاضی، امکان پیگیری تلفنی یا حضوری از نهاد مسئول استعلام نیز فراهم نیست و مسئولان کانون وکلا به آنان گفتهاند تا زمان دریافت پاسخ نهایی باید منتظر بمانند. نبود پاسخ روشن و زمانبندی مشخص، علاوه بر مشکلات معیشتی، فشار روانی ناشی از بلاتکلیفی شغلی را تشدید کرده است.
▫️ پاسبان همچنین ابطال انتخابات کانون و تغییرات ساختاری دو سال اخیر را از عوامل تضعیف رویههای پیشین دانسته است. به گفته او، چنین برخوردهایی میتواند به سرخوردگی جوانان تحصیلکرده، آسیبهای روانی و اقتصادی و افزایش انگیزه مهاجرت منجر شود.
▪️ تاکنون نهادهای مسئول استعلام و مدیران کانون وکلای دادگستری توضیح رسمی درباره علت بیپاسخماندن استعلامها و تعیین تکلیفنشدن پروندهها پس از پایان مهلت قانونی ارائه ندادهاند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
آنها مطابق قانون اجازه ندارند دو شغل داشته باشند.
مطابق مقررات پاسخ استعلامها باید ظرف دو ماه اعلام شود!
شرق نوشت:
▫️نزدیک به ۳۰ نفر از پذیرفتهشدگان آزمون وکالت آبانماه سال گذشته، با وجود موفقیت در آزمون ورودی و طی مراحل اداری، پس از گذشت حدود ۹ ماه همچنان در انتظار پاسخ استعلامهای امنیتی هستند و نتوانستهاند دوره کارآموزی خود را آغاز کنند. این در حالی است که مطابق مقررات، مهلت پاسخگویی به استعلامها دو ماه است.
▫️ماده ۴۹ آییننامه اجرایی لایحه استقلال کانون وکلا، مراجع مسئول را موظف کرده است ظرف دو ماه به استعلامها پاسخ دهند. به گفته جعفرپور، وکیل دادگستری، در صورت نرسیدن پاسخ در این مهلت، صدور پروانه وکالت و کارآموزی، با رعایت سایر شرایط قانونی، بلامانع است. وی همچنین با اشاره به اصل ۲۲ قانون اساسی، این وضعیت را از منظر حمایت قانونی از حقوق شهروندان و اشتغال آنان بررسی کرده است.
📍 محمدرضا پاسبان، استاد دانشگاه و عضو پیشین هیئتمدیره کانون وکلا، نیز با اشاره به رویه گذشته گفته است که در صورت نرسیدن پاسخ استعلامها در مهلت مقرر، پروانهها صادر میشدند. او تأکید کرده است که کانون وکلا باید از حقوق پذیرفتهشدگان حمایت کند، اما به اعتقاد او، مدیران کنونی در این زمینه منفعل عمل کردهاند.
⚠️ بسیاری از پذیرفتهشدگان، با توجه به محدودیت قانونی اشتغال همزمان در دوره مربوط به ورود به حرفه وکالت، پیش از دریافت پروانه از شغل قبلی خود استعفا دادهاند و اکنون ماههاست بدون درآمد ماندهاند. در نتیجه، تأخیر در تعیین تکلیف پروندهها نهفقط آغاز فعالیت حرفهای آنان را به تعویق انداخته، بلکه امنیت معیشتیشان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
🧩 یکی از پذیرفتهشدگان به شرق گفته است: «یک بار زمستان استعلام گرفتند که جوابی نیامد. مجدداً اواسط بهار، اواخر بهار و اواسط تابستان استعلام گرفتند اما باز هم خبری نمیرسد. هیچکس در کانون وکلا پاسخگوی ما نیست و ما را از این واحد به آن واحد پاسکاری میکنند.»
به گفته این متقاضی، امکان پیگیری تلفنی یا حضوری از نهاد مسئول استعلام نیز فراهم نیست و مسئولان کانون وکلا به آنان گفتهاند تا زمان دریافت پاسخ نهایی باید منتظر بمانند. نبود پاسخ روشن و زمانبندی مشخص، علاوه بر مشکلات معیشتی، فشار روانی ناشی از بلاتکلیفی شغلی را تشدید کرده است.
▫️ پاسبان همچنین ابطال انتخابات کانون و تغییرات ساختاری دو سال اخیر را از عوامل تضعیف رویههای پیشین دانسته است. به گفته او، چنین برخوردهایی میتواند به سرخوردگی جوانان تحصیلکرده، آسیبهای روانی و اقتصادی و افزایش انگیزه مهاجرت منجر شود.
▪️ تاکنون نهادهای مسئول استعلام و مدیران کانون وکلای دادگستری توضیح رسمی درباره علت بیپاسخماندن استعلامها و تعیین تکلیفنشدن پروندهها پس از پایان مهلت قانونی ارائه ندادهاند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍3
🔻 قدرت خرید کارگران در شش ماه نصف شد:
سبد معیشتی ۱۵ روزه اکنون طی ۸ روز تمام میشود!
سبد معیشت به ۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است؛ یعنی حداقل دستمزد فعلی فقط کفاف ۸ روز زندگی یک خانواده را میدهد. در روز تصویب دستمزد، در ۲۵ اسفند، حداقل مزد معادل هزینه ۱۵ روز زندگی بود، اما اکنون این میزان به نصف کاهش پیدا کرده است.
شورای عالی کار در مصوبه مزدی اسفند ۱۴۰۴ بر تصمیمگیری دوباره درباره ترمیم حداقل دستمزد تا پیش از پایان شهریور تأکید کرده بود؛ بااینحال، تا زمان انتشار گزارش در ۲۱ مهر ۱۴۰۵، جلسه ترمیم مزد تشکیل نشده بود و کمیته مزد نیز برای تعیین حداقل هزینههای زندگی جلسهای برگزار نکرده بود.
فرامرز توفیقی، نماینده پیشین کارگری در شورای دستمزد در گفتگو با خبر آنلاین گفت:
🔴تا زمانی که مناسبات مبتنی بر منافع گروههای ذینفع بر تصمیمگیریهای کشور حاکم باشد و کارگران از تشکلهای مؤثر برای پیگیری مطالباتشان برخوردار نباشند، نمیتوان انتظار تغییرات اساسی به سود اکثریت جامعه، بهویژه طبقه کارگر، داشت.
به باور توفیقی:
- کارگران برای دفاع از حقوق خود به تشکلهایی نیاز دارند که بتوانند مطالباتشان را بهصورت مستمر و مؤثر در فرآیند تصمیمگیری پیگیری کنند. نبود چنین قدرت سازمانیافتهای، کارگران را در برابر تصمیمهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی آسیبپذیرتر میکند.
- نمایندگان کارگری در شورای عالی کار از قدرت اجرایی کافی برای پیشبرد مطالبات خود برخوردار نیستند و حتی مصوبات این شورا نیز ممکن است در عمل از اولویت تصمیمگیران خارج شوند.
- بخشی از ظرفیت نمایندگی به موضعگیری درباره مسئولان و دفاع از افراد اختصاص یافته، بیآنکه نتیجه روشنی برای بهبود معیشت کارگران داشته باشد. از نگاه او، معیار ارزیابی نمایندگان باید میزان اثرگذاری آنها بر دستمزد و وضعیت معیشتی کارگران باشد، نه صرفاً حضور در بحثهای سیاسی یا اعلام مواضع عمومی.
- هزینه سبد معیشت خانوار کارگری به ۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. او میگوید حداقل دستمزد که هنگام تصویب در ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ معادل هزینه ۱۵ روز زندگی یک خانواده بود، اکنون تنها هزینه ۸ روز زندگی را پوشش میدهد.
- افزایش دو، سه یا حتی پنج میلیون تومانی دستمزد، در شرایطی که سبد معیشت ۵۰ میلیون تومان گرانتر شده است، بهتنهایی نمیتواند مشکل فقر را حل کند.
- موضوع دستمزد در جریان تحولات سیاسی و بحثهای مربوط به استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به حاشیه رفته است. او خواستار روشن شدن تکلیف این موضوع و بازگشت تصمیمگیران به پیگیری دستمزد و اجرای مصوبات مزدی است.
- افزایش اسمی دستمزد بدون مهار رشد قیمتها، بهبود پایدار قدرت خرید را تضمین نمیکند. همچنین، تعیین سبد معیشت و بررسی هزینههای واقعی زندگی باید با سازوکاری مشخص و امکان پیگیری نتایج همراه باشد.
-بازار الزاماً از تصمیمهای رسمی دولت تبعیت نمیکند و اقدامات دولت نیز لزوماً به مهار گرانی نمیانجامد. او این وضعیت را نشانه مشکلاتی فراتر از تصمیمهای روزمره اقتصادی میداند. ادعاهای مطرحشده در گزارش درباره نقش برخی بنگاههای بزرگ اقتصادی در تحولات تجارت خارجی، برای داوری قطعی به بررسی مستقل نیاز دارند.
جمعبندی توفیقی این است:
بدون مهار تورم، تغییر در مناسبات اثرگذار بر سیاستگذاری و تقویت قدرت جمعی کارگران برای پیگیری مطالبات، فاصله میان دستمزد و هزینههای زندگی همچنان افزایش خواهد یافت و بهبود پایدار معیشت دور از دسترس میماند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
سبد معیشتی ۱۵ روزه اکنون طی ۸ روز تمام میشود!
سبد معیشت به ۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است؛ یعنی حداقل دستمزد فعلی فقط کفاف ۸ روز زندگی یک خانواده را میدهد. در روز تصویب دستمزد، در ۲۵ اسفند، حداقل مزد معادل هزینه ۱۵ روز زندگی بود، اما اکنون این میزان به نصف کاهش پیدا کرده است.
شورای عالی کار در مصوبه مزدی اسفند ۱۴۰۴ بر تصمیمگیری دوباره درباره ترمیم حداقل دستمزد تا پیش از پایان شهریور تأکید کرده بود؛ بااینحال، تا زمان انتشار گزارش در ۲۱ مهر ۱۴۰۵، جلسه ترمیم مزد تشکیل نشده بود و کمیته مزد نیز برای تعیین حداقل هزینههای زندگی جلسهای برگزار نکرده بود.
فرامرز توفیقی، نماینده پیشین کارگری در شورای دستمزد در گفتگو با خبر آنلاین گفت:
🔴تا زمانی که مناسبات مبتنی بر منافع گروههای ذینفع بر تصمیمگیریهای کشور حاکم باشد و کارگران از تشکلهای مؤثر برای پیگیری مطالباتشان برخوردار نباشند، نمیتوان انتظار تغییرات اساسی به سود اکثریت جامعه، بهویژه طبقه کارگر، داشت.
به باور توفیقی:
- کارگران برای دفاع از حقوق خود به تشکلهایی نیاز دارند که بتوانند مطالباتشان را بهصورت مستمر و مؤثر در فرآیند تصمیمگیری پیگیری کنند. نبود چنین قدرت سازمانیافتهای، کارگران را در برابر تصمیمهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی آسیبپذیرتر میکند.
- نمایندگان کارگری در شورای عالی کار از قدرت اجرایی کافی برای پیشبرد مطالبات خود برخوردار نیستند و حتی مصوبات این شورا نیز ممکن است در عمل از اولویت تصمیمگیران خارج شوند.
- بخشی از ظرفیت نمایندگی به موضعگیری درباره مسئولان و دفاع از افراد اختصاص یافته، بیآنکه نتیجه روشنی برای بهبود معیشت کارگران داشته باشد. از نگاه او، معیار ارزیابی نمایندگان باید میزان اثرگذاری آنها بر دستمزد و وضعیت معیشتی کارگران باشد، نه صرفاً حضور در بحثهای سیاسی یا اعلام مواضع عمومی.
- هزینه سبد معیشت خانوار کارگری به ۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. او میگوید حداقل دستمزد که هنگام تصویب در ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ معادل هزینه ۱۵ روز زندگی یک خانواده بود، اکنون تنها هزینه ۸ روز زندگی را پوشش میدهد.
- افزایش دو، سه یا حتی پنج میلیون تومانی دستمزد، در شرایطی که سبد معیشت ۵۰ میلیون تومان گرانتر شده است، بهتنهایی نمیتواند مشکل فقر را حل کند.
- موضوع دستمزد در جریان تحولات سیاسی و بحثهای مربوط به استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به حاشیه رفته است. او خواستار روشن شدن تکلیف این موضوع و بازگشت تصمیمگیران به پیگیری دستمزد و اجرای مصوبات مزدی است.
- افزایش اسمی دستمزد بدون مهار رشد قیمتها، بهبود پایدار قدرت خرید را تضمین نمیکند. همچنین، تعیین سبد معیشت و بررسی هزینههای واقعی زندگی باید با سازوکاری مشخص و امکان پیگیری نتایج همراه باشد.
-بازار الزاماً از تصمیمهای رسمی دولت تبعیت نمیکند و اقدامات دولت نیز لزوماً به مهار گرانی نمیانجامد. او این وضعیت را نشانه مشکلاتی فراتر از تصمیمهای روزمره اقتصادی میداند. ادعاهای مطرحشده در گزارش درباره نقش برخی بنگاههای بزرگ اقتصادی در تحولات تجارت خارجی، برای داوری قطعی به بررسی مستقل نیاز دارند.
جمعبندی توفیقی این است:
بدون مهار تورم، تغییر در مناسبات اثرگذار بر سیاستگذاری و تقویت قدرت جمعی کارگران برای پیگیری مطالبات، فاصله میان دستمزد و هزینههای زندگی همچنان افزایش خواهد یافت و بهبود پایدار معیشت دور از دسترس میماند.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
Telegram
داوطلب
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻ویدیوی طنز پرستاری: چسب بر دهان، به مناسبت روز پرستار!
بررسی شبکهها و کانالهای مجازی پرستاران نشان میدهد که پرستاران طی پیامهای کوتاه بیش از هر زمان دیگری از دیرکرد مطالبات خود ناراضیاند.
هرچند فعالان صنفی و نهادهایی مثل خانه پرستار و نمایندگان صنفی به شدت از وضعیت موجود، کمبود نیرو (حدود ۱۰۰ هزار کمبود نیرو) و پرداخت نشدن کامل مطالبات انتقاد کردهاند، مراسم رسمی روز پرستار امسال- ۲۴ مهر- نیز به حضور مسئولان و تقدیر از پرستاران نمونه تقلیل داده شد.
برعکس بسیاری از کشورهای جهان که روز پرستار را روز طرح مطالبات خود میدانند، پرستاران کشور نتوانستند مجرای رسمی برای طرح مطالبات خود بیابند.
این روزها پرستاران در کانالهای مجازی درباره بسته بودن راههای پیگیری مطالبات خود ویدیو طنز میسازند اما عمدتا صدای آنان از بازخوردهای درونگروهی فراتر نمیرود.
منبع ویدیو: کانال اینستاگرامی «بعد از شیفت»
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
بررسی شبکهها و کانالهای مجازی پرستاران نشان میدهد که پرستاران طی پیامهای کوتاه بیش از هر زمان دیگری از دیرکرد مطالبات خود ناراضیاند.
هرچند فعالان صنفی و نهادهایی مثل خانه پرستار و نمایندگان صنفی به شدت از وضعیت موجود، کمبود نیرو (حدود ۱۰۰ هزار کمبود نیرو) و پرداخت نشدن کامل مطالبات انتقاد کردهاند، مراسم رسمی روز پرستار امسال- ۲۴ مهر- نیز به حضور مسئولان و تقدیر از پرستاران نمونه تقلیل داده شد.
برعکس بسیاری از کشورهای جهان که روز پرستار را روز طرح مطالبات خود میدانند، پرستاران کشور نتوانستند مجرای رسمی برای طرح مطالبات خود بیابند.
این روزها پرستاران در کانالهای مجازی درباره بسته بودن راههای پیگیری مطالبات خود ویدیو طنز میسازند اما عمدتا صدای آنان از بازخوردهای درونگروهی فراتر نمیرود.
منبع ویدیو: کانال اینستاگرامی «بعد از شیفت»
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg - اینستاگرام - توییتر
👍3❤1😢1
🔻در بزرگترین تورم صد سال اخیر، کنشگران مدنی و صنفی چه میکنند؟
برای اولین بار در صد سال گذشته، تورم حتی در اعلان شاخصهای رسمی به بالای ۷۰درصد رسید و اقتصاددانها زنگ خطر را به صدا در آوردند و اعلام کردند که از زمان جنگ جهانی اول چنین تورمی بیسابقه است، در آستانه ابَرتورم هستیم و اراده ویژهای برای تغییر رفتار دولت برای اصلاح رفتارهای دولت نیاز است؛ ارادهای که دیده نمیشود.
اولین و ملموسترین اثر ابَرتورم، از بین رفتن مفهوم «حقوق سر ماه» است: حقوق در هفته اول ماه تمام میشود و بقیه ماه صرف «مدیریت بدهی» و قرض گرفتن از آینده میشود.
🔴در تورم بالا، قیمت اقلام خوراکی معمولاً بیش از شاخص کل گران میشوند؛ قیمتها دیگر «اطلاعات اقتصادی» نیستند، بلکه «اضطراب دائمی برچسب قیمت» به ناهنجاریهای دیگری دامن میزند.
چنین تورمی به معنی سوءتغذیه کودکان و بخش بزرگی از جامعه است.
برای بازنشستگان و حقوقبگیران یعنی انتخاب بین غذا و دارو و حذف درمانهای غیرضروری و انباشت بیماریهای وخیمشده برای آینده.
کنشگران چه میکنند؟⬇️
✅ مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
برای اولین بار در صد سال گذشته، تورم حتی در اعلان شاخصهای رسمی به بالای ۷۰درصد رسید و اقتصاددانها زنگ خطر را به صدا در آوردند و اعلام کردند که از زمان جنگ جهانی اول چنین تورمی بیسابقه است، در آستانه ابَرتورم هستیم و اراده ویژهای برای تغییر رفتار دولت برای اصلاح رفتارهای دولت نیاز است؛ ارادهای که دیده نمیشود.
اولین و ملموسترین اثر ابَرتورم، از بین رفتن مفهوم «حقوق سر ماه» است: حقوق در هفته اول ماه تمام میشود و بقیه ماه صرف «مدیریت بدهی» و قرض گرفتن از آینده میشود.
🔴در تورم بالا، قیمت اقلام خوراکی معمولاً بیش از شاخص کل گران میشوند؛ قیمتها دیگر «اطلاعات اقتصادی» نیستند، بلکه «اضطراب دائمی برچسب قیمت» به ناهنجاریهای دیگری دامن میزند.
چنین تورمی به معنی سوءتغذیه کودکان و بخش بزرگی از جامعه است.
برای بازنشستگان و حقوقبگیران یعنی انتخاب بین غذا و دارو و حذف درمانهای غیرضروری و انباشت بیماریهای وخیمشده برای آینده.
کنشگران چه میکنند؟⬇️
✅ مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
🏆2❤1👍1
🔻طرح اعتبار محلی:
اعتماد و دانش چگونه میتواند در دل بحران اقتصادی از فشار بر مردم بکاهد؟
برخی از کاربران اعلام کردهاند که وقتی به بانک میروند تا پول بگیرند، میبینند که بانک پرداخت ندارد یا سقف پرداخت از سوی بانک از حد رسمی که اعلام شده بود بسیار پایینتر است. در یک جمله: بانکها پول به دست مردم نمیدهند یا ندارند که بدهند.
موضوع محدودیت شدید پرداخت و اختلال در برداشتهای ریالی، آخرین بار به شکل بسیار وسیع از روز دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ در شبکههای اجتماعی ایران مطرح شد که علت آن اقدام بانک مرکزی در قطع و محدودسازی خدمات بانکی و برداشت غیرحضوری ۵ صرافی بزرگ رمزارزی اعلام شد. این بار اول نیست، به گونهای که نارسایی سیستم رسمی مالی دیگر برای کسی عجیب نیست.
🔴گروههای مردم در بحران اقتصادی یاد میگیرند که وابستگی به اقتصاد رسمی را کاهش بدهند.
در مواجهه با بحرانهای اقتصادی و محیطی، تابآوری جامعه نه در فردگرایی، بلکه در عبور به سمت «همبستگی استراتژیک» است.
مدلهایی نظیر شبکههای مبادله (آرژانتین)، آشپزخانههای اجتماعی (یونان)، باغچههای پیروزی (اروپا) و بانک زمان نشان میدهند که چگونه با «اقتصاد همبستگی» میتوان ضمن حفظ کرامت انسانی، شبکههای حمایتی محلی برای بقا ساخت.
برخی از این شیوهها به درجه بالایی از اعتماد و نوعی از نظارت کیفیت نیاز دارد. اینجا زمانی است که اعتماد و دانش مدیریت و توانمندی فنی، میتواند به فرمول نجات تبدیل شود. به مرور برخی از این شیوهها را بررسی میکنیم.
▪️شبکههای مبادله کالا و اعتبار و ارزهای موازی (نمونه آرژانتین ۲۰۰۱)
در جریان بحران سال ۲۰۰۱ آرژانتین، سیستم Trueque (مبادله پایاپای) از یک تجربه کوچک در محلات به یک شبکه عظیم ملی تبدیل شد که در اوج خود حدود ۷ میلیون عضو و هزاران مرکز مبادله (Nodos) داشت.
طبق اسناد Red Global de Trueque (RGT)، این شبکه بر پایه انتشار یک ارز مکمل (اعتبار محلی) به نام Crédito (به معنی اعتبار) بنا شده بود. این کالابرگهای غیررسمی به دست کنشگران چاپ میشد و به اعضا اجازه میداد بدون نیاز به «پزو» (پول ملی بیارزش شده)، کالا و خدمات خود را با دیگران معادله کنند.
🧩نقاط قوت طرح اعتبار محلی:
بازیابی کرامت انسانی:
در حالی که بیکاری بیداد میکرد، این سیستم به افراد اجازه میداد به جای صدقه گرفتن، با ارائه مهارت یا کالای خانگی خود (مثل نان خانگی، تعمیرات یا تدریس)، مایحتاج خود را تأمین کنند.
تداوم چرخه اقتصادی خُرد:
وقتی بانکها نقدینگی را مسدود کردند (پدیده Corralito)، این شبکه اجازه داد جریان کالا در سطح محلی متوقف نشود.
کاهش قیمتها:
با حذف واسطهها و استفاده از گروههای خرید مستقیم از کشاورزان، هزینه تمامشده اقلام اساسی تا ۴۰ درصد کاهش یافت.
⚠️ معایب (چالشها و دلایل فروپاشی)
جعل گسترده:
به دلیل نبود سیستمهای امنیتی پیچیده، نسخههای جعلی بنهای Crédito وارد بازار شد که منجر به تورم در داخل شبکه و کاهش اعتماد مردم شد.
کمبود کالاهای اساسی:
با عمیقتر شدن بحران، تولیدکنندگان بزرگ دیگر تمایلی به دریافت بنهای محلی نداشتند و شبکه بیشتر به سمت مبادله «کالاهای دستدوم» یا «خدمات ساده» سوق پیدا کرد و در تامین مواد اولیه صنعتی ناتوان ماند.
کمبود نظارت بهداشتی:
در بخش مواد غذایی، به دلیل نبود نظارت دولتی، چالشهای استاندارد و بهداشت در تولیدات خانگی پدیدار شد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
اعتماد و دانش چگونه میتواند در دل بحران اقتصادی از فشار بر مردم بکاهد؟
برخی از کاربران اعلام کردهاند که وقتی به بانک میروند تا پول بگیرند، میبینند که بانک پرداخت ندارد یا سقف پرداخت از سوی بانک از حد رسمی که اعلام شده بود بسیار پایینتر است. در یک جمله: بانکها پول به دست مردم نمیدهند یا ندارند که بدهند.
موضوع محدودیت شدید پرداخت و اختلال در برداشتهای ریالی، آخرین بار به شکل بسیار وسیع از روز دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ در شبکههای اجتماعی ایران مطرح شد که علت آن اقدام بانک مرکزی در قطع و محدودسازی خدمات بانکی و برداشت غیرحضوری ۵ صرافی بزرگ رمزارزی اعلام شد. این بار اول نیست، به گونهای که نارسایی سیستم رسمی مالی دیگر برای کسی عجیب نیست.
🔴گروههای مردم در بحران اقتصادی یاد میگیرند که وابستگی به اقتصاد رسمی را کاهش بدهند.
در مواجهه با بحرانهای اقتصادی و محیطی، تابآوری جامعه نه در فردگرایی، بلکه در عبور به سمت «همبستگی استراتژیک» است.
مدلهایی نظیر شبکههای مبادله (آرژانتین)، آشپزخانههای اجتماعی (یونان)، باغچههای پیروزی (اروپا) و بانک زمان نشان میدهند که چگونه با «اقتصاد همبستگی» میتوان ضمن حفظ کرامت انسانی، شبکههای حمایتی محلی برای بقا ساخت.
برخی از این شیوهها به درجه بالایی از اعتماد و نوعی از نظارت کیفیت نیاز دارد. اینجا زمانی است که اعتماد و دانش مدیریت و توانمندی فنی، میتواند به فرمول نجات تبدیل شود. به مرور برخی از این شیوهها را بررسی میکنیم.
▪️شبکههای مبادله کالا و اعتبار و ارزهای موازی (نمونه آرژانتین ۲۰۰۱)
در جریان بحران سال ۲۰۰۱ آرژانتین، سیستم Trueque (مبادله پایاپای) از یک تجربه کوچک در محلات به یک شبکه عظیم ملی تبدیل شد که در اوج خود حدود ۷ میلیون عضو و هزاران مرکز مبادله (Nodos) داشت.
طبق اسناد Red Global de Trueque (RGT)، این شبکه بر پایه انتشار یک ارز مکمل (اعتبار محلی) به نام Crédito (به معنی اعتبار) بنا شده بود. این کالابرگهای غیررسمی به دست کنشگران چاپ میشد و به اعضا اجازه میداد بدون نیاز به «پزو» (پول ملی بیارزش شده)، کالا و خدمات خود را با دیگران معادله کنند.
🧩نقاط قوت طرح اعتبار محلی:
بازیابی کرامت انسانی:
در حالی که بیکاری بیداد میکرد، این سیستم به افراد اجازه میداد به جای صدقه گرفتن، با ارائه مهارت یا کالای خانگی خود (مثل نان خانگی، تعمیرات یا تدریس)، مایحتاج خود را تأمین کنند.
تداوم چرخه اقتصادی خُرد:
وقتی بانکها نقدینگی را مسدود کردند (پدیده Corralito)، این شبکه اجازه داد جریان کالا در سطح محلی متوقف نشود.
کاهش قیمتها:
با حذف واسطهها و استفاده از گروههای خرید مستقیم از کشاورزان، هزینه تمامشده اقلام اساسی تا ۴۰ درصد کاهش یافت.
⚠️ معایب (چالشها و دلایل فروپاشی)
جعل گسترده:
به دلیل نبود سیستمهای امنیتی پیچیده، نسخههای جعلی بنهای Crédito وارد بازار شد که منجر به تورم در داخل شبکه و کاهش اعتماد مردم شد.
کمبود کالاهای اساسی:
با عمیقتر شدن بحران، تولیدکنندگان بزرگ دیگر تمایلی به دریافت بنهای محلی نداشتند و شبکه بیشتر به سمت مبادله «کالاهای دستدوم» یا «خدمات ساده» سوق پیدا کرد و در تامین مواد اولیه صنعتی ناتوان ماند.
کمبود نظارت بهداشتی:
در بخش مواد غذایی، به دلیل نبود نظارت دولتی، چالشهای استاندارد و بهداشت در تولیدات خانگی پدیدار شد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
Telegram
داوطلب
🔻در شروع بزرگترین تورم صد سال اخیر، کنشگران مدنی و صنفی چه میکنند؟
برای اولین بار در صد سال گذشته، تورم حتی در اعلان شاخصهای رسمی به بالای ۷۰درصد رسید و اقتصاددانها زنگ خطر را به صدا در آوردند و اعلام کردند که از زمان جنگ جهانی اول چنین تورمی بیسابقه…
برای اولین بار در صد سال گذشته، تورم حتی در اعلان شاخصهای رسمی به بالای ۷۰درصد رسید و اقتصاددانها زنگ خطر را به صدا در آوردند و اعلام کردند که از زمان جنگ جهانی اول چنین تورمی بیسابقه…
👍3
🔻به پایان مهر نزدیک شدیم، چرا معوقات اردیبهشت بازنشستگان واریز نمیشود؟
▫️بازنشستگان تامین اجتماعی در تماس با ایلنا خواستار مشخص شدن زمان پرداخت معوقات اردیبهشت شدند.
▫️این بازنشستگان با بیان اینکه براساس وعدههای مکرر مسئولان قرار بود در مهر معوقات اردیبهشت پرداخت شود؛ افزودند: به پایان مهر نزدیک شدیم اما خبری از پرداخت معوقات نیست.
آنها اضافه کردند مدیران تامین اجتماعی باید پاسخ بدهند که منظورشان از پرداخت در مهرماه چیست. آیا معوقات همراه حقوق مهر واریز میشود یا بازهم باید منتظر بمانیم؟
به گفته این بازنشستگان، ارزش ریالی معوقات در این چند ماه به زیر نصف رسیده و به شدت کاهش یافته است.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
▫️بازنشستگان تامین اجتماعی در تماس با ایلنا خواستار مشخص شدن زمان پرداخت معوقات اردیبهشت شدند.
▫️این بازنشستگان با بیان اینکه براساس وعدههای مکرر مسئولان قرار بود در مهر معوقات اردیبهشت پرداخت شود؛ افزودند: به پایان مهر نزدیک شدیم اما خبری از پرداخت معوقات نیست.
آنها اضافه کردند مدیران تامین اجتماعی باید پاسخ بدهند که منظورشان از پرداخت در مهرماه چیست. آیا معوقات همراه حقوق مهر واریز میشود یا بازهم باید منتظر بمانیم؟
به گفته این بازنشستگان، ارزش ریالی معوقات در این چند ماه به زیر نصف رسیده و به شدت کاهش یافته است.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
👍4
🔻ویترین نابرابری آموزشی و نگرانی برای آینده
و کارگرانی که صدایشان در قشر تحصیلکرده کمتر شنیده خواهد شد
گزارش تحلیلی داوطلب
مسئولان آموزشوپرورش سیستانوبلوچستان سالهاست از کمبود گسترده فضای آموزشی، وجود کلاسهای پیشساخته در مناطق صعبالعبور و شمار زیادی کلاس نیازمند بازسازی خبر میدهند. بررسیهای آماری نیز نشان میدهد ۱۵ درصد کودکان بازمانده از تحصیل کشور مربوط به این استان هستند که ۲۷ درصد از آنها در مقطع ابتدایی، ۲۳ درصد در مقطع متوسطه اول و ۵۰ درصد آنان متعلق به مقطع متوسطه دوم هستند. این آمار و ارقام برای نشان دادن تفاوت نقطه شروع آموزش در مناطق مختلف کشور اهمیت دارند.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از «رقابت برابر» در کنکور دشوار میشود. دانشآموزی که در یک شهر بزرگ به شبکهای از مدارس، معلمان متخصص، کتابهای کمکآموزشی، کلاسهای تقویتی، مشاوره و اینترنت دسترسی دارد، الزاماً از همان نقطهای که دانشآموزی در منطقهای با کمبود کلاس، معلم یا فضای آموزشی استاندارد قصد ورود به عرصه آموزش را دارد، دوره تحصیلاتش را آغاز نمیکند.
بنابراین مسئله را نمیتوان به این شکل ساده کرد که «استعدادهای برتر در تهران متمرکزند». استعداد در سراسر کشور وجود دارد و آنچه به شکل برابر توزیع نشده، فرصت تبدیل استعداد به موفقیت است.
از این منظر، کنکور بیشتر از آنکه علت نابرابری آموزشی باشد، ویترین مجموعهی نابرابریهایی است که پیش از روز آزمون شکل گرفتهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، آمارها را دقیقتر مقایسه کنید و ببینید که چگونه تهران همزمان با بیشترین آمار قبولی همزمان در میان شهرهایی با بیشترین آمار ترک تحصیل قرار دارد و چرا با طبقاتی شدن امکان ورود به دانشگاه، تجربهها و دغدغههای طبقات فرودست کمتر در میان تحصیلکردهها بازتاب پیدا خواهد کرد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
و کارگرانی که صدایشان در قشر تحصیلکرده کمتر شنیده خواهد شد
گزارش تحلیلی داوطلب
مسئولان آموزشوپرورش سیستانوبلوچستان سالهاست از کمبود گسترده فضای آموزشی، وجود کلاسهای پیشساخته در مناطق صعبالعبور و شمار زیادی کلاس نیازمند بازسازی خبر میدهند. بررسیهای آماری نیز نشان میدهد ۱۵ درصد کودکان بازمانده از تحصیل کشور مربوط به این استان هستند که ۲۷ درصد از آنها در مقطع ابتدایی، ۲۳ درصد در مقطع متوسطه اول و ۵۰ درصد آنان متعلق به مقطع متوسطه دوم هستند. این آمار و ارقام برای نشان دادن تفاوت نقطه شروع آموزش در مناطق مختلف کشور اهمیت دارند.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از «رقابت برابر» در کنکور دشوار میشود. دانشآموزی که در یک شهر بزرگ به شبکهای از مدارس، معلمان متخصص، کتابهای کمکآموزشی، کلاسهای تقویتی، مشاوره و اینترنت دسترسی دارد، الزاماً از همان نقطهای که دانشآموزی در منطقهای با کمبود کلاس، معلم یا فضای آموزشی استاندارد قصد ورود به عرصه آموزش را دارد، دوره تحصیلاتش را آغاز نمیکند.
بنابراین مسئله را نمیتوان به این شکل ساده کرد که «استعدادهای برتر در تهران متمرکزند». استعداد در سراسر کشور وجود دارد و آنچه به شکل برابر توزیع نشده، فرصت تبدیل استعداد به موفقیت است.
از این منظر، کنکور بیشتر از آنکه علت نابرابری آموزشی باشد، ویترین مجموعهی نابرابریهایی است که پیش از روز آزمون شکل گرفتهاند.
در گزارش تحلیلی داوطلب، آمارها را دقیقتر مقایسه کنید و ببینید که چگونه تهران همزمان با بیشترین آمار قبولی همزمان در میان شهرهایی با بیشترین آمار ترک تحصیل قرار دارد و چرا با طبقاتی شدن امکان ورود به دانشگاه، تجربهها و دغدغههای طبقات فرودست کمتر در میان تحصیلکردهها بازتاب پیدا خواهد کرد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
داوطلب
کنکور ۱۴۰۵ ویترین نابرابری آموزشی - داوطلب
تارنمای داوطلب: « با گذشت بیش از نیم قرن از انتشار داستان «اولدوز و کلاغها» اثر داستاننویس نامآشنای ایرانی «صمد بهرنگی»، هنوز حکایت «دانشآموز فقیر» و «بچههایی که همراه نوکر به مدرسه رفت وآمد میکنند [و] بچههایی که با ماشین سواری گرانقیمت به مدرسه میآیند»…
👍3
🔻اهمیت تولید حافظه جمعی:
چرخه کامل اعتراضها را به حافظه جمعی تبدیل کنید.
برای خروج از کلیگویی و حرکت به سمت مطالبهگری حرفهای و مؤثر در شرایط دشوار معیشتی، حقوقبگیران باید ابزارهای خود را ارتقا بدهند و رویکردی علمی، دقیق و مبتنی بر داده اتخاذ کنند.
🔴نمیشود جمع شوید؟ چرخههای مطالبهگری را با چند شیوه گوناگون به اطلاعات قابل دسترس تبدیل کنید
این مسئله برای جنبش کارگری ایران اهمیت دوچندان دارد. محدودیتهای سازمانیابی مستقل، پراکندگی نیروی کار، قراردادهای موقت و پیمانکاری، جابهجایی مداوم کارگران و فشارهای امنیتی باعث میشود انتقال تجربه میان دو نسل قدیمیتر و جدیدتر و حتی میان واحدهای مختلف کارگری دشوار شود. در چنین شرایطی، ثبت دقیق تجربه اعتراض میتواند تا حدی جای خالی برخی نهادهای پایدار انتقال تجربه را پر کند.
🔴از این منظر، گزارشگری کارگری نباید فقط به «ثبت وقوع اعتراض» محدود شود. یک گزارش خوب باید بتواند چرخه کامل یک اعتراض از چیستی مطالبه تا اینکه اعتراض چگونه آغاز شد؛ چه کسانی در آن مشارکت داشتند؛ واکنش کارفرما و نهادهای مسئول چه بود؛ چه مذاکرهای انجام شد؛ چه امتیازی حاصل شد؛ چه وعدهای عملی نشد؛ اعتراض چگونه پایان یافت و مهمتر از همه، چه چیزی از این تجربه میتوان برای اعتراض بعدی آموخت را ثبت و ضبط کند.
این نوع گزارشگری البته به معنای تبدیل خبرنگار به قضاوتکننده درباره موفقیت یا شکستخوردن یک اعتراض نیست؛ از قضا باید میان «ثبت» و «تحلیل» تفاوت قائل شد.
ممکن است یک اعتراض به مطالبه اصلی خود نرسیده باشد اما توانسته باشد دستمزد معوقه را کاهش دهد، مذاکرهای ایجاد کند، اخراج چند کارگر را متوقف کند یا همبستگی تازهای میان کارگران ایجاد کند. برعکس، ممکن است اعتراضی در ظاهر با یک توافق پایان یافته باشد اما وعدههای آن هرگز اجرا نشده باشد. به همین دلیل، موفقیت و شکست اعتراض نباید فقط در روز پایان تجمع ارزیابی شود بلکه باید در طول زمان سنجیده شود.
در گزارش داوطلب در این باره بیشتر بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
چرخه کامل اعتراضها را به حافظه جمعی تبدیل کنید.
برای خروج از کلیگویی و حرکت به سمت مطالبهگری حرفهای و مؤثر در شرایط دشوار معیشتی، حقوقبگیران باید ابزارهای خود را ارتقا بدهند و رویکردی علمی، دقیق و مبتنی بر داده اتخاذ کنند.
🔴نمیشود جمع شوید؟ چرخههای مطالبهگری را با چند شیوه گوناگون به اطلاعات قابل دسترس تبدیل کنید
این مسئله برای جنبش کارگری ایران اهمیت دوچندان دارد. محدودیتهای سازمانیابی مستقل، پراکندگی نیروی کار، قراردادهای موقت و پیمانکاری، جابهجایی مداوم کارگران و فشارهای امنیتی باعث میشود انتقال تجربه میان دو نسل قدیمیتر و جدیدتر و حتی میان واحدهای مختلف کارگری دشوار شود. در چنین شرایطی، ثبت دقیق تجربه اعتراض میتواند تا حدی جای خالی برخی نهادهای پایدار انتقال تجربه را پر کند.
🔴از این منظر، گزارشگری کارگری نباید فقط به «ثبت وقوع اعتراض» محدود شود. یک گزارش خوب باید بتواند چرخه کامل یک اعتراض از چیستی مطالبه تا اینکه اعتراض چگونه آغاز شد؛ چه کسانی در آن مشارکت داشتند؛ واکنش کارفرما و نهادهای مسئول چه بود؛ چه مذاکرهای انجام شد؛ چه امتیازی حاصل شد؛ چه وعدهای عملی نشد؛ اعتراض چگونه پایان یافت و مهمتر از همه، چه چیزی از این تجربه میتوان برای اعتراض بعدی آموخت را ثبت و ضبط کند.
این نوع گزارشگری البته به معنای تبدیل خبرنگار به قضاوتکننده درباره موفقیت یا شکستخوردن یک اعتراض نیست؛ از قضا باید میان «ثبت» و «تحلیل» تفاوت قائل شد.
ممکن است یک اعتراض به مطالبه اصلی خود نرسیده باشد اما توانسته باشد دستمزد معوقه را کاهش دهد، مذاکرهای ایجاد کند، اخراج چند کارگر را متوقف کند یا همبستگی تازهای میان کارگران ایجاد کند. برعکس، ممکن است اعتراضی در ظاهر با یک توافق پایان یافته باشد اما وعدههای آن هرگز اجرا نشده باشد. به همین دلیل، موفقیت و شکست اعتراض نباید فقط در روز پایان تجمع ارزیابی شود بلکه باید در طول زمان سنجیده شود.
در گزارش داوطلب در این باره بیشتر بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
داوطلب
جنبش کارگری بدون حافظه، هر بار از نقطه صفر شروع میکند - داوطلب
تارنمای داوطلب: در میان گزارشهای متعدد منتشر شده در رسانههای رسمی و غیررسمی از کنشهای کارگری، خبر اعتراض عمدتا با یک جمله آغاز میشود و با همان جمله به پایان میرسد. «کارگران فلان کارخانه تجمع کردند»، «پرستاران فلان بیمارستان دست از کار کشیدند» یا «کارگران…
❤2👍1
🔻تبریک روز پرستار در سایه وعدههای معلق و بحران معیشت؛
«گل و شیرینی نمیخواهیم، حقمان را بدهید!»
اصل ۲۰ نوشت:
🔸امروز در ایران روز پرستار است و جامعه درمانی کشور با موجی از نارضایتیهای انباشته، اعتراضات صنفی و فشارهای معیشتی دست به گریبان. در حالی که مسئولان دولتی همزمان با این مناسبت بستههای حمایتی و دستاوردهای اداری را مطرح میکنند، بدنه کادر درمان روایتی کاملاً متفاوت از واقعیتهای محیط کار ارائه میکنند که آمیخته با فرسودگی، افت شدید ارزش دریافتیها و وعدههایی است که در عمل پیاده نشدهاند.
🔸یکی از اعضای کادر درمان در تشریح فشارهای معیشتی میگوید: «نه گل میخواهیم، نه شیرینی میخواهیم، نه تبریک میخواهیم. فقط حقمان را بدهند و زحمات ما را زیر سؤال نبرند.» او با اشاره به افت شدید مبالغ کارانه میافزاید: «کارانهای که زمانی حدود ۱۰ میلیون تومان بود، به ۸، ۷ و حتی ۶ میلیون تومان رسیده است. در شرایطی که هزینههای زندگی هر روز بیشتر میشود، دریافتی ما ماهبهماه کمتر میشود. اینکه در روز پرستار با گل و شیرینی از ما تقدیر کنند محترم است، اما خواسته اصلی ما چیز دیگری است. ما به دنبال احقاق حقوق، بهبود شرایط کاری و دیده شدن زحماتمان هستیم.» به گفته این شاغل حوزه درمان، در سالهای اخیر اجحاف گستردهای در حق پرستاران صورت گرفته و گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات آنان وجود ندارد.
🔸گزارشهای منتشرشده از سوی فعالان و روزنامهنگاران حوزه رفاه نیز میگویند که برخی از این اعلام دستاوردها با واقعیت مطابقت ندارد. محمدعلی شهابی خبرنگار حوزه سلامت و تأمین اجتماعی، اعلام تصویب تعرفهگذاری، اصلاح احکام و آزمون استخدامی به عنوان دستاوردهای دوماهه مدیریت جدید را نقد کرده و مینویسد که این موارد نتیجه دستکم دو سال پیگیری مداوم اداری و پرداخت هزینههای صنفی از سوی پرسنل در جریان تجمعات اعتراضی بوده است. او میگوید مسائلی مانند ایراد سامانه محاسبه تعرفهها و مجوزهای استخدامی از سوی سازمان اداری و استخدامی و سازمان مدیریت، روندی دو ساله را طی کردهاند و معرفی آنها به عنوان دستاورد فوری مدیران تازه، واقعیت را تحریف میکند.
🔸در کنار این مشکلات، آمارهای رسمی نیز حاکی از ابعاد نگرانکننده افت ماندگاری نیروهای درمانی در کشور است. احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری پیشتر گفته بود که سالانه حدود ۵ هزار پرستار شاغل از چرخه خدمت خارج میشوند و دهها هزار نیروی متخصص نیز خانهنشین شدهاند.
❓اما در مواجهه با چنین موانع ساختاری، وعدههای اجرا نشده و افت مداوم توان اقتصادی، جامعه درمانی چگونه میتواند صدای خود را به نتیجه ملموس تبدیل کند و یک ائتلاف مؤثر در نظام سلامت چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
⛓️💥در وبسایت اصل۲۰ بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
«گل و شیرینی نمیخواهیم، حقمان را بدهید!»
اصل ۲۰ نوشت:
🔸امروز در ایران روز پرستار است و جامعه درمانی کشور با موجی از نارضایتیهای انباشته، اعتراضات صنفی و فشارهای معیشتی دست به گریبان. در حالی که مسئولان دولتی همزمان با این مناسبت بستههای حمایتی و دستاوردهای اداری را مطرح میکنند، بدنه کادر درمان روایتی کاملاً متفاوت از واقعیتهای محیط کار ارائه میکنند که آمیخته با فرسودگی، افت شدید ارزش دریافتیها و وعدههایی است که در عمل پیاده نشدهاند.
🔸یکی از اعضای کادر درمان در تشریح فشارهای معیشتی میگوید: «نه گل میخواهیم، نه شیرینی میخواهیم، نه تبریک میخواهیم. فقط حقمان را بدهند و زحمات ما را زیر سؤال نبرند.» او با اشاره به افت شدید مبالغ کارانه میافزاید: «کارانهای که زمانی حدود ۱۰ میلیون تومان بود، به ۸، ۷ و حتی ۶ میلیون تومان رسیده است. در شرایطی که هزینههای زندگی هر روز بیشتر میشود، دریافتی ما ماهبهماه کمتر میشود. اینکه در روز پرستار با گل و شیرینی از ما تقدیر کنند محترم است، اما خواسته اصلی ما چیز دیگری است. ما به دنبال احقاق حقوق، بهبود شرایط کاری و دیده شدن زحماتمان هستیم.» به گفته این شاغل حوزه درمان، در سالهای اخیر اجحاف گستردهای در حق پرستاران صورت گرفته و گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات آنان وجود ندارد.
🔸گزارشهای منتشرشده از سوی فعالان و روزنامهنگاران حوزه رفاه نیز میگویند که برخی از این اعلام دستاوردها با واقعیت مطابقت ندارد. محمدعلی شهابی خبرنگار حوزه سلامت و تأمین اجتماعی، اعلام تصویب تعرفهگذاری، اصلاح احکام و آزمون استخدامی به عنوان دستاوردهای دوماهه مدیریت جدید را نقد کرده و مینویسد که این موارد نتیجه دستکم دو سال پیگیری مداوم اداری و پرداخت هزینههای صنفی از سوی پرسنل در جریان تجمعات اعتراضی بوده است. او میگوید مسائلی مانند ایراد سامانه محاسبه تعرفهها و مجوزهای استخدامی از سوی سازمان اداری و استخدامی و سازمان مدیریت، روندی دو ساله را طی کردهاند و معرفی آنها به عنوان دستاورد فوری مدیران تازه، واقعیت را تحریف میکند.
🔸در کنار این مشکلات، آمارهای رسمی نیز حاکی از ابعاد نگرانکننده افت ماندگاری نیروهای درمانی در کشور است. احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری پیشتر گفته بود که سالانه حدود ۵ هزار پرستار شاغل از چرخه خدمت خارج میشوند و دهها هزار نیروی متخصص نیز خانهنشین شدهاند.
❓اما در مواجهه با چنین موانع ساختاری، وعدههای اجرا نشده و افت مداوم توان اقتصادی، جامعه درمانی چگونه میتواند صدای خود را به نتیجه ملموس تبدیل کند و یک ائتلاف مؤثر در نظام سلامت چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
⛓️💥در وبسایت اصل۲۰ بخوانید.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
اصل 20
یک ائتلاف موثر در نظام سلامت چه ویژگیهایی دارد؟ - اصل20
نظام سلامت، یکی از حوزههایی است که نه تنها پتانسیل بالایی برای شکلگیری ائتلاف دارد بلکه اساسا ائتلاف در آن برای مطالبهگری هدفمند الزامی است. به دلیل
👍4
🔻دو مسیر متفاوت: سرنوشت کارگران میان اتحادیههای خاموش روسیه و اتحادیههای زنده لهستان
در لحظههای بحران سیاسی، زمانی که یک نظم سیاسی در حال فروریختن است و نظم تازه هنوز شکل نگرفته، سرنوشت طبقات حقوقبگیر بیش از هر زمان دیگری به توان سازمانیافتگی جمعی آنها وابسته میشود. تجربه دو کشور در اروپای شرقی—روسیه و لهستان—نمونهای روشن از این تفاوت است؛ دو جامعه که هر دو از دل نظام سوسیالیستی بیرون آمدند، اما نقش اتحادیههای کارگری در آنها مسیرهای کاملاً متفاوتی برای طبقه کارگر رقم زد.
✔️ لهستان: وقتی تشکلهای مردمی به نیروی اجتماعی تبدیل میشود
در دهه ۱۹۸۰، در دل بحران اقتصادی و سیاسی لهستان، اتحادیهای متولد شد که نه فقط یک تشکل صنفی بلکه یک نیروی اجتماعی گسترده بود: سولیدارنوست (همبستگی)
جنبش از اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک آغاز شد و با رهبری چهرهای مانند لخ والسا به سرعت به شبکهای ملی تبدیل شد.
اهمیت این اتحادیه فقط در سازماندهی اعتصابها نبود: جنبش همبستگی سه کار مهم انجام داد:
🔴ساخت شبکه اجتماعی میان کارگران (از جمله تشکیل کمیتههای محلی در کارخانهها و برقراری ارتباط میان صنایع مختلف)
🔴تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات مدنی (برانگیختن عزم ملی برای مطالبه حق آزادی تشکل پس از یک دوره طولانی محرومیت از تشکل مستقل در دوران پیش از تغییر، و برجسته کردن حقوق شهروندی و تمرین حق آزادی بیان به عنوان حق بدیهی)
🔴مشارکت در تصمیمهای اقتصادی (حضور جمعی کارگران و حقوقبگیران در مذاکره برای آینده کشور)
در نهایت، جنبش توانست حضور نمایندگان اتحادیه همبستگی را در مذاکرات معروف به میزگرد لهستان چنان به روند تبدیل کند که مذاکرات اقتصادی بدون حضور نمایندگان این اتحادیه، ممکن نبود.
پس از یک دوره تلاش منسجم، طبقه کارگر در لحظه گذار سیاسی به یک بازیگر سازمانیافته تبدیل شده بود، نه صرفاً تودهای آسیبپذیر. چنین ساختاری توانست حتی در برهههای بعدی هم به رکن اصلی دفاع از حقوق کارگران و مستمریبگیران تبدیل شود.
⚠️در مقابل، تجربه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مسیر کاملاً متفاوتی را نشان میدهد.
اتحادیههای کارگری در دوره شوروی عمدتاً بخشی از ساختار دولت بودند، نه نهادهای مستقل کارگران.
وقتی اتحاد شوروی فروپاشید، این اتحادیهها نتوانستند بر خلاف برخی دیگر از کشورها به سازماندهی مقاومت اجتماعی دست بزنند.
در دهه ۱۹۹۰، در دوران ریاستجمهوری بوریس یلتسین، اقتصاد روسیه وارد برنامه معروف به «شوکدرمانی» شد:
خصوصیسازی سریع کارخانهها
فروپاشی صنایع دولتی
تورم شدید و سقوط دستمزدها
در بسیاری از موارد:
حقوق کارگران ماهها پرداخت نمیشد، کارخانهها تعطیل میشدند، بیمهها از بین میرفت.
کارگران اعتراضهایی کردند، اما اتحادیههای قدرتمند و شبکههای اجتماعی سازمانیافتهای وجود نداشت که بتواند این اعتراضها را به نیرویی موثر تبدیل کند.
در نتیجه، در لحظه گذار سیاسی، طبقه کارگر روسیه بیشتر تماشاگر تحولات بود تا بازیگر آن.
در لهستان:
اتحادیهها از پایین و در محل کار شکل گرفتند، به شبکههای زنده و مرتبط جمعی تبدیل شدند، با جامعه مدنی و روشنفکران پیوند خوردند
اما در روسیه:
اتحادیهها اداری و وابسته به دولت باقی ماندند، نتوانستند استقلال اجتماعی به دست بیاورند و در لحظات بحران توان بسیج کارگران را نداشتند.
در حالی که در لهستان اتحادیه کارگری به یکی از ستونهای گذار سیاسی تبدیل شد، در روسیه کارگران در جریان خصوصیسازیهای گسترده عملاً بدون سپر دفاعی اجتماعی باقی ماندند. صرفنظر از پیشینه قبلی این دو کشور و بخت و جبر جغرافیایی، سیستم الیگارشی روسیه تا امروز نیز ادامه دارد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
در لحظههای بحران سیاسی، زمانی که یک نظم سیاسی در حال فروریختن است و نظم تازه هنوز شکل نگرفته، سرنوشت طبقات حقوقبگیر بیش از هر زمان دیگری به توان سازمانیافتگی جمعی آنها وابسته میشود. تجربه دو کشور در اروپای شرقی—روسیه و لهستان—نمونهای روشن از این تفاوت است؛ دو جامعه که هر دو از دل نظام سوسیالیستی بیرون آمدند، اما نقش اتحادیههای کارگری در آنها مسیرهای کاملاً متفاوتی برای طبقه کارگر رقم زد.
✔️ لهستان: وقتی تشکلهای مردمی به نیروی اجتماعی تبدیل میشود
در دهه ۱۹۸۰، در دل بحران اقتصادی و سیاسی لهستان، اتحادیهای متولد شد که نه فقط یک تشکل صنفی بلکه یک نیروی اجتماعی گسترده بود: سولیدارنوست (همبستگی)
جنبش از اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک آغاز شد و با رهبری چهرهای مانند لخ والسا به سرعت به شبکهای ملی تبدیل شد.
اهمیت این اتحادیه فقط در سازماندهی اعتصابها نبود: جنبش همبستگی سه کار مهم انجام داد:
🔴ساخت شبکه اجتماعی میان کارگران (از جمله تشکیل کمیتههای محلی در کارخانهها و برقراری ارتباط میان صنایع مختلف)
🔴تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات مدنی (برانگیختن عزم ملی برای مطالبه حق آزادی تشکل پس از یک دوره طولانی محرومیت از تشکل مستقل در دوران پیش از تغییر، و برجسته کردن حقوق شهروندی و تمرین حق آزادی بیان به عنوان حق بدیهی)
🔴مشارکت در تصمیمهای اقتصادی (حضور جمعی کارگران و حقوقبگیران در مذاکره برای آینده کشور)
در نهایت، جنبش توانست حضور نمایندگان اتحادیه همبستگی را در مذاکرات معروف به میزگرد لهستان چنان به روند تبدیل کند که مذاکرات اقتصادی بدون حضور نمایندگان این اتحادیه، ممکن نبود.
پس از یک دوره تلاش منسجم، طبقه کارگر در لحظه گذار سیاسی به یک بازیگر سازمانیافته تبدیل شده بود، نه صرفاً تودهای آسیبپذیر. چنین ساختاری توانست حتی در برهههای بعدی هم به رکن اصلی دفاع از حقوق کارگران و مستمریبگیران تبدیل شود.
⚠️در مقابل، تجربه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مسیر کاملاً متفاوتی را نشان میدهد.
اتحادیههای کارگری در دوره شوروی عمدتاً بخشی از ساختار دولت بودند، نه نهادهای مستقل کارگران.
وقتی اتحاد شوروی فروپاشید، این اتحادیهها نتوانستند بر خلاف برخی دیگر از کشورها به سازماندهی مقاومت اجتماعی دست بزنند.
در دهه ۱۹۹۰، در دوران ریاستجمهوری بوریس یلتسین، اقتصاد روسیه وارد برنامه معروف به «شوکدرمانی» شد:
خصوصیسازی سریع کارخانهها
فروپاشی صنایع دولتی
تورم شدید و سقوط دستمزدها
در بسیاری از موارد:
حقوق کارگران ماهها پرداخت نمیشد، کارخانهها تعطیل میشدند، بیمهها از بین میرفت.
کارگران اعتراضهایی کردند، اما اتحادیههای قدرتمند و شبکههای اجتماعی سازمانیافتهای وجود نداشت که بتواند این اعتراضها را به نیرویی موثر تبدیل کند.
در نتیجه، در لحظه گذار سیاسی، طبقه کارگر روسیه بیشتر تماشاگر تحولات بود تا بازیگر آن.
در لهستان:
اتحادیهها از پایین و در محل کار شکل گرفتند، به شبکههای زنده و مرتبط جمعی تبدیل شدند، با جامعه مدنی و روشنفکران پیوند خوردند
اما در روسیه:
اتحادیهها اداری و وابسته به دولت باقی ماندند، نتوانستند استقلال اجتماعی به دست بیاورند و در لحظات بحران توان بسیج کارگران را نداشتند.
در حالی که در لهستان اتحادیه کارگری به یکی از ستونهای گذار سیاسی تبدیل شد، در روسیه کارگران در جریان خصوصیسازیهای گسترده عملاً بدون سپر دفاعی اجتماعی باقی ماندند. صرفنظر از پیشینه قبلی این دو کشور و بخت و جبر جغرافیایی، سیستم الیگارشی روسیه تا امروز نیز ادامه دارد.
✅ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
@davtalaborg-اینستاگرام-شبکهایکس
داوطلب
داوطلب - داوطلب
وبسایت داوطلب