داوطلب
3.67K subscribers
4.52K photos
2.37K videos
15 files
5.9K links
داوطلب یک پایگاه خبری و تحلیلی درباره حقوق و مسایل صنفی کارگران است. هدف اصلی سایت داوطلب بالا بردن سطح دانش ، آگاهی و مهارت فعالان مستقل کارگری برای پیشبرد گفتگوهای اجتماعی، کار شایسته و حقوق برابر است. تماس با ادمین داوطلب:
@Davtalab_Admin
Download Telegram
📣چگونه در بحران و جنگ از یکدیگر محافظت کنیم؟

اصل ۲۰ نوشت:
🔴در روزهایی که ترس، بی‌اعتمادی و ناامنی همه‌جا را فرا گرفته و ساختارهای رسمی هم نه تنها حامی مردم نیستند بلکه خودشان تبدیل به تهدید شده‌اند، چه کسی از ما محافظت می‌کند؟
در این شرایط، فقط یک چیز می‌تواند ما را نجات دهد: مردم برای مردم. یعنی مراقبت جمعی، اقدام جمعی، همیاری و ایستادن کنار یکدیگر.

این کتابچه یک راهنمای عملی است برای اینکه بدانیم در محله، کوچه یا هر اجتماع کوچکی که هستیم، چطور می‌توانیم از خود و دیگران محافظت کنیم.

🔴این راهنما برگرفته از کتاب رسمی صلیب سرخ است با عنوان:
Community-Based Protection: A Guide for National Red Cross and Red Crescent Societies

کتابچه را از کانال اصل ۲۰ دانلود کنید.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍321
📣روایت مستقل ما از جنگ اهمیت دارد

جنگ در میدان نبرد آغاز می‌شود، اما در میدان روایت تثبیت می‌شود؛ آنچه گفته می‌شود، حافظه می‌شود — و آنچه حذف می‌شود، تاریخ را تغییر می‌دهد.

کتاب «روایت‌های جنگ: به یاد آوردن و ثبت نبرد در اروپای قرن بیستم» به ما یاداوری می‌کند:
جنگ فقط رخدادی نظامی نیست؛ جنگ یک «رخداد روایی» هم هست.

آنچه ما از جنگ می‌دانیم، نه صرفاً حاصل وقایع میدان نبرد، بلکه نتیجه روایت‌هایی است که در خاطرات شخصی، اسناد رسمی، فیلم‌ها، کتاب‌های درسی و آیین‌های یادبود شکل گرفته‌اند.

این روایت‌ها تعیین می‌کنند چه کسی قهرمان باشد، چه کسی قربانی، و چه صداهایی به حاشیه رانده شوند.


🧩 هر جنگ بلافاصله وارد عرصه روایت می‌شود: خاطره‌نویسی، گزارش نظامی، ادبیات، فیلم، کتاب درسی، و یادبودها.
یعنی «جنگ» همان‌قدر که در میدان رخ می‌دهد، در متن‌ها و تصویرها هم ساخته می‌شود.

تفاوت روایت رسمی و روایت شخصی

یکی از محورهای اصلی کتاب، مقایسه‌ی روایت‌های دولتی و رسمی با خاطرات فردی سربازان و غیرنظامیان بر مبنای تاریخ شفاهی و شهادت‌های شخصی است:
روایت‌هایی که اغلب منطبق یا هم‌راستا با روایت‌های رسمی یا دولتی نیستند.

کتاب فقط به متون تاریخی نمی‌پردازد، بلکه تحلیل می‌کند که چگونه:

فیلم‌ها، رمان‌ها، کتاب‌های درسی، یادمان‌ها و مراسم رسمی، آرشیوها و اسناد در شکل دادن به حافظه عمومی نقش دارند.

یعنی «فرم روایت» به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.

از این منظر، جنگ پس از پایان درگیری نظامی نیز ادامه دارد؛ در زبان، در حافظه، و در رقابت برای معنا. بنابراین اهمیت روایت ما از جنگ در این است که حافظه را می‌سازد، مسئولیت را تعریف می‌کند و بر درک نسل‌های بعد از خشونت، هویت و تاریخ اثر می‌گذارد.


✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🔥2🕊11
📣کارگران باید در بحران‌ها بیش از همیشه درباره حقوق خود بدانند!

کارگران در بحران‌ها معمولاً مظلوم واقع می‌شوند. چه در دوران کرونا و چه در شرایط جنگی، کارگران برخلاف بسیاری از کارکنان دولت، امکان دورکاری یا تعطیلی ندارند و ناچارند در محل کار حاضر شوند. آن‌ها از جان مایه می‌گذارند، اما در مقابل، اضافه‌کاری‌ ناچیزی دریافت می‌کنند.

