داوطلب
3.66K subscribers
4.53K photos
2.37K videos
15 files
5.9K links
داوطلب یک پایگاه خبری و تحلیلی درباره حقوق و مسایل صنفی کارگران است. هدف اصلی سایت داوطلب بالا بردن سطح دانش ، آگاهی و مهارت فعالان مستقل کارگری برای پیشبرد گفتگوهای اجتماعی، کار شایسته و حقوق برابر است. تماس با ادمین داوطلب:
@Davtalab_Admin
Download Telegram
📣چگونه در بحران و جنگ از یکدیگر محافظت کنیم؟

اصل ۲۰ نوشت:
🔴در روزهایی که ترس، بی‌اعتمادی و ناامنی همه‌جا را فرا گرفته و ساختارهای رسمی هم نه تنها حامی مردم نیستند بلکه خودشان تبدیل به تهدید شده‌اند، چه کسی از ما محافظت می‌کند؟
در این شرایط، فقط یک چیز می‌تواند ما را نجات دهد: مردم برای مردم. یعنی مراقبت جمعی، اقدام جمعی، همیاری و ایستادن کنار یکدیگر.

این کتابچه یک راهنمای عملی است برای اینکه بدانیم در محله، کوچه یا هر اجتماع کوچکی که هستیم، چطور می‌توانیم از خود و دیگران محافظت کنیم.

🔴این راهنما برگرفته از کتاب رسمی صلیب سرخ است با عنوان:
Community-Based Protection: A Guide for National Red Cross and Red Crescent Societies

کتابچه را از کانال اصل ۲۰ دانلود کنید.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍421
📣روایت مستقل ما از جنگ اهمیت دارد

جنگ در میدان نبرد آغاز می‌شود، اما در میدان روایت تثبیت می‌شود؛ آنچه گفته می‌شود، حافظه می‌شود — و آنچه حذف می‌شود، تاریخ را تغییر می‌دهد.

کتاب «روایت‌های جنگ: به یاد آوردن و ثبت نبرد در اروپای قرن بیستم» به ما یاداوری می‌کند:
جنگ فقط رخدادی نظامی نیست؛ جنگ یک «رخداد روایی» هم هست.

آنچه ما از جنگ می‌دانیم، نه صرفاً حاصل وقایع میدان نبرد، بلکه نتیجه روایت‌هایی است که در خاطرات شخصی، اسناد رسمی، فیلم‌ها، کتاب‌های درسی و آیین‌های یادبود شکل گرفته‌اند.

این روایت‌ها تعیین می‌کنند چه کسی قهرمان باشد، چه کسی قربانی، و چه صداهایی به حاشیه رانده شوند.


🧩 هر جنگ بلافاصله وارد عرصه روایت می‌شود: خاطره‌نویسی، گزارش نظامی، ادبیات، فیلم، کتاب درسی، و یادبودها.
یعنی «جنگ» همان‌قدر که در میدان رخ می‌دهد، در متن‌ها و تصویرها هم ساخته می‌شود.

تفاوت روایت رسمی و روایت شخصی

یکی از محورهای اصلی کتاب، مقایسه‌ی روایت‌های دولتی و رسمی با خاطرات فردی سربازان و غیرنظامیان بر مبنای تاریخ شفاهی و شهادت‌های شخصی است:
روایت‌هایی که اغلب منطبق یا هم‌راستا با روایت‌های رسمی یا دولتی نیستند.

کتاب فقط به متون تاریخی نمی‌پردازد، بلکه تحلیل می‌کند که چگونه:

فیلم‌ها، رمان‌ها، کتاب‌های درسی، یادمان‌ها و مراسم رسمی، آرشیوها و اسناد در شکل دادن به حافظه عمومی نقش دارند.

یعنی «فرم روایت» به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.

از این منظر، جنگ پس از پایان درگیری نظامی نیز ادامه دارد؛ در زبان، در حافظه، و در رقابت برای معنا. بنابراین اهمیت روایت ما از جنگ در این است که حافظه را می‌سازد، مسئولیت را تعریف می‌کند و بر درک نسل‌های بعد از خشونت، هویت و تاریخ اثر می‌گذارد.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🔥2🕊11
📣کارگران باید در بحران‌ها بیش از همیشه درباره حقوق خود بدانند!

کارگران در بحران‌ها معمولاً مظلوم واقع می‌شوند. چه در دوران کرونا و چه در شرایط جنگی، کارگران برخلاف بسیاری از کارکنان دولت، امکان دورکاری یا تعطیلی ندارند و ناچارند در محل کار حاضر شوند. آن‌ها از جان مایه می‌گذارند، اما در مقابل، اضافه‌کاری‌ ناچیزی دریافت می‌کنند.

«زمانی که دولت روزی را به‌عنوان تعطیل رسمی اعلام می‌کند، این تعطیلی شامل حال کارگران نیز می‌شود و حق طبیعی آن‌هاست که حقوق قانونی خود را دریافت کنند. البته قانون برای شرایط خاص، از جمله بحران‌ها و حوادث غیرمترقبه، تفکیک قائل شده است. اگر این شرایط مقطعی باشد، یک حکم دارد و اگر به‌صورت بلندمدت ادامه پیدا کند، طبیعتاً برنامه‌ریزی و مقررات آن متفاوت خواهد بود.»

«وقتی تعطیل رسمی اعلام می‌شود، حضور کارگر در محل کار به‌طور طبیعی در قالب اضافه‌کاری قرار می‌گیرد و این اضافه‌کار، جدا از حقوق ماهانه اوست. کارگر هم حق مزد روز تعطیل را دارد و هم حق دریافت درصد اضافه‌ای که قانون برای کار در روز تعطیل پیش‌بینی کرده است.»

«در روزهای خاص مانند جمعه، این میزان حتی تا ۴۰ درصد افزایش می‌یابد. یعنی کارگر می‌تواند یک روز کامل مزد، به‌علاوه ۴۰ درصد افزایش را مطالبه کند. این اضافه‌کاری نیز مشمول قانون کار و قانون تأمین اجتماعی است و باید در چارچوب بیمه لحاظ شود. به‌طور کلی، اضافه‌کار در روز تعطیل و به‌ویژه جمعه، تعریف مشخص و روشنی دارد و کارگران می‌توانند بر همین اساس مطالبات خود را پیگیری کنند.»


«اکثر نیروی کار کشور با قراردادهای موقت مشغول به کار هستند و از امنیت شغلی برخوردار نیستند. به همین دلیل، به دستور کارفرما و از ترس از دست دادن شغل، حتی در شرایط جنگی یا بحرانی نیز مجبور به حضور در محل کار می‌شوند. بسیاری از آن‌ها در بخش‌های خدماتی و درمانی فعالیت می‌کنند که اساساً تعطیلی‌پذیر نیست.»

ایلنا به نقل از فتح‌الله بیات، دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران (تشکل رسمی مورد تایید دولت در شرایط ناتوانی ثبت تشکل‌‌های آزاد)

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊21
📣در شرایط بحران و جنگ، فردگرایی نه امنیت می‌آورد و نه بقا

آنچه تاب‌آوری می‌سازد، همبستگی استراتژیک، شبکه‌سازی افقی و اعتماد اجتماعی است.

در روزهای نخست تهاجم ۲۰۲۲، ایستگاه قطار لویو صحنه‌ای تکرارشونده داشت:
مادرانی با چمدان‌های کوچک، کودکانی که فقط یک کوله‌پشتی داشتند، و داوطلبانی که نه یونیفرم نظامی، بلکه جلیقه‌های ساده زردرنگ پوشیده بودند. آن‌ها سرباز نبودند؛ معلم، برنامه‌نویس، راننده تاکسی و دانشجو بودند اما در همان هفته اول به ستون پنهان بقا تبدیل شدند.

در لویو Lviv، سالن‌های ورزشی و مدارس به مراکز لجستیک بدل شد. گروه‌های تلگرامی محلی هر چند ساعت به‌روزرسانی می‌شد:
«پتو کم داریم»، «داروی فشار خون نیاز فوری»، «سه سالمند برای انتقال به مرز آماده‌اند».
تصمیم‌ها در همان‌جا گرفته می‌شد؛ بدون امضای چندلایه اداری.

در Kyiv نیز شبکه‌های محلی، همزمان با تهدید نظامی، کارکرد اجتماعی شهر را حفظ کردند:
آشپزخانه‌های عمومی برای نیروهای دفاعی و غیرنظامیان، سامانه‌های مردمی انتقال مجروحان، و حتی تیم‌های پشتیبانی روانی برای کودکانی که شب‌ها صدای انفجار می‌شنیدند.

این فقط «کمک‌رسانی» نبود؛ یک مدل اجتماعی بود.

تحلیل‌های منتشرشده از سوی International Crisis Group نشان می‌دهد در هفته‌های نخست جنگ، بخش مهمی از توزیع اقلام حیاتی عملاً توسط شبکه‌های داوطلبانه انجام شد؛ پیش از آن‌که سازوکارهای رسمی فرصت کنند که خود را با شرایط وفق دهند.

اما چرا این شبکه‌ها فرو نپاشیدند؟

۱️⃣ زیرساخت اعتماد پیشینی
پس از تحولات ۲۰۱۴، جامعه مدنی اوکراین تجربه سازماندهی و بسیج داشت. این سرمایه اجتماعی در لحظه بحران «فعال» شد، نه اینکه از صفر ساخته شود.

۲️⃣ ساختار افقی و غیرمتمرکز
هر محله یک گره در شبکه بود. اگر یک مسیر مختل می‌شد، مسیر دیگری فعال می‌شد. این همان منطق «تاب‌آوری شبکه‌ای» است: نبودِ مرکزِ واحدِ آسیب‌پذیر.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊21
📣دو مسیر متفاوت: سرنوشت کارگران میان اتحادیه‌های خاموش روسیه و اتحادیه‌های زنده لهستان

در لحظه‌های بحران سیاسی، زمانی که یک نظم سیاسی در حال فروریختن است و نظم تازه هنوز شکل نگرفته، سرنوشت طبقات حقوق‌بگیر بیش از هر زمان دیگری به توان سازمان‌یافتگی جمعی آن‌ها وابسته می‌شود. تجربه دو کشور در اروپای شرقی—روسیه و لهستان—نمونه‌ای روشن از این تفاوت است؛ دو جامعه که هر دو از دل نظام سوسیالیستی بیرون آمدند، اما نقش اتحادیه‌های کارگری در آن‌ها مسیرهای کاملاً متفاوتی برای طبقه کارگر رقم زد.

✔️ لهستان: وقتی تشکل‌های مردمی به نیروی اجتماعی تبدیل می‌شود
در دهه ۱۹۸۰، در دل بحران اقتصادی و سیاسی لهستان، اتحادیه‌ای متولد شد که نه فقط یک تشکل صنفی بلکه یک نیروی اجتماعی گسترده بود: سولیندارنوست (همبستگی)

جنبش از اعتصاب کارگران کشتی‌سازی گدانسک آغاز شد و با رهبری چهره‌ای مانند لخ والسا به سرعت به شبکه‌ای ملی تبدیل شد.
اهمیت این اتحادیه فقط در سازماندهی اعتصاب‌ها نبود: جنبش همبستگی سه کار مهم انجام داد:

🔴ساخت شبکه اجتماعی میان کارگران (از جمله تشکیل کمیته‌های محلی در کارخانه‌ها و برقراری ارتباط میان صنایع مختلف)

🔴تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات مدنی (برانگیختن عزم ملی برای مطالبه حق آزادی تشکل پس از یک دوره طولانی محرومیت از تشکل مستقل در دوران پیش از تغییر، و برجسته کردن حقوق شهروندی و تمرین حق آزادی بیان به عنوان حق بدیهی)

🔴مشارکت در تصمیم‌های اقتصادی (حضور جمعی کارگران و حقوق‌بگیران در مذاکره برای آینده کشور)
در نهایت، جنبش توانست حضور نمایندگان اتحادیه همبستگی را در مذاکرات معروف به میزگرد لهستان چنان به روند تبدیل کند که مذاکرات اقتصادی بدون حضور نمایندگان این اتحادیه، ممکن نبود.

پس از یک دوره تلاش منسجم، طبقه کارگر در لحظه گذار سیاسی به یک بازیگر سازمان‌یافته تبدیل شده بود، نه صرفاً توده‌ای آسیب‌پذیر. چنین ساختاری توانست حتی در برهه‌های بعدی هم به رکن اصلی دفاع از حقوق کارگران و مستمری‌بگیران تبدیل شود.

⚠️در مقابل، تجربه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مسیر کاملاً متفاوتی را نشان می‌دهد.

اتحادیه‌های کارگری در دوره شوروی عمدتاً بخشی از ساختار دولت بودند، نه نهادهای مستقل کارگران.
وقتی اتحاد شوروی فروپاشید، این اتحادیه‌ها نتوانستند بر خلاف برخی دیگر از کشورها به سازماندهی مقاومت اجتماعی دست بزنند.

در دهه ۱۹۹۰، در دوران ریاست‌جمهوری بوریس یلتسین، اقتصاد روسیه وارد برنامه معروف به «شوک‌درمانی» شد:

خصوصی‌سازی سریع کارخانه‌ها
فروپاشی صنایع دولتی
تورم شدید و سقوط دستمزدها

در بسیاری از موارد:
حقوق کارگران ماه‌ها پرداخت نمی‌شد، کارخانه‌ها تعطیل می‌شدند، بیمه‌ها از بین می‌رفت.

کارگران اعتراض‌هایی کردند، اما اتحادیه‌های قدرتمند و شبکه‌های اجتماعی سازمان‌یافته‌ای وجود نداشت که بتواند این اعتراض‌ها را به نیرویی موثر تبدیل کند.

در نتیجه، در لحظه گذار سیاسی، طبقه کارگر روسیه بیشتر تماشاگر تحولات بود تا بازیگر آن.

در لهستان:

اتحادیه‌ها از پایین و در محل کار شکل گرفتند، به شبکه‌های زنده و مرتبط جمعی تبدیل شدند، با جامعه مدنی و روشنفکران پیوند خوردند

اما در روسیه:

اتحادیه‌ها اداری و وابسته به دولت باقی ماندند، نتوانستند استقلال اجتماعی به دست بیاورند و در لحظات بحران توان بسیج کارگران را نداشتند.

در حالی که در لهستان اتحادیه کارگری به یکی از ستون‌های گذار سیاسی تبدیل شد، در روسیه کارگران در جریان خصوصی‌سازی‌های گسترده عملاً بدون سپر دفاعی اجتماعی باقی ماندند. سیستم الیگارشی روسیه تا امروز نیز ادامه دارد.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🕊2
📣تاثیر حیاتی شبکه‌های حمایتی

▫️قطعی ارتباطی همیشگی نیست، به محض برقراری ارتباط، گروه‌ها می‌توانند به شبکه‌ای از حمایت انسانی تبدیل شوند ولی حتی در زمان قطع ارتباط اینترنتی و تلفنی هم همیشه راه‌های خلاقانه‌ای برای برقراری ارتباط و کمک هست.
در این مرحله، «حفظ جان» به اندازه هر مطالبه سیاسی یا جمعی اهمیت دارد.

▫️تشکل‌ها می‌توانند همبستگی صنفی فراتر از سیاست بسازند
وقتی دغدغه اصلی افراد، تامین زندگی، دستمزد، امنیت و ایمنی محل کار، دسترسی به درمان و حمایت از خانواده در شرایط جنگی است، تشکل‌های مدنی و صنفی می‌توانند این مطالبات مشترک را به محور همکاری تبدیل کنند.

چنین همبستگی‌ای نه بر پایه توافق سیاسی، بلکه بر پایه منافع ملموس و نیازهای مشترک زندگی شکل می‌گیرد و به همین دلیل می‌تواند حتی در دوره‌های پرتنش نیز دوام بیاورد و از فرسایش اجتماعی طبقه حقوق‌بگیر جلوگیری کند.

شبکه‌هایی که پیش از بحران ساخته شدند این روزها جنبه حیاتی دارند
شبکه‌های جدید حمایتی که به سرعت ساخته می‌شوند می‌توانند به تاثیرگذارترین سازمان‌ها تبدیل شوند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍2🕊1
📣هفت نکته: کنشگان مدنی و صنفی چگونه می‌توانند از سلبریتی‌ها کمک بگیرند
▫️می‌توان تابو را شکست!
▫️حمایت هوشمندانه و ضمنی آری؛ چهره جنبش، نه!

کنشگران مدنی و صنفی ایران که در محیط ناموافق و پرخطر فعالیت می‌کنند، با چالش‌های زیادی برای رساندن صدای خود به جامعه و جامعه جهانی روبرو هستند. استفاده از قدرت و نفوذ سلبریتی‌ها می‌تواند یکی از راه‌های مؤثر برای افزایش آگاهی عمومی و جلب حمایت‌های گسترده‌تر باشد. حتی سازمان‌های بزرگ جهانی مثل سازمان ملل و زیرشاخه‌های آن و حتی کمپین‌های انتخاباتی دهه‌هاست از چهره‌های شناخته شده دنیای سینما و هنر برای ایجاد حساسیت اجتماعی یا بهتر شنیده و دیده شدن پیام یک حرکت بین‌المللی در رویارویی با بحران‌هایی چون جنگ، قحطی یا بحران پناهجویی یا دست یافتن به اقبال و رای بیشتر استفاده کرده‌اند. پس این مقوله، قضیه تازه‌ای نیست.
با این حال، فعالان مدنی و صنفی در کمک گرفتن از سلبریتی‌ها باید به برخی نکات توجه کنند:

۱. جلب حمایت عمومی با همکاری غیرمستقیم

در یک محیط ناموافق با فعالیت‌های مدنی و صنفی که فشارها بر سلبریتی‌ها نیز سنگین است، کنشگران نباید انتظار داشته باشند که یک سلبریتی‌ به‌صورت مستقیم و علنی از آنها حمایت کند یا ناگهان به چهره یک جنبش تبدیل شود. بلکه حمایت‌های غیرمستقیم مانند صحبت درباره یک مطالبه اجتماعی یا انتشار محتوای آموزشی می‌تواند تأثیرگذار باشد. چنین همکاری باید با آزمایش و خطا و از همکاری حداقلی برای سنجش بازتاب هر حرکت و آمادگی بیشتر گروه برای پاسخگویی به انتظارات پیش‌بینی‌نشده یا تغییر ناگهانی محیط و با در نظر گرفتن تغییر مکانیسم همکاری یا آمادگی برای رویارویی با دیگر سناریوها شروع شود.

۲. مدیریت خطرات برای حرکت مدنی و صنفی و آمادگی برای پوشش حمایتی برای خود سلبریتی‌ها

سلبریتی‌ها در ایران معمولاً زیر ذره‌بین حکومت هستند و ممکن است با برخوردهای قضایی یا ممنوع‌الکاری روبرو شوند. کنشگران باید آگاه باشند که درخواست حمایت مستقیم و عمومی از این افراد ممکن است آنها را در معرض خطر قرار دهد؛ به همین دلیل نباید از سلبریتی‌ها انتظار نداشته باشند که اقدامات رادیکال انجام دهند، بلکه می‌توانند پس از گفتگوهای درون‌گروهی دقیق برای یافتن راه‌های خلاقانه دست به اقدام بزنند. یکی از خطرات همکاری با سلبریتی‌ها می‌توان این باشد که یک چهره شاخص با تحت فشار قرار گرفتن ناگهان پا پس بکشد یا به ابزار سرکوب تبدیل شود و یا پیام‌های متناقضی به اجتماع بفرستد.

۳. انتخاب هوشمندانه پیام‌ها و تشخیص سلبریتی‌ها

کنشگران باید پیام‌های خود را به گونه‌ای طراحی کنند که سلبریتی‌ها بتوانند بدون اینکه مستقیماً در معرض سرکوب یا سانسور قرار گیرند آن را به اشتراک بگذارند. در عین حال، نقش‌هایی که یک سلبریتی در سینما یا تلویزیون بازی کرده است، شهرت مثبت یا منفی وی و سبک زندگی او می‌تواند در کیفیت برجسته کردن یک پیام موثر باشد.

۴. ارتباط با سلبریتی‌های خارج از کشور

کنشگران مدنی و صنفی می‌توانند با سلبریتی‌های ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند و کمتر تحت فشار قرار دارند، ارتباط برقرار کنند که صدای کنشگران داخل کشور را به گوش جامعه بین‌المللی برسانند. باید مراقب بود که زمینه فکری، گرایش سیاسی و نوع شهرت یک فرد مشهور ممکن است مانند یک تیغ دو لب عمل کند یا به جای کمک به جریان داخل کشور، آن را با چالش‌های بیشتری در داخل روبرو کند.

۵. بهره‌گیری از موج‌های رسانه‌ای

گاهی یک حادثه یا رویداد خاص باعث توجه رسانه‌ها و سلبریتی‌ها به یک موضوع می‌شود. کنشگران می‌توانند از این موج‌های رسانه‌ای استفاده کنند و تلاش کنند صدای خود را در زمان‌هایی که توجه عمومی به یک موضوع جلب شده است، به گوش جامعه، مسئولان و نهادهای بین‌المللی برسانند.

۶. ایجاد شبکه‌های حمایت

کنشگران می‌توانند به جای گفتگو با یک نفر، شبکه‌هایی از افراد شناخته‌شده و سلبریتی‌های حامی تشکیل دهند. این شبکه‌ها می‌توانند در زمان‌های بحرانی از یکدیگر حمایت کنند و حمایت‌های خود را همسو و منسجم کنند تا قدرت بیشتری به پیام‌های اجتماعی ببخشند.

۷. شفافیت در اهداف و مطالبات

کنشگران باید مطالبات و اهداف خود را به وضوح بیان کنند تا سلبریتی‌ها و مخاطبانشان بتوانند به‌درستی این مطالبات را درک کنند و با آن همسو شوند. مخاطب پیام یک سلبریتی باید بداند پس از دریافت پیام چگونه باید به بهتر شدن شرایط کمک کند.

شاید زمان آن رسیده باشد که مطالبه‌گران شیوه‌هایی را امتحان کنند که تاکنون تابو به شمار می‌رفته است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🔥1🏆1
📣همبستگی کاربران در کمک به پیک‌های موتوری و پاکبان‌ها

کاربرانی که با دشواری به اینترنت وصل شده‌اند نسبت به آسیب‌پذیری پیک‌های موتوری و مشاغل خدماتی چون پاکبان‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند و خواستار همبستگی عمومی برای مراقبت از آن‌ها شده‌اند.

از شروع جنگ، بسیاری از مردم تلاش می‌کنند تا حد امکان از خانه بیرون نروند و برای کسانی که توانایی بیشتری دارند و یا نمی‌خواهند خطر کنند، استفاده از خدمات پیک موتوری به یک گزینه‌ی کاهش مولفه خطر تبدیل شده است.

زیر پیام وایرال‌شده‌ی یک کاربر در شبکه ایکس که از پیک‌های موتوری که در شرایط جنگی برای رساندن سفارش غذای مردم به در خانه‌ها قدردانی کرده است، کاربران بسیاری نوشته‌اند که سلامت پیک‌های موتوری نگرانی آن‌ها هم هست.
برخی کاربران تلاش کرده‌اند راه‌حل‌هایی برای کم کردن فشار این روزهای دشوار و خطرناک بیابند.

یک کاربر نوشته:
«عزیزی که پول داری و می‌تونی خرید کنی محبت کن و یه قلم جنس غیرضروری رو حذف کن به جاش اون پول رو به ایشون انعام بده. فعلا فقط باید دست هم رو بگیریم. دست تک تکتون رو می‌بوسم🙏»

🧩کاربران: «بمیرم بخاطر یک لقمه نون جونشون کف دستشونه.»

کاربران دیگری نسبت به تامین جانی پاکبان‌هایی که به دلیل نیاز به گذران زندگی زیر بمباران کار می‌کنند ابراز نگرانی کرده‌اند و برخی دیگر از روحیه همبستگی عمومی که برای کمک به دیگران شکل گرفته است قدردانی کرده‌اند.

چنین روحیه همبستگی جمعی، از مختصات فضا و پتانسیل‌هایی حکایت دارد که می‌تواند با سازمان‌دهی به موقع و ایجاد یک شبکه حمایتی، از فشار بر روی آسیب‌پذیرترین افراد کم کند، به شرطی که به سرعت به یک مکانیسم هدفمند تبدیل شود.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊31🔥1
📣تداوم برخورد با معلمان و دانش‌آموزان پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴:
۱۵معلم هنوز در بازداشتند


گزارش تحلیلی دیده‌بان داوطلب

در روزهای اخیر فعالان حقوق مدنی و صنفی بارها نسبت به وضعیت فعالان حقوق معلم ابراز نگرانی کردند و خواهان آزادی زندانیان شدند، به ویژه که در شرایط جنگی، دولت توانایی تامین امنیت جانی زندانیان را ندارد.
در حالی که نزدیک به ۱۰۰ زندانی با جرایم عمومی و چند زندانی سیاسی با احکام حبس کوتاه مدت با قرار وثیقه یا جواز کسب به مرخصی ۱۵ روزه اعزام یا به صورت موقت آزاد شدند، گزارش‌هایی از جابجایی برخی دیگر از زندانیان و از جمله زندانیان سیاسی به زندان‌های دیگر مخابره شده است.

⚠️بر اساس گزارش‌های دریافتی از سوی منابع صنفی معلمان، شعبه‌ای از دادگاه انقلاب در شهرستان سنقر برای آقای #کیومرث_واعظی، معلم بازنشسته و فعال صنفی، در مجموع پنج سال حبس تعزیری صادر کرده است.

شدت برخوردها در این دوره، از نظر بسیاری از فعالان صنفی، نشانه‌ای از ورود به مرحله‌ای سخت‌گیرانه‌تر است؛ مرحله‌ای که در آن حتی انکار رسمی بازداشت‌ها نیز به بخشی از روایت حکومتی بدل شده است. در حالی که وزارت آموزش و پرورش هرگونه بازداشت معلمان در جریان اعتراضات اخیر را رد کرده، «محمد حبیبی» سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، از بازداشت بیش از ۲۰ معلم شاغل و بازنشسته خبر داد. او در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا تأکید کرد که تعدادی از بازداشت‌شدگان با وثیقه‌های غالباً سنگین موقتاً آزاد شده‌اند، اما همچنان ۱۵ نفر در بازداشت به سر می‌برند و وضعیت برخی از آنان به دلیل بلاتکلیفی یا اجرای احکام پیشین «بسیار نگران‌کننده» است.


مقایسه این دوره با دوره‌های پیشین نشان می‌دهد که اگرچه بازداشت و برخورد با معلمان پیش از این نیز سابقه داشته — به‌ویژه در موج اعتراضات سراسری معلمان در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ — اما در دی‌ماه ۱۴۰۴ چند ویژگی برجسته به چشم می‌خورد. نخست، هم‌زمانی برخورد با معلمان و دانش‌آموزان و تبدیل مدرسه به یکی از کانون‌های حساس امنیتی؛ دوم، استفاده گسترده‌تر از اجرای احکام تعلیقی یا قدیمی برای بازگرداندن فعالان به زندان و سوم، انکار رسمی بازداشت‌ها در سطح وزارتخانه، در حالی که نهادهای صنفی فهرست اسامی را منتشر می‌کنند. این تناقض در روایتگری آنچه رخ داده، نشان‌دهنده تلاش برای مدیریت افکار عمومی و کاهش هزینه سیاسی سرکوب است.

در گزارش تحلیلی دیده‌بان داوطلب ببینید که جریان صنفی معلمان، حتی در سخت‌ترین شرایط، چگونه راه‌هایی برای پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان و زنده نگه داشتن نام جان‌باختگان یافته و همکاری معلمان و بازنشستگان بر چه نوع مکانیسمی استوار است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🕊2
📣در اولین روز کاری پس از تعطیلات چگونه درباره دستمزد سخن بگوییم؟

امروز در اولین روز کاری پس از تعطیلات جنگی، قرار است ۲۰ درصد پرسنل سر کار حاضر باشند و ۸۰ درصد پرسنل دورکاری کنند. همچنین گفتگوهای سیاسی و جهت‌گیری‌های مربوط جنگ ممکن است در برخی محیط‌های کار به گفت و شنود غالب تبدیل شود.

اما در پس ذهن بسیاری، نگرانی برای میزان تعیین دستمزد سال آینده که به روزهای آخر سال کشیده شده و مطالباتِ محقق نشده

طبق قانون کار ایران:
▪️حتی اگر کارگاه به دلیل شرایط بحرانی یا جنگی به دستور کارفرما تعطیل شده باشد، قرارداد کار معتبر است و کارفرما موظف به پرداخت حقوق ایام تعطیلی است.

▪️دورکاری (حتی در شرایط بحرانی مانند جنگ) نباید منجر به کاهش حقوق، مزایای اصلی (حق مسکن، بن کارگری، حق اولاد) یا بیمه شود. کارفرما موظف به پرداخت کمک‌هزینه تجهیزات (مانند اینترنت) است و دورکارها از حقوقی برابر با کارکنان حضوری برخوردارند، هرچند مزایای مرتبط با حضور فیزیکی (مانند حق ایاب و ذهاب) ممکن است حذف شوند.


اما چگونه مطمئن شویم که حقوق ما رعایت می‌شود؟ گفتگو در هر شرایطی حق شماست اما سنجیده عمل کنید:

زمان‌بندی مناسب و درک شرایط:
اجازه دهید ساعات اولیه روز به استقرار و بررسی اوضاع بگذرد، سپس ابتدا در کفتگوهای خصوصی با همکاران موضوع را مطرح کنید.
گفتگو را با ابراز تعهد به کار و خوشحالی از بازگشت به محیط کار آغاز کنید. این کار فضای مثبتی برای بحث‌های مالی ایجاد می‌کند. توجه داشته باشید که برخی از همکاران با وجود بازگشت به کار ممکن است از ثبات روانی کافی برخوردار نباشند یا تفاوت کرده باشند.

استفاده از اعداد دقیق:

اگر درباره معوقات یا دستمزد صحبت می‌کنید، محاسبات دقیق خود را بر اساس ساعات حضور یا ایام تعطیلی اجباری آماده داشته باشید.

گوش دادن فعال:
به چالش‌های کارفرما گوش دهید (۷۰٪ گوش دادن، ۳۰٪ صحبت کردن) تا بتوانید راه‌حل‌هایی متناسب با توان مالی شرکت پیشنهاد دهید.
درک کنید که کسب‌وکار نیز ممکن است در فشار مالی باشد؛ بنابراین گفتگو را به صورت «برد-برد» پیش ببرید و آمادگی خود را برای کمک به بازیابی شرکت نشان دهید.

تمرکز بر واقعیت‌های اقتصادی:

اگر قصد درخواست افزایش دارید، آن را به تورم ناشی از بحران و ارزش افزوده خود برای شرکت در زمان‌های سخت گره بزنید، نه صرفاً نیازهای شخصی.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣۸ مارس؛ روزی که از دل مبارزه کارگران زن و نقش آنان در به وجود آوردن تغییر متولد شد

وقتی زنان از نان و کار می‌گویند، مسیر عدالت اجتماعی آغاز می‌شود.

روز جهانی زن، مبارک.
روز جهانی زن، روزی برای تبریک و به رسمیت شناختن نقش زنان در به وجود آوردن تغییر است. این روز هر چند با تلاش زنان برای به وجود آوردن تغییر ساختاری به یک روز جهانی تبدیل شد، امروز کارکردی عملی نیز یافته است:

🔹۸ مارس هر سال دوره‌ای از تقویم بررسی کارکرد و برنامه‌ریزی‌های مختلفی از جمله نقش زنان در ثبات اقتصادی و تثبیت و پیشرفت به سوی برابری در برنامه‌های کشورها و در بسیاری از مدارس جهان، در فضایی از گل و شرینی و کاردستی درباره مفهوم و یا تاریخچه این روز، درباره مفاهیم برابری گفتگو می‌شود و برخی کشورها مفاهیم این روز را در کتاب‌های درسی به دانش‌آموزان آموزش می‌دهند.

این روز، تلاش‌های محلی و یا ملی را به اراده‌ای بین‌المللی و حمایتگرانه پیوند می‌زند.

🔹۸ مارس ریشه در تاریخ مبارزات کارگری و مطالبات زنان برای حقوق برابر در محیط کار دارد.
در آغاز قرن بیستم، زنان کارگر در صنایع نساجی و پوشاک اروپا و آمریکا با ساعت‌های کار طولانی، دستمزدهای بسیار پایین و شرایط ناامن کار مواجه بودند. اعتراض‌ها و اعتصاب‌های آنان—از جمله اعتصاب زنان کارگر پوشاک در نیویورک در سال ۱۹۰۹ که به «قیام بیست هزار نفر» معروف شد—به یکی از نخستین حرکت‌های بزرگ سازمان‌یافته زنان کارگر تبدیل شد. کمی بعد، در سال ۱۹۱۰، در کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیست در کپنهاگ، فعال آلمانی کلارا زتکین پیشنهاد داد روزی جهانی برای طرح مطالبات زنان کارگر تعیین شود؛ پیشنهادی که به شکل‌گیری سنت روز جهانی زن انجامید.

انتخاب تاریخ ۸ مارس نیز به تحولات انقلابی روسیه در سال ۱۹۱۷ پیوند خورد؛ زمانی که زنان کارگر در پتروگراد با شعار «نان و صلح» دست به اعتصاب زدند. همین اعتراض‌ها جرقه‌ای شد برای موجی از اعتصابات گسترده‌تر که در نهایت به سقوط نظام تزاری انجامید.

از این رو، ۸ مارس در حافظه تاریخی جنبش‌های کارگری به عنوان روزی ثبت شد که در آن مطالبه نان، صلح و کرامت انسانی از سوی زنان به صحنه عمومی سیاست و اقتصاد کشیده شد.

🔹از دید حقوق صنفی، اهمیت این روز در آن است که نشان می‌دهد بسیاری از حقوقی که امروز بدیهی به نظر می‌رسند—مانند محدودیت ساعت کار، حق تشکل‌یابی، یا مرخصی زایمان—در بستر مبارزات طولانی کارگران، به‌ویژه زنان کارگر، به دست آمده‌اند. با این حال، شکاف دستمزدی میان زنان و مردان، تمرکز زنان در مشاغل کم‌درآمد یا غیررسمی، و ناامنی شغلی در دوران بارداری یا مراقبت از فرزند هنوز از مسائل جدی در بسیاری از بازارهای کار جهان است.

🔹به همین دلیل، روز جهانی زن فقط مربوط به زنان نیست. تجربه تاریخی جنبش‌های کارگری نشان می‌دهد که وقتی بخشی از نیروی کار—در اینجا زنان—با دستمزد کمتر یا شرایط نابرابر کار می‌کند، این وضعیت در نهایت استانداردهای کار را برای همه پایین می‌آورد. برعکس، هر گامی در جهت برابری جنسیتی در محیط کار، عملاً به ارتقای حقوق کل طبقه کارگر کمک می‌کند. به همین دلیل است که دفاع از حقوق زنان در محیط کار، در واقع دفاع از معیارهای عادلانه کار برای همه است.

🔹۸ مارس برای بازیگران مطالبات مدنی و صنفی، یادآوری یک واقعیت ساده اما مهم است: عدالت در محیط کار زمانی محقق می‌شود که هیچ گروهی—چه بر اساس جنسیت، چه موقعیت اجتماعی— به حاشیه نرود و شایسته حقوق کمتر از یک فرد استاندارد قرار نگیرد. در این معنا، روز جهانی زن همان‌گونه که روزی برای تبریک و گرامی‌داشت و گل و شیرینی در بسیاری از نقاط جهان است، همچنین روزی برای بازخوانی تاریخ مبارزه و طرح دوباره مطالبه برابری در کار و زندگی است، حتی در شرایط جنگ.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21🔥1
📣حق حیات یعنی امید به زندگی و تغییر

در شرایطی که محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران اعلام کرد که از امروز «بانوان کارمند به صورت دورکاری ارائه خدمت داشته باشند مگر در موارد خاص» و «۲۰ درصد کارکنان اجرایی به صورت حضوری سرکار حاضر می‌شوند و ۸۰ درصد دورکاری می کنند» عملا این کارفرماست که تصمیم می‌گیرد چه کسی باید سر کار حاضر شود و چه کسی می‌تواند در شرایط اختلال اینترنت، دورکاری کند.

بر مبنای گزارش‌های موردی شهروندی، زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که برخی از زنان شاغل در شهرداری‌ها تصمیم گرفته‌اند از رفتن به محل کار خوددداری کنند.

آنان، در این شرایط هم به تغییر امیدوارند و خود را بخشی از آن می‌بینند و هم تلاش می‌کنند با استفاده از حق قانونی خود برای زنده ماندن، از حضور در محل کار خودداری کنند.

در شرایط جنگی، قراردادهای کار ممکن است با تغییراتی همراه شوند که هدف از آن‌ها تطبیق الزامات قانونی با وضعیت اضطراری کشور است. یکی از مهم‌ترین موارد، تعلیق قرارداد کار به دلیل تعطیلی کارگاه یا عدم امکان ادامه فعالیت است. مطابق ماده ۱۵ قانون کار، اگر کارگاه به دلایل قهری مانند جنگ یا حوادث غیرقابل پیش‌بینی، به طور موقت تعطیل شود، قرارداد کار به حالت تعلیق درمی‌آید؛ اما این به معنای فسخ قرارداد نیست.

🔹 در دوران تعلیق، رابطه کاری بین کارگر و کارفرما همچنان برقرار است، اما اجرای مفاد قرارداد (مانند انجام کار و پرداخت مزد) متوقف می‌شود. به‌محض رفع شرایط قهری، طرفین باید به تعهدات خود بازگردند، مگر اینکه دلایل موجهی برای فسخ قرارداد وجود داشته باشد.

🔹 همچنین در صورت فراخوان نیروی کار برای خدمت نظامی یا فعالیت‌های دفاعی، قرارداد کار می‌تواند طبق ماده ۱۶ قانون کار به حالت تعلیق درآید و پس از پایان مأموریت، کارگر به کار بازگردد. در این حالت، کارفرما موظف است شغل قبلی یا شغلی مشابه را در اختیار کارگر قرار دهد.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🔥1
📣گروه‌های مردم در بحران اقتصادی یاد می‌گیرند که وابستگی به اقتصاد رسمی را کاهش بدهند

در مواجهه با بحران‌های اقتصادی و محیطی، کلید تاب‌آوری جامعه نه در فردگرایی، بلکه در شیوه‌های «همبستگی استراتژیک» نهفته است.

آشپزخانه‌های اجتماعی در یونان نمونه‌ای مهم از شکل‌گیری شبکه‌های بقا در چارچوب «اقتصاد همبستگی» است؛ الگویی که پس از بحران مالی عمیق یونان در دههٔ ۲۰۱۰ گسترش یافت. در آن دوره، با افزایش بیکاری، کاهش دستمزدها و فروپاشی بسیاری از خدمات رفاهی، گروه‌های محلی، فعالان اجتماعی و شهروندان عادی ابتکار ایجاد آشپزخانه‌های همبستگی را به دست گرفتند. این آشپزخانه‌ها برخلاف خیریه‌های سنتی، معمولاً بر اصل «مشارکت برابر» بنا شده‌اند: غذا با کمک داوطلبان و از طریق کمک‌های مردمی تهیه می‌شود و همه—چه کمک‌کننده و چه دریافت‌کننده—در یک فضا و با کرامت انسانی مشترک از آن استفاده می‌کنند.

🧩در چارچوب اقتصاد همبستگی، هدف تنها توزیع غذا نیست، بلکه ایجاد شبکه‌های محلی حمایت متقابل است. در بسیاری از این آشپزخانه‌ها، مردم نه به عنوان «نیازمند» بلکه به عنوان عضو جامعه مشارکت می‌کنند: برخی غذا می‌پزند، برخی مواد اولیه می‌آورند، و برخی در سازماندهی یا توزیع کمک می‌کنند. به این ترتیب، رابطهٔ یک‌طرفهٔ «کمک‌کننده–دریافت‌کننده» جای خود را به رابطهٔ همکاری و همبستگی می‌دهد؛ امری که به حفظ کرامت افراد در شرایط بحران کمک می‌کند.

از دید اجتماعی، چنین ابتکارهایی کارکردی فراتر از تأمین غذا دارند. آشپزخانه‌های همبستگی اغلب به کانون‌های اجتماعی محلی تبدیل می‌شوند که در آن‌ها اطلاعات، مهارت‌ها و حتی فرصت‌های شغلی رد و بدل می‌شود. این شبکه‌ها در زمان بحران اقتصادی یا حتی شرایط اضطراری—مانند بلایای طبیعی یا تنش‌های سیاسی—می‌توانند به سرعت زیرساختی برای بقا و حمایت اجتماعی فراهم کنند.

تجربهٔ یونان نشان می‌دهد که اقتصاد همبستگی می‌تواند بدون اتکا به ساختارهای بزرگ دولتی یا بازار، مکانیزم‌های محلی تاب‌آوری ایجاد کند. در چنین الگویی، بقا تنها به معنای زنده ماندن نیست؛ بلکه به معنای حفظ پیوندهای اجتماعی، احترام متقابل و کرامت انسانی در سخت‌ترین شرایط اقتصادی است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍2🔥1
📣رفاه صدقه نیست،
رفاه حاصل طبیعیِ کارکرد درست ساختار اقتصادی است
، به شرطی که مسیری برای به سامان رساندن اراده‌ جمعی پیدا کنیم

در شرایط جنگ و با بالا رفتن ناگهانی قیمت اقلام خوراکی، شرایط زندگی برای حقوق‌بگیران و مردم عادی چنان دشوار است که به نظر ابدی می‌رسد. با این حال، شرایط همیشه یکسان باقی نمی‌ماند. مردم کشورها ثابت کرده‌اند که حتی پس از دوره‌های تاریک و دشوار تاریخی، مردم می‌توانند با فشار بر تصمیم‌گیرندگان بودجه برای شفافیت بیشتر، زندگی بهتری داشته باشند.

تنها با حذف برخی از بودجه‌های ناشفاف که بخش بزرگی از کسری بودجه پنهان را تشکیل می‌دهند و استفاده این منابع در قالب «مدل بازتوزیع منابع» می‌توان شرایطی پدید آورد که هزینه‌های معطوف به پروژه‌های ناشفاف، به سمت داخل کشور متمایل شود.

چنین برنامه‌ای نیاز به جامعه‌ای آگاه، پرسشگر و مجهز به حسابرسی جمعی دارد که تنها با کار مدام تشکل‌ها در دل شرایط دشوار می‌تواند به راهی برای آینده تبدیل شود.

نروژ تا پیش از کشف نفت، کشوری نسبتاً فقیر با اقتصادی مبتنی بر صیادی بود.
نروژی‌ها با یک توافق جمعی تصمیم گرفتند که ثروت ملی (نفت) نباید صرف هزینه‌های جاری دولت یا پروژه‌های جاه‌طلبانه شود.
شفافیت در هزینه‌کرد: آن‌ها «صندوق ثروت ملی» را ایجاد کردند که یکی از شفاف‌ترین نهادهای مالی جهان است. هر کرون از درآمد نفت تحت نظارت پارلمان و افکار عمومی است و صرفاً برای رفاه نسل‌های آینده، بهداشت و بازنشستگی سرمایه‌گذاری می‌شود.


رواندا کشوری است که از دل یک جنگ داخلی و نسل‌کشی وحشتناک، با تمرکز بر شفافیت مالی از خاکستر خود برخاست.
دولت و مردم با ایجاد سیستم‌های نظارت محلی، مبارزه با فساد را به یک اولویت ملی تبدیل کردند.
رواندا با دیجیتالی کردن تمامی فرآیندهای بودجه‌ای و حذف ردیف‌های غیرضروری نظامی، منابع را به سمت کشاورزی مدرن و بهداشت سوق داد.
این کشور اکنون یکی از بالاترین نرخ‌های رشد اقتصادی در آفریقا و تمیزترین پایتخت‌های جهان را دارد.

کره جنوبی در دهه ۵۰ میلادی یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود که با فساد سیستمی و هزینه‌های بالای نظامی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.
جنبش‌های دانشجویی و کارگری در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، دولت را مجبور به شفافیت مالی و پایان دادن به پیوندهای فاسد بین دولت و شرکت‌های بزرگ کردند.
با دموکراتیک شدن کشور، بودجه‌های دولتی از پروژه‌های امنیتی-نظامیِ غیرشفاف به سمت تکنولوژی و آموزش عمومی تغییر مسیر داد. مردم با نظارت بر مالیات‌ها و مطالبه‌گری، دولت را وادار کردند که بودجه را برای توسعه انسانی خرج کند.


آلمان پس از ۱۹۴۵ با ویرانی کامل ناشی از جنگ و تورم نجومی (که پول ملی را بی‌ارزش کرده بود) روبرو بود.

مردم آلمان با پذیرش اصلاحات پولی سخت‌گیرانه «لودویگ ارهارد» در سال ۱۹۴۸، از اقتصاد دستوری جنگی به سمت شفافیت بازار حرکت کردند.
شفافیت در هزینه‌کرد: آلمان ساختاری را بنا کرد که در آن بودجه‌های نظامی به شدت محدود و نظارت‌پذیر شد و منابع ملی به سمت بازسازی زیرساخت‌های صنعتی و آموزش هدایت شد.
این تغییر ساختاری منجر به «معجزه اقتصادی آلمان» شد که در آن رفاه عمومی بر بلندپروازی‌های نظامی برتری یافت و این کشور را تنها با اتکا بر کارکرد اقتصاد و بدون منابع هنگفت نفت یا گردشگری، حتی در حین پرداخت غرامت جنگ به یکی از قطب‌های اقتصادی جهان تبدیل کرد.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1🕊1