«زمانی که دولت روزی را به‌عنوان تعطیل رسمی اعلام می‌کند، این تعطیلی شامل حال کارگران نیز می‌شود و حق طبیعی آن‌هاست که حقوق قانونی خود را دریافت کنند. البته قانون برای شرایط خاص، از جمله بحران‌ها و حوادث غیرمترقبه، تفکیک قائل شده است. اگر این شرایط مقطعی باشد، یک حکم دارد و اگر به‌صورت بلندمدت ادامه پیدا کند، طبیعتاً برنامه‌ریزی و مقررات آن متفاوت خواهد بود.»

«وقتی تعطیل رسمی اعلام می‌شود، حضور کارگر در محل کار به‌طور طبیعی در قالب اضافه‌کاری قرار می‌گیرد و این اضافه‌کار، جدا از حقوق ماهانه اوست. کارگر هم حق مزد روز تعطیل را دارد و هم حق دریافت درصد اضافه‌ای که قانون برای کار در روز تعطیل پیش‌بینی کرده است.»

«در روزهای خاص مانند جمعه، این میزان حتی تا ۴۰ درصد افزایش می‌یابد. یعنی کارگر می‌تواند یک روز کامل مزد، به‌علاوه ۴۰ درصد افزایش را مطالبه کند. این اضافه‌کاری نیز مشمول قانون کار و قانون تأمین اجتماعی است و باید در چارچوب بیمه لحاظ شود. به‌طور کلی، اضافه‌کار در روز تعطیل و به‌ویژه جمعه، تعریف مشخص و روشنی دارد و کارگران می‌توانند بر همین اساس مطالبات خود را پیگیری کنند.»


«اکثر نیروی کار کشور با قراردادهای موقت مشغول به کار هستند و از امنیت شغلی برخوردار نیستند. به همین دلیل، به دستور کارفرما و از ترس از دست دادن شغل، حتی در شرایط جنگی یا بحرانی نیز مجبور به حضور در محل کار می‌شوند. بسیاری از آن‌ها در بخش‌های خدماتی و درمانی فعالیت می‌کنند که اساساً تعطیلی‌پذیر نیست.»

ایلنا به نقل از فتح‌الله بیات، دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران (تشکل رسمی مورد تایید دولت در شرایط ناتوانی ثبت تشکل‌‌های آزاد)

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊21
📣در شرایط بحران و جنگ، فردگرایی نه امنیت می‌آورد و نه بقا

آنچه تاب‌آوری می‌سازد، همبستگی استراتژیک، شبکه‌سازی افقی و اعتماد اجتماعی است.

در روزهای نخست تهاجم ۲۰۲۲، ایستگاه قطار لویو صحنه‌ای تکرارشونده داشت:
مادرانی با چمدان‌های کوچک، کودکانی که فقط یک کوله‌پشتی داشتند، و داوطلبانی که نه یونیفرم نظامی، بلکه جلیقه‌های ساده زردرنگ پوشیده بودند. آن‌ها سرباز نبودند؛ معلم، برنامه‌نویس، راننده تاکسی و دانشجو بودند اما در همان هفته اول به ستون پنهان بقا تبدیل شدند.

در لویو Lviv، سالن‌های ورزشی و مدارس به مراکز لجستیک بدل شد. گروه‌های تلگرامی محلی هر چند ساعت به‌روزرسانی می‌شد:
«پتو کم داریم»، «داروی فشار خون نیاز فوری»، «سه سالمند برای انتقال به مرز آماده‌اند».
تصمیم‌ها در همان‌جا گرفته می‌شد؛ بدون امضای چندلایه اداری.

در Kyiv نیز شبکه‌های محلی، همزمان با تهدید نظامی، کارکرد اجتماعی شهر را حفظ کردند:
آشپزخانه‌های عمومی برای نیروهای دفاعی و غیرنظامیان، سامانه‌های مردمی انتقال مجروحان، و حتی تیم‌های پشتیبانی روانی برای کودکانی که شب‌ها صدای انفجار می‌شنیدند.

این فقط «کمک‌رسانی» نبود؛ یک مدل اجتماعی بود.

تحلیل‌های منتشرشده از سوی International Crisis Group نشان می‌دهد در هفته‌های نخست جنگ، بخش مهمی از توزیع اقلام حیاتی عملاً توسط شبکه‌های داوطلبانه انجام شد؛ پیش از آن‌که سازوکارهای رسمی فرصت کنند که خود را با شرایط وفق دهند.

اما چرا این شبکه‌ها فرو نپاشیدند؟

۱️⃣ زیرساخت اعتماد پیشینی
پس از تحولات ۲۰۱۴، جامعه مدنی اوکراین تجربه سازماندهی و بسیج داشت. این سرمایه اجتماعی در لحظه بحران «فعال» شد، نه اینکه از صفر ساخته شود.

۲️⃣ ساختار افقی و غیرمتمرکز
هر محله یک گره در شبکه بود. اگر یک مسیر مختل می‌شد، مسیر دیگری فعال می‌شد. این همان منطق «تاب‌آوری شبکه‌ای» است: نبودِ مرکزِ واحدِ آسیب‌پذیر.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊21
📣دو مسیر متفاوت: سرنوشت کارگران میان اتحادیه‌های خاموش روسیه و اتحادیه‌های زنده لهستان

در لحظه‌های بحران سیاسی، زمانی که یک نظم سیاسی در حال فروریختن است و نظم تازه هنوز شکل نگرفته، سرنوشت طبقات حقوق‌بگیر بیش از هر زمان دیگری به توان سازمان‌یافتگی جمعی آن‌ها وابسته می‌شود. تجربه دو کشور در اروپای شرقی—روسیه و لهستان—نمونه‌ای روشن از این تفاوت است؛ دو جامعه که هر دو از دل نظام سوسیالیستی بیرون آمدند، اما نقش اتحادیه‌های کارگری در آن‌ها مسیرهای کاملاً متفاوتی برای طبقه کارگر رقم زد.

✔️ لهستان: وقتی تشکل‌های مردمی به نیروی اجتماعی تبدیل می‌شود
در دهه ۱۹۸۰، در دل بحران اقتصادی و سیاسی لهستان، اتحادیه‌ای متولد شد که نه فقط یک تشکل صنفی بلکه یک نیروی اجتماعی گسترده بود: سولیندارنوست (همبستگی)

جنبش از اعتصاب کارگران کشتی‌سازی گدانسک آغاز شد و با رهبری چهره‌ای مانند لخ والسا به سرعت به شبکه‌ای ملی تبدیل شد.
اهمیت این اتحادیه فقط در سازماندهی اعتصاب‌ها نبود: جنبش همبستگی سه کار مهم انجام داد:

🔴ساخت شبکه اجتماعی میان کارگران (از جمله تشکیل کمیته‌های محلی در کارخانه‌ها و برقراری ارتباط میان صنایع مختلف)

🔴تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات مدنی (برانگیختن عزم ملی برای مطالبه حق آزادی تشکل پس از یک دوره طولانی محرومیت از تشکل مستقل در دوران پیش از تغییر، و برجسته کردن حقوق شهروندی و تمرین حق آزادی بیان به عنوان حق بدیهی)

🔴مشارکت در تصمیم‌های اقتصادی (حضور جمعی کارگران و حقوق‌بگیران در مذاکره برای آینده کشور)
در نهایت، جنبش توانست حضور نمایندگان اتحادیه همبستگی را در مذاکرات معروف به میزگرد لهستان چنان به روند تبدیل کند که مذاکرات اقتصادی بدون حضور نمایندگان این اتحادیه، ممکن نبود.

پس از یک دوره تلاش منسجم، طبقه کارگر در لحظه گذار سیاسی به یک بازیگر سازمان‌یافته تبدیل شده بود، نه صرفاً توده‌ای آسیب‌پذیر. چنین ساختاری توانست حتی در برهه‌های بعدی هم به رکن اصلی دفاع از حقوق کارگران و مستمری‌بگیران تبدیل شود.

⚠️در مقابل، تجربه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مسیر کاملاً متفاوتی را نشان می‌دهد.

اتحادیه‌های کارگری در دوره شوروی عمدتاً بخشی از ساختار دولت بودند، نه نهادهای مستقل کارگران.
وقتی اتحاد شوروی فروپاشید، این اتحادیه‌ها نتوانستند بر خلاف برخی دیگر از کشورها به سازماندهی مقاومت اجتماعی دست بزنند.

در دهه ۱۹۹۰، در دوران ریاست‌جمهوری بوریس یلتسین، اقتصاد روسیه وارد برنامه معروف به «شوک‌درمانی» شد:

خصوصی‌سازی سریع کارخانه‌ها
فروپاشی صنایع دولتی
تورم شدید و سقوط دستمزدها

در بسیاری از موارد:
حقوق کارگران ماه‌ها پرداخت نمی‌شد، کارخانه‌ها تعطیل می‌شدند، بیمه‌ها از بین می‌رفت.

کارگران اعتراض‌هایی کردند، اما اتحادیه‌های قدرتمند و شبکه‌های اجتماعی سازمان‌یافته‌ای وجود نداشت که بتواند این اعتراض‌ها را به نیرویی موثر تبدیل کند.

در نتیجه، در لحظه گذار سیاسی، طبقه کارگر روسیه بیشتر تماشاگر تحولات بود تا بازیگر آن.

در لهستان:

اتحادیه‌ها از پایین و در محل کار شکل گرفتند، به شبکه‌های زنده و مرتبط جمعی تبدیل شدند، با جامعه مدنی و روشنفکران پیوند خوردند

اما در روسیه:

اتحادیه‌ها اداری و وابسته به دولت باقی ماندند، نتوانستند استقلال اجتماعی به دست بیاورند و در لحظات بحران توان بسیج کارگران را نداشتند.

در حالی که در لهستان اتحادیه کارگری به یکی از ستون‌های گذار سیاسی تبدیل شد، در روسیه کارگران در جریان خصوصی‌سازی‌های گسترده عملاً بدون سپر دفاعی اجتماعی باقی ماندند. سیستم الیگارشی روسیه تا امروز نیز ادامه دارد.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🕊2
📣تاثیر حیاتی شبکه‌های حمایتی

▫️قطعی ارتباطی همیشگی نیست، به محض برقراری ارتباط، گروه‌ها می‌توانند به شبکه‌ای از حمایت انسانی تبدیل شوند ولی حتی در زمان قطع ارتباط اینترنتی و تلفنی هم همیشه راه‌های خلاقانه‌ای برای برقراری ارتباط و کمک هست.
در این مرحله، «حفظ جان» به اندازه هر مطالبه سیاسی یا جمعی اهمیت دارد.

▫️تشکل‌ها می‌توانند همبستگی صنفی فراتر از سیاست بسازند
وقتی دغدغه اصلی افراد، تامین زندگی، دستمزد، امنیت و ایمنی محل کار، دسترسی به درمان و حمایت از خانواده در شرایط جنگی است، تشکل‌های مدنی و صنفی می‌توانند این مطالبات مشترک را به محور همکاری تبدیل کنند.

چنین همبستگی‌ای نه بر پایه توافق سیاسی، بلکه بر پایه منافع ملموس و نیازهای مشترک زندگی شکل می‌گیرد و به همین دلیل می‌تواند حتی در دوره‌های پرتنش نیز دوام بیاورد و از فرسایش اجتماعی طبقه حقوق‌بگیر جلوگیری کند.

شبکه‌هایی که پیش از بحران ساخته شدند این روزها جنبه حیاتی دارند
شبکه‌های جدید حمایتی که به سرعت ساخته می‌شوند می‌توانند به تاثیرگذارترین سازمان‌ها تبدیل شوند.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍1🕊1
📣هفت نکته: کنشگان مدنی و صنفی چگونه می‌توانند از سلبریتی‌ها کمک بگیرند
▫️می‌توان تابو را شکست!
▫️حمایت هوشمندانه و ضمنی آری؛ چهره جنبش، نه!

کنشگران مدنی و صنفی ایران که در محیط ناموافق و پرخطر فعالیت می‌کنند، با چالش‌های زیادی برای رساندن صدای خود به جامعه و جامعه جهانی روبرو هستند. استفاده از قدرت و نفوذ سلبریتی‌ها می‌تواند یکی از راه‌های مؤثر برای افزایش آگاهی عمومی و جلب حمایت‌های گسترده‌تر باشد. حتی سازمان‌های بزرگ جهانی مثل سازمان ملل و زیرشاخه‌های آن و حتی کمپین‌های انتخاباتی دهه‌هاست از چهره‌های شناخته شده دنیای سینما و هنر برای ایجاد حساسیت اجتماعی یا بهتر شنیده و دیده شدن پیام یک حرکت بین‌المللی در رویارویی با بحران‌هایی چون جنگ، قحطی یا بحران پناهجویی یا دست یافتن به اقبال و رای بیشتر استفاده کرده‌اند. پس این مقوله، قضیه تازه‌ای نیست.
با این حال، فعالان مدنی و صنفی در کمک گرفتن از سلبریتی‌ها باید به برخی نکات توجه کنند:

۱. جلب حمایت عمومی با همکاری غیرمستقیم

در یک محیط ناموافق با فعالیت‌های مدنی و صنفی که فشارها بر سلبریتی‌ها نیز سنگین است، کنشگران نباید انتظار داشته باشند که یک سلبریتی‌ به‌صورت مستقیم و علنی از آنها حمایت کند یا ناگهان به چهره یک جنبش تبدیل شود. بلکه حمایت‌های غیرمستقیم مانند صحبت درباره یک مطالبه اجتماعی یا انتشار محتوای آموزشی می‌تواند تأثیرگذار باشد. چنین همکاری باید با آزمایش و خطا و از همکاری حداقلی برای سنجش بازتاب هر حرکت و آمادگی بیشتر گروه برای پاسخگویی به انتظارات پیش‌بینی‌نشده یا تغییر ناگهانی محیط و با در نظر گرفتن تغییر مکانیسم همکاری یا آمادگی برای رویارویی با دیگر سناریوها شروع شود.

۲. مدیریت خطرات برای حرکت مدنی و صنفی و آمادگی برای پوشش حمایتی برای خود سلبریتی‌ها

سلبریتی‌ها در ایران معمولاً زیر ذره‌بین حکومت هستند و ممکن است با برخوردهای قضایی یا ممنوع‌الکاری روبرو شوند. کنشگران باید آگاه باشند که درخواست حمایت مستقیم و عمومی از این افراد ممکن است آنها را در معرض خطر قرار دهد؛ به همین دلیل نباید از سلبریتی‌ها انتظار نداشته باشند که اقدامات رادیکال انجام دهند، بلکه می‌توانند پس از گفتگوهای درون‌گروهی دقیق برای یافتن راه‌های خلاقانه دست به اقدام بزنند. یکی از خطرات همکاری با سلبریتی‌ها می‌توان این باشد که یک چهره شاخص با تحت فشار قرار گرفتن ناگهان پا پس بکشد یا به ابزار سرکوب تبدیل شود و یا پیام‌های متناقضی به اجتماع بفرستد.

۳. انتخاب هوشمندانه پیام‌ها و تشخیص سلبریتی‌ها

کنشگران باید پیام‌های خود را به گونه‌ای طراحی کنند که سلبریتی‌ها بتوانند بدون اینکه مستقیماً در معرض سرکوب یا سانسور قرار گیرند آن را به اشتراک بگذارند. در عین حال، نقش‌هایی که یک سلبریتی در سینما یا تلویزیون بازی کرده است، شهرت مثبت یا منفی وی و سبک زندگی او می‌تواند در کیفیت برجسته کردن یک پیام موثر باشد.

۴. ارتباط با سلبریتی‌های خارج از کشور

کنشگران مدنی و صنفی می‌توانند با سلبریتی‌های ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند و کمتر تحت فشار قرار دارند، ارتباط برقرار کنند که صدای کنشگران داخل کشور را به گوش جامعه بین‌المللی برسانند. باید مراقب بود که زمینه فکری، گرایش سیاسی و نوع شهرت یک فرد مشهور ممکن است مانند یک تیغ دو لب عمل کند یا به جای کمک به جریان داخل کشور، آن را با چالش‌های بیشتری در داخل روبرو کند.

۵. بهره‌گیری از موج‌های رسانه‌ای

گاهی یک حادثه یا رویداد خاص باعث توجه رسانه‌ها و سلبریتی‌ها به یک موضوع می‌شود. کنشگران می‌توانند از این موج‌های رسانه‌ای استفاده کنند و تلاش کنند صدای خود را در زمان‌هایی که توجه عمومی به یک موضوع جلب شده است، به گوش جامعه، مسئولان و نهادهای بین‌المللی برسانند.

۶. ایجاد شبکه‌های حمایت

کنشگران می‌توانند به جای گفتگو با یک نفر، شبکه‌هایی از افراد شناخته‌شده و سلبریتی‌های حامی تشکیل دهند. این شبکه‌ها می‌توانند در زمان‌های بحرانی از یکدیگر حمایت کنند و حمایت‌های خود را همسو و منسجم کنند تا قدرت بیشتری به پیام‌های اجتماعی ببخشند.

۷. شفافیت در اهداف و مطالبات

کنشگران باید مطالبات و اهداف خود را به وضوح بیان کنند تا سلبریتی‌ها و مخاطبانشان بتوانند به‌درستی این مطالبات را درک کنند و با آن همسو شوند. مخاطب پیام یک سلبریتی باید بداند پس از دریافت پیام چگونه باید به بهتر شدن شرایط کمک کند.

شاید زمان آن رسیده باشد که مطالبه‌گران شیوه‌هایی را امتحان کنند که تاکنون تابو به شمار می‌رفته است.

✔️ خبرها و مسائل کارگری را در تارنمای داوطلب دنبال کنید.
💰@davtalaborg-اینستاگرام-شبکه‌ایکس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🏆